گزارش
بستهشدن تنگه هرمز یا محدود شدن شدید عبور کشتیها از این گذرگاه، فقط یک بحران دریایی در خلیج فارس نیست؛ این تحول میتواند یکی از مهمترین شوکهای عرضه در بازار جهانی گاز را رقم بزند. دلیل اهمیت موضوع آن است که بخش قابلتوجهی از تجارت جهانی گاز طبیعی مایعشده، موسوم به LNG، از این مسیر عبور میکند و قطر، بهعنوان یکی از بزرگترین صادرکنندگان این محصول، برای انتقال محمولههای خود به بازارهای جهانی به امنیت کشتیرانی در خلیج فارس وابسته است. در شرایط عادی، خریداران بزرگ آسیایی و اروپایی میتوانند از میان مجموعهای از عرضهکنندگان گاز انتخاب کنند. اما زمانی که بخشی از ظرفیت صادراتی خلیج فارس از دسترس خارج میشود، رقابت برای دسترسی به محمولههای باقیمانده افزایش مییابد، قیمتها بالا میرود و هزینه تأمین انرژی برای صنایع و نیروگاهها افزایش پیدا میکند. گزارش آژانس بینالمللی انرژی در ژوئیه ۲۰۲۶ نشان میدهد که اختلال در جریان LNG از تنگه هرمز، پس از آغاز بحران نظامی در اواخر فوریه، تعادل بازار جهانی گاز را بهطور جدی برهم زده است. این گذرگاه پیش از بحران، مسیر انتقال نزدیک به ۲۰ درصد عرضه جهانی LNG بود؛ ازاینرو، اختلال در آن پیامدهایی فراتر از منطقه خلیج فارس داشته است. تنگه هرمز چه جایگاهی در تجارت جهانی گاز دارد؟ تنگه هرمز یکی از مهمترین گذرگاههای دریایی جهان برای انتقال انرژی است. اهمیت آن تنها به نفت خام و فرآوردههای نفتی محدود نمیشود؛ صادرات گاز طبیعی مایعشده قطر و بخشی از صادرات LNG امارات نیز به عبور امن کشتیها از این مسیر وابسته است. گاز طبیعی برخلاف نفت خام، برای انتقال در مسافتهای طولانی به زیرساختهای تخصصی نیاز دارد. در تجارت خط لولهای، گاز از طریق شبکهای ثابت از خطوط انتقال جابهجا میشود؛ اما در تجارت LNG، گاز ابتدا در تأسیسات ویژه به مایع تبدیل میشود، سپس با کشتیهای تخصصی به پایانههای دریافت در کشورهای مصرفکننده انتقال مییابد و در مقصد دوباره به حالت گاز بازمیگردد. این فرایند امکان تجارت بین قارهای گاز را فراهم کرده، اما در عین حال زنجیره عرضه را به مجموعهای از تأسیسات، کشتیها و مسیرهای دریایی وابسته ساخته است. اگر یکی از گلوگاههای اصلی این شبکه از کار بیفتد، حتی وجود ذخایر فراوان در کشور صادرکننده نیز نمیتواند بهسرعت جایگزین محمولههای ازدسترفته شود. قطر نمونه روشنی از این وابستگی است. این کشور با برخورداری از تأسیسات عظیم مایعسازی در راس لفان، یکی از بازیگران محوری تجارت LNG محسوب میشود. بخش مهمی از این صادرات باید از تنگه هرمز عبور کند تا به بازارهای آسیایی و دیگر مقصدهای جهانی برسد. بنابراین، اختلال در هرمز را باید اختلال در یکی از شریانهای اصلی تجارت گاز مایعشده جهان دانست؛ اختلالی که میتواند همزمان بر عرضه، قیمت، حملونقل و تصمیمهای راهبردی خریداران تأثیر بگذارد. ابعاد شوک عرضه؛ وقتی نزدیک به یکپنجم بازار در معرض اختلال قرار میگیرد بر اساس گزارش آژانس بینالمللی انرژی، اختلال در عبور محمولههای LNG از تنگه هرمز در سال ۲۰۲۶ یکی از مهمترین عوامل تغییر چشمانداز بازار گاز بوده است. در فاصله مارس تا ژوئن، بارگیری LNG از قطر و امارات نسبت به دوره مشابه سال قبل بهشدت کاهش یافت. آژانس برآورد کرده است که صادرات LNG این دو کشور در این دوره حدود ۳۵ میلیارد مترمکعب کمتر از سال قبل بوده است. این کاهش، به معنای حذف کامل ۲۰ درصد کل گاز مصرفی جهان نیست. رقم نزدیک به ۲۰ درصد به سهم عرضه جهانی LNG اشاره دارد که پیش از بحران از تنگه هرمز عبور میکرد. بخش دیگری از تجارت گاز جهان از طریق خطوط لوله انجام میشود و صادرات تولیدکنندگانی مانند آمریکا، نروژ، روسیه و دیگر عرضهکنندگان نیز مستقیماً به عبور از این گذرگاه وابسته نیست. این تمایز از نظر اقتصادی اهمیت دارد. اختلال در هرمز، همه تولید و صادرات گاز جهان را متوقف نمیکند؛ بلکه بخشی از عرضه قابلدسترس بازار LNG را محدود میسازد و از طریق افزایش رقابت بر سر محمولههای جایگزین، بر قیمتها و تجارت سایر تولیدکنندگان نیز اثر میگذارد. در نتیجه، پیامد اصلی بحران تنها کاهش حجم صادرات خلیج فارس نیست؛ بلکه تغییر مسیر جریان تجارت جهانی گاز و افزایش هزینه دسترسی به انرژی است. قطر؛ نخستین بازنده مستقیم اختلال در صادرات LNG قطر در مرکز این بحران قرار دارد. این کشور با ظرفیت عظیم مایعسازی گاز، یکی از تأمینکنندگان اصلی بازارهای آسیایی و یکی از بازیگران مهم تجارت جهانی LNG است. وابستگی صادرات دریایی قطر به تنگه هرمز باعث میشود هرگونه اختلال در این گذرگاه، مستقیماً بر امکان ارسال محمولهها اثر بگذارد. اما بحران سال ۲۰۲۶ تنها به محدودیت کشتیرانی منحصر نمانده است. گزارش آژانس بینالمللی انرژی و گزارشهای خبری اخیر از آسیب به زیرساختهای گازی قطر، از جمله تأسیسات راس لفان، نیز خبر دادهاند. ترکیب محدودیت مسیر انتقال با آسیب به ظرفیت تولید و مایعسازی، شرایطی پیچیدهتر از یک توقف موقت کشتیرانی ایجاد میکند. خبرگزاری رویترز در گزارشی در ۱۲ اکتبر ۲۰۲۶ نوشت که با وجود بهبود نسبی صادرات نفت منطقه، تأسیسات عظیم صادرات LNG قطر همچنان با محدودیت روبهرو هستند و محمولههای خلیج فارس به سطح عادی بازنگشتهاند. این شرایط برای قطر دو پیامد مهم دارد. نخست، درآمد صادراتی کشور در معرض کاهش قرار میگیرد. دوم، اعتبار و قابلیت اتکای قراردادهای تأمین گاز در بازارهای جهانی به مسئلهای مهم تبدیل میشود. قطر بهطور سنتی با اتکا به ظرفیت تولید، قراردادهای بلندمدت و زیرساختهای صادراتی، نقش مهمی در تأمین انرژی آسیا ایفا کرده است. اما بحران نشان میدهد که حتی برخورداری از منابع عظیم و تأسیسات پیشرفته، بدون امنیت مسیرهای انتقال و تابآوری زیرساختها نمیتواند استمرار صادرات را تضمین کند. در صورت طولانی شدن اختلال، بخشی از مشتریان ممکن است برای تأمین نیاز خود به سمت آمریکا، استرالیا، آفریقا و دیگر عرضهکنندگان حرکت کنند. بااینحال، تغییر تأمینکننده همیشه فوری یا بدون هزینه نیست؛ قراردادهای بلندمدت، ظرفیت محدود پایانهها، زمان حمل محمولهها و تفاوت قیمتها میتوانند سرعت این جابهجایی را کاهش دهند. چرا بستهشدن هرمز قیمت گاز را در اروپا و آسیا افزایش میدهد؟ در نگاه نخست ممکن است تصور شود که بحران در خلیج فارس فقط بازار کشورهای همسایه را تحت تأثیر قرار میدهد؛ اما ساختار تجارت LNG باعث میشود آثار آن به بازارهای دوردست نیز منتقل شود. فرض کنیم یک خریدار آسیایی بخشی از نیاز خود را از قطر تأمین میکرده است. با توقف یا کاهش محمولههای قطری، این خریدار ناچار است به عرضهکنندگان دیگر مراجعه کند. اگر عرضه جایگزین محدود باشد، خریداران بیشتری برای خرید محمولههای موجود رقابت خواهند کرد. در این شرایط، قیمت LNG در بازار نقدی افزایش مییابد. اروپا نیز از این رقابت تأثیر میپذیرد. اگر خریداران آسیایی حاضر باشند برای دریافت محمولهها قیمت بالاتری بپردازند، صادرکنندگان انعطافپذیر ممکن است محمولههای خود را به آسیا هدایت کنند. در نتیجه، اروپا نیز برای حفظ سطح واردات خود باید قیمتهای رقابتیتری پیشنهاد دهد یا از منابع جایگزین استفاده کند. گزارش آژانس بینالمللی انرژی نشان میدهد که در مارس ۲۰۲۶، میانگین ماهانه قیمتهای گاز در آسیا و اروپا به بالاترین سطح خود از ژانویه ۲۰۲۳ رسید. اگرچه قیمتها در سهماهه دوم نسبت به اوج ماه مارس تعدیل شدند، همچنان بالاتر از سطح سال ۲۰۲۵ باقی ماندند. بر اساس همین گزارش، میانگین قیمت شاخص اروپایی TTF در سهماهه دوم سال ۲۰۲۶ حدود ۳۲ درصد بیشتر از دوره مشابه سال قبل بود و میانگین قیمت نقدی LNG در آسیا نیز حدود ۴۵ درصد افزایش سالانه داشت. این ارقام نشان میدهند که اختلال در یک مسیر انتقال منطقهای میتواند به افزایش قیمت در بازارهای بینالمللی منجر شود؛ زیرا LNG کالایی قابلانتقال میان بازارهای مختلف است و عرضهکنندگان و خریداران برای تخصیص محمولهها با یکدیگر رقابت میکنند. آمریکا و استرالیا؛ آیا صادرکنندگان دیگر میتوانند جای قطر را بگیرند؟ در کوتاهمدت، مهمترین راه جبران کمبود LNG خلیج فارس، افزایش عرضه از دیگر مناطق است. آمریکا، استرالیا و برخی کشورهای آفریقایی از جمله عرضهکنندگانی هستند که میتوانند در تعدیل کمبود نقش داشته باشند. آمریکا بهدلیل برخورداری از منابع گاز، تأسیسات مایعسازی و امکان صادرات به مقصدهای مختلف، یکی از بازیگران مهم این روند است. افزایش صادرات آمریکا میتواند بخشی از کمبود بازار را جبران کند و برای صادرکنندگان آمریکایی فرصت درآمدی تازهای ایجاد کند. بااینحال، افزایش تولید یا صادرات در مقیاس بزرگ به زمان نیاز دارد. ظرفیت اسمی یک پایانه LNG با میزان واقعی گازی که در یک ماه معین میتواند بارگیری کند، یکسان نیست. دسترسی به خوراک گازی، وضعیت تعمیرات، ظرفیت مایعسازی، تعداد کشتیها و فاصله حمل تا مقصد از جمله عواملی هستند که حجم صادرات را محدود میکنند.