سیاست
جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده قریب به هشت ماه پس از ترک میز مذاکرهای که تلآویو پایههای آن را هدف قرار داد، به اتاق مذاکره بازگشتند؛ مذاکراتی غیرمستقیم و همچنان با وساطت سلطنت عمان. تنها تفاوت شکلی در این زنجیره احتمالی از مذاکرات، حضور جرد کوشنر، داماد دونالد ترامپ، دوشادوش استیو ویتکاف، نماینده ویژه رئیسجمهور آمریکا و البته ظهور رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، به عنوان یکی از حاضران در اتاق مذاکره است. هیات ایرانی به ریاست سیدعباس عراقچی، وزیر خارجه، با معاونان سیاسی، حقوقی و بینالمللی و البته معاونت دیپلماسی اقتصادی تاکنون دو دور مذاکرات را با هیات آمریکایی در ۱۷ و ۲۸ بهمنماه در مسقط و ژنو برگزار کرده است. طبق روایتهای رسمی منتشرشده از آنچه در پشت درهای بسته در این دو دور گذشت، میتوان گفت که رایزنیهای دو طرف در مسقط به ارزیابی اراده و جدیت کافی هرکدام از طرفین در توسل به دیپلماسی برای حلوفصل اختلاف و در ژنو به توافق بسیار کلی درباره اصول مذاکراتی برای ادامه مسیر در آینده نزدیک اختصاص یافت. زمان و مکان دور سوم مذاکرات براساس تازهترین سخنان وزیر خارجه ایران، پنجشنبه ۷ سفندماه در ژنو خواهد بود و اطلاعات جستهوگریختهای درباره دستور کار دور سوم نیز موجود است. همزمان آرایش نظامی گسترده ایالات متحده پیرامون ایران به سایه سنگینی بر سر این مذاکرات تبدیل شده است. چه این آرایش نظامی را بخشی از راهبرد «برقراری صلح از طریق قدرت» رئیسجمهور آمریکا برای تحت فشار قرار دادن ایران به توافق مطلوب واشنگتن بدانیم و چه آن را نشانهای از حمله وسیع قریبالوقوع، آنچه مشخص است این است که این مذاکرات مشمول قید فوریت شده و «توافق سریع» میتواند تا حدودی وضعیت پرتنش موجود در منطقه و میان ایران و آمریکا را کنترل کند. پرسشهای اساسی این است که پس از گفتهها و شنیدهها از آنچه در مذاکرات ژنو گذشت، توافق هستهای سریع که دو طرف بتوانند آن را برد – برد بخوانند تا چه اندازه ممکن است؟ مدیرکل آژانس در این میان چه نقشی را بر عهده دارد؟ دونالد ترامپ تا چه اندازه در دیپلماسی ادعایی در این پرونده صداقت داشته و انتظار دارد این توافق چه تفاوتهایی با برجامی داشته باشد که ماهیت فنی آن به تایید شش کشور و آژانس بینالمللی انرژی اتمی رسیده بود. در آستانه دور سوم مذاکرات ایران و آمریکا و در شرایطی که موضع اعلامی ایالات متحده «ترجیح دیپلماسی به گزینههای دیگر برای حلوفصل اختلاف با ایران است»، مسیر پیشروی تهران و واشنگتن برای رسیدن به توافقی لاجرم از جنس برجام هرچند دشوار است اما غیرممکن نیست. بر همین اساس سیدعباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، در مصاحبه اخیر با یک شبکه آمریکایی با اشاره به اینکه توافق سریع مطلوب ایران و ایالات متحده است و مسیر حصول اطمینان از عدم دستیابی ایران به سلاح اتمی مورد ادعای آمریکا نیز از دیپلماسی و نه گزینه نظامی میگذرد، گفت: «هم تعهدات فنی وجود دارد و هم تعهدات سیاسی. ما در حال کار بر روی مسائل فنی هستیم تا اطمینان حاصل شود این برنامه صرفا برای اهداف صلحآمیز است. این همان کاری است که در سال ۲۰۱۵ انجام دادیم و معتقدم میتوانیم دوباره آن را انجام دهیم حتی به شکلی بهتر.» وزیر خارجه حتی به توافقی متفاوتتر و بهتر از برجام با دولت ترامپ هم امیدوار است و در مصاحبه شامگاه گذشته با سیبیاس با اشاره به اینکه ده سال از توافق برجام گذشته و شرایط تغییر کرده است، گفت: «معتقدم توافقی بهتر از برجام یا توافق هستهای ۲۰۱۵ امکانپذیر است و میتواند عناصری داشته باشد که بسیار بهتر از توافق قبلی باشد. من تجربه آن توافق را دارم و در مذاکره آن نقش داشتم. وارد جزئیات بسیار زیادی شدیم، اما فکر میکنم اکنون نیازی به آن همه جزئیات نیست. میتوانیم بر سر اصول و مسائل اساسی به توافق برسیم و اطمینان حاصل کنیم که برنامه هستهای ایران صلحآمیز است و برای همیشه صلحآمیز خواهد ماند، و در عین حال تحریمهای بیشتری نیز برداشته شود.» با توجه به فاصله معنادار میان مطالبه ایران و آمریکا در حوزه هستهای، رسیدن به تفاهم مشترک درباره متن نهایی سخت است و هر دو طرف باید آمادگی لازم برای انعطافپذیری کافی و پذیرش این اصل که هیچ توافقی صددرصد نیست را داشته باشند. ضرورت این واقعبینی در مصاحبه اخیر وزیر خارجه ایران نیز دیده شد، زمانی که در یکی از مصاحبههای اخیر گفت: «توافق میتواند در دسترس باشد. به باور من توافقی عادلانه و منصفانه دستیافتنی است اما به نوعی خلاقیت و انعطافپذیری از سوی هر دو طرف نیاز داریم.» خطوط قرمز ایران در مذاکرات هستهای، ادامه غنیسازی در خاک ایران و عدم خروج مواد غنیشده موجود از کشور است. تهران میگوید فرمولهایی برای تطبیق این اصول با مطالبه آمریکا و حصول اطمینان از عدم دستیابی ایران به سلاح هستهای وجود دارد. همزمان، برخی رسانههای آمریکایی اعلام کردهاند که تیم ترامپ آماده پذیرش غنیسازی محدود در ایران است. این موضع میتواند در کاهش نسبی فاصله دو طرف در این فقره خاص کمککننده باشد. چند روز مانده به برگزاری دور سوم مذاکرات، همه نشانهها حاکی از آن است که مسیر پیشرو دشوار اما قابل عبور است. اگر تهران و واشنگتن بتوانند چارچوب اصولی توافق را با رعایت خطوط قرمز و تضمین صلحآمیز بودن برنامه هستهای ایران تدوین کنند، دستیابی به توافق سریع و قابل اعتماد نه تنها ممکن است که میتواند مانع تشدید تنشها و تثبیت ثبات در منطقه شود.