صفحه اول
نیکان صادقپور- در حالی که نظم بینالملل برای دههها تحت سیطره تکقطبی و قواعد تعیینشده توسط قدرتهای غربی بوده است، ظهور سازمان همکاری شانگهای (SCO) به عنوان یکی از بزرگترین بلوکهای منطقهای جهان، نشان از تغییر پارادایم در معادلات قدرت دارد. پیوستن رسمی جمهوری اسلامی ایران به این سازمان، تنها یک گام دیپلماتیک برای بهبود روابط منطقهای نیست؛ بلکه کنشی راهبردی در جهت مقابله با «یکجانبهگرایی» و حمایت از گذار به جهانی «چندقطبی» است. سازمان همکاری شانگهای شامل کشورهایی با نظامهای سیاسی و منافع راهبردی متفاوت است. با این حال، این تفاوتها نباید مانع از آن شود که اعضای آن منافع مشترک و همکاری عملی را دنبال کنند. اعضای سازمان همکاری شانگهای به طور فزایندهای به کاهش آسیبپذیریهای ناشی از وابستگی بیش از حد به سیستمهای مالی و فناوری خارجی علاقهمند هستند و این روند شامل گسترش تسویه حسابها با ارزهای ملی، استفاده بیشتر از یوان، توسعه زیرساختهای پرداخت جایگزین و بانک توسعه پیشنهادی سازمان همکاری شانگهای میشود. تداوم جنگ روسیه و اوکراین، جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و تشدید رقابت آمریکا و چین، به اجلاس امسال معنایی فراتر از یک گردهمایی دورهای دیپلماتیک داده است. برای ایران نیز حضور مسعود پزشکیان در این نشست و گفتوگوهای احتمالی او با رهبران چین و روسیه را میتوان یکی از آزمونهای مهم دیپلماسی پس از جنگ در تعامل با دو شریک اصلی شرقی تهران دانست. در سالهای گذشته، عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای عمدتاً در چارچوب سیاست نگاه به شرق و تلاش برای گسترش روابط با قدرتهای نوظهور اوراسیایی معنا پیدا میکرد. تحولات اخیر اما پرسش متفاوتی را پیش روی سیاست خارجی ایران قرار داده است: عضویت در نهادهایی مانند شانگهای تا چه اندازه میتواند در شرایط افزایش فشار آمریکا و همپیمانانش، به تقویت قدرت مانور سیاسی و تقویت همکاریهای اقتصادی کشور کمک کند؟ این پرسش بویژه پس از تجربه جنگ تحمیلی اخیر اهمیت بیشتری پیدا کرده است. یکی از ویژگیهای منازعات امروز، آن است که مرز میان امنیت و اقتصاد بیش از گذشته کمرنگ شده است. تجربه روسیه پس از جنگ اوکراین نیز نشان داد تحریم بانکها، محدودیت دسترسی به فناوری و سرمایه، انسداد داراییها و تحریمهای ثانویه میتواند به اندازه ابزارهای سنتی قدرت در محاسبات امنیت ملی کشورها اهمیت پیدا کند. ایران البته سابقهای بسیار طولانیتر در مواجهه با تحریم دارد، اما شرایط جدید بار دیگر نشان داده است که کاهش آسیبپذیری اقتصادی باید بخشی از راهبرد امنیت ملی کشور باشد. یکی از اصلیترین ابزارهای سیاستهای فشار حداکثری و یکجانبهگرایی، استفاده از ابزار انزوا و قطع پیوند کشورهای هدف از بدنه اصلی مدیریت جهانی است. با این حال، عضویت ایران در شانگهای، این استراتژی را با چالشی بنیادین روبرو کرده است. ایران با حضور در این سازمان، از دایرهای که توسط قدرتهای غربی تعریف شده فراتر رفته و خود را در قالب ساختاری قرار داده است که از نظر جمعیت، وسعت جغرافیایی و منابع طبیعی، بخش عظیمی از جهان را نمایندگی میکند. این حضور نشان میدهد که هیچ قدرت واحدی نمیتواند به تنهایی مسیر آینده جهان را بدون توجه به بازیگران کلیدی آسیا تعیین کند. یکجانبهگرایی تنها به معنای تسلط نظامی نیست، بلکه شامل تسلط بر قواعد بازی در حوزههای مالی، امنیتی و حقوقی نیز میشود. سازمان همکاری شانگهای با ایجاد ساختارهای جایگزین، در حال تغییر ماهیت قواعد بینالملل است. حضور ایران در این سازمان، به معنای مشارکت در تدوین قواعدی است که برخلاف رویکردهای تکقطبی، بر اصل احترام متقابل و عدم مداخله در امور داخلی تأکید دارند. این سازمان با ایجاد توازن میان قدرتهای بزرگ آسیایی (مانند چین و روسیه) و سایر اعضا، بستری را فراهم میکند که در آن، تصمیمات جهانی دیگر تنها در اتاقهای کارl واشنگتن یا بروکسل گرفته نمیشود. در حوزه امنیت، سالهاست که رویکرد یکجانبهگرایانه بر پایه مداخلات نظامی و تغییر رژیمها، ثبات را در بسیاری از مناطق جهان از بین برده است. سازمان شانگهای با تمرکز بر امنیت جمعی و همکاری در قالب ساختار «RATS» (ساختار منطقهای ضدتروریسم)، رویکردی متفاوت را پیشنهاد میدهد؛ رویکردی که بر مدیریت بحرانها از طریق دیپلماسی و همکاریهای اطلاعاتی میان اعضا استوار است، نه بر پایه مداخلههای فرامرزی که خود عامل بیثباتی هستند. ایران با پیوستن به این ساختار، از ظرفیت آن برای پیشبرد امنیت منطقهای از طریق همکاریهای مبتنی بر منافع مشترک استفاده خواهد کرد.