صفحه اول
طبق آنچه رسانهها گزارش کردهاند، ظرف روزهای گذشته حدود سه هزار کامیون در پشت مرز ایران و پاکستان متوقف ماندهاند و امکان ورود به خاک همسایه شرقی را ندارند. اما ماجرا فقط یک صف طولانی کامیون نیست. در روزهایی که محاصره دریایی آمریکا بخش بزرگی از مسیرهای تجاری ایران را تحت فشار قرار داده و تهران برای حفظ جریان واردات و صادرات به مرزهای زمینی پناه برده است، توقف تجارت در دو گذرگاه مهم ایران و پاکستان این پرسش را جدیتر از همیشه مطرح میکند: آیا فشار برای بستن راههای زمینی ایران آغاز شده و پاکستان نخستین حلقه این زنجیره است؟ خبرهای رسیده از مرز در ابتدا متناقض بود. اطلاعیهای در فضای مجازی از توقف موقت تردد و مراودات مرزی ایران و پاکستان خبر داد و سپس درباره اصالت آن تردیدهایی مطرح شد. اما طی روزهای بعد، اصل توقف فعالیت تجاری در گذرگاه ریمدان و نیز تعلیق تجارت از دو گذرگاه گبد–ریمدان و تفتان از سوی منابع مختلف تأیید شد. مقامهای پاکستانی علت اقدام را مسائل امنیتی، مقابله با قاچاق و اصلاح مدیریت مرز اعلام کردهاند و مقام ایرانی نیز از «مشکلات فنی» و اتخاذ تدابیر احتیاطی سخن گفته است. در نتیجه، آنچه فعلاً و بر اساس اخبار قابل اتکا و تقریباً رسمی میتوان گفت، توقف یا اختلال جدی و موقت در تجارت زمینی دو کشور است؛ نه اینکه این اقدام رسماً بخشی از یک عملیات آشکار برای محاصره زمینی ایران اعلام شده باشد. اما اهمیت ماجرا دقیقاً در همین فاصله میان «واقعیت میدانی» و «علت سیاسی» آن است. وقتی با اعمال محاصره ظالمانه آمریکا، راه دریا بسته شد، مرزها به شریان حیاتی تبدیل شدند. محاصره دریایی آمریکا در ماههای گذشته، تجارت خارجی ایران را وادار کرده است مسیرهای جایگزین را جدیتر دنبال کند. آمریکا از تیرماه بار دیگر محاصره بنادر و کشتیهای مرتبط با ایران را برقرار کرد و این اقدام عملاً مسیر اصلی تجارت دریایی ایران را با محدودیت جدی مواجه ساخت. در چنین شرایطی، طبیعی بود که بخشی از فشار تجارت به مرزهای زمینی منتقل شود. ایران کشوری با هفت همسایه زمینی است و همین جغرافیا یکی از مهمترین تفاوتهای آن با کشورهایی است که میتوانند با محاصره دریایی تقریباً بهطور کامل از شبکه تجارت جهانی جدا شوند. تهران نیز در ماههای گذشته تلاش کرده است از ظرفیت ترکیه، پاکستان، افغانستان، عراق، ترکمنستان و مسیرهای شمالی استفاده بیشتری کند. وزیر اقتصاد ایران در اردیبهشت از فعالسازی مرزهای زمینی و بنادر شمالی برای حفظ جریان تجارت سخن گفته بود. پاکستان در این میان جایگاه متفاوتی دارد. این کشور هم به مرزهای جنوب شرقی ایران متصل است، هم بنادر مهمی مانند کراچی و گوادر دارد و هم میتواند بخشی از کالاهای ورودی به ایران را از مسیر زمینی به داخل کشور منتقل کند. به همین دلیل، از ماهها قبل تلاش شده بود بخشی از گره ایجادشده در مسیر دریایی از طریق پاکستان باز شود. حتی در فروردین، پاکستان شش مسیر ترانزیتی برای انتقال کالاهای مقصد ایران فعال کرد و پیش از آن هزاران کانتینر حامل کالاهای ایران در بنادر پاکستان متوقف مانده بودند. بنابراین وقتی همین مسیر جایگزین اکنون با توقف یا اختلال مواجه میشود، مسئله فقط یک اختلاف اداری مرزی نیست؛ هر گلوگاهی که در مسیرهای جایگزین ایجاد شود، ارزش راهبردی پیدا میکند. باید میان دو روایت تفاوت گذاشت. روایت نخست، روایت رسمی پاکستان است: توقف تجارت اقدامی موقت برای مسائل امنیتی، مقابله با قاچاق و اصلاح مدیریت مرز است. مقامهای بلوچستان پاکستان گفتهاند مذاکرات با ایران برای رفع مشکل ادامه دارد و انتظار میرود گذرگاهها پس از حل مسائل موجود باز شوند. روایت دوم، به مشکل بانکی بازمیگردد. فعالان اقتصادی ایرانی گفتهاند الزامهای جدید برای ثبت و تأیید عملیات واردات و صادرات در شبکه بانکی پاکستان، با توجه به تحریم سیستم بانکی ایران، عملاً انجام تجارت را برای واردکنندگان پاکستانی و صادرکنندگان ایرانی دشوار کرده است.