صفحه اول
ژنو امروز تنها محل گفتوگو نیست؛ صحنه تقابل راهبردهاست. عباس عراقچی با «ابتکارهای واقعی» وارد دور تازه مذاکرات با آمریکا شده و همزمان، سیگنالهای تهدیدآمیز از سوی دونالد ترامپ درباره حمایت از اقدام نظامی اسرائیل، فضای دیپلماسی را تحتالشعاع قرار داده است. چشم ما به ژنو است و عقربههای ساعت هم به وقت دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا تنظیم شده است. عباس عراقچی وزیر خارجه کشورمان امروز به سوئیس رفت و همان ابتدای کار هم تاکید کرد که اگرچه با ابتکار عملهای واقعی این سفر را آغاز کرده، اما تسلیم در برابر تهدید در دستور کار نیست. ورود عراقچی به ژنو، اما با یک شوک اطلاعاتی از سوی رسانههای آمریکایی همزمان شد. افشای سناریوی ترامپ برای حمایت از حمله اسرائیل به توانمندی موشکی ایران در صورت شکست مذاکرات، نشان میدهد که این بار در ژنو، نه سخن از چند و، چون برنامه هستهای ایران، بلکه سخن از «تغییر نقشه قدرت در خاورمیانه» است. گزارش سیبیاسنیوز مبنی بر مذاکرات داخلی پنتاگون برای حمایت از دور جدید حملات اسرائیل، به وضوح نشاندهنده یک اولتیماتوم نظامی در پوشش دیپلماتیک است. ترامپ با این سیگنال، به دنبال آن است که به تیم مذاکرهکننده ایران القا کند که عدم توافق به معنای بازگشت به وضعیت «نه جنگ و نه صلح» نیست، بلکه به معنای عبور از خط قرمزهای سنتی و هدف قرار دادن ستون فقرات بازدارندگی ایران یعنی برنامه موشکهای بالستیک است. این یک دیپلماسی اجبارآمیز است که در آن، میز مذاکره تنها راه فرار از یک برخورد سخت نظامی ترسیم شده است. عباس عراقچی، به عنوان یک چهره کارکشته در لایه اول دیپلماسی ایران، اکنون با پیچیدهترین ماموریت دوران کاری خود روبروست. او در ژنو باید از میان دو تیغه قیچی عبور کند؛ از یک سو فشار خردکننده تحریمها که اقتصاد را به گروگان گرفته و از سوی دیگر، تقاضای واشنگتن برای محدود کردن توان موشکی که تهران آن را یک خط قرمز جدی قلمداد میکند. حضور عراقچی در ژنو نشاندهنده این است که تهران همچنان به دنبال یک «خروجی آبرومندانه» است، اما تهدیدات اخیر ترامپ، فضای مانور دیپلماتیک را به شدت منقبض کرده است. تحرکات اخیر در پنتاگون و گفتوگوهای فشرده با سران نظامی اسرائیل، فراتر از یک بلوف رسانهای به نظر میرسد. گویی ترامپ برخلاف دوره اول ریاستجمهوری خود، این بار به دنبال تغییر قواعد بازی است. هدف قرار دادن زاغههای موشکی و مراکز فرماندهی، سناریویی است که واشنگتن به عنوان «بهای شکست مذاکرات» به رخ تهران میکشد. این آرایش نظامی در واقع پیوست غیررسمی بستهی پیشنهادی است که روی میز عراقچی قرار داده شده؛ توافقی که این بار نه فقط سانتریفیوژها، بلکه برد موشکها را هم هدف گرفته است. مذاکرات جاری در ژنو، نقطه عطف تاریخ معاصر ایران خواهد بود. اگر عراقچی بتواند با تکیه بر «صبر استراتژیک» و ارائه یک فرمول میانی، سایه جنگ را دور کند، ترامپ به عنوان «معاملهگر بزرگ» معرفی خواهد شد. اما اگر اصرار واشنگتن بر محدودیت موشکی با بنبست روبهرو شود، چراغ سبز به نتانیاهو میتواند به معنای پایان عصر دیپلماسی و آغاز عصر «برخورد مستقیم» باشد. ژنو امروز نه یک نشست دیپلماتیک، بلکه لبهی پرتگاهی است که یک سوی آن توافقی تاریخی و سوی دیگر آن، غرش موشکها در پهنهی خاورمیانه قرار دارد. در واقع ترامپ با استفاده از اهرم اسرائیل، هزینه رد کردن پیشنهاد آمریکا را به بالاترین سطح ممکن رسانده است. عراقچی در ژنو با واقعیتی عریان روبروست؛ این بار، امضای او یا زیر یک معاملهی تلخ و سنگین خواهد بود، یا زیر گزارش پایان دیپلماسی.