روزنامه کائنات
1

صفحه اول

1405 يکشنبه 15 شهريور - شماره 5140

سرمقاله

ایران تاب آور

 عالیه بهشتیان- مجموع تحولات جنگ نشان می‌دهد تنگه هرمز همچنان یکی از مهم‌ترین محورهای بحران ایران و آمریکا است. از یک سو تلاش‌هایی برای عبور محموله‌های نفتی تحت اسکورت آمریکا دنبال می‌شود و از سوی دیگر، تغییر مسیر برخی کشتی‌ها و افزایش احتیاط در تردد دریایی، ریسک فعالیت در این آبراه را برجسته کرده است.
همزمان، فشار اقتصادی واشنگتن علیه شبکه‌های مالی مرتبط با ایران ادامه دارد و تحریم مؤسسه مالی ترکیه نشان می‌دهد دامنه این فشارها می‌تواند به کشورهای ثالث نیز کشیده شود.
در سطح نظامی نیز گزارش‌های مربوط به کاهش ذخایر مهمات آمریکا و تحقیقات درباره افشای اطلاعات حساس، در کنار تهدیدهای تازه ترامپ، بر پیچیدگی شرایط افزوده است؛ شرایطی که در آن همزمان با ادامه درگیری، تلاش‌های سیاسی و دیپلماتیک برای مدیریت بحران نیز همچنان اهمیت دارد.  ترامپ این روزها از یک سو داستان‌سرایی درباره بی‌نیازی از مذاکره با ایران را تکرار می‌کند و از سوی دیگر، با برجسته‌سازی ادعاهای هسته‌ای، می‌کوشد افکار عمومی را از پیامدهای جنایت‌بار حمله به مراسم عروسی در سیریک منحرف کند. در ادامه همین فضاسازی، اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، از پیوستن رسمی اتحادیه اروپا به عملیات موسوم به «طرد اقتصادی» علیه ایران خبر داده و کمیسیون اروپا نیز از فشارهای اقتصادی بیشتر برای وادار کردن تهران به تغییر رفتار سخن گفته است. همزمان، کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، با طرح ادعای ضرورت «آزادی کشتیرانی» در تنگه هرمز، بر همکاری با واشنگتن برای افزایش فشار بر ایران تأکید کرده است. لندن نیز در همین مسیر، از رایزنی وزیر دارایی خود با وزیر خزانه‌داری آمریکا برای تشدید فشارهای اقتصادی بر تهران خبر داده است.
نمایش قدرت تحریمی آمریکا و اروپا پیش از آنکه به نتیجه برسد، با موانعی جدی مواجه شده است. مخالفت بسیاری از کشورها با یک‌جانبه‌گرایی واشنگتن در گروه ۲۰، مواضع چین و روسیه و هند در شانگهای و تأکید آنان بر عدم همراهی با تحریم‌های یک‌جانبه، نشان می‌دهد نظم در حال شکل‌گیری جهان دیگر پذیرای نسخه‌های تحمیلی غرب نیست.
در همین حال، ادعای ترامپ درباره عبور روزانه ۱۸ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز نیز در برابر گزارش‌ها و تصاویر ماهواره‌ای مورد تردید قرار گرفته است. از سوی دیگر، فشار لجستیکی بر نیروی دریایی آمریکا در منطقه و دشوارتر شدن مسیر تأمین سوخت و تدارکات، هزینه حضور نظامی واشنگتن را افزایش داده است.
اگر نفت به سوی ۱۰۰ دلار حرکت کند و بحران بازارهای مالی و اوراق قرضه آمریکا تشدید شود، تبعات این رویارویی تنها به ایران محدود نخواهد ماند؛ بلکه آثار آن مستقیماً به اقتصاد آمریکا و اروپا و سپس سفره شهروندانشان منتقل خواهد شد. هرمز برای ایران صرفاً یک آبراه نیست؛ بخشی از معادله قدرت و امنیت منطقه است. اگر اروپا با توهم پیروزی در جنگ اقتصادی آمریکا وارد این میدان شده باشد، باید بداند ممکن است پیش از آنکه ایران را به عقب‌نشینی وادار کند، منافع و امنیت اقتصادی خود را در همین تنگه به گرو بگذارد. سراب پیروزی در جنگ اقتصادی علیه ایران، شاید سرانجام نه در تهران، بلکه در آب‌های هرمز فروبریزد؛ جایی که هزینه انتخاب‌های اروپا، دیر یا زود، به خود آن بازخواهد گشت. ممکن است آمریکا از نظر قدرت آتش همچنان دست بالا را داشته باشد، اما اگر برای استفاده از این قدرت مجبور شود هزینه بیشتری برای سوخت، لجستیک، حفاظت از پایگاه‌ها، جابه‌جایی نیرو، حفظ ناوگان و بیمه بپردازد و هم‌زمان با فشار تورمی و مالی در داخل مواجه شود، سؤال جنگ از «چه کسی قوی‌تر است؟» به «چه کسی می‌تواند این وضعیت را طولانی‌تر تحمل کند؟» تغییر می‌کند.

ارسال دیدگاه شما

عنوان صفحه‌ها
30 شماره آخر
بالای صفحه