روزنامه کائنات
5

گزارش

1405 يکشنبه 3 آبان - شماره 5175

کائنات سناریوهای پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا را بررسی می کند

فرصت مخالفان برای مهار قدرت ترامپ

   محسن فراهانی - انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در سوم نوامبر ۲۰۲۶، فقط رقابتی برای تعیین ترکیب کنگره نیست؛ این انتخابات به آزمونی برای سنجش حمایت عمومی از دونالد ترامپ، میزان نفوذ او بر حزب جمهوری‌خواه و توان نهادهای سیاسی آمریکا برای محدود کردن قدرت رئیس‌جمهور تبدیل شده است. در این انتخابات، تمام ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و ۳۵ کرسی از ۱۰۰ کرسی سنا به رأی گذاشته می‌شود؛ انتخاباتی که نتیجه آن می‌تواند مسیر دو سال پایانی ریاست‌جمهوری ترامپ را تغییر دهد و از هم‌اکنون بر رقابت‌های انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ سایه انداخته است. 
پرسش محوری این است: اگر دموکرات‌ها بتوانند اکثریت یک یا هر دو مجلس کنگره را به دست آورند، چه اتفاقی برای ترامپ و برنامه‌های سیاسی او خواهد افتاد؟ آیا چنین نتیجه‌ای به معنای آغاز پایان ریاست‌جمهوری او خواهد بود یا صرفاً دوره‌ای از کشمکش‌های شدیدتر میان کاخ سفید و کنگره را رقم می‌زند؟
پاسخ به این پرسش به یک نکته اساسی وابسته است: پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات میان‌دوره‌ای، به‌خودی‌خود ترامپ را از قدرت برکنار نمی‌کند؛ اما می‌تواند هزینه سیاسی و نهادی تصمیم‌های او را افزایش دهد، نظارت بر دولت را تشدید کند و فضای سیاسی آمریکا را برای دو سال پایانی دوره ریاست‌جمهوری او دگرگون سازد.
چرا انتخابات ۲۰۲۶ برای ترامپ اهمیت ویژه‌ای دارد؟
انتخابات میان‌دوره‌ای معمولاً نخستین فرصت گسترده رأی‌دهندگان برای ارزیابی عملکرد رئیس‌جمهوری است که دو سال از دوره چهارساله خود را پشت سر گذاشته است. برخلاف انتخابات ریاست‌جمهوری، در این رقابت‌ها رئیس‌جمهور مستقیماً انتخاب نمی‌شود؛ اما نتیجه آن می‌تواند نشان دهد که آیا حزب حاکم همچنان از حمایت کافی برای پیشبرد برنامه‌های خود برخوردار است یا بخشی از سرمایه سیاسی‌اش را از دست داده است.
در انتخابات سال ۲۰۲۴، جمهوری‌خواهان توانستند کاخ سفید و اکثریت هر دو مجلس کنگره را در اختیار بگیرند. این موقعیت به ترامپ امکان داد برنامه‌های خود را با مقاومت کمتری از سوی کنگره دنبال کند. اکنون انتخابات ۲۰۲۶ مشخص خواهد کرد که این ترکیب قدرت حفظ می‌شود یا مخالفان می‌توانند بخشی از اهرم‌های قانون‌گذاری و نظارتی را از دست جمهوری‌خواهان خارج کنند.
بر اساس گزارش رویترز در ۱۹ اکتبر ۲۰۲۶، دموکرات‌ها برای تصاحب مجلس نمایندگان باید چهار کرسی خالص به دست آورند و برای تغییر اکثریت سنا نیز به چهار کرسی خالص نیاز دارند. دموکرات‌ها در رقابت مجلس نمایندگان از موقعیت مساعدتری برخوردارند، اما رقابت سنا نزدیک‌تر و نتیجه آن نامطمئن‌تر ارزیابی شده است. 
این تفاوت اهمیت زیادی دارد. مجلس نمایندگان و سنا اختیارات یکسانی ندارند و تصاحب هرکدام پیامدهای متفاوتی برای دولت خواهد داشت. ازاین‌رو، عبارت «پیروزی دموکرات‌ها» لزوماً به معنای یک سناریوی واحد نیست؛ ممکن است دموکرات‌ها فقط مجلس نمایندگان را تصاحب کنند، در هر دو مجلس پیروز شوند یا در مجلس نمایندگان اکثریت به دست آورند، اما سنا همچنان در اختیار جمهوری‌خواهان باقی بماند.
سناریوی اول؛ تصاحب مجلس نمایندگان و آغاز فشار نظارتی بر کاخ سفید
محتمل‌ترین سناریویی که در تحلیل‌های پیش از انتخابات مطرح شده، پیروزی دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان است. اگر این اتفاق رخ دهد، نخستین تغییر مهم، انتقال ریاست کمیته‌های کلیدی مجلس و کنترل دستور کار آن‌ها به حزب مخالف خواهد بود.
مجلس نمایندگان نقش مهمی در تصویب قوانین مالیاتی، بودجه‌ای و هزینه‌ای دارد و کمیته‌های آن می‌توانند درباره عملکرد دستگاه‌های اجرایی تحقیق کنند، اسناد بخواهند و مقام‌های دولتی را برای ادای توضیح فرا بخوانند. چنین اختیاراتی می‌تواند دولت ترامپ را در برابر پرسش‌های جدی‌تری درباره تصمیم‌های اقتصادی، هزینه‌کرد منابع عمومی، عملکرد دستگاه‌های اجرایی و سیاست‌های خارجی قرار دهد. 
در این شرایط، دموکرات‌ها احتمالاً تلاش خواهند کرد موضوعاتی را که از نگاه آنان نیازمند شفاف‌سازی است، به دستور کار کمیته‌های مجلس وارد کنند. دامنه این بررسی‌ها می‌تواند از نحوه اجرای سیاست‌های اقتصادی و تعرفه‌ای تا قراردادهای دولتی، تعارض منافع احتمالی و تصمیم‌های دولت در حوزه امنیت ملی گسترش یابد.
البته آغاز تحقیق به معنای اثبات تخلف نیست. نتیجه تحقیقات به کیفیت اسناد، شهادت افراد، اختیارات قانونی کمیته‌ها و امکان دسترسی به اطلاعات بستگی خواهد داشت. دولت نیز می‌تواند در مواردی درباره محرمانگی اسناد، امتیازهای قانونی رئیس‌جمهور یا حدود اختیارات کنگره مناقشه کند؛ اختلاف‌هایی که ممکن است به دادگاه‌ها کشیده شوند. با این همه، حتی تحقیقاتی که به نتیجه حقوقی فوری نمی‌رسند، می‌توانند آثار سیاسی داشته باشند. جلسات علنی، انتشار اسناد و شهادت مقام‌ها ممکن است روایت دولت از عملکرد خود را با چالش مواجه کند و موضوعاتی را که پیش‌تر در حاشیه قرار داشتند، به مسئله اصلی افکار عمومی تبدیل سازد.
از سوی دیگر، جمهوری‌خواهان نیز تلاش خواهند کرد این تحقیقات را سیاسی یا بی‌ثمر جلوه دهند. در نتیجه، مجلس نمایندگان می‌تواند به صحنه‌ای برای رقابت بر سر اعتبار سیاسی، تفسیر عملکرد دولت و جلب حمایت رأی‌دهندگان تبدیل شود.
سناریوی دوم؛ اگر دموکرات‌ها سنا را نیز به دست آورند
تصاحب هم‌زمان مجلس نمایندگان و سنا، از نظر نهادی برای دولت ترامپ دشوارتر خواهد بود. در این حالت، دموکرات‌ها نه‌تنها بر بخش مهمی از دستور کار قانون‌گذاری و نظارت کنگره مسلط می‌شوند، بلکه می‌توانند در روند تأیید نامزدهای رئیس‌جمهور برای برخی مناصب مهم نیز نقش تعیین‌کننده‌تری ایفا کنند.
سنا در نظام سیاسی آمریکا اختیار بررسی و تأیید بسیاری از انتصاب‌های مهم ریاست‌جمهوری، از جمله نامزدهای قضایی فدرال و برخی مقام‌های ارشد دولت را دارد. اگر دموکرات‌ها اکثریت این مجلس را در اختیار بگیرند، ممکن است تأیید برخی نامزدهای ترامپ را به تأخیر بیندازند یا با آن‌ها مخالفت کنند. این مسئله به‌ویژه در مورد انتصاب‌های قضایی اهمیت دارد؛ زیرا آثار تصمیم‌های قضایی ممکن است سال‌ها پس از پایان دوره یک رئیس‌جمهور باقی بماند.  بااین‌حال، نباید تصور کرد که تصاحب سنا به معنای امکان متوقف کردن همه انتصاب‌های ترامپ است. میزان اکثریت، قواعد داخلی سنا، نوع انتصاب و موضع اعضای میانه‌رو هر دو حزب در نتیجه نهایی مؤثر خواهد بود. همچنین کنترل هر دو مجلس به دموکرات‌ها امکان می‌دهد طرح‌های قانونی بیشتری را به رأی بگذارند، اما تصویب قانون با اجرایی شدن آن تفاوت دارد. قوانین فدرال معمولاً باید از هر دو مجلس عبور کنند و به تأیید رئیس‌جمهور برسند. ترامپ نیز اختیار وتو دارد؛ اختیاری که لغو آن به رأی دوسوم اعضای حاضر در هر دو مجلس نیاز دارد. بنابراین، حتی اگر دموکرات‌ها در هر دو مجلس پیروز شوند، بدون اکثریت‌های بسیار گسترده یا حمایت شماری از جمهوری‌خواهان، امکان تحمیل همه اولویت‌های خود به کاخ سفید را نخواهند داشت. پیروزی آن‌ها بیشتر به معنای افزایش قدرت چانه‌زنی، دشوارتر شدن تصویب برنامه‌های جدید ترامپ و تقویت نظارت بر دولت خواهد بود.
آیا سومین استیضاح ترامپ محتمل است؟
یکی از بحث‌های مطرح در آستانه انتخابات، احتمال آغاز سومین روند استیضاح ترامپ است. او در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود دو بار استیضاح شد، اما در هیچ‌یک از دو محاکمه سنا به محکومیت و برکناری نینجامید.
اگر دموکرات‌ها مجلس نمایندگان را به دست آورند، از نظر حقوقی امکان آغاز روند تازه استیضاح وجود خواهد داشت. مجلس نمایندگان اختیار طرح و تصویب مواد استیضاح را دارد و برای این کار به اکثریت ساده نیاز است. اما استیضاح با برکناری تفاوت دارد: برای محکومیت رئیس‌جمهور در سنا، رأی دوسوم اعضای حاضر لازم است. 
این تفاوت، مهم‌ترین محدودیت در برابر تلاش احتمالی دموکرات‌هاست. حتی در صورت تصاحب هر دو مجلس، اگر اکثریت لازم برای محکومیت در سنا فراهم نشود، استیضاح به برکناری ترامپ منجر نخواهد شد.
از منظر سیاسی نیز استیضاح تصمیمی پرهزینه است. چنین اقدامی ممکن است پایگاه رأی‌دهندگان دموکرات را بسیج کند و توجه افکار عمومی را به موضوعات مورد اختلاف جلب سازد؛ اما در عین حال، اگر نتواند به نتیجه حقوقی مشخصی برسد، ممکن است از سوی مخالفان به‌عنوان اقدامی حزبی معرفی شود.
به همین دلیل، رهبران دموکرات باید میان فشار بخشی از بدنه حزب برای برخورد حداکثری با ترامپ و ضرورت ارائه شواهد حقوقی معتبر توازن برقرار کنند. در نهایت، احتمال استیضاح به ترکیبی از یافته‌های تحقیقات، تحولات سیاسی، رفتار دولت و محاسبات نمایندگان بستگی دارد؛ نه صرفاً به نتیجه انتخابات.
اقتصاد و بودجه؛ مهم‌ترین اهرم فشار کنگره
یکی از حوزه‌هایی که پیروزی دموکرات‌ها می‌تواند در آن آثار ملموس‌تری داشته باشد، بودجه و تأمین مالی دولت فدرال است. دولت آمریکا برای ادامه بسیاری از فعالیت‌های خود به مجوزهای قانونی و اعتبارات مصوب کنگره نیاز دارد. در نتیجه، اختلاف بر سر بودجه می‌تواند به ابزاری برای چانه‌زنی میان کاخ سفید و مجلس تبدیل شود. اگر دموکرات‌ها مجلس نمایندگان را کنترل کنند، ممکن است در مذاکرات بودجه‌ای خواستار محدودیت‌هایی برای نحوه هزینه‌کرد برخی اعتبارات یا درج شروط نظارتی شوند. این موضوع می‌تواند اجرای بعضی از برنامه‌های دولت را دشوارتر کند یا کاخ سفید را به مذاکره درباره اولویت‌های خود وادار سازد.
مسئله سقف بدهی دولت نیز اهمیت دارد. افزایش سقف بدهی به دولت اجازه می‌دهد تعهدات مالی خود را طبق قوانین موجود تأمین کند؛ اما اختلاف سیاسی بر سر آن می‌تواند به بحران مالی و بی‌ثباتی بازارها منجر شود. رویترز در تحلیل ۱۹ اکتبر خود، مذاکرات بودجه‌ای و سقف بدهی را از مهم‌ترین نقاط اصطکاک احتمالی در سال ۲۰۲۷ دانسته است. 
بااین‌حال، استفاده افراطی از این اهرم می‌تواند برای هر دو حزب هزینه‌ساز باشد. تعطیلی بخشی از دولت فدرال ممکن است خدمات عمومی را مختل کند و حقوق برخی کارکنان را به تأخیر بیندازد. اگر رأی‌دهندگان احساس کنند که یکی از احزاب به‌جای حل مشکلات اقتصادی، در پی ایجاد بحران سیاسی است، ممکن است همان حزب را مسئول پیامدها بدانند.
در چنین شرایطی، نتیجه انتخابات فقط قدرت چانه‌زنی را تغییر نمی‌دهد؛ بلکه مسئولیت سیاسی را نیز جابه‌جا می‌کند. اگر دموکرات‌ها کنترل مجلس را در دست بگیرند، دیگر نمی‌توانند همه مشکلات دولت را صرفاً به جمهوری‌خواهان نسبت دهند و ناچار خواهند بود درباره تصمیم‌های خود نیز پاسخ‌گو باشند.
تعرفه‌ها، مهاجرت و سیاست خارجی؛ آیا ترامپ دست‌بسته می‌شود؟
پیروزی دموکرات‌ها احتمالاً فشار بر برخی از مهم‌ترین سیاست‌های دولت ترامپ، از جمله تعرفه‌های تجاری، مهاجرت و اختیارات اجرایی، را افزایش خواهد داد. بااین‌حال، در این حوزه‌ها باید میان قدرت قانون‌گذاری کنگره و اختیارات اجرایی رئیس‌جمهور تفاوت گذاشت.
در زمینه تعرفه‌ها، کنگره می‌تواند درباره مبانی قانونی، آثار اقتصادی و حدود اختیارات واگذارشده به دولت بحث کند و طرح‌هایی برای تغییر سیاست‌ها ارائه دهد. اما میزان اثرگذاری این اقدامات به قوانین موجود، اختیاراتی که پیش‌تر به رئیس‌جمهور تفویض شده و امکان عبور از وتوی احتمالی بستگی خواهد داشت.
در حوزه مهاجرت نیز کنترل بودجه و نظارت بر عملکرد نهادهای اجرایی می‌تواند ابزار فشار ایجاد کند، اما اجرای بسیاری از سیاست‌ها در اختیار دستگاه‌های اجرایی است. بنابراین، تغییر اکثریت کنگره به‌خودی‌خود به توقف فوری سیاست‌های دولت منجر نمی‌شود.
در سیاست خارجی، محدودیت‌ها پیچیده‌ترند. رئیس‌جمهور آمریکا از اختیارات قابل‌توجهی در اداره روابط خارجی و فرماندهی نیروهای مسلح برخوردار است. کنگره می‌تواند با بررسی عملیات نظامی، نظارت بر هزینه‌ها، تصویب یا رد اعتبارات و استفاده از اختیارات قانونی خود مداخله کند؛ اما اجرای تصمیم‌های محدودکننده ممکن است با وتوی رئیس‌جمهور، اختلاف‌های حقوقی یا موانع سیاسی مواجه شود.
در نتیجه، پیروزی دموکرات‌ها به معنای آن نیست که سیاست خارجی آمریکا ناگهان تغییر خواهد کرد. اثر اصلی ممکن است در افزایش هزینه سیاسی تصمیم‌های یک‌جانبه، تشدید بررسی‌های کنگره و دشوارتر شدن تأمین حمایت سیاسی و مالی برای برخی اقدامات ظاهر شود. تحلیل مؤسسه چتم‌هاوس نیز تأکید می‌کند که حتی با کنترل یک یا هر دو مجلس از سوی دموکرات‌ها، محدودیت‌های ساختاری کنگره می‌تواند مانع تغییرات سریع و گسترده در سیاست‌های دولت شود. 
انتخابات ۲۰۲۶ و سایه رقابت ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸
اهمیت انتخابات میان‌دوره‌ای به دو سال آینده محدود نمی‌شود. نتیجه این رقابت می‌تواند بر آرایش نیروهای سیاسی برای انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ نیز اثر بگذارد. اگر دموکرات‌ها پیروز شوند، احتمالاً این نتیجه را نشانه‌ای از نارضایتی بخشی از رأی‌دهندگان از عملکرد دولت معرفی خواهند کرد. چنین برداشتی می‌تواند به افزایش اعتمادبه‌نفس درون‌حزبی، جذب منابع مالی و تقویت رقابت میان چهره‌های دموکرات برای نامزدی ریاست‌جمهوری منجر شود.
اما یک پیروزی انتخاباتی به‌تنهایی تضمین نمی‌کند که دموکرات‌ها در سال ۲۰۲۸ نیز موفق خواهند شد. آن‌ها باید نشان دهند که علاوه بر مخالفت با ترامپ، برنامه‌ای قابل‌اجرا برای اقتصاد، هزینه زندگی، مهاجرت، خدمات عمومی و سیاست خارجی دارند.  در مقابل، اگر جمهوری‌خواهان اکثریت کنگره را حفظ کنند، ترامپ می‌تواند نتیجه را تأییدی بر ادامه حمایت از برنامه‌های خود معرفی کند. چنین برداشتی ممکن است موقعیت او را در حزب تقویت کند و مخالفان داخلی‌اش را برای فاصله گرفتن از دولت تحت فشار قرار دهد. بااین‌حال، حتی پیروزی جمهوری‌خواهان نیز به معنای رفع همه مشکلات دولت نخواهد بود. اختلافات درون حزب بر سر هزینه‌های عمومی، تعرفه‌ها، سیاست خارجی و سقف بدهی می‌تواند ادامه یابد. بنابراین، انتخابات میان‌دوره‌ای آزمونی برای سنجش توانایی ترامپ در حفظ انسجام ائتلاف سیاسی خود نیز خواهد بود.
مهار ترامپ یا ورود به دوره‌ای از بن‌بست سیاسی؟
اگر دموکرات‌ها در انتخابات سوم نوامبر ۲۰۲۶ پیروز شوند، مهم‌ترین پیامد فوری آن نه برکناری ترامپ، بلکه تغییر توازن قدرت در واشنگتن خواهد بود. کنترل مجلس نمایندگان می‌تواند تحقیقات و نظارت بر دولت را افزایش دهد؛ تصاحب سنا نیز امکان مقاومت در برابر برخی انتصاب‌ها و افزایش فشار بر برنامه‌های دولت را فراهم می‌کند. پیروزی هم‌زمان در هر دو مجلس، قدرت چانه‌زنی دموکرات‌ها را بیشتر خواهد کرد، اما اختیارات اجرایی رئیس‌جمهور، حق وتو و قواعد سنا همچنان محدودیت‌هایی جدی ایجاد می‌کنند. از این منظر، انتخابات میان‌دوره‌ای را باید آزمون توانایی نهادهای سیاسی آمریکا برای اعمال نظارت و ایجاد توازن دانست، نه همه‌پرسی مستقیمی برای پایان دادن به ریاست‌جمهوری ترامپ. دموکرات‌ها ممکن است فرصت تازه‌ای برای بررسی عملکرد دولت، جلوگیری از تصویب بخشی از برنامه‌های آن و طرح جایگزین‌های خود به دست آورند؛ اما تبدیل این فرصت به نتیجه‌ای پایدار، به کیفیت عملکرد آن‌ها و توانایی‌شان در ارائه راه‌حل‌های عملی بستگی دارد.
در نهایت، حتی پیروزی قاطع مخالفان نیز به‌تنهایی تضمین‌کننده تغییر مسیر سیاسی آمریکا نیست. اگر دموکرات‌ها تنها بر مخالفت با ترامپ تمرکز کنند و نتوانند پاسخ روشنی برای مسائل اقتصادی و اجتماعی رأی‌دهندگان ارائه دهند، ممکن است فرصت به‌دست‌آمده را از دست بدهند. در سوی دیگر، اگر ترامپ با کنگره‌ای مخالف روبه‌رو شود، ناچار خواهد بود برای پیشبرد بخشی از برنامه‌های خود بیشتر مذاکره کند یا به اختیارات اجرایی تکیه کند؛ مسیری که خود می‌تواند اختلاف‌های حقوقی و سیاسی تازه‌ای ایجاد کند. پس پرسش تعیین‌کننده این نیست که آیا پیروزی دموکرات‌ها به معنای پایان قدرت ترامپ است؛ پرسش این است که آیا مخالفان او می‌توانند نتیجه انتخابات را به نظارت مؤثر، سیاست‌گذاری مسئولانه و ایجاد توازن پایدارتر در ساختار قدرت تبدیل کنند. پاسخ این پرسش نه فقط بر دو سال پایانی ریاست‌جمهوری ترامپ، بلکه بر مسیر رقابت‌های سیاسی آمریکا در آستانه سال ۲۰۲۸ نیز اثر خواهد گذاشت.
آیا پیروزی دموکرات‌ها به معنای پایان قدرت ترامپ است؟
نه؛ پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات میان‌دوره‌ای لزوماً به معنای پایان قدرت ترامپ نیست، بلکه می‌تواند به معنای آغاز مرحله‌ای تازه از محدودشدن قدرت او باشد. تفاوت مهمی وجود دارد میان باقی‌ماندن در قدرت، توانایی اجرای برنامه‌های سیاسی و برخورداری از آزادی عمل برای پیشبرد آن‌ها.
انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در ۳ نوامبر ۲۰۲۶ برگزار می‌شود و تمام ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و ۳۵ کرسی سنا در معرض رأی‌گیری قرار دارند. اگر دموکرات‌ها اکثریت یکی یا هر دو مجلس را به دست آورند، موازنه قدرت در واشنگتن تغییر می‌کند؛ اما ترامپ همچنان رئیس‌جمهور باقی می‌ماند و اختیارات اجرایی خود را حفظ می‌کند. 
اگر دموکرات‌ها پیروز شوند، چه اتفاقی می‌افتد؟
اگر مجلس نمایندگان را تصاحب کنند: می‌توانند کمیته‌های نظارتی را در اختیار بگیرند، درباره عملکرد دولت تحقیق کنند، اسناد و شهادت مقام‌ها را مطالبه کنند و فشار سیاسی بر کاخ سفید را افزایش دهند. اگر سنا را هم به دست آورند: امکان جلوگیری یا تأخیر در تأیید شماری از نامزدهای قضایی و مقام‌های ارشد دولت را خواهند داشت و در مذاکرات بودجه‌ای دست بالاتری پیدا می‌کنند. اگر هر دو مجلس را تصاحب کنند: توان بیشتری برای متوقف‌کردن طرح‌های جمهوری‌خواهان، به چالش کشیدن تصمیم‌های دولت و واداشتن ترامپ به مذاکره خواهند داشت؛ بااین‌حال، وتوی ریاست‌جمهوری و قواعد سنا همچنان موانع مهمی هستند. 
آیا احتمال برکناری ترامپ وجود دارد؟
از نظر حقوقی، اگر دموکرات‌ها مجلس نمایندگان را در اختیار بگیرند، امکان آغاز روند استیضاح وجود دارد. اما استیضاح با برکناری تفاوت دارد: محکومیت در دادگاه استیضاح سنا و برکناری رئیس‌جمهور به رأی دوسوم سناتورهای حاضر نیاز دارد؛ رسیدن به چنین اکثریتی بسیار دشوار است. بنابراین، پیروزی دموکرات‌ها به‌تنهایی به معنای پایان ریاست‌جمهوری ترامپ نخواهد بود. 
مهم‌ترین پیامد، محدودشدن آزادی عمل ترامپ است
تغییر اکثریت کنگره می‌تواند سه پیامد عمده داشته باشد:
افزایش نظارت و تحقیقات: تصمیم‌ها و عملکرد دولت بیشتر در معرض بررسی عمومی و سیاسی قرار می‌گیرند. دشواری در پیشبرد برنامه‌ها: تصویب قوانین، تأمین بودجه و تأیید انتصاب‌ها ممکن است با موانع بیشتری روبه‌رو شود.
تغییر فضای رقابت برای انتخابات ۲۰۲۸: نتیجه انتخابات می‌تواند بر موقعیت سیاسی ترامپ، انسجام جمهوری‌خواهان و راهبرد انتخاباتی دموکرات‌ها اثر بگذارد. 
بااین‌حال، در حوزه‌هایی مانند مهاجرت، تعرفه‌ها و سیاست خارجی، رئیس‌جمهور اختیارات اجرایی قابل‌توجهی دارد. ازاین‌رو، حتی کنترل هر دو مجلس توسط دموکرات‌ها نیز لزوماً به توقف فوری سیاست‌های ترامپ منجر نمی‌شود. 
پیروزی دموکرات‌ها را باید بیش از آنکه پایان قدرت ترامپ دانست، آزمونی برای توانایی نظام سیاسی آمریکا در ایجاد توازن میان قوه مجریه و کنگره ارزیابی کرد. ترامپ می‌تواند در کاخ سفید باقی بماند، اما ممکن است برای تصویب قوانین، تأمین بودجه و پیشبرد بخشی از برنامه‌هایش با محدودیت‌های جدی‌تری روبه‌رو شود.
در نهایت، میزان تغییر به سه عامل بستگی دارد: تعداد کرسی‌هایی که دموکرات‌ها به دست می‌آورند، میزان همکاری یا مخالفت جمهوری‌خواهان با رئیس‌جمهور و توانایی دموکرات‌ها برای تبدیل اکثریت پارلمانی به اقدام مؤثر. انتخابات میان‌دوره‌ای به‌خودی‌خود قدرت ریاست‌جمهوری را پایان نمی‌دهد؛ اما می‌تواند هزینه سیاسی و نهادی استفاده از آن قدرت را افزایش دهد.
 

ارسال دیدگاه شما

عنوان صفحه‌ها
30 شماره آخر
بالای صفحه