روزنامه کائنات
3

گزارش

1405 يکشنبه 10 آبان - شماره 5180

کائنات پیامدهای بلندمدت جنگ بر زیرساخت‌های انرژی کشورهای منطقه و بازار جهانی انرژی را بررسی می کند

خسارت‌هایی فراتر از میدان نبرد

   نوید امانپور- جنگ در خلیج فارس صرفاً یک رویارویی نظامی میان چند کشور نیست؛ ابعاد اقتصادی و انرژی آن می‌تواند بسیار فراتر از مرزهای جغرافیایی منطقه گسترش پیدا کند. اهمیت این موضوع از آنجا ناشی می‌شود که خلیج فارس یکی از مهم‌ترین کانون‌های تولید و انتقال انرژی در جهان است و هرگونه ناامنی در این منطقه، مستقیماً بر قیمت نفت، گاز، هزینه حمل‌ونقل، امنیت عرضه و حتی رشد اقتصادی کشورهای مصرف‌کننده تأثیر می‌گذارد.
گزارش تحلیلی نشریه آمریکایی فارن پالیسی در ۳۰ اکتبر ۲۰۲۶ (۸ آبان ۱۴۰۵)، با عنوان «خلیج فارس برای جنگ دوباره آماده نیست»، به نکته مهمی اشاره می‌کند: حتی اگر جریان صادرات نفت و گاز منطقه در ظاهر همچنان برقرار باشد، این مسئله لزوماً به معنای برخورداری از زیرساخت‌های ایمن و پایدار نیست.
نویسنده گزارش معتقد است خسارت به تأسیسات پالایشگاهی، پایانه‌های صادراتی و مجتمع‌های تولید گاز مایع‌شده، می‌تواند برای سال‌ها ظرفیت تولید و صادرات انرژی منطقه را محدود کند. به این ترتیب، حتی برقراری آتش‌بس نیز لزوماً به معنای بازگشت سریع امنیت انرژی نخواهد بود. 
۱. زیرساخت‌های انرژی؛ نقطه آسیب‌پذیر اقتصاد منطقه
یکی از مهم‌ترین نکات گزارش فارن پالیسی، تفاوت میان تداوم صادرات انرژی و سلامت زیرساخت‌های تولید و انتقال آن است.
بر اساس داده‌های شرکت رهگیری کشتی‌ها «کپلر»، میانگین انتقال نفت از طریق تنگه هرمز و مسیرهای جایگزین در هفته منتهی به ۱۸ اکتبر ۲۰۲۶، بیش از ۲۴ میلیون بشکه در روز بوده است؛ رقمی که حتی از متوسط ۲۳.۳ میلیون بشکه‌ای پیش از جنگ بیشتر است.
اما این آمار نباید موجب برداشت خوش‌بینانه درباره وضعیت زیرساخت‌های انرژی منطقه شود. در همین گزارش به نتایج حملات به دست‌کم ۸۴ مرکز زیرساختی در هفت کشور منطقه اشاره شده است.
برخی از مهم‌ترین خسارت‌های گزارش‌شده عبارت‌اند از:
- آسیب به پنج مورد از ۹ پالایشگاه بزرگ عربستان سعودی.
- آسیب به دو سامانه بارگیری نفت در پایانه فجیره امارات.
- از مدار خارج شدن دو واحد تولید گاز طبیعی مایع‌شده در مجتمع راس‌لفان قطر.
- آسیب به زیرساخت‌های خط لوله شرق به غرب عربستان و توقف ۱۱ روزه فعالیت آن.
این موارد نشان می‌دهد که آسیب‌پذیری زیرساخت‌های انرژی صرفاً به تنگه هرمز محدود نیست و شبکه‌ای از پالایشگاه‌ها، خطوط لوله، ایستگاه‌های پمپاژ، پایانه‌های صادراتی و تأسیسات فرآوری را در بر می‌گیرد. 
۲. قطر؛ نمونه‌ای از خسارت‌هایی که با آتش‌بس جبران نمی‌شوند
یکی از مهم‌ترین نمونه‌هایی که فارن پالیسی برای توضیح آثار بلندمدت جنگ مطرح می‌کند، مجتمع گازی راس‌لفان قطر است؛ مجموعه‌ای که از مهم‌ترین مراکز تولید و صادرات گاز طبیعی مایع‌شده در جهان به شمار می‌رود.
بر اساس این گزارش، آسیب به تجهیزات حساس دو واحد تولیدی در این مجتمع، حدود ۱۷ درصد از ظرفیت صادراتی گاز قطر را از مدار خارج کرده است. شرکت قطر انرژی نیز زمان مورد نیاز برای تعمیر این تأسیسات را سه تا پنج سال برآورد کرده و از تأثیر سالانه حدود ۲۰ میلیارد دلاری بر درآمد خود خبر داده است.
این مثال یک واقعیت مهم اقتصادی را آشکار می‌کند: در صنعت انرژی، خسارت به یک قطعه یا بخش حیاتی می‌تواند پیامدهایی بسیار بزرگ‌تر از ارزش مستقیم تجهیزات آسیب‌دیده داشته باشد.
بسیاری از تجهیزات تخصصی صنعت نفت و گاز، تولید عمومی و آماده در بازار ندارند و باید با طراحی اختصاصی، تأمین قطعات و فرآیندهای فنی پیچیده جایگزین شوند. بنابراین، بازسازی این تأسیسات به زمان، سرمایه، فناوری و زنجیره تأمین بین‌المللی نیاز دارد.
در چنین شرایطی، حتی اگر جنگ متوقف شود، آثار اقتصادی آن همچنان در بازار انرژی باقی خواهد ماند. 
۳. امنیت انرژی فقط به تعداد موشک‌های رهگیری‌شده وابسته نیست
یکی دیگر از نکات قابل تأمل گزارش، نقد این تصور است که برخورداری از سامانه‌های پیشرفته پدافندی به معنای مصونیت تأسیسات انرژی است.
در نگاه نخست، آمار رهگیری موشک‌ها می‌تواند تصویری از موفقیت دفاع هوایی ارائه دهد؛ برای مثال، امارات اعلام کرده است که در نخستین روز جنگ، ۱۳۲ موشک از مجموع ۱۳۷ موشک بالستیک شلیک‌شده به سوی این کشور را رهگیری کرده است.
اما مسئله اصلی از نگاه نویسنده فارن پالیسی، تعداد موشک‌های رهگیری‌نشده نیست؛ بلکه نوع هدف و میزان خسارت احتمالی ناشی از اصابت آنهاست.
یک پالایشگاه یا مجتمع تولید گاز ممکن است با آسیب دیدن تنها یک تجهیز حیاتی، برای مدتی طولانی از مدار خارج شود. از سوی دیگر، ذخایر موشک‌های رهگیر نیز نامحدود نیستند و جایگزینی آنها هزینه و زمان قابل توجهی می‌طلبد.
بنابراین، امنیت انرژی را نمی‌توان صرفاً با شاخص‌های نظامی سنجید. این امنیت به مجموعه‌ای از عوامل وابسته است:
- حفاظت فیزیکی از تأسیسات حیاتی.
- برخورداری از تجهیزات جایگزین و ذخایر راهبردی.
- تنوع مسیرهای صادراتی و انتقال انرژی.
- توانایی تعمیر سریع و بازسازی زیرساخت‌ها.
- امنیت دریایی و استمرار فعالیت شرکت‌های کشتیرانی و بیمه.
این مسئله برای تمام کشورهای تولیدکننده و صادرکننده انرژی در منطقه اهمیت دارد. 
۴. آسیا؛ بزرگ‌ترین قربانی اختلال در عرضه انرژی
پیامدهای جنگ در خلیج فارس تنها به کشورهای تولیدکننده محدود نمی‌شود. اقتصاد کشورهای واردکننده انرژی، به‌ویژه در آسیا، از نخستین بخش‌هایی است که آثار اختلال در عرضه را احساس می‌کند.
بر اساس گزارش فارن پالیسی، پیش از جنگ نزدیک به ۹۰ درصد نفت خام انتقال‌یافته از تنگه هرمز به مقصد کشورهای آسیایی ارسال می‌شد. به همین دلیل، هرگونه اختلال در این مسیر می‌تواند آثار گسترده‌ای بر اقتصادهای وابسته به واردات انرژی داشته باشد.
این گزارش به نمونه‌هایی از پیامدهای بحران در کشورهای آسیایی اشاره می‌کند:
- بنگلادش: سهمیه‌بندی سوخت و تعطیلی زودهنگام دانشگاه‌ها.
- پاکستان: کاهش روزهای کاری هفته به چهار روز و تعطیلی مدارس.
- هند: محدودیت در توزیع گاز مایع یارانه‌ای خانوارها.
- فیلیپین: اعلام وضعیت اضطراری انرژی و خاموشی‌های گسترده.
این نمونه‌ها نشان می‌دهد که بحران انرژی می‌تواند از سطح بازارهای مالی و قیمت نفت به زندگی روزمره مردم، فعالیت صنایع، نظام آموزشی و خدمات عمومی منتقل شود. 
۵. تهدیدی برای اعتبار تاریخی خلیج فارس به‌عنوان تأمین‌کننده مطمئن انرژی
یکی از مهم‌ترین ابعاد اقتصادی این تحولات، خدشه‌دار شدن اعتبار منطقه خلیج فارس در بازار جهانی انرژی است.
کشورهای منطقه طی چند دهه گذشته تلاش کرده‌اند با سرمایه‌گذاری در خطوط لوله جایگزین، پایانه‌های صادراتی خارج از تنگه هرمز و توسعه ظرفیت‌های ذخیره‌سازی، اطمینان مصرف‌کنندگان جهانی را نسبت به استمرار عرضه انرژی افزایش دهند.
 برای مثال، عربستان خط لوله شرق به غرب را توسعه داده و امارات نیز با احداث خط لوله به فجیره، بخشی از صادرات نفت خود را از وابستگی مستقیم به تنگه هرمز خارج کرده است.
اما گزارش فارن پالیسی نشان می‌دهد که مسیرهای جایگزین نیز در برابر حملات و خرابکاری‌ها مصون نیستند. به‌ویژه آنکه خط لوله شرق به غرب عربستان نیز در جریان جنگ آسیب دیده و برای مدتی فعالیت آن متوقف شده است.
این وضعیت می‌تواند محاسبات بلندمدت شرکت‌های بین‌المللی انرژی را تغییر دهد. سرمایه‌گذاران و خریداران نفت و گاز ممکن است برای کاهش ریسک، قراردادهای بلندمدت خود را به سمت منابع جغرافیایی دیگر سوق دهند.
برای نمونه، گزارش به توافق قطر انرژی با شرکت آمریکایی چنیر در ۲۲ اکتبر ۲۰۲۶ برای خرید سالانه حداکثر چهار میلیون تن گاز طبیعی مایع‌شده از ایالات متحده اشاره می‌کند؛ قراردادی که بخشی از منطق آن، دسترسی به منبعی خارج از مسیر تنگه هرمز است.
در واقع، خطر اصلی فقط کاهش موقت صادرات نیست؛ بلکه احتمال تغییر دائمی بخشی از الگوی تأمین انرژی جهان است. 
۶. پیامدهای احتمالی برای ایران
در تحلیل آثار جنگ بر امنیت انرژی منطقه، باید میان دو موضوع تفاوت قائل شد: خسارت مستقیم به زیرساخت‌های انرژی و تغییر جایگاه اقتصادی کشورها در بازار جهانی.
ایران به‌عنوان یکی از کشورهای مهم دارنده ذخایر نفت و گاز جهان، از یک سو در جغرافیای اصلی انرژی خلیج فارس قرار دارد و از سوی دیگر، از پیامدهای بی‌ثباتی این منطقه تأثیر می‌پذیرد.
تداوم ناامنی می‌تواند از چند مسیر بر منافع اقتصادی ایران اثر بگذارد:
نخست؛ افزایش ریسک سرمایه‌گذاری: ناامنی طولانی‌مدت، هزینه تأمین مالی، بیمه، حمل‌ونقل و سرمایه‌گذاری در پروژه‌های انرژی را افزایش می‌دهد. این مسئله می‌تواند حتی در صورت برخورداری کشور از منابع عظیم نفت و گاز، توسعه ظرفیت تولید را دشوارتر کند.
دوم؛ تغییر مسیرهای تأمین انرژی: اگر مصرف‌کنندگان بزرگ جهان به این نتیجه برسند که اتکای بیش از اندازه به انرژی خلیج فارس پرریسک است، ممکن است سرمایه‌گذاری بیشتری در منابع جایگزین، انرژی‌های تجدیدپذیر، ذخایر راهبردی و مسیرهای انتقال جدید انجام دهند. چنین تغییری می‌تواند در بلندمدت بر موقعیت صادرکنندگان منطقه اثر بگذارد.
سوم؛ افزایش هزینه‌های اقتصادی و تجاری: اختلال در کشتیرانی، افزایش حق بیمه و دشوارتر شدن مبادلات تجاری می‌تواند هزینه‌های واردات و صادرات کشورهای منطقه، از جمله ایران، را افزایش دهد.
چهارم؛ تغییر معادلات همکاری منطقه‌ای: امنیت انرژی یک منفعت مشترک میان کشورهای ساحلی خلیج فارس است. استمرار ناامنی می‌تواند همکاری‌های اقتصادی را تضعیف کند و در مقابل، ضرورت شکل‌گیری سازوکارهای مشترک امنیتی و اقتصادی را افزایش دهد.
البته نباید از این تحولات نتیجه گرفت که همه کشورهای منطقه به یک اندازه آسیب می‌بینند یا جایگاه ایران الزاماً در بازار جهانی انرژی تضعیف خواهد شد. میزان تأثیرگذاری به وضعیت زیرساخت‌های هر کشور، ظرفیت تولید، امکان صادرات، سیاست خارجی و سرعت بازسازی بستگی دارد.
۷. آیا کشورهای منطقه می‌توانند امنیت انرژی را دوباره احیا کنند؟
پاسخ به این پرسش به میزان سرمایه‌گذاری در بازسازی و تغییر رویکرد امنیتی کشورهای منطقه بستگی دارد. تجربه جنگ نشان داده است که اتکا به مسیرهای جایگزین صادراتی یا سامانه‌های دفاع هوایی، به‌تنهایی نمی‌تواند امنیت پایدار انرژی را تضمین کند.
گزارش مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی آمریکا (CSIS) در ۶ اکتبر ۲۰۲۶ نیز بر این موضوع تأکید دارد که خطوط لوله جایگزین تنگه هرمز همچنان در معرض حملات پهپادی، موشکی، خرابکاری و حملات سایبری قرار دارند. 
برای بازسازی امنیت انرژی منطقه، چند اقدام اساسی قابل طرح است:
1. بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده: اولویت دادن به پالایشگاه‌ها، پایانه‌های صادراتی، خطوط لوله و تأسیسات تولید گاز.
2. تنوع‌بخشی به مسیرهای انتقال: توسعه مسیرهای زمینی و دریایی جایگزین و کاهش وابستگی به نقاط محدود جغرافیایی.
3. ایجاد سازوکار منطقه‌ای حفاظت از زیرساخت‌ها: تدوین توافق‌هایی برای حفاظت از تأسیسات حیاتی انرژی و جلوگیری از گسترش درگیری به حوزه اقتصادی و زیرساختی.
4. تقویت ذخایر راهبردی انرژی: افزایش ظرفیت ذخیره‌سازی نفت، فرآورده‌های نفتی و گاز برای مقابله با اختلال‌های احتمالی.
5. توسعه همکاری‌های اقتصادی منطقه‌ای: ایجاد سازوکارهای مشترک برای مدیریت بحران، تعمیرات اضطراری و تأمین تجهیزات تخصصی.
6. توجه به امنیت سایبری: حفاظت از سامانه‌های کنترل صنعتی، شبکه‌های انتقال و تأسیسات هوشمند انرژی در برابر حملات سایبری.
۸. دیپلماسی؛ راه خروج از چرخه ناامنی انرژی
نکته مهم دیگر گزارش فارن پالیسی، تأکید بر راه‌حل دیپلماتیک برای جلوگیری از دور جدید درگیری‌هاست.
نویسنده معتقد است تداوم جنگ نه‌تنها خسارت‌های موجود را جبران نمی‌کند، بلکه می‌تواند زیرساخت‌های باقی‌مانده را نیز در معرض آسیب قرار دهد و اعتماد بازارهای جهانی به امنیت انرژی خلیج فارس را بیش از پیش کاهش دهد.
در این چارچوب، گزارش به تلاش‌های میانجی‌گرانه قطر برای دستیابی به توافق میان تهران و واشنگتن اشاره می‌کند. پیشنهاد مطرح‌شده در گزارش، بر مجموعه‌ای از اقدامات متقابل برای کاهش تنش، محدودیت‌های قابل راستی‌آزمایی در حوزه هسته‌ای و کاهش محدودیت‌های اقتصادی و دریایی تأکید دارد.
این تحلیل از منظر اقتصادی یک نکته مهم دارد: هزینه بازسازی زیرساخت‌های انرژی، جایگزینی ظرفیت‌های ازدست‌رفته و جبران کاهش اعتماد سرمایه‌گذاران ممکن است بسیار بیشتر از هزینه دستیابی به یک توافق سیاسی باشد. 
۹. ارزیابی انتقادی گزارش فارن پالیسی
گزارش فارن پالیسی از نظر توجه به پیامدهای بلندمدت جنگ بر زیرساخت‌های انرژی قابل توجه است؛ با این حال، برای ارزیابی دقیق‌تر آن باید چند ملاحظه را در نظر گرفت:
- این گزارش یک تحلیل سیاستی است و نه ارزیابی مستقل و جامع از تمام خسارت‌های جنگ.
- بخشی از آمارهای حملات و خسارت‌ها به گزارش‌های شرکت‌ها، منابع نظامی و خبرگزاری‌ها متکی است و نیازمند راستی‌آزمایی مستقل است.
- برآورد زمان تعمیر تأسیسات و زیان درآمدی، لزوماً به معنای تحقق قطعی همان ارقام نیست.
- انتقال بیش از ۲۴ میلیون بشکه نفت در روز در هفته مورد اشاره نشان می‌دهد که جریان عرضه با وجود خسارت‌ها ادامه داشته است؛ بنابراین نباید از آسیب زیرساختی، توقف کامل عرضه را نتیجه گرفت.
- احتمال جایگزینی بلندمدت نفت و گاز خلیج فارس نیز به قیمت‌ها، هزینه تولید منابع رقیب، سیاست‌های انرژی و سرعت بازسازی بستگی دارد.
از این منظر، اهمیت گزارش بیشتر در هشدار درباره شکنندگی زیرساخت‌های انرژی و هزینه‌های بلندمدت ناامنی است تا پیش‌بینی قطعی آینده بازار جهانی.
 امنیت انرژی، قربانی پنهان جنگ
جنگ در خلیج فارس نشان داده است که پیامدهای یک درگیری نظامی را نمی‌توان صرفاً با تعداد حملات، تلفات یا میزان خسارت‌های فوری سنجید. گاهی مهم‌ترین آثار جنگ در سال‌های پس از پایان درگیری آشکار می‌شوند؛ زمانی که پالایشگاه‌ها هنوز بازسازی نشده‌اند، ظرفیت صادراتی کاهش یافته، سرمایه‌گذاران محتاط شده‌اند و مصرف‌کنندگان بزرگ به دنبال منابع جایگزین رفته‌اند.
هشدار فارن پالیسی در واقع ناظر بر همین مسئله است: خلیج فارس ممکن است حتی پس از توقف جنگ نیز برای بازگرداندن اعتبار خود به‌عنوان یک منطقه امن و قابل اتکای انرژی، به سال‌ها زمان نیاز داشته باشد.
برای ایران نیز این مسئله واجد اهمیت راهبردی است. امنیت انرژی منطقه نه یک موضوع صرفاً مربوط به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، بلکه بخشی از منافع ملی و اقتصادی ایران است. تداوم ناامنی می‌تواند هزینه‌های تجارت، سرمایه‌گذاری و توسعه صنعت انرژی کشور را افزایش دهد و فرصت‌های اقتصادی بلندمدت را محدود کند.
 از این منظر، تأمین امنیت پایدار خلیج فارس نیازمند عبور از نگاه صرفاً نظامی و توجه هم‌زمان به دیپلماسی، همکاری اقتصادی، حفاظت از زیرساخت‌ها و منافع مشترک کشورهای منطقه است.
واقعیت این است که در جنگ‌های امروز، ممکن است آتش‌بس در میدان نظامی برقرار شود، اما آثار جنگ در اقتصاد، صنعت انرژی و زندگی مردم تا سال‌ها ادامه پیدا کند. امنیت انرژی خلیج فارس نیز دقیقاً در همین نقطه تعیین تکلیف خواهد شد. 

ارسال دیدگاه شما

عنوان صفحه‌ها
30 شماره آخر
بالای صفحه