صفحه اول
نصرت غفاری - برای ایران اجلاس بریکس از منظر سیاست خارجی اهمیت و جایگاه ویژهای دارد، تلاشهایی که از سوی دشمنان برای دور کردن کشورمان از جامعه جهانی انجام شده، شکست خورده و حضور ما در این نشست فرصتی است تا مواضع خود را درباره مسائل منطقهای و بینالمللی تبیین کنیم. هجدهمین اجلاس سران بریکس در دهلینو در شرایطی برگزار میشود که پاسخ به این پرسش اهمیت بیشتری پیدا کرده است. بریکس اگر بخواهد جایگاهی فراتر از یک مجمع گفتوگویی داشته باشد، باید میان ظرفیتهای متفاوت اعضای خود پیوندهای عملی ایجاد کند. ایجاد سازوکارهای مالی مستقل، توسعه ارتباطات تجاری، تسهیل دسترسی به فناوری و شکل دادن به پروژههای مشترک در حوزه انرژی و زیرساخت، همان نقاطی هستند که میتوانند وزن سیاسی این گروه را به قدرت اقتصادی قابل لمس تبدیل کنند. اعضای بریکس را اقتصادهای نوظهور تشکیل میدهند که از جمله مهمترین آنها میتوان به چین، هند، روسیه، برزیل و آفریقای جنوبی اشاره کرد. این کشورها ظرفیتهای قابلتوجهی برای توسعه همکاریهای اقتصادی و تجاری دارند. ایران در این ساختار میتواند نقشی فراتر از یک عضو جدید داشته باشد. اهمیت ایران ترکیبی از سه مزیت است. انرژی، موقعیت جغرافیایی و ظرفیت ترانزیتی. منابع نفت و گاز ایران میتواند این کشور را در معادلات انرژی بریکس به بازیگری مهم تبدیل کند و موقعیت جغرافیایی آن، امکان اتصال خلیج فارس به آسیای مرکزی و مسیرهای شمالی را فراهم میکند. کریدور بینالمللی شمال–جنوب و بندر چابهار نیز میتوانند در صورت تکمیل زیرساختها، بخشی از جریان تجارت میان آسیا، خاورمیانه و اروپا را به مسیرهای تازه هدایت کنند. بریکس به سهم خود تلاش کرده سازوکارهایی مانند بانک توسعه نوین بریکس را ایجاد کند تا همکاری میان کشورهای عضو و سرمایهگذاریهای مشترک تسهیل شود. از سوی دیگر افزایش سهم ارزهای ملی در مبادلات میان اعضا از دیگر سازوکارهایی است که میتواند به تسهیل و توسعه مبادلات اقتصادی و تجاری کمک کند. در سالهای اخیر، موضوعاتی همچون استفاده از ارزهای دیجیتال و ایجاد نظام پرداخت فرامرزی نیز در حال پیگیری است. بنابراین، کشورها بهتدریج در حال برداشتن گامهایی برای تسهیل مبادلات تجاری و اقتصادی هستند تا در شرایطی که اقدامات قهرآمیز یکجانبه فشار بیشتری ایجاد میکنند، میزان آسیبپذیری و اثرپذیری اقتصادهای عضو کاهش یابد. از نظر آماری، وزن اقتصادی بریکس غیرقابلانکار است: بلوکی با نزدیک به یکچهارم تولید ناخالص داخلی اسمی جهان، نیمی از جمعیت کره زمین و در برگیرنده برخی از بزرگترین تولیدکنندگان و مصرفکنندگان انرژی جهان. اما تبدیل این وزن اقتصادی به قدرت راهبردی واقعی در برابر نظم مبتنی بر رهبری آمریکا، داستان دیگری است. بریکس برخلاف نهادهایی مانند گروه هفت یا ناتو، بر پایه هیچ معاهده رسمی بنا نشده و صرفاً از طریق نشستهای سالانه، ریاست دورهای چرخشی و گروههای کاری موضوعی اداره میشود؛ ساختاری که تصمیمگیری هماهنگ و الزامآور را در مقایسه با نهادهای غربی بهمراتب دشوارتر میکند. همین کمبود انسجام نهادی، در کنار اختلاف منافع آشکار میان اعضایی مانند هند و چین یا ایران و امارات، باعث شده بسیاری از تحلیلگران نسبت به توان بریکس برای ارائه یک «جایگزین واقعی» برای نظام مالی و سیاسی مبتنی بر دلار و رهبری آمریکا، محتاط باقی بمانند. با این حال، ارزش نمادین بریکس -بهویژه بهعنوان تریبونی برای صدای کشورهای موسوم به جنوب جهانی و بستری برای چانهزنی جمعی در برابر فشارهای تجاری غرب- را نمیتوان نادیده گرفت؛ ارزشی که شاید مهمتر از هر ادعای رقابت مستقیم با آمریکا باشد.