صفحه اول
خرم عبدلی- دفتر بودجه کنگره آمریکا (CBO) در ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶ برآورد کرد که هزینههای عملیاتی، لجستیکی و پشتیبانی وزارت دفاع در جنگ با ایران تا اول اوت به حدود ۳۸ میلیارد دلار رسیده است. این برآورد شامل همه هزینههای دولت، خسارتهای اقتصادی و هزینههای بلندمدت پس از جنگ نیست. ترامپ در آغاز تهاجم نظامی علیه ایران تلاش کرد آن را اقدامی محدود و ضروری برای تأمین امنیت آمریکا معرفی کند اما طولانی شدن درگیری و تداوم اختلال در بازار انرژی، هزینه این سیاست را به زندگی روزمره آمریکاییها منتقل کرد. جنگ مخارج دولت را افزایش میدهد؛ از هزینه مهمات و تجهیزات گرفته تا تعمیر تأسیسات، کمکهای احتمالی به متحدان و رسیدگی به پیامدهای انسانی و نظامی. این هزینهها به اقتصادی اضافه میشوند که پیش از جنگ نیز با کسری بودجه قابل توجه روبهرو بود. صندوق بینالمللی پول در ارزیابی سال ۲۰۲۶، کسری دولت عمومی را در محدوده ۷ تا ۸ درصد تولید ناخالص داخلی و نسبت بدهی آن را در مسیر رسیدن به بیش از ۱۴۰ درصد تولید ناخالص داخلی تا سال ۲۰۳۱ برآورد کرده است. این پیشبینی، وضعیت کلی مالی دولت را توصیف میکند و نه سهم جنگ بهتنهایی را. وقتی انرژی و کالاها گران میشوند، مهار تورم برای فدرال رزرو دشوارتر خواهد شد. در این صورت ممکن است کاهش نرخ بهره به تأخیر بیفتد یا سیاست پولی محدودکننده برای مدت بیشتری ادامه پیدا کند؛ مسئلهای که هزینه وام مسکن، تأمین مالی شرکتها و سرمایهگذاری را تحت فشار قرار میدهد. گزارشهای اکتبر رویترز افزایش احتمال بالا رفتن دوباره نرخ بهره را در واکنش به تورم مطرح کردهاند. قیمت متوسط بنزین در آمریکا اکنون به حدود ۴.۳۷ دلار و قیمت گازوئیل به حدود ۶.۳۲ دلار در هر گالن رسیده است، در حالی که قیمت بنزین در مدت مشابه سال گذشته حدود ۳.۱۳ دلار و گازوئیل حدود ۳.۶۸ دلار بود؛ به این ترتیب، قیمت بنزین نسبت به سال گذشته حدود ۳۹ درصد و قیمت گازوئیل حدود ۷۲ درصد افزایش یافته است؛ افزایشی که هزینه حملونقل، کشاورزی و تولید را تحت فشار قرار داده است. تنگه هرمز در این میان به یکی از حلقههای اصلی انتقال پیامدهای بحران ایران به اقتصاد آمریکا تبدیل شده است. اگرچه جریان نفت از این مسیر در مقاطعی تا حد بسیار اندکی ادامه یافته اما هزینههای بیمه، حملونقل و اختلال در پالایش همچنان قیمت فرآوردههای نفتی را بالا نگه داشته است. درگیریهای پیرامون تنگه هرمز نیز با افزایش نگرانی درباره امنیت عرضه نفت، قیمت نفت خام و در نتیجه قیمت سوخت در آمریکا را تحت تأثیر قرار داده است. این وضعیت برای ترامپ از آن جهت اهمیت بیشتری پیدا کرده است که قیمت سوخت یکی از ملموسترین شاخصهایی است که رأیدهنده آمریکایی اثر سیاست خارجی را مستقیماً در زندگی خود مشاهده میکند. این سطح بالای قیمت سوخت، فشار هزینهای بیشتری را بر حملونقل، کشاورزی و زنجیره تأمین آمریکا وارد میکند. فشار اقتصادی در سطح ایالتها نیز بازتاب پیدا کرده است و حدود یکسوم ایالتهای آمریکا برای کاهش فشار ناشی از گرانی سوخت، به اقداماتی مانند تعلیق یا کاهش موقت مالیات بنزین و گازوئیل روی آوردهاند. این اقدامات در شرایطی انجام شدهاند که هزینه زندگی همچنان یکی از دغدغههای اصلی رأیدهندگان در آستانه انتخابات میاندورهای محسوب میشود و مقامهای ایالتی نیز افزایش قیمت سوخت را به پیامدهای جنگ ایران مرتبط دانستهاند. در نتیجه، مسئله ایران برای ترامپ به نقطهای رسیده است که فاصله میان اهداف اعلامی و نتایج عملی سیاست او را برای رأیدهنده آمریکایی ملموستر میکند. جنگی که قرار بود با تحقق اهداف امنیتی واشنگتن به پایان برسد، اکنون در آستانه انتخابات میاندورهای با افزایش قیمت سوخت، فشار بر حملونقل و کشاورزی و تشدید نگرانی درباره هزینه زندگی همراه شده است و همین پیوند میان سیاست خارجی و معیشت، پرونده ایران را از یک موضوع دور از زندگی روزمره به یکی از مسائل داخلی دولت ترامپ تبدیل کرده است.