صفحه اول
نرگس احمدی- بارشهای پاییزی روزهای اخیر، پس از ماهها نگرانی از تداوم خشکسالی و کمآبی، جلوهای تازه به طبیعت ایران بخشیده است. از سپیدپوش شدن ارتفاعات البرز و زاگرس تا بارشهای قابل توجه در استانهای مختلف، نشانههایی از بازگشت نشاط به طبیعت در گوشهوکنار کشور دیده میشود. زمین تشنه، رودخانههای فصلی، دشتها و دامنههای کوهستانی بار دیگر بوی باران گرفتهاند و مردم در بسیاری از مناطق، پس از دورهای طولانی از انتظار، شاهد تغییر چهره طبیعت هستند. این بارشها را باید به فال نیک گرفت؛ اما در کنار این خوشبینی، یک واقعیت مهم را نباید فراموش کرد: چند روز بارندگی، به معنای پایان خشکسالی نیست. بر اساس گزارشهای منتشرشده ، سامانه بارشی در بخشهای گستردهای از کشور فعال شده و برای ۲۹ استان بارندگی پیشبینی شده است. همچنین آمار اعلامشده تا ۱۴ آبان نشان میدهد میزان بارش کشور از ابتدای سال آبی جاری، با وجود افزایش نسبت به سال گذشته، همچنان از میانگین بلندمدت پایینتر است. این تفاوت میان افزایش بارش نسبت به سال گذشته و جبران کمبود بارش در مقایسه با میانگین بلندمدت، نکتهای کلیدی در ارزیابی وضعیت منابع آبی کشور است. باران؛ فرصتی برای ترمیم زخمهای طبیعت ایران در سالهای اخیر با مجموعهای از چالشهای محیطزیستی روبهرو بوده است؛ کاهش بارندگی، افت سطح آبهای زیرزمینی، خشک شدن تالابها، فرونشست زمین، تخریب پوشش گیاهی و گسترش بیابانزایی، تنها بخشی از پیامدهای فشار بر منابع طبیعی کشور هستند. در چنین شرایطی، بارشهای پاییزی میتوانند فرصتی ارزشمند برای طبیعت باشند: - احیای پوشش گیاهی: رطوبت خاک به جوانهزنی گیاهان بومی و تقویت مراتع کمک میکند. - تقویت منابع آب: بخشی از بارشها با نفوذ در خاک میتواند به تغذیه آبخوانها کمک کند. - بهبود وضعیت تالابها و رودخانهها: افزایش جریانهای سطحی میتواند به بهبود شرایط زیستگاههای آبی کمک کند. - کاهش گردوغبار: افزایش رطوبت خاک و پوشش گیاهی، در صورت تداوم، میتواند از شدت برخاستن گردوغبار بکاهد. - تقویت کشاورزی: بارندگی مناسب در زمان درست، میتواند نیاز آبی برخی کشتهای پاییزه را کاهش دهد. البته میزان اثرگذاری بارشها به شدت و پراکندگی آنها، ویژگیهای زمین، وضعیت پوشش گیاهی و نحوه مدیریت آب بستگی دارد. باران همیشه به معنای نعمت بیخطر نیست در کنار آثار مثبت بارندگی، نباید از روی دیگر این پدیده غافل شد. بارشهای شدید و ناگهانی، بهویژه در مناطق کوهستانی و حوضههای آبریز آسیبدیده، میتوانند به سیلاب، فرسایش خاک، تخریب زیرساختها و خسارت به زمینهای کشاورزی منجر شوند. هشدارهای هواشناسی درباره احتمال سیلاب و آبگرفتگی در برخی استانها در روزهای اخیر نیز نشان میدهد که مدیریت بارندگی به اندازه برخورداری از آن اهمیت دارد. از این منظر، باران تنها زمانی به سرمایهای پایدار تبدیل میشود که کشور برای مهار روانآبها، حفاظت از حوضههای آبریز، بازسازی پوشش گیاهی و تقویت زیرساختهای مدیریت سیلاب آمادگی داشته باشد. از بارش تا مدیریت؛ حلقه مفقوده سیاستهای آبی یکی از اشتباهات رایج در مواجهه با بارندگیهای قابل توجه، ایجاد این تصور است که مشکل کمآبی با ورود چند سامانه بارشی برطرف خواهد شد. واقعیت آن است که خشکسالی در ایران تنها محصول کمبود بارش نیست؛ بلکه مصرف بیرویه آب، برداشت بیش از ظرفیت از سفرههای زیرزمینی، الگوی نامتناسب کشت، فرسایش خاک و ضعف مدیریت منابع طبیعی نیز در تشدید آن نقش دارند. به همین دلیل، بارشهای اخیر باید به فرصتی برای بازنگری در سیاستهای مدیریت آب تبدیل شوند. چند اقدام در این زمینه اهمیت ویژه دارد: 1. حفاظت از آبخوانها: کنترل برداشت از چاهها و جلوگیری از تخریب منابع زیرزمینی. 2. آبخیزداری و آبخوانداری: اجرای طرحهای علمی و متناسب با شرایط طبیعی هر منطقه برای کاهش روانآب و افزایش نفوذ آب در خاک. 3. احیای جنگلها و مراتع: حفاظت از پوشش گیاهی بومی و مقابله با تخریب عرصههای طبیعی. 4. بازنگری در الگوی کشاورزی: حرکت به سوی کشتهای سازگار با اقلیم و منابع آبی هر منطقه. 5. تقویت زیرساختهای شهری: اصلاح شبکههای دفع آبهای سطحی و جلوگیری از هدررفت روانآبهای قابل استفاده. 6. حفاظت از تالابها و رودخانهها: تأمین حقابههای زیستمحیطی و جلوگیری از برداشتهای غیرمجاز. طبیعت به ما فرصت میدهد؛ ما چه میکنیم؟ بارشهای پاییزی یادآور یک حقیقت مهم هستند: طبیعت ایران، با وجود همه فشارها و آسیبها، همچنان ظرفیت بازسازی و احیا دارد؛ اما این ظرفیت نامحدود نیست. هر قطره باران میتواند بخشی از سرمایه طبیعی کشور باشد؛ سرمایهای که اگر درست مدیریت شود، به تقویت کشاورزی، بهبود شرایط زیستمحیطی، کاهش آسیبپذیری مناطق روستایی و افزایش امنیت آبی نسلهای آینده کمک خواهد کرد. در مقابل، اگر بارندگیها تنها به خبری خوشایند در رسانهها و تصاویری زیبا از کوهستانهای برفی و رودخانههای خروشان محدود شوند، فرصت ارزشمندی برای اصلاح مدیریت منابع طبیعی از دست خواهد رفت. امروز بیش از هر زمان دیگری، ایران به تغییر نگاه از مدیریت بحران کمآبی به مدیریت پایدار منابع آب نیاز دارد. نباید منتظر ماند تا خشکسالی دوباره به صدر اخبار بازگردد و آنگاه به فکر چاره افتاد. باران دوباره به زمین ایران جان داده است؛ اکنون نوبت ماست که با تدبیر، دانش و مسئولیتپذیری، این جان تازه را حفظ کنیم.