روزنامه کائنات
1

صفحه اول

1405 سه‌شنبه 5 آبان - شماره 5177

سر مقاله

نشست تهران؛ فرصتی برای شکل‌گیری نظم امنیتی در منطقه

   نشست چهارجانبه تهران میان ایران، عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان را باید فراتر از یک دیدار دیپلماتیک در شرایط بحرانی منطقه ارزیابی کرد. اهمیت این نشست در آن است که بار دیگر این پرسش اساسی را پیش روی کشورهای منطقه قرار می‌دهد: آیا امنیت خاورمیانه باید همچنان به اراده، پایگاه‌های نظامی و محاسبات قدرت‌های فرامنطقه‌ای وابسته بماند، یا کشورهای این منطقه می‌توانند با تکیه بر ظرفیت‌های خود، نظمی مشترک برای حفظ صلح و ثبات ایجاد کنند؟
در شرایطی که خطر ازسرگیری درگیری میان ایران، آمریکا و اسرائیل همچنان یکی از نگرانی‌های اصلی منطقه است، گفت‌وگوی مستقیم میان بازیگران مهم غرب آسیا می‌تواند فرصتی برای فاصله گرفتن از چرخه تهدید، مسابقه تسلیحاتی و مداخله خارجی باشد. گزارش‌های منتشرشده نیز نشان می‌دهد که کاهش تنش‌ها و تقویت امنیت منطقه‌ای از محورهای اصلی رایزنی‌های تهران است. 
تجربه چند دهه گذشته خاورمیانه نشان داده است که افزایش حضور نظامی قدرت‌های خارجی لزوماً به افزایش امنیت منجر نمی‌شود. پایگاه‌های نظامی، پیمان‌های امنیتی وابسته به بازیگران بیرونی و رقابت قدرت‌های جهانی، در بسیاری از مقاطع نه‌تنها اختلافات منطقه‌ای را حل نکرده‌اند، بلکه زمینه پیوند خوردن بحران‌های محلی با رقابت‌های بزرگ‌تر را نیز فراهم آورده‌اند.
مسئله صرفاً حضور نظامی خارجی نیست؛ مسئله آن است که چه کسی درباره امنیت منطقه تصمیم می‌گیرد و هزینه تصمیم‌های او را چه کسانی می‌پردازند. هنگامی که محاسبات واشنگتن یا دیگر پایتخت‌های خارج از منطقه بر معادلات امنیتی خلیج فارس، شامات و غرب آسیا سایه می‌اندازد، منافع و نگرانی‌های کشورهای منطقه ممکن است به حاشیه رانده شود.
البته خروج نیروهای خارجی، به‌تنهایی، صلح را تضمین نمی‌کند. اگر رقابت‌های منطقه‌ای، بی‌اعتمادی‌های انباشته و اختلافات حل‌نشده پابرجا بمانند، خلأ امنیتی می‌تواند به میدان رقابت تازه‌ای تبدیل شود. از همین رو، امنیت درون‌زا به معنای صرفاً مخالفت با حضور خارجی نیست؛ به معنای ساختن ظرفیت‌های سیاسی، دیپلماتیک و دفاعی لازم برای تأمین امنیت به دست خود کشورهای منطقه است.
ایران، عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، با وجود تفاوت در سیاست‌ها، اولویت‌ها و برداشت‌های امنیتی، از ظرفیت‌های مهمی برای اثرگذاری بر تحولات منطقه برخوردارند. ایران در معادلات خلیج فارس و غرب آسیا بازیگری تعیین‌کننده است؛ عربستان در امنیت خلیج فارس و بازار انرژی نقش محوری دارد؛ ترکیه از موقعیت ژئوپلیتیکی و ظرفیت‌های سیاسی و نظامی قابل‌توجهی برخوردار است؛ و پاکستان می‌تواند از روابط خود با بازیگران مختلف برای تسهیل گفت‌وگو بهره بگیرد.
اهمیت گردهم آمدن این کشورها در تهران، در صورتی که به یک روند پایدار تبدیل شود، آن است که امکان گفت‌وگو درباره امنیت را میان بازیگرانی فراهم می‌کند که نمی‌توان هیچ معماری فراگیر منطقه‌ای را بدون در نظر گرفتن منافع و نگرانی‌هایشان طراحی کرد.
با این حال، نباید از اهمیت این نشست نتیجه گرفت که اختلافات تاریخی و راهبردی این کشورها برطرف شده یا توافقی جامع شکل گرفته است. ارزش واقعی ابتکار تهران در این است که آیا می‌تواند گفت‌وگو را از سطح تماس‌های مقطعی به سطح همکاری‌های قابل‌سنجش و مستمر ارتقا دهد یا خیر.
برای آنکه ایده امنیت منطقه‌ای به شعاری سیاسی محدود نماند، لازم است به مجموعه‌ای از اقدامات عملی تبدیل شود:
نخست؛ ایجاد سازوکار دائمی گفت‌وگوهای امنیتی. ارتباط منظم میان نهادهای مسئول امنیت ملی، وزارتخانه‌های خارجه و دستگاه‌های نظامی کشورهای منطقه می‌تواند از سوءبرداشت‌ها بکاهد و امکان مدیریت بحران پیش از تبدیل شدن آن به درگیری را فراهم کند.
دوم؛ تعهد متقابل به احترام به حاکمیت ملی و تمامیت ارضی. هیچ نظم امنیتی پایداری بدون پذیرش این اصل شکل نمی‌گیرد که امنیت یک کشور نباید به بهای ناامنی همسایگان آن تأمین شود. این تعهد باید شامل پرهیز از تهدید، مداخله بی‌ثبات‌کننده و استفاده از خاک یا امکانات کشورها برای اقدام علیه دیگر کشورهای منطقه باشد.
سوم؛ طراحی سازوکار پیشگیری از درگیری. ایجاد خطوط تماس اضطراری، اطلاع‌رسانی درباره تحرکات حساس، همکاری برای جلوگیری از حوادث ناخواسته و توافق بر سر شیوه‌های مدیریت بحران می‌تواند خطر محاسبه اشتباه و گسترش ناخواسته درگیری‌ها را کاهش دهد.
چهارم؛ تأمین امنیت مشترک آبراه‌ها و زیرساخت‌های حیاتی. امنیت تنگه هرمز، مسیرهای انتقال انرژی، بنادر و تأسیسات حیاتی تنها موضوعی نظامی نیست؛ با اقتصاد، تجارت جهانی و معیشت مردم ارتباط مستقیم دارد. همکاری کشورهای منطقه برای جلوگیری از تهدید کشتیرانی و حفاظت از زیرساخت‌های غیرنظامی می‌تواند به یکی از آزمون‌های عملی امنیت درون‌زا تبدیل شود.
پنجم؛ پرهیز از تبدیل همکاری منطقه‌ای به ائتلافی علیه کشور دیگر. امنیت درون‌زا زمانی معنا پیدا می‌کند که به جای بازتولید بلوک‌بندی‌های رقیب، امکان مشارکت تدریجی همه کشورهای مؤثر منطقه را فراهم کند. اگر یک سازوکار تازه به ابزاری برای محاصره یا تهدید بازیگری دیگر تبدیل شود، همان منطق رقابت امنیتی را بازتولید خواهد کرد که قرار است از آن عبور کند.

ارسال دیدگاه شما

عنوان صفحه‌ها
30 شماره آخر
بالای صفحه