صفحه اول
رستم مرتضایی- دولت آمریکا با اعلام مرحله تازهای از فشار اقتصادی بر علیه ایران گام در میدان پرچالشی گذارده که می توان از آن به عنوان «جنگ جهانی اقتصادی» یاد کرد؛ مرحلهای که دیگر صرفاً «فشار حداکثری» نام ندارد و واشنگتن آن را با تعابیری چون «Economic D-Day» و «جنگ اقتصادی» معرفی کرده است. بسنت وزیر خزانه داری آمریکا اعلام کرده واشنگتن قصد دارد تمام شریانهای اقتصادی باقیمانده ایران را قطع کند و به کشورهایی که همچنان با تهران تجارت میکنند هشدار داده که در صورت ادامه این روابط، با تبعات اقتصادی و تحریمهای ثانویه آمریکا مواجه خواهند شد. در بسته جدید نیز حدود ۶۰ فرد و نهاد مرتبط با ایران هدف قرار گرفتهاند، هرچند واشنگتن فعلاً از هدفگیری برخی نهادهای مالی از جمله بانکهای بزرگ چینی خودداری کرده است. موفقیت کارزار اقتصادی تازه دونالد ترامپ علیه ایران تا حد زیادی به همکاری چین بستگی دارد. چین بزرگترین خریدار نفت ایران است، اما تاکنون نشانهای از همراهی با درخواست واشنگتن نشان نداده است. پس از اعلام آغاز جنگ اقتصادی علیه ایران، پکن در چند نوبت بر مخالفت با چنین راهبردی و همچنین عدم همراهی با سیاستهای ضد ایرانی ترامپ، تاکید کردهاست. پس از درخواست تازه اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا برای همراهی چین با سیاستهای ضدایرانی کاخسفید، لین جیان، سخنگوی وزارت امورخارجه چین روز دوشنبه در تازهترین موضعگیری خود دراین زمینه، به نکات مهمی اشاره کرد:تحریم و اعمال فشار، کمکی به حل مسائل نمیکند.رویکرد واشنگتن تنها سبب تشدید تنشها خواهد شد.این راهبرد در راستای منافع هیچیک از طرفها نیست.پکن از همه طرفها میخواهد خویشتنداری و عقلانیت خود را حفظ و از اقداماتی که میتواند به آسیب به روند توسعه اقتصاد جهانی و بیثباتی مالی منجر شود، خودداری کنند.پکن برای حفاظت از حقوق و منافع مشروع خود، اقدامهای ضروری را اتخاذ خواهد کرد. دونالد ترامپ پس از شش ماه جنگ با ایران با مشکل اعتبار روبهروست؛ زیرا تهدیدهای تند او بارها با ادعای نزدیک بودن صلح یا پیروزی عملی نشدهاند و اکنون متحدان و دشمنان آمریکا در عملیشدن وعده «شدیدترین عملیات اقتصادی» تردید دارند. آزمون اصلی این است که آیا تهدید تازه ترامپ به سیاستی اجرایی تبدیل میشود یا تنها در حد یک تیتر باقی میماند.هیچ رئیسجمهوری در آمریکا تاکنون تحریم خریداران نفت ایران در چین را از پالایشگاههای مستقل به شرکتهای دولتی گسترش نداده و امارات متحده عربی را نیز به تعطیل کردن شبکه مالی ایران وادار نکرده است.امارات پیشاپیش اعلام کرده است که تمامی مبادلات تجاری و مالی با ایران تا اطلاع ثانوی متوقف شدهاند. اگر این تصمیم عملاً اجرا شود، ممکن است حتی از محاصره دریایی آمریکا نیز مؤثرتر باشد؛ زیرا به ادعای مقاله، تا ۸۰ درصد از ورود ارز خارجی به ایران، حدود یکسوم واردات این کشور و بخش مهمی از سازوکارهای دورزدن تحریمها به شبکههای مستقر در امارات وابستهاند. ایران در این معادله، موضوع مناقشه نیست؛ میدان آزمون آن است. دعوای اصلی، زورآزمایی قدرت اقتصادی اول و دوم جهان بر سر این است که چه کسی حق دارد قواعد مناسبات اقتصادی جهان را تعیین کند. اگر چین در این آزمون عقبنشینی کند، کوچکترین خسارت آن محروم شدن ازخرید نفت ایران خواهد بود. لطمه اعتباری ناشی از تثبیت یک الگوی جدید از اعمال قدرت اقتصادی آمریکا،خسارت بسیار مهمی است که هویت سیاسی و اقتصادی چین را با چالش جدی روبرو خواهد کرد. اگر پکن بتواند در برابر اقدامات تحریمی یکجانبه آمریکا مقاومت حقوقی و اقتصادی ایجاد کند ضمن دفاع از اعتبار سیاسی خود،یکی از پایههای مهم نظم اقتصادی چندقطبی را تقویت خواهد کرد.