روزنامه کائنات
1

صفحه اول

1405 شنبه 28 شهريور - شماره 5149

سرمقاله

مسیر اشتباهی ترامپ

   کیانوش فخری -  دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا ادعا کرد که در آستانه تصمیمی بزرگ درباره جمهوری اسلامی ایران است و تهدیدها درباره ازسرگیری حملات را تکرار کرده است. این اظهارات در حالی بیان می‌شود که رئیس‌جمهور آمریکا قرار است روز سه‌شنبه در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک، با رهبران عربستان، امارات متحده، قطر، بحرین، کویت و عمان دیدار کند؛ دیداری که انتظار می‌رود آینده مناقشه با ایران محور اصلی آن باشد.ترامپ می‌گوید قصد دارد از این دیدار برای ارزیابی مواضع کشور‌های حوزه خلیج فارس پیش از تعیین گام‌های بعدی خود استفاده کند.
رویکرد دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا در قبال ایران، تنها به فشارهای نظامی و اقتصادی محدود نمی‌شود و واشنگتن همزمان با تهدید و تحقیر، در پی گشودن جبهه‌ای روانی برای بی‌اعتبار کردن دستاوردهای ایران و تبدیل احساس مقاومت و پیروزی به ادراک شکست در ذهن جمعی ایرانیان است.
اما شاید مهم‌ترین تفاوت با ماه‌های ابتدایی جنگ، تغییر در الگوی نظامی ایران باشد. طی حدود ۴۰ روز گذشته، گزارش‌هایی از حملات ایران به اهداف و منافع آمریکا در منطقه، از جمله اردن، منتشر شده و در برخی موارد  ایران برای اولین بار دست به اقدامات  پیشدستانه زده است. این تحول، حتی اگر از منظر نظامی محدود باشد، از منظر محاسبات راهبردی اهمیت دارد: ورود دوباره به جنگ دیگر الزاماً به معنای تکرار سناریوی مرحله نخست نیست.
در نتیجه، آمریکا با یک مسئله متفاوت روبه‌روست. ایران شش ماه تجربه جنگ را پشت سر گذاشته، نقاط آسیب‌پذیر و ظرفیت‌های طرف مقابل را بهتر شناخته و در هفته‌های اخیر تلاش کرده شیوه های عملیاتی خود را از پاسخ صرف به عملیات پیشدستانه تغییر دهد.. بنابراین، هر تصمیم برای آغاز دوباره حملات گسترده می‌تواند با واکنشی مواجه شود که هزینه آن برای آمریکا و متحدانش از محاسبات اولیه بیشتر باشد.
این همان جایی است که اظهارات ترامپ درباره مذاکره اهمیت پیدا می‌کند. اگر او واقعاً در حال بررسی گزینه نظامی است، چرا هم‌زمان از تماس ایرانی‌ها و تمایل آنها به توافق سخن می‌گوید؟ چرا قرار است پیش از تصمیم نهایی نظر رهبران کشورهای خلیج فارس را بشنود؟ و چرا درست در همین مقطع، کانال چین و رایزنی‌های دیپلماتیک نیز فعال شده است؟
پاسخ قطعی به این پرسش‌ها ممکن نیست؛ اما یک تفسیر قابل بررسی وجود دارد: ترامپ نمی‌خواهد مذاکره بدون تهدید انجام شود.
برای ترامپ، تهدید نظامی یک کارکرد سیاسی مهم دارد. اگر مذاکره به نتیجه برسد، می‌توان آن را نتیجه فشار و تهدید آمریکا معرفی کرد؛ یعنی واشنگتن می‌تواند ادعا کند ایران نه از روی توافق برابر، بلکه به دلیل ترس از بازگشت حملات پای میز مذاکره آمده است. به این ترتیب، حتی یک توافق دیپلماتیک نیز می‌تواند در روایت داخلی ترامپ در آستلنه انتخابات به‌عنوان «پیروزی حاصل از فشار» فروخته شود.
این البته به معنای آن نیست که تهدیدها صرفاً بلوف‌اند. خطر محاسبه اشتباه همچنان واقعی است. وقتی یک طرف برای افزایش قدرت چانه‌زنی، دائماً سطح تهدید را بالا می‌برد، ممکن است در مقطعی مجبور شود میان عقب‌نشینی پرهزینه و اجرای تهدید انتخاب کند. از آن مهم‌تر، طرف مقابل نیز ممکن است تهدید را به‌گونه‌ای تفسیر کند که پاسخ شدیدتری را ضروری بداند.
از این منظر، مشکل ترامپ فقط انتخاب بین جنگ و مذاکره نیست؛ مشکل بزرگ‌تر، پیدا کردن راهی برای مذاکره بدون پرداخت هزینه سیاسی مذاکره است. او می‌خواهد اگر توافقی شکل گرفت، بتواند آن را محصول فشار خود معرفی کند و اگر توافق شکل نگرفت، همچنان گزینه نظامی را روی میز نگه دارد.
اما یک سؤال اساسی باقی می‌ماند: اگر حمله نظامی طی بیش از شش ماه نتوانسته معادله را حل کند، چرا باید تکرار آن در شرایطی که ایران تهاجمی‌تر شده، منطقه پرریسک‌تر شده و هزینه‌های اقتصادی جنگ برای آمریکا افزایش یافته، نتیجه متفاوتی داشته باشد؟ 

ارسال دیدگاه شما

عنوان صفحه‌ها
30 شماره آخر
بالای صفحه