روزنامه کائنات
2

سیاست

1405 سه‌شنبه 3 شهريور - شماره 5133

«وفاق»؛ راهبرد آینده‌نگر پزشکیان برای پساجنگ

پیام صریح و جدی آقای رئیس‌جمهور این بود که نباید به ارائه مشورت و هدایت و توصیه در جلسات محدود ماند؛ بلکه هدف اصلی دولت، مشارکت فعال نخبگان در اجراست. رئیس‌جمهور تأکید داشتند که کشور در شرایط ویژه‌ای از نظر جنگی و فشارهای اقتصادی قرار دارد و در چنین وضعیتی، نباید از بیرون گود نظاره‌گر بود. او از حاضران خواست تا برای اجرای طرح‌های خود پیش‌قدم شوند و اعلام کردند که دولت آمادگی کامل برای حمایت از این اقدامات و واگذاری مسئولیت اجرا به خود نخبگان را دارد.»

  از پاییز ۱۴۰۴ تاکنون ایران، حوادث سیاسی متعددی را از سر گذرانده است که از جمله پردامنه ترین حوادث این برهه جنگ تحمیلی سوم بود و در طی این مدت دولت چهاردهم - به گواه بسیاری از ناظران و تحلیلگران- توانست، از ایده وفاق برای هم‌افزایی «میدان و دیپلماسی» بهره گیرد و وفاق که روزی با چشم‌انداز نسبی امتزاج افق دولت و سایر ارکان حاکمیت پی‌ریزی شده بود، در طی سیر دیالکتیکی خود تضمین «امنیت ملی» را به عنوان محصول مشترک همکاری تنگاتنگ «میدان» و «دیپلماسی» به ارمغان آورد. این آورده تاکنون بالاترین سطح وفاق به شمار می‌رود و کنترل تنگه هرمز و یادداشت‌تفاهم اسلام‌آباد از جلوه‌های درخشان آن هستند.
وفاق که روزی با چشم‌انداز نسبی امتزاج افق دولت و سایر ارکان حاکمیت پی‌ریزی شده بود، در طی سیر دیالکتیکی خود تضمین «امنیت ملی» را به عنوان محصول مشترک «میدان» و «دیپلماسی» به ارمغان آورد.
پس از قبض و بسط‌های متعدد این ایام حادثه خیز، مسعود پزشکیان بار دیگر نشستی با جمعی از فعالان حزبی و شخصیت‌های سیاسی برگزار کرد. هر چند در طی این مدت وفاق توانست دستاوردهای چشمگیرتری نسبت به اهداف اولیه بدست آورد اما رئیس‌جمهور ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ بار دیگر با تأکید بر ضرورت حفظ انسجام ملی و میدان دادن به همه ظرفیت‌های سیاسی و اجتماعی کشور، گفت: «نقشه دشمن برای فروپاشی کشور دیگر صرفا نظامی نیست و آنها بر ایجاد اختلاف از درون حساب باز کرده‌اند؛ بنابراین همه جریان‌های سیاسی باید با کنار گذاشتن منیت‌ها و اختلافات، در مسیر حل مسائل مردم به میدان بیایند.» 
به نظر می‌رسد این اظهارات رئیس‌جمهور حاکی از راهبرد آینده‌نگر وی برای پساجنگ است زیرا اولویت اصلی کشور در این دوره حول دو محور «حفظ انسجام ملی» و «بازسازی زیرساخت های کشور» است و هر دو امر مستلزم پیشگیری از اختلاف‌نظر سیاسی و میدان دادن به متخصصان طیف‌های سیاسی مختلف است.
محمد عطریانفر عضو شورای مرکزی کارگزاران سازندگی درباره پیام کلیدی رئیس‌جمهور در نشست اخیر گفته است: «پیام صریح و جدی آقای رئیس‌جمهور این بود که نباید به ارائه مشورت و هدایت و توصیه در جلسات محدود ماند؛ بلکه هدف اصلی دولت، مشارکت فعال نخبگان در اجراست. رئیس‌جمهور تأکید داشتند که کشور در شرایط ویژه‌ای از نظر جنگی و فشارهای اقتصادی قرار دارد و در چنین وضعیتی، نباید از بیرون گود نظاره‌گر بود. او از حاضران خواست تا برای اجرای طرح‌های خود پیش‌قدم شوند و اعلام کردند که دولت آمادگی کامل برای حمایت از این اقدامات و واگذاری مسئولیت اجرا به خود نخبگان را دارد.» 
وقتی وفاق از پشت درهای بسته وارد عرصه خیابان و میدان می‌شود
هنگامی که سخن از وفاق به میان می‌آید ممکن است در بدو امر این راهبرد صرفا در راستای هم‌افزایی نیروهای سیاسی تلقی شود اما دولت چهاردهم تلاش کرد تا آن را به متن جامعه نیز بیاورد و بیانیه دولت چهاردهم درباره جانباختگان حوادث دی ماه ۱۴۰۴ برجسته‌ترین شاهد مثال آن است. در آن برهه حساس دشمنان تلاش کردند با موج‌سواری بر برخی گسل‌های جامعه، بخشی از مردم را در برابر مسئولان قرار دهند اما رئیس‌جمهور در حالی که برخی از مصلحان اجتماعی، کنج عزلت را بر درمان این درد ارجح می‌دانستند، شجاعانه از «طبابت اجتماعی» سخن گفت، کلید واژه‌ای که در کوران حوادث آن دوران مهجور ماند.
وی در اختتامیه جشنواره فارابی با تاکید بر اینکه «ذهنیت موجود در جامعه ما زخم برداشته است» تاکید کرد: «اینکه چه راه‌حلی برای درمان این زخم وجود دارد، به این باز می گردد که اساتید، دانشجویان، بزرگان دین و باور، برای آن مرهمی تعریف کنند. اگر ما این زخم را تبدیل به مرگ کنیم، یعنی طبابت اجتماعی بلد نیستیم و نمی‌دانیم با یک بیماری و زخم چگونه باید برخورد کرد.» 
دولت چهاردهم پیش و پس از آن دوران تلاش کرده است تا با پرهیز از ادبیات و روش‌های آزموده شده و ناکارآمد ادوار پیشین، در عرصه نظر و عمل مسیر دیگری را برای گفت و گو و تعامل دوطرفه با اقشار مختلف جامعه و اندیشه ورزان منتقد ترسیم کند تا از این رهگذر امکان ترمیم گسست‌های پیشین فراهم شود و وفاق از پشت درهای بسته سیاست‌ورزی به لایه‌های جامعه بیاید. در آن زمان خبرگزاری جمهوری اسلامی در قالب گزارشی به بخش‌هایی از این تلاش‌ها پرداخت.
«تبعیض مثبت» چگونه در بطن «وفاق» مستتر است؟
در ایام کارزار انتخاباتی ریاست‌جمهوری کلید واژه‌ای که در کنار «وفاق» توجه تحلیلگران را به خود جلب کرد، «تبعیض مثبت» بود. ایده تبعیض مثبت معمولا در سه سطح کلی مشارکت زنان، مذاهب و اقوام در اداره امور کشور صورت‌بندی می‌شود و به معنای اتخاذ سیاست‌ها و اقدامات خاصی است که هدف آن‌ها جبران نابرابری‌ها و تبعیض‌های گذشته است که بر علیه گروه‌های خاصی اعمال شده‌ است. البته «تبعیض مثبت» به معنای کسب امتیاز ویژه به صرف تعلق به یک جنسیت، مذهب یا قومیت نیست بلکه پس از احراز شایستگی‌های مورد نیاز جهت تصدی یک تخصص، به قومیت، جنسیت و ... نیز ضریب محدودی داده می‌شود تا تبعیض‌های پیشین برطرف شود.
ایده «تبعیض مثبت» معمولا در سه سطح کلی مشارکت زنان، مذاهب و اقوام در اداره امور کشور صورت‌بندی می‌شود و به معنای اتخاذ سیاست‌هایی است که هدف آن‌ها جبران نابرابری‌ها گذشته است.
با اینکه استعمال این اصطلاح در ادبیات سیاسی کشور مسبوق به سابقه است اما در کارزار انتخاباتی پزشکیان، محمدجواد ظریف رئیس شورای راهبری دولت چهاردهم بار دیگر آن را بر سر زبان‌ها انداخت. هر چند در بادی امر به نظر می‌رسید دولت پزشکیان برای تحقق این وعده راه طولانی در پیش دارد اما با اندکی تامل میان دو مفهوم «تبعیض مثبت» و «وفاق» می‌توان میان آنها نسبت «جزء و کل» برقرار کرد.
زیرا دال مرکزی ایده وفاق، هم‌افزایی میان ارکان سیاسی کشور می‌باشد اما این هم‌افزایی مبتنی بر انتخاب نخبگان همه طیف‌های سیاسی است تا متغیر سلایق جناحی در گزینش کارگزاران دخیل نشود. کارکرد تبعیض مثبت نیز انتخاب شایستگانی است که به عللی مانند جنسیت و قومیت از مشارکت در اداره امور کشور باز مانده‌اند. بدیهی است زمانی که قید جنسیت و قومیت در انتخاب فرد متخصص کنار برود، گرایش جناحی وی نیز در حاشیه قرار می‌گیرد و می‌تواند وارد پروسه احراز صلاحیت کاندیداهای کسب جایگاه مدیریتی قرار گیرد.
«وفاق» در راستای تحقق راهبردهای رهبر شهید انقلاب
مسعود پزشکیان در مناظره انتخاباتی خود با سعید جلیلی که ۱۱ تیر ۱۴۰۳ برگزار کرد در دفاع از حق قومیت‌ها و اهل تسنن به صراحت اعلام کرده بود: «مشکل مجریانی هستند که باید اراده داشته باشند و مسئولینی که بالا نشستند، عزم و اراده برای حل این مشکل داشته باشند، یک سفره‌ای برای خودشان، یک سفره‌ای برای مردم طور دیگر پهن نکنند، آدم‌های خودشان را استخدام نکنند، آدم‌هایی که آدم ندارند، آشنا ندارند، جزو حزب و دسته و گروه نیستند اصلا در هیچ جایی جایگاهی نداشته باشند اگر جزو یک مثلا یک مذهبی اند مثلا سنی اند مثلا کرد هستند و عرب هستند پستی به آن‌ها ندهیم.»
چند ماه بعد و پس از انتصاب مدیران کرد، بلوچ و اهل تسنن در دولت «وفاق ملی» حجت‌الاسلام محمود علوی، دستیار ویژه رییس‌جمهور و رئیس شورای اقوام، مذاهب و ادیان ۱ اسفند ۱۴۰۳ در تحلیل علت اهتمام رئیس‌جمهور به این راهبرد اعلام کرد: «سیاست دولت آقای پزشکیان فراهم کردن بستر برای حضور بیشتر نخبگان اهل سنت در مسئولیت‌ها است که همسو راهبردهای نظام جمهوری اسلامی ایران است چرا که پیشتاز این حرکت رهبر معظم انقلاب اسلامی است.»
علوی، دستیار رییس‌جمهور: سیاست دولت آقای پزشکیان فراهم کردن بستر برای حضور بیشتر نخبگان اهل سنت است چرا که پیشتاز این حرکت رهبر معظم انقلاب اسلامی است.
پزشکیان در این مسیر هنگامی که با مخالفت اهالی بهارستان برای استعفای عبدالکریم حسین‌زاده برای تصدی معاونت امور توسعه روستایی و مناطق محروم ریاست‌جمهوری مواجه شد، از خواسته خود عقب‌نشینی نکرد و سرانجام حسین‌زاده در پی پافشاری رئیس‌جمهور به دولت وی پیوست.
در میان استانداران نیز آرش زره‌تن لهونی اولین هم وطن کرد و اهل تسنن است که توانسته بر صندلی استانداری کردستان بنشیند، وی پس از تصدی این سمت سودابه ضرغام‌نژاد را به عنوان نخستین فرماندار زن کردستان منصوب کرد. همچنین محمدرضا موالی‌زاده، استاندار خوزستان نیز اولین هم‌وطن عرب زبان است که به این جایگاه رسیده است.

ارسال دیدگاه شما

عنوان صفحه‌ها
30 شماره آخر
بالای صفحه