صفحه اول
تحریمهای اقتصادی، بهویژه محدودیتهای بانکی، نفتی و حملونقل، از مهمترین موانع پیش روی اقتصاد ایران در تعامل با بازارهای جهانیاند. در چنین شرایطی، عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای این پرسش را مطرح میکند که آیا همکاری با کشورهای عضو میتواند بخشی از فشارهای اقتصادی را کاهش دهد و مسیرهای تازهای برای تجارت خارجی کشور بگشاید؟ پاسخ به این پرسش را باید در ظرفیتهای واقعی اعضا و منافع متفاوت آنها جستوجو کرد. شانگهای یک پیمان دفاعی یا ائتلاف اقتصادی با تعهد مشترک برای مقابله با تحریمهای آمریکا نیست؛ اما بستری برای گفتوگوهای سیاسی، همکاریهای منطقهای و توسعه ارتباطات تجاری فراهم میکند. میزان بهرهگیری ایران از این ظرفیت نیز به توافقهای دوجانبه، زیرساختهای تجاری و آمادگی شرکای اقتصادی برای پذیرش ریسک تحریمهای ثانویه بستگی دارد. چین در میان اعضای سازمان همکاری شانگهای، به دلیل وزن اقتصادی و نیاز گسترده به انرژی، جایگاهی ویژه دارد. این کشور یکی از مهمترین مقاصد نفت ایران است و همکاری دو طرف میتواند در حوزه انرژی، تأمین کالاهای صنعتی، توسعه زیرساختها و تجارت دوجانبه اهمیت داشته باشد. گزارش تحقیقی رویترز در سپتامبر ۲۰۲۶ از سازوکاری شبیه تهاتر خبر داد که در آن، درآمد حاصل از فروش نفت ایران برای تأمین کالاهای چینی و برخی پروژهها به کار گرفته میشود. بر اساس این گزارش، این روش به کاهش نیاز به پرداخت مستقیم از مسیرهای متعارف بانکی کمک کرده است؛ هرچند جزئیات این سازوکار و برخی ادعاهای مطرحشده درباره آن بهطور مستقل قابل تأیید نبودهاند. این گزارش نشان میدهد که همکاری اقتصادی دو کشور میتواند راههایی برای تداوم تجارت ایجاد کند، اما در عین حال، ریسکهای حقوقی و مالی آن نیز جدی است. روسیه بهواسطه روابط سیاسی با ایران، تجربه مواجهه با تحریمهای غرب و ظرفیتهای حملونقلی خود، شریک مهم دیگری به شمار میرود. توسعه کریدور بینالمللی حملونقل شمال ـ جنوب، تکمیل زیرساختهای ریلی و بندری، تسهیل تجارت دوجانبه و همکاری در حوزه انرژی میتواند به کاهش هزینه و زمان انتقال کالا کمک کند. بااینحال، همکاری با روسیه نیز محدودیتهایی دارد. اقتصاد این کشور خود با فشار تحریمها و نیازهای داخلی روبهروست؛ بنابراین نباید انتظار داشت که مسکو بتواند بهتنهایی تمام نیازهای مالی، تجاری و فناوری ایران را تأمین کند. ارزش همکاری با روسیه بیش از هر چیز در ایجاد مسیرهای جایگزین و پیوند دادن بازارهای ایران به شبکه تجاری اوراسیا است. هند، قزاقستان، ازبکستان، تاجیکستان، قرقیزستان، پاکستان و بلاروس نیز هرکدام ظرفیتهایی برای گسترش روابط تجاری و ترانزیتی با ایران دارند. بندر چابهار و کریدور شمال ـ جنوب میتوانند در پیوند دادن هند با آسیای مرکزی و روسیه نقش ایفا کنند. کشورهای آسیای مرکزی نیز از نظر بازار مصرف، مواد خام، محصولات کشاورزی و مسیرهای زمینی برای ایران اهمیت دارند. بااینحال، سیاست همه اعضای شانگهای در برابر تحریمها یکسان نیست. برخی کشورها برای حفظ دسترسی به بازارهای غربی و نظام مالی بینالمللی، در همکاریهایی که احتمال تحریم ثانویه دارند محتاط عمل میکنند. ازاینرو، عضویت مشترک در یک سازمان منطقهای لزوماً به معنای پذیرش ریسکهای اقتصادی یکسان یا آمادگی برای همکاری در همه حوزهها نیست. چه راهکارهایی میتواند منافع عضویت ایران را افزایش دهد؟نخست، ایران باید از روابط سیاسی برای دستیابی به توافقهای تجاری روشن و بلندمدت استفاده کند؛ توافقهایی که در آنها حجم مبادلات، شیوه تسویه مالی، تعهدات طرفین و سازوکار حل اختلاف مشخص باشد. دوم، توسعه تجارت با ارزهای ملی و سازوکارهای پرداخت دوجانبه، در چارچوب قوانین قابل اجرا، میتواند وابستگی برخی مبادلات به دلار را کاهش دهد. البته این روشها بهتنهایی مشکلات انتقال پول، تبدیل ارز، تأمین مالی و بیمه تجارت را برطرف نمیکنند. سوم، تکمیل زیرساختهای ریلی، بندری و گمرکی و هماهنگسازی رویههای ترانزیتی باید در اولویت قرار گیرد. مسیر تجاری جایگزین زمانی ارزش اقتصادی دارد که از نظر هزینه، زمان، ظرفیت و امنیت حملونقل رقابتپذیر باشد. چهارم، ایران باید بازارهای صادراتی خود را متنوع کند و همکاری با اعضای شانگهای را به فروش نفت محدود نسازد. توسعه صادرات محصولات صنعتی، پتروشیمی، کشاورزی و خدمات فنی و مهندسی میتواند پیوندهای اقتصادی پایدارتر و درآمدهای متنوعتری ایجاد کند. پنجم، شناخت دقیق مقررات تحریمی و الزامات تطبیق مالی ضروری است. همکاریهای شفاف و قانونی، قراردادهای روشن و ارزیابی ریسک طرفهای تجاری میتواند از مسدودشدن منابع، اختلافات قراردادی و هزینههای پیشبینینشده جلوگیری کند.