روزنامه کائنات
1

صفحه اول

1405 دوشنبه 18 آبان - شماره 5186

سرمقاله

اسرائیل؛ تغییر چهره یا تغییر مسیر؟

  رضا  اسکندری -تحولات سیاسی اخیر در سرزمین‌های اشغالی را باید فراتر از رقابت میان دو چهره سیاسی ارزیابی کرد. واگذاری مأموریت تشکیل کابینه به گادی آیزنکوت، فرمانده پیشین ارتش و رهبر حزب «یاشار»، در شرایطی صورت گرفته که بنیامین نتانیاهو پس از سال‌ها حضور در رأس قدرت، با یکی از جدی‌ترین چالش‌های سیاسی دوران خود روبه‌رو شده است. این تحول اگرچه هنوز به معنای پایان قطعی نخست‌وزیری نتانیاهو نیست، اما نشانه‌ای روشن از کاهش قدرت مانور او و تغییر موازنه در ساختار سیاسی اسرائیل به شمار می‌رود.
نتایج انتخابات پارلمانی ۲۷ اکتبر نشان داد که حزب لیکود به رهبری نتانیاهو همچنان بزرگ‌ترین حزب کنست است، اما این جایگاه به‌تنهایی برای تشکیل دولت کافی نیست. بلوک راست‌گرا و مذهبی حامی نتانیاهو ۵۳ کرسی از مجموع ۱۲۰ کرسی پارلمان را به دست آورده و ائتلاف مخالفان به رهبری آیزنکوت نیز ۴۸ کرسی دارد. در این میان، احزاب عرب با کسب مجموعاً ۱۹ کرسی به بازیگری تعیین‌کننده تبدیل شده‌اند. در رایزنی‌های رئیس‌جمهور اسرائیل نیز ۶۷ نماینده از مأموریت آیزنکوت و ۴۶ نماینده از مأموریت نتانیاهو حمایت کردند؛ همین موازنه زمینه واگذاری مأموریت تشکیل دولت به آیزنکوت را فراهم کرد. 
اما اهمیت این اتفاق فقط در اعداد و کرسی‌های پارلمان خلاصه نمی‌شود. نتانیاهو طی سال‌های طولانی توانسته بود با ائتلاف‌سازی میان احزاب راست‌گرا، مذهبی و ملی‌گرا، قدرت سیاسی خود را حفظ کند. او در مقاطع مختلف از اختلافات داخلی رقبایش بهره برد و با برجسته‌کردن تهدیدهای امنیتی، ضرورت تداوم رهبری خود را به بخشی از جامعه اسرائیل القا کرد. اکنون اما همان ائتلافی که سال‌ها پشتوانه سیاسی او بود، با اختلافات جدی بر سر مسائل اجتماعی، خدمت نظامی، سیاست‌های جنگی و آینده رهبری کشور مواجه شده است.
یکی از مهم‌ترین زمینه‌های تضعیف موقعیت نتانیاهو، پیامدهای سیاسی و امنیتی جنگ غزه و بحران‌های متعاقب آن است. حملات هفتم اکتبر ۲۰۲۳، که بزرگ‌ترین ضربه امنیتی به اسرائیل در دهه‌های اخیر تلقی شد، پرسش‌های جدی درباره عملکرد دولت، ارتش و دستگاه‌های اطلاعاتی این رژیم مطرح کرد. نتانیاهو با وجود تلاش برای مدیریت پیامدهای بحران و ادامه جنگ، نتوانست مسئولیت سیاسی این شکست را از دستور کار افکار عمومی خارج کند.
از سوی دیگر، طولانی‌شدن جنگ، تداوم بحران گروگان‌ها، هزینه‌های انسانی و اقتصادی و افزایش فشارهای بین‌المللی، شرایط دشواری برای دولت او ایجاد کرد. نتانیاهو کوشید با تکیه بر گفتمان امنیت و ضرورت مقابله با تهدیدهای منطقه‌ای، موقعیت خود را حفظ کند؛ اما این راهبرد نتوانست اختلافات داخلی را از میان ببرد. در واقع، بخشی از جامعه اسرائیل اکنون نه‌تنها درباره عملکرد دولت در میدان جنگ، بلکه درباره توانایی آن برای تأمین امنیت پایدار نیز پرسش دارد.
برای ارزیابی پیامدهای این تحول باید میان تغییر دولت و تغییر راهبرد تفاوت قائل شد. ممکن است نتانیاهو از قدرت کنار برود، اما بخش مهمی از سیاست‌های کلان اسرائیل در حوزه امنیت، نظامی‌گری، شهرک‌سازی و برخورد با مسئله فلسطین همچنان استمرار یابد. آیزنکوت نیز از دل ساختار نظامی اسرائیل برخاسته و نمی‌توان صرفاً با استناد به مخالفت سیاسی او با نتانیاهو، تغییر بنیادین در جهت‌گیری‌های منطقه‌ای این رژیم را پیش‌بینی کرد.
مأموریت تشکیل دولت به آیزنکوت را می‌توان یکی از مهم‌ترین نشانه‌های تغییر موازنه سیاسی در اسرائیل دانست؛ تحولی که از فرسایش ائتلاف نتانیاهو و افزایش تمایل بخشی از ساختار سیاسی به جایگزینی او حکایت دارد. با این حال، اعلام پایان عمر سیاسی «بی‌بی» هنوز زودهنگام است. آیزنکوت باید از مرحله کسب حمایت سیاسی عبور کند و به توافقی عملی و پایدار برای تشکیل کابینه برسد؛ کاری که با توجه به اختلافات عمیق میان احزاب، آسان نخواهد بود.
برای تحلیلگران منطقه نیز پیام مهم این تحول آن است که اسرائیل با بحران‌هایی فراتر از رقابت دو رهبر سیاسی روبه‌روست: بحران اعتماد عمومی، اختلاف بر سر مسئولیت شکست‌های امنیتی، شکاف میان جریان‌های مذهبی و سکولار، مسئله فلسطین و مناقشه بر سر آینده خدمت نظامی. تغییر نخست‌وزیر ممکن است بخشی از این بحران‌ها را مدیریت کند، اما به‌تنهایی قادر به حل آنها نیست.
بنابراین، مسئله اصلی فقط این نیست که آیا نتانیاهو از قدرت کنار می‌رود یا نه؛ پرسش مهم‌تر آن است که آیا ساختار سیاسی اسرائیل پس از او قادر خواهد بود مسیر تازه‌ای برای اداره بحران‌های داخلی و منطقه‌ای پیدا کند؟ پاسخ این پرسش، نه در مراسم واگذاری مأموریت، بلکه در ترکیب کابینه آینده و تصمیم‌های عملی آن روشن خواهد شد.

ارسال دیدگاه شما

عنوان صفحه‌ها
30 شماره آخر
بالای صفحه