صفحه اول
جهش قیمت نفت به بالای ۱۱۵ دلار، ریزش طلا و تشدید تهدیدهای واشنگتن و تلآویو علیه ایران، احتمال ازسرگیری درگیری نظامی را پررنگتر کرده است. تجربه جنگهای ۱۲روزه و ۴۰روزه نشان میدهد تهدید نظامی میتواند هزینههای سنگینی برای متجاوزان داشته باشد؛ اما آیا نشانهها از جنگی تازه حکایت دارند؟ جهش قیمت نفت به بالای ۱۱۵ دلار در هر بشکه، همزمان با تشدید مواضع تهدیدآمیز آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و انتشار گزارشهایی درباره بررسی گزینه حملات جدید، بار دیگر احتمال بازگشت منطقه به رویارویی نظامی را در کانون توجه قرار داده است. در شرایطی که بازار انرژی نسبت به آینده امنیت عرضه نگران است و بازار طلا نیز با افت قیمت مواجه شده، مجموعه این تحولات پرسش مهمی را مطرح میکند: آیا بازارها در حال پیشخور کردن احتمال جنگی تازه هستند یا واشنگتن بار دیگر از تهدید نظامی برای تحمیل خواستههای خود به تهران استفاده میکند؟ نفت؛ شاخص تشدید نگرانیها از جنگ بازار نفت از جمله نخستین بخشهایی است که به تغییر محاسبات امنیتی در خاورمیانه واکنش نشان میدهد. دلیل این مسئله روشن است؛ هرگونه گسترش درگیری در منطقه میتواند امنیت زیرساختهای انرژی، مسیرهای انتقال نفت و جریان صادرات کشورهای تولیدکننده را تحت تأثیر قرار دهد. از این منظر، جهش قیمت نفت به بالای ۱۱۵ دلار را باید نشانهای از افزایش نگرانی معاملهگران درباره پایداری عرضه در روزها و هفتههای آینده دانست. این افزایش قیمت در شرایطی رخ میدهد که گزارشها از تشدید تنشها در جبهه عربستان و یمن، نگرانی درباره امنیت تأسیسات انرژی و احتمال ازسرگیری درگیری میان ایران و آمریکا و رژیم صهیونیستی حکایت دارد. با این حال، افزایش قیمت نفت لزوماً به معنای توقف گسترده صادرات یا قطعی بودن حمله نظامی نیست؛ بلکه بازار پیش از وقوع اختلال احتمالی، ریسک آن را در قیمتها لحاظ میکند. اهمیت این روند زمانی بیشتر میشود که بدانیم در بحرانهای پیشین نیز بازار نفت به تحولات نظامی واکنش سریع نشان داده است. تجربه جنگ ۱۲روزه در اردیبهشت ۱۴۰۴ نشان داد که با افزایش احتمال گسترش درگیری و نگرانی درباره تنگه هرمز، قیمت نفت صعود میکند؛ اما با کاهش تهدیدها و شکلگیری آتشبس، بخشی از این افزایش قیمت نیز تخلیه میشود. بنابراین، نفت هم شاخصی برای سنجش نگرانی بازار از جنگ است و هم معیاری برای ارزیابی انتظارات از پایان یا تداوم بحران. از جنگ ۱۲روزه تا جنگ ۴۰روزه؛ آیا محاسبات تغییر کرده است؟ آنچه شرایط کنونی را از دورههای پیشین متمایز میکند، صرفاً افزایش قیمت نفت نیست؛ بلکه بازگشت احتمال درگیری پس از تجربه دو رویارویی نظامی و استمرار فشارهای اقتصادی و دریایی علیه ایران است. در چنین شرایطی، بازار با این پرسش مواجه است که آیا تهدیدهای جدید به یک عملیات محدود ختم میشود یا میتواند آغازگر دور تازهای از تقابل باشد. اظهارات اخیر دونالد ترامپ مبنی بر وارد کردن ضربات سنگین به ایران، احتمال ادامه حملات و ادعای او درباره اینکه جنگ باید مدتها پیش آغاز میشد، در کنار گزارشهای رسانهای درباره بررسی عملیات چندروزه، نشان میدهد گزینه نظامی همچنان در محاسبات واشنگتن مطرح است. اظهارات مقام آمریکایی در سازمان ملل درباره آمادگی برای رویارویی طولانیمدت و ادامه محاصره دریایی نیز بر نگرانیها افزوده است. با این حال، باید میان طرح گزینه نظامی و تصمیم قطعی برای اجرای آن تمایز قائل شد. انتشار گزارش درباره بررسی حملات چندروزه، بهتنهایی به معنای صدور فرمان عملیات نیست. در عین حال، همزمانی این گزارشها با جهش قیمت نفت و تشدید تهدیدهای سیاسی، احتمال تشدید تنش را به موضوعی جدیتر در محاسبات بازار تبدیل کرده است. ریزش طلا؛ نشانه کاهش خطر یا تغییر رفتار سرمایهگذاران؟ افت قیمت طلا در کنار افزایش نفت، در نگاه نخست میتواند متناقض به نظر برسد؛ زیرا طلا معمولاً در دورههای نااطمینانی بهعنوان دارایی امن مورد توجه قرار میگیرد. با این حال، رفتار طلا تابع مجموعهای از عوامل، از جمله ارزش دلار، نرخ بهره، نیاز سرمایهگذاران به نقدینگی و میزان سودگیری در بازار است. ازاینرو، ریزش طلا بهتنهایی نمیتواند نشانه کاهش احتمال جنگ تلقی شود. اگر نفت به دلیل نگرانی از اختلال عرضه افزایش یابد، اما طلا تحت تأثیر تقویت دلار یا فروش داراییها برای تأمین نقدینگی کاهش پیدا کند، این دو روند میتوانند همزمان رخ دهند. برای تفسیر دقیقتر این واگرایی، بررسی رفتار دلار، بازده اوراق قرضه و جریان سرمایه در بازارهای جهانی ضروری است. محاسبات واشنگتن و پیام بازدارنده تهران در سوی دیگر، مواضع اخیر مقامهای آمریکایی و اسرائیلی نشان میدهد فشار بر ایران همچنان با هدف تغییر محاسبات تهران دنبال میشود. اظهارات درباره ادامه محاصره دریایی، لزوم واگذاری امتیازات مهم از سوی ایران و خارج کردن اورانیوم با غنای بالا، بیانگر آن است که اختلافات راهبردی همچنان پابرجاست. تهدید نتانیاهو درباره پاسخ شدید به ایران نیز بر سطح تنش افزوده است. در مقابل، مواضع مقامهای کشورمان، بهویژه اظهارات اخیر محمدباقر قالیباف، بر هزینههای گسترده هرگونه ماجراجویی نظامی برای آمریکا تأکید دارد. پیام تهران این است که تکرار گزینه نظامی نهتنها لزوماً به تحقق اهداف واشنگتن منجر نمیشود، بلکه میتواند پیامدهای آن را به بازارهای مالی، قیمت انرژی، تورم و امنیت نیروهای آمریکایی گسترش دهد. از این منظر، مسئله اصلی برای واشنگتن تنها امکان اجرای حمله نیست؛ بلکه ارزیابی نتیجه آن و هزینههایی است که در صورت پاسخ متقابل ایران بر آمریکا و اقتصاد جهانی تحمیل خواهد شد. تجربه رویاروییهای گذشته نیز نشان داده که عملیات نظامی نمی تواند اراده سیاسی ایران برای مقاومت را تغییر دهد و صرفا هزینه متجاوز را افزایش داده و منجر به تحقق اهداف مورد انتظار او نخواهد شد چشمانداز؛ میان عملیات محدود و تشدید فراگیر با توجه به تحولات کنونی، سه مسیر پیشروی بحران قابل تصور است. نخست، ادامه محاصره، فشار اقتصادی و تهدید نظامی با هدف گرفتن امتیاز، بدون ورود فوری به یک جنگ گسترده. دوم، اجرای حملات محدود و چندروزه با این محاسبه که بتوان از طریق افزایش فشار نظامی، تهران را به تغییر موضع وادار کرد. سوم، گسترش مجدد درگیری در صورت شکست سناریوی فشار محدود و ورود طرفین به چرخه حمله و پاسخ. در سناریوی سوم، خطر اختلال در عرضه انرژی و افزایش بیشتر قیمت نفت جدیتر خواهد شد؛ بهویژه آنکه ایران به زور قطع در دور جدید درگیری، زیرساختهای نفتی یا مسیرهای راهبردی کشتیرانی و همچنین زیر ساختهای ارتباطی را در ردیف اهداف خود اعلام کرده است. چنین وضعیتی میتواند هزینههای اقتصادی بحران را برای آمریکا و سایر مصرفکنندگان بزرگ انرژی و همچنین کشورهای حوزه خلیج فارس بسدت افزایش دهد. جهش نفت به بالای ۱۱۵ دلار در کنار تشدید تهدیدهای سیاسی و نظامی، نشاندهنده افزایش سطح نگرانی از بازگشت درگیری است، اما هنوز برای نتیجهگیری قطعی درباره زمان وقوع حمله زود است. اگرچه نیروهای مسلح ایران همانگونه که بارها اعلام شده در بالاترین سطح آمادگی و هوشیاری عملیاتی قرار دارند اما شاخص تعیینکننده در روزهای آینده، نه صرفاً ادامه صعود نفت یا شدت اظهارات سیاسی، بلکه میزان انطباق تهدیدها با تحرکات عملیاتی و نشانههای واقعی آمادگی برای آغاز حمله خواهد بود. اگر این نشانهها با محدود شدن مسیرهای دیپلماتیک همراه شوند، احتمال رویارویی افزایش مییابد؛ در غیر این صورت، همچنان میتوان احتمال داد که تهدید نظامی بخشی از راهبرد فشار و چانهزنی واشنگتن باشد.