صفحه اول
آذر رحمانی - امنیت منطقهای را نمیتوان با حضور ناوگانهای نظامی بیگانه، استقرار پایگاههای خارجی و رقابت قدرتهای فرامنطقهای تضمین کرد. امنیت پایدار زمانی شکل میگیرد که کشورهای یک منطقه به این درک مشترک برسند که سرنوشت امنیتی، اقتصادی و سیاسی آنها به یکدیگر گره خورده است و هیچ کشوری نمیتواند با ناامن کردن همسایه خود، به امنیت واقعی دست پیدا کند. خاورمیانه بیش از هر منطقه دیگری هزینه رقابت قدرتهای بزرگ، مداخلات خارجی، جنگهای نیابتی و بیاعتمادی میان دولتها را پرداخته است. تجربه چند دهه گذشته نشان داده است که ورود بازیگران خارجی، اگرچه ممکن است در مقاطعی موازنه قدرت را به نفع یک طرف تغییر دهد، لزوماً به حل ریشهای اختلافات منجر نمیشود. در بسیاری از موارد، رقابتهای منطقهای را پیچیدهتر کرده و زمینه استمرار بحران را فراهم آورده است. مسئله اصلی این است که امنیت منطقهای نباید به کالایی تبدیل شود که کشورهای قدرتمند خارج از منطقه درباره آن تصمیم بگیرند و کشورهای منطقه صرفاً هزینههای آن را بپردازند. با این حال، تأکید بر امنیت منطقهای بدون دخالت خارجی به معنای انزواطلبی، قطع ارتباط با جهان یا نادیده گرفتن نقش سازمانهای بینالمللی نیست. مسئله، تفاوت میان همکاری بینالمللی و مداخلهای است که استقلال تصمیمگیری کشورهای منطقه را محدود میکند. کشورهای منطقه میتوانند با جهان تعامل داشته باشند، اما نباید امنیت خود را به اراده قدرتهایی وابسته کنند که الزاماً منافعشان با منافع ملتهای منطقه یکسان نیست. یکی از مهمترین موانع شکلگیری نظم امنیتی مستقل در خاورمیانه، تصور سنتی از امنیت است؛ تصوری که امنیت یک کشور را در تضعیف کشور دیگر جستوجو میکند. نتیجه چنین نگرشی، مسابقه تسلیحاتی، افزایش هزینههای نظامی، شکلگیری ائتلافهای متخاصم و گسترش سوءظن میان همسایگان است. در مقابل، امنیت مشترک بر این اصل استوار است که هیچ کشوری نباید از پیشرفت و ثبات همسایه خود احساس تهدید کند. این رویکرد مستلزم احترام متقابل به حاکمیت ملی، تمامیت ارضی، منافع مشروع و نگرانیهای امنیتی همه کشورهای منطقه است. تجربه پیمان مودت و همکاری کشورهای جنوب شرق آسیا (آسهآن) نشان میدهد که احترام به حاکمیت، عدم مداخله، حل مسالمتآمیز اختلافات و همکاری عملی میتواند به مبنای یک چارچوب منطقهای تبدیل شود. البته نمیتوان این الگو را بدون توجه به تفاوتهای تاریخی و سیاسی به خاورمیانه منتقل کرد، اما اصول آن قابل استفاده است. برای تحقق امنیت منطقهای، صرفاً اعلام مخالفت با حضور نیروهای خارجی کافی نیست. کشورهای منطقه باید جایگزین عملی و قابل اتکایی برای ترتیبات امنیتی موجود ایجاد کنند. این مسیر میتواند بر چند محور استوار باشد: 1. تشکیل مجمع امنیتی منطقهای: با حضور کشورهای حوزه خلیج فارس، ایران، عراق و سایر کشورهای مرتبط، برای گفتوگوی مستمر و حل اختلافات. 2. تدوین پیمان عدم تجاوز: تعهد متقابل به احترام به مرزها، حاکمیت ملی و خودداری از تهدید یا استفاده از زور. 3. ایجاد سازوکار شفافیت نظامی: اطلاعرسانی درباره رزمایشها، ایجاد خطوط تماس اضطراری و جلوگیری از برخوردهای ناخواسته نظامی. 4. مقابله مشترک با تروریسم و افراطگرایی: با تبادل اطلاعات و همکاری قضایی و امنیتی، در چارچوب قوانین و بدون مداخله در امور داخلی یکدیگر. 5. همکاری اقتصادی و انرژی: توسعه تجارت، سرمایهگذاری مشترک، امنیت خطوط انتقال انرژی و همکاری در مدیریت منابع آب و محیط زیست. 6. تدوین منشور امنیت جمعی منطقهای: منشوری که در آن امنیت هیچ کشوری به بهای ناامنی کشور دیگر تأمین نشود. خاورمیانه برای عبور از چرخه ناامنی، بیش از هر زمان دیگری به یک قرارداد نانوشته اما جدی میان کشورهای خود نیاز دارد؛ قراردادی مبتنی بر این واقعیت که امنیت، امتیازی انحصاری برای یک کشور نیست و نمیتوان آن را با ناامن کردن دیگران خریداری کرد. امنیت منطقهای زمانی معنا پیدا میکند که کشورهای منطقه به جای اتکا به قدرتهای بیرونی برای مهار یکدیگر، به ظرفیتهای درونی خود برای گفتوگو، همکاری و حل اختلافات اعتماد کنند. ایران نیز بهعنوان یکی از کشورهای مهم منطقه میتواند در چنین فرایندی نقشآفرین باشد؛ نقشی که تحقق آن مستلزم گفتوگوی مستمر با همسایگان، احترام متقابل، ارائه تضمینهای متقابل امنیتی و تبدیل اشتراکات جغرافیایی، تاریخی و اقتصادی به فرصتهای همکاری است.