صفحه اول
بر اساس تحلیل شرکت پژوهشی تلجئوگرافی، سه سامانه ارتباطی که از محدوده تنگه هرمز عبور میکنند عبارتاند از: ۱. کابل آسیا ـ آفریقا ـ اروپا ۱ (AAE-1): سامانهای بینالمللی که کشورهای آسیایی و خاورمیانه را به مسیرهای ارتباطی اروپا متصل میکند. ۲. کابل فالکون (FALCON): سامانهای منطقهای که ارتباطات کشورهای خلیج فارس را با دیگر نقاط منطقه و شبکههای بینالمللی پشتیبانی میکند. ۳. سامانه کابل بینالمللی گلف بریج (GBI): شبکهای ارتباطی با اهمیت منطقهای برای اتصال کشورهای خلیج فارس و دسترسی آنها به شبکههای بینالمللی. البته این سه سامانه، فهرست کامل زیرساختهای ارتباطی عبوری از تنگه نیستند. کمیته بینالمللی حفاظت از کابلها در گزارش ۲۰ مه ۲۰۲۶ اعلام کرده است که پنج بخش فعال از سامانههای کابل زیردریایی از تنگه هرمز عبور میکنند و سامانههای دیگری نیز در دست توسعهاند. کابلهای فیبر نوری زیردریایی، دادهها را با سرعت بالا میان کشورها و قارهها منتقل میکنند و ستون فقرات ارتباطات بینالمللی اینترنت به شمار میروند. برخلاف تصور عمومی، ارتباطات بینالمللی اینترنت عمدتاً بر کابلهای زیردریایی و زمینی متکی است، نه ماهوارهها. بانکداری دیجیتال، تجارت الکترونیکی، خدمات رایانش ابری، ارتباطات سازمانی، آموزش آنلاین و همکاریهای علمی بینالمللی، همگی به عملکرد مطمئن شبکههای ارتباطی وابستگی دارند. ازاینرو، امنیت کابلهای زیردریایی صرفاً موضوعی فنی نیست؛ بلکه با امنیت اقتصادی، تداوم خدمات عمومی و تابآوری اجتماعی کشورها ارتباط مستقیم دارد. به نوشته رحیم عبادی اهمیت زیرساختهای دیجیتال منطقه تنها به کابلهای فیبر نوری زیردریایی محدود نمیشود. کشورهای خلیج فارس در سالهای اخیر سرمایهگذاریهای گستردهای را برای توسعه مراکز داده، خدمات رایانش ابری و زیرساختهای پردازشی هوش مصنوعی آغاز کردهاند. این سرمایهگذاریها بخشی از راهبرد آنها برای تنوعبخشی به اقتصاد، توسعه خدمات دیجیتال و حضور در اقتصاد جهانی هوش مصنوعی است. گزارشهای منتشرشده در سال ۲۰۲۶ از وجود بیش از یکصد ,ودوزاده مرکز داده در شش کشور شورای همکاری خلیج فارس و بیش از 174 پروژه فعال با ارزش بیش از 93 میلیارددلار در مراحل توسعه و برنامهریزی حکایت دارند. همچنین، پروژههای بزرگ هوش مصنوعی در امارات متحده عربی و عربستان سعودی با ظرفیتهای پردازشی چندصد مگاواتی و حتی چند گیگاواتی طراحی شدهاند. اهمیت این سرمایهگذاریها زمانی روشنتر میشود که آسیبپذیری فیزیکی آنها در شرایط جنگی را در نظر بگیریم. مراکز داده برای فعالیت مستمر به برق پایدار، سامانههای خنککننده، ارتباطات پرظرفیت و تجهیزات پیشرفته نیاز دارند. آسیب به تأسیسات یا اختلال در هر یک از این اجزا میتواند هزینههای سنگینی ایجاد کند و استمرار خدمات بانکی، تجاری، سازمانی و هوش مصنوعی را تحت تأثیر قرار دهد. از این منظر، سرمایهگذاریهای دیجیتال منطقه را باید بخشی از داراییهای راهبردی و مولد اقتصاد آینده دانست که امنیت آنها نیازمند توجه جدی است. وقوع جنگ میتواند نهتنها به زیرساختهای موجود، بلکه به اعتماد سرمایهگذاران، برنامههای توسعه فناوری، همکاریهای بینالمللی و چشمانداز اقتصادی کشورهای منطقه نیز آسیب برساند. هشدار اصلی این است که در عصر هوش مصنوعی، جنگ تنها شهرها، تأسیسات انرژی و مسیرهای کشتیرانی را تهدید نمیکند؛ بلکه میتواند سرمایههای عظیم فناوری، ظرفیتهای پردازشی و زیرساختهای لازم برای اقتصاد آینده را نیز در معرض خطر قرار دهد. این واقعیت باید انگیزهای برای خویشتنداری سیاسی، حفاظت از زیرساختهای حیاتی، تقویت تابآوری دیجیتال و توسعه سازوکارهای همکاری منطقهای برای پیشگیری از جنگ باشد.