روزنامه کائنات
4

جامعه

1405 شنبه 2 آبان - شماره 5174

یادداشت

معلم؛ سرمایه انسانی آموزش و ضرورت پاسداشت معیشت او

 مریم  ایزدی - نظام آموزشی را نمی‌توان صرفاً با ساختمان‌های مدرسه، کتاب‌های درسی، تجهیزات هوشمند و برنامه‌های مصوب سنجید. در قلب هر نظام آموزشی، معلمی ایستاده است که دانش را به فهم، تجربه را به یادگیری و استعدادهای پراکنده را به توانایی‌های آینده تبدیل می‌کند. کیفیت آموزش، پیش از آنکه در اسناد و بخشنامه‌ها متجلی شود، در کلاس درس و در کیفیت رابطه میان معلم و دانش‌آموز شکل می‌گیرد.
معلم تنها انتقال‌دهنده اطلاعات نیست؛ او در پرورش تفکر انتقادی، تقویت قدرت پرسشگری، شکل‌گیری مسئولیت اجتماعی و رشد اخلاقی نسل آینده نقش دارد. بسیاری از توانایی‌هایی که یک جامعه برای پیشرفت به آن‌ها نیازمند است، از خلاقیت و حل مسئله تا همکاری و گفت‌وگو، در فرایند آموزش و در تعامل روزمره دانش‌آموز با معلم شکل می‌گیرند. از این رو، سرمایه‌گذاری بر معلم، سرمایه‌گذاری بر آینده کشور است؛ سرمایه‌گذاری‌ای که آثار آن ممکن است در کوتاه‌مدت به‌طور کامل دیده نشود، اما در بلندمدت بر بهره‌وری اقتصادی، انسجام اجتماعی و کیفیت زندگی عمومی اثر می‌گذارد.
با وجود این جایگاه، نمی‌توان از معلم انتظار داشت که بار سنگین مسئولیت‌های آموزشی و تربیتی را بر دوش بکشد، اما دغدغه‌های معیشتی او را مسئله‌ای فرعی تلقی کرد. معلمی که بخش مهمی از انرژی ذهنی خود را صرف تأمین هزینه‌های ضروری زندگی می‌کند، برای مطالعه، به‌روزرسانی دانش تخصصی، طراحی روش‌های خلاقانه تدریس و توجه فردی به دانش‌آموزان با محدودیت بیشتری روبه‌رو خواهد بود. این مسئله نه به معنای کاهش تعهد معلمان، بلکه بیانگر واقعیتی روشن درباره محدودیت توان و زمان انسان است: کیفیت حرفه‌ای به شرایط مناسب برای انجام حرفه نیز نیاز دارد.
توجه به معیشت معلمان، بنابراین، نباید صرفاً در قالب افزایش حقوق یا پرداخت‌های مقطعی تعریف شود. دستمزد متناسب با هزینه‌های زندگی، پرداخت منظم حقوق و مزایا، امنیت شغلی، پوشش بیمه‌ای مناسب، دسترسی به خدمات رفاهی و مسکن و ایجاد فرصت‌های برابر برای پیشرفت حرفه‌ای، اجزای یک سیاست جامع حمایت از معلم هستند. همچنین باید میان مسئولیت‌ها، تخصص، سابقه و شرایط کاری معلمان تناسبی منطقی برقرار باشد؛ به‌گونه‌ای که حرفه معلمی از شأن اجتماعی و جذابیت کافی برای جذب و نگهداشت نیروهای توانمند برخوردار شود.
البته بهبود معیشت، به‌تنهایی برای ارتقای کیفیت آموزش کافی نیست. نظام آموزشی به برنامه‌های توانمندسازی مستمر، کاهش وظایف اداری غیرضروری، بهبود محیط مدارس، توزیع عادلانه امکانات آموزشی و مشارکت دادن معلمان در تصمیم‌گیری‌های مرتبط با کلاس درس نیز نیاز دارد. حمایت اقتصادی از معلم باید در کنار اعتماد حرفه‌ای، ارزیابی منصفانه عملکرد و فراهم کردن امکان رشد علمی و شغلی قرار گیرد. چنین رویکردی، هم از شأن معلم پاسداری می‌کند و هم زمینه پاسخ‌گویی بیشتر نظام آموزشی در برابر دانش‌آموزان و خانواده‌ها را فراهم می‌آورد.
از منظر عدالت آموزشی نیز وضعیت معیشتی معلمان اهمیتی فراتر از یک مطالبه صنفی دارد. هنگامی که مدارس مناطق محروم در جذب و نگهداشت معلمان باتجربه با دشواری مواجه می‌شوند، نابرابری اقتصادی می‌تواند به نابرابری در فرصت یادگیری تبدیل شود. سیاست‌های حمایتی باید به‌گونه‌ای طراحی شوند که علاوه بر تأمین معیشت عمومی معلمان، شرایط دشوار خدمت در مناطق کمتر برخوردار و نیازهای متفاوت مدارس نیز در آن‌ها دیده شود.
در نهایت، هیچ برنامه‌ای برای تحول آموزش‌وپرورش بدون توجه جدی به وضعیت معلمان به نتیجه پایدار نخواهد رسید. نمی‌توان از مدرسه انتظار داشت نسلی خلاق، امیدوار، مسئولیت‌پذیر و آماده مواجهه با آینده تربیت کند، اما درباره امنیت اقتصادی و کیفیت زندگی کسانی که هر روز با این نسل کار می‌کنند، بی‌تفاوت بود.
معلم هزینه‌ای بر دوش نظام آموزشی نیست؛ یکی از اصلی‌ترین سرمایه‌های آن است. توجه به معیشت معلم، نه امتیازی خارج از مأموریت آموزش‌وپرورش، بلکه بخشی از سیاست ارتقای کیفیت آموزش، کاهش نابرابری و تضمین آینده کشور است. جامعه‌ای که برای آینده خود برنامه دارد، باید در کنار تدوین برنامه‌های درسی و ساخت مدارس، برای آرامش خاطر، منزلت حرفه‌ای و توانمندی معلمان نیز برنامه‌ای روشن، پایدار و قابل ارزیابی داشته باشد.

ارسال دیدگاه شما

عنوان صفحه‌ها
30 شماره آخر
بالای صفحه