گزارش
یحیی کی مرام- در حالی که تنش میان ایران و آمریکا در آستانه ورود به مرحلهای تازه قرار گرفته، در روزهای گذشته همزمان با افزایش تحرکات نظامی و تحریمهای جدید واشنگتن علیه تهران، تلاشهای دیپلماتیک برای کاهش تنش و بازگشایی تنگه هرمز نیز ادامه یافت؛ در همین حال، اظهارات تازه دونالد ترامپ درباره احتمال اقدام نظامی دوباره و ادعاهای مطرحشده درباره حادثه هواپیمای فلایدبی، بر ابهام درباره مسیر پیشروی جنگ افزوده است. در شرایطی که پرونده تقابل ایران و آمریکا بار دیگر میان دیپلماسی و گزینه نظامی در نوسان است، طرح هفتروزه ایران برای بازگشایی تنگه هرمز نیز نتوانسته بهتنهایی از شدت اختلافات میان دو طرف بکاهد. تهران از مسیر مذاکره تلاش دارد ترتیبی برای کاهش تنش و بازگشت وضعیت هرمز به شرایط عادی ایجاد کند، اما همچنان اختلاف بر سر نحوه اجرای تعهدات و تضمینهای متقابل پابرجاست. در چنین شرایطی، این پرسش جدیتر از گذشته مطرح است که آیا فرصت تازه دیپلماتیک میتواند مانع برخورد دوباره شود یا منطقه بار دیگر به سمت یک رویارویی نظامی حرکت خواهد کرد. معادله پیچیده ایران و آمریکا؛ نه توافق، نه جنگ تمامعیار نشریه «نیویورکر» در گفتوگویی با «صنم وکیل» به بررسی وضعیت پیچیده روابط ایران و آمریکا پرداخت و نوشت که دو طرف در شرایطی میان تلاش برای توافق و آمادگی برای دور تازه درگیری قرار دارند. نیویورکر در گفتوگویی با «صنم وکیل»، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در اندیشکده بریتانیایی چتمهاوس و استاد دانشکده مطالعات پیشرفته بینالمللی دانشگاه جانز هاپکینز، به بررسی وضعیت کنونی درگیری میان ایران و آمریکا، آینده تنگه هرمز، روندهای دیپلماتیک و احتمال بازگشت درگیری نظامی در منطقه پرداخته است. در این گفتوگو، صنم وکیل وضعیت کنونی را نوعی «بنبست» توصیف میکند و معتقد است هر دو طرف، در عین تلاش برای یافتن راهی برای خروج از بحران، خود را برای احتمال دور دیگری از درگیری نیز آماده میکنند. آیا ایران و آمریکا در یک بنبست قرار دارند؟ صنم وکیل در تشریح وضعیت کنونی روابط ایران و آمریکا میگوید دو طرف در یک بنبست قرار گرفتهاند و هر یک شرایط را از زاویه متفاوتی ارزیابی میکنند. به گفته او، روایت آمریکا این است که زمان به نفع واشنگتن است، زیرا محاصره دریایی بر شرایط اقتصادی ایران تأثیر منفی گذاشته و دولت ترامپ نیز در زمینه محاصره، اجرای تحریمها و وادار کردن متحدان ایران به رعایت آنها، اقدامات گستردهای انجام داده است. مقامهای دولت ترامپ در ارزیابی واکنش ایران، تفاوتهای موجود میان ایران و یک کشور غربی را به اندازه کافی در نظر نگرفتهاند.او میگوید این جنگ برای ایران و رهبران آن ماهیتی بسیار مهم دارد و تصمیمگیری در ایران بیش از آنکه صرفاً تحت تأثیر شاخصهای اقتصادی مانند کاهش رشد، کاهش ارزش پول ملی یا تورم باشد، بر اساس ملاحظاتی همچون امنیت، ثبات و بقا صورت میگیرد. به گفته این تحلیلگر، فشار اقتصادی برای مردم ایران دشوار است اما ایران تا زمانی که شرایط مذاکره مطلوبتر شود، به مقاومت ادامه خواهد داد و تسلیم فشارهای دولت ترامپ نخواهد شد. ایران و آمریکا در شرایط کنونی خواهان دستیابی به توافق و یافتن راهی برای خروج از وضعیت موجود هستند اما همزمان نشانهای از مصالحه جدی میان دو طرف مشاهده نمیشود. هر دو طرف تلاش میکنند فضای درگیری را مدیریت کنند و مانع از شکلگیری دور جدیدی از جنگ شوند اما در عین حال خود را برای احتمال بازگشت به یک درگیری تمامعیار آماده میکنند. نگاه متفاوت در ایران به تفاهم اسلامآباد در بخش دیگری از این گفتوگو، وکیل درباره تفاهم اسلامآباد و نگاه تصمیمگیرندگان ایرانی به این توافق توضیح میدهد. او ادعا میکند این تفاهم احتمالاً یکی از بهترین توافقهایی بود که ایران در سالهای گذشته روی میز داشت و شاید در آینده نیز نتواند به توافقی مشابه دست پیدا کند.با این حال، به گفته صنم وکیل، ساختار سیاسی ایران یکپارچه نیست و در آن دیدگاههای مختلفی وجود دارد. او معتقد است دولت ترامپ ماهیت این جناحبندیها را به اندازه کافی درک نکرده است. این تحلیلگر میگوید برخی تصمیمگیرندگان اصلی در ایران به دلیل بیاعتمادی عمیق به ترامپ و اسرائیل، حتی یک توافق مطلوب را نیز میتوانستند مقدمه فشارهای بیشتر تلقی کنند. همزمان تلاشهای آمریکا برای ایجاد یک مسیر کشتیرانی در سمت عمان نیز از سوی برخی در ایران نشانهای از تلاش واشنگتن برای تضعیف توافق ارزیابی شد. این نگاه تحت تأثیر دههها تجربه و مشاهده رفتار آمریکا شکل گرفته است؛ تجربهای که از دید برخی تصمیمگیرندگان ایرانی نشان میدهد واشنگتن، بهویژه در قبال ایران، همواره به برنامههای خود پایبند نمانده است. او اضافه میکند که برخی در ایران رویکرد آمریکا را در چارچوب تجربه این کشور در قبال اتحاد جماهیر شوروی تفسیر میکنند و معتقدند هدف نهایی واشنگتن میتواند تضعیف و فروپاشی ساختار سیاسی رقیب باشد. بیاعتمادی؛ مانعی در مسیر توافق صنم وکیل در ادامه، مسئله اعتماد را یکی از موانع اصلی در مسیر توافق میان ایران و آمریکا میداند. به گفته او، از منظر نهادهای امنیتی ایران، مسئله تنها به مذاکرات هستهای یا امتیازات متقابل محدود نمیشود بلکه موضوع حفظ ساختار سیاسی نیز مطرح است. استاد دانشکده مطالعات پیشرفته بینالمللی معتقد است برخی تصمیمگیرندگان ایرانی احساس میکنند هر بار که در گذشته در برابر آمریکا امتیاز دادهاند، در نهایت متحمل آسیب شدهاند؛ از جمله دو مقطع مذاکره با دولت ترامپ که پس از آن حملات نظامی رخ داد و همچنین خروج ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوریاش از توافق هستهای. انتقاد از سازوکار تصمیمگیری دولت ترامپ این تحلیلگر درباره شیوه تصمیمگیری دولت ترامپ نیز میگوید احتمال دارد رئیسجمهور آمریکا به اندازه رؤسای جمهور گذشته با بدنه گسترده دولت، نهادهای اطلاعاتی و جامعه کارشناسی مشورت نکند. به گفته او، به نظر میرسد در فرآیند تصمیمگیری کنونی، آن میزان از مشورت با کارشناسانی که میتوانستند نسبت به پیامدهای اقدامات هشدار دهند، وجود ندارد. وکیل همچنین به فضای افکار عمومی آمریکا اشاره میکند و میگوید بر اساس نظرسنجیها، اکثریت بزرگی از مردم آمریکا با جنگ مخالف هستند. او در عین حال معتقد است دولت ترامپ تاکنون بهطور مستمر توضیح نداده است که چرا این جنگ ضروری است و آمریکا دقیقاً به دنبال چه هدفی است. هدف آمریکا صرفا باز کردن تنگه هرمز نیست و بنابراین این پرسش همچنان مطرح است که واشنگتن از این جنگ چه میخواهد و چگونه قصد دارد از آن خارج شود. تنگه هرمز؛ مسیرهای رسمی و غیررسمی عبور کشتیها صنم وکیل درباره وضعیت تردد کشتیها در تنگه هرمز میگوید آمریکا در ایجاد نوعی مسیر امن برای عبور شمار زیادی از کشتیها نقش دارد اما همزمان اتفاقاتی نیز خارج از سازوکارهای رسمی در حال وقوع است. به گفته او، برخی کشتیها رادار خود را خاموش میکنند و برای عبور از تنگه با ایران توافقهای جداگانهای انجام میدهند لذا نمیتوان وضعیت تردد در تنگه هرمز را تنها با یک روایت توضیح داد و در کنار مسیرهای رسمی، احتمال وجود ترتیبات دیگری نیز مطرح است. وکیل به شایعات درباره توافقهای احتمالی میان برخی کشورهای عربی خلیج فارس و ایران اشاره میکند و میگوید ممکن است چنین ترتیباتی در این زمینه وجود داشته باشد. او همچنین میافزاید اگر این تعداد کشتی، بهصورت رسمی یا غیررسمی، از تنگه عبور میکنند، احتمالاً بخشی از سوخت ایران نیز در حال جابهجایی است. ایران همچنان توان ایجاد اختلال در هرمز را دارد افزایش عبور و مرور از تنگه به معنای از بین رفتن توان ایران برای ایجاد اختلال نیست. به گفته او، کنترل هرمز لزوماً به معنای کنترل کامل تمام ترافیک دریایی نیست بلکه به این معناست که ایران همچنان میتواند در روند عبور و مرور اختلال ایجاد کند و در صورت تصمیم به ادامه این روند، اقدامهای آن میتواند همچنان پیامدهای قابل توجهی داشته باشد. او معتقد است باید تحولات هرمز را در چارچوب گستردهتر منطقهای بررسی کرد و کاهش فعلی سطح اختلالات میتواند با تحولات دیپلماتیک و شرایط منطقهای مرتبط باشد. نقش قطر و عمان در مسیر دیپلماسی وکیل یکی از دلایل کاهش سطح تنش در تنگه هرمز را فعال بودن روندهای دیپلماتیک میداند. به گفته او، قطر و عمان در این روند نقش دارند و چندین پیشنهاد درباره ترتیب اجرای مجموعهای از اقدامات و تدابیر مطرح شده است تا زمینه برای بازگشت به مذاکرات رسمی هستهای میان ایران و آمریکا فراهم شود. او همچنین به نقش حوثیها بهعنوان متغیر دیگری در معادلات منطقهای اشاره میکند و میگوید ایران احتمالاً نمیخواهد همزمان در دو گلوگاه مهم منطقهای اختلال ایجاد کند یا آنها را ببندد؛ حداقل در شرایط فعلی که چنین اقدامی میتواند زمینه بازگشت درگیری نظامی را فراهم کند. تحولات یمن و تأثیر آن بر امنیت دریای سرخ وکیل در ادامه به تحولات اخیر یمن میپردازد و میگوید نیروهای دولت یمن در هفتههای گذشته کارزاری علیه حوثیها آغاز کردند، اما واکنش نظامی حوثیها مؤثرتر از آن چیزی بود که انتظار میرفت. به گفته او، حوثیها نیروهای دولتی را در مناطق مهم، از جمله منطقه دریای سرخ، عقب راندند و این وضعیت علاوه بر تشدید درگیری داخلی یمن، بر درگیری میان حوثیها و عربستان سعودی نیز تأثیر گذاشته و کشتیرانی در دریای سرخ را مختل کرده است. او همچنین به حملاتی از عراق اشاره میکند که به گفته عربستان سعودی، در جریان آن خط لوله شرق ـ غرب این کشور برای چند روز از مدار خارج شد. با این حال، وکیل تأکید میکند که ایران تاکنون بهطور مستقیم وارد هیچیک از این دو درگیری نشده است. به اعتقاد او، ایران در شرایطی که روندهای دیپلماتیک در جریان است، نمیخواهد درگیری را دوباره فعال یا گسترده کند. عربستان؛ نگرانی همزمان از جنگ علیه ایران و بحران یمن او در بخش دیگری از گفتوگو، جنگ علیه ایران را چالشی بزرگ برای عربستان سعودی و دیگر کشورهای خلیج فارس توصیف میکند. به گفته او، این جنگ فشارهای اقتصادی و امنیتی گستردهای بر کشورهای منطقه وارد کرده که در دهههای اخیر سابقه نداشته است. در دولت عربستان این نگاه وجود دارد که ترامپ بدون توجه کافی به منافع و روابط کشورهای خلیج فارس، تحت تأثیر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، وارد جنگ با ایران شده است. به گفته وکیل، عربستان سعودی و دیگر کشورهای خلیج فارس در جریان درگیری با ایران تلاش کردهاند دولت ترامپ را از بازگشت به درگیری نظامی بازدارند و در تماسهای خود هشدار دادهاند که حمله به زیرساختهای حیاتی ایران میتواند واکنش ایران علیه کشورهای منطقه را به دنبال داشته باشد. او میگوید کشورهای عربی خلیج فارس همچنین در ایجاد کانالهای دیپلماتیک مورد استفاده در مذاکرات کنونی ایران و آمریکا نقش داشتهاند. ریاض خود را به اندازه کافی برای تحولات یمن آماده نکرده بود و توان نیروهای یمنی را بیش از حد برآورد کرد. اختلاف عربستان و امارات در دسامبر گذشته و خروج امارات از جنوب یمن نیز به تضعیف بیشتر نیروهای دولت یمن منجر شد. عربستان در سالهای گذشته تصور میکرد زمان به نفع این کشور است و میتواند در برابر حوثیها زمان بخرد، اما توان نظامی حوثیها را بهدرستی ارزیابی نکرد. به گفته وکیل، در سال ۲۰۲۲ میان حوثیها و عربستان آتشبس برقرار شد و پس از آن نیز مذاکراتی انجام گرفت، اما این روند پس از ۷ اکتبر تا حد زیادی متوقف شد. در ادامه، درگیریهای مختلف منطقهای به یکدیگر سرریز شدند و عربستان در شرایطی قرار گرفت که برای آن آمادگی کافی نداشت. احتمال تکرار سناریو جنگ ناتمام در پایان این گفتوگو، وکیل درباره چشمانداز پس از انتخابات میاندورهای آمریکا میگوید که از نظر او انتخابات لزوماً تغییری در وضعیت ایجاد نخواهد کرد و احتمال دور دیگری از درگیری نظامی با ایران وجود دارد. او معتقد است زمان وقوع چنین درگیری میتواند به تحولات سیاسی داخلی آمریکا و نتیجه انتخابات بستگی داشته باشد و در عین حال تأکید میکند که ممکن است در این ارزیابی اشتباه کند. وکیل همچنین هشدار میدهد که تداوم حضور و عملیات آمریکا برای تسهیل عبور و مرور در تنگه هرمز، هزینههای اقتصادی و نظامی قابل توجهی به همراه خواهد داشت و منابع آمریکا را از دیگر درگیریها دور میکند. به گفته او، ادامه این وضعیت میتواند در نهایت به یک درگیری طولانیمدت شبیه جنگ روسیه و اوکراین تبدیل شود؛ سناریویی که به اعتقاد وی پیامدهای دشواری برای منطقه خواهد داشت. ما به سمت تصاعد بحران پیش میرویم؛ احتمال برخورد دوباره ایران و آمریکا بالاست / در صورت آغاز درگیری، اسرائیل یقیناً وارد خواهد شد احتمال برخورد دوباره ایران و آمریکا بالاست یک تحلیلگر مسائل سیاست خارجی، معتقد است روند تحولات به سمت «تصاعد بحران» پیش میرود و احتمال برخورد دوباره میان ایران و آمریکا بالاست؛ برخوردی که به باور او میتواند اسرائیل و حتی برخی کشورهای منطقه را نیز وارد میدان کند. محسن جلیلوند، استاد روابط بینالملل و تحلیلگر مسائل سیاست خارجی، در گفتگو با فرارو، بیان کرد روند تحولات به سمت «تصاعد بحران» پیش میرود و احتمال برخورد دوباره میان ایران و آمریکا بالاست؛ برخوردی که به باور او میتواند اسرائیل و حتی برخی کشورهای منطقه را نیز وارد میدان کند. تصاعد بحران تا پایان سال میلادی محسن جلیلوند درباره احتمال وقوع دوباره درگیری میان ایران و آمریکا گفت: «تصور من این است که با توجه به شرایط موجود، ما به سمت تصاعد بحران پیش میرویم و نتیجه این تصاعد بحران احتمالاً تا پایان سال میلادی مشخص خواهد شد. منظورم از پایان سال میلادی این نیست که الزاماً همین فردا یا پسفردا اتفاقی رخ میدهد؛ ممکن است در روزهای آینده آغاز شود یا حتی دو ماه دیگر شاهد آن باشیم، اما در مجموع تصور میکنم این اتفاق رخ خواهد داد و ما دوباره با یک برخورد مواجه خواهیم شد.» وی افزود: «به احتمال بسیار زیاد دوباره برخورد خواهیم داشت. مذاکره هم به جایی نخواهد رسید، زیرا اساساً دیدگاه دو طرف نسبت به مسئله متفاوت است.« او ادامه داد: «آمریکاییها خود را در شرایط برتر میبینند و معتقدند میتوانند چارچوب توافق را تعیین کنند. نگاه آنها این است که پیشنهادی را روی میز بگذارند و طرف مقابل آن را امضا و اجرا کند.این همان چیزی است که ترامپ نیز مطرح میکرد. از نگاه ایران، چنین توافقی عملاً شبیه یک تسلیمنامه است که باید آن را امضا کنیم و جمهوری اسلامی حاضر به پذیرش چنین شرایطی نیست. بنابراین، از جهات مختلف که به مسئله نگاه میکنم، تصور نمیکنم در شرایط فعلی نتیجه خوبی حاصل شود.» اسرائیل دوباره وارد جنگ میشود؟ این استاد روابط بینالملل در پاسخ به این پرسش که اسرائیل در صورت آغاز دور جدید درگیری چه نقشی خواهد داشت، گفت: «اگر ایران اقدام پیشگیرانهای انجام دهد و اسرائیل نیز واکنش نشان دهد، طبیعتاً جنگ شکل خواهد گرفت. اما اگر آمریکاییها و اسرائیلیها با یکدیگر هماهنگ کنند، یقیناً اسرائیل نیز وارد جنگ خواهد شد.با توجه به تحرکات اخیر اسرائیل در منطقه و سفر نتانیاهو به امارات و دیدارهایی که با مقامات کشورهای عربی داشته است، من تقریباً مطمئنم که اسرائیل نیز در صورت آغاز درگیری وارد جنگ خواهد شد.» وی با اشاره به احتمال گسترش دامنه درگیری به کشورهای منطقه تصریح کرد: «حتی ممکن است برخی کشورهای عربی نیز وارد جنگ شوند. زیرا اگر جنگی میان ایران و آمریکا شکل بگیرد، ایران ناچار خواهد بود پایگاههای آمریکا در منطقه یا برخی مناطق مرتبط با آن را هدف قرار دهد. در چنین شرایطی، کشورهایی که این پایگاهها در خاک آنها قرار دارد ممکن است وارد چرخه جنگ شوند. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، ابعاد جنگ نسبت به جنگهای پیشین گستردهتر خواهد شد و دامنه جغرافیایی آن نیز میتواند افزایش پیدا کند.» جنگ بعدی طولانی نیست؛ اما میتواند بسیار گسترده باشد این کارشناس مسائل سیاست خارجی در پاسخ به این پرسش که آیا باید برای یک جنگ طولانیمدت آماده بود، گفت: «من جنگ بعدی را لزوماً طولانیمدت نمیبینم، اما معتقدم اگر چنین جنگی اتفاق بیفتد، میتواند در مدت کوتاهی ابعاد بسیار گستردهای پیدا کند. بنابراین، مسئله فقط طول مدت جنگ نیست؛ بلکه باید به دامنه درگیری و تعداد بازیگران درگیر نیز توجه کرد.» وی درباره یکی از مهمترین محورهای اختلاف، یعنی تنگه هرمز،گفت «یکی از اهدافی که در مقاطع مختلف مطرح شده، بازگشایی تنگه هرمز بوده است. پیش از جنگ، حدود ۱۹ میلیون بشکه نفت در روز از این مسیر عبور میکرد که حدود ۲ میلیون بشکه آن مربوط به ایران و حدود ۱۷ میلیون بشکه مربوط به سایر کشورها بود.» جلیلوند گفت: «اکنون میزان عبور نفت از این مسیر به حدود ۱۳ میلیون بشکه رسیده است. این رقم اگرچه نسبت به گذشته کاهش پیدا کرده، اما نشان میدهد فاصله چندانی با حجم قبلی ندارد و بخشی از جریان صادرات همچنان در حال انجام است. به همین دلیل، موضوع هرمز همچنان یکی از مسائل مهم در معادلات فعلی است.» تفاهم ۱۴ مادهای چه سرنوشتی پیدا میکند؟ این استاد روابط بینالملل در ادامه با اشاره به تفاهم ۱۴ مادهای گفت: «به نظر من آن تفاهم ۱۴ مادهای کار بسیار درخشانی بود. یکی از نکات مهم آن این بود که مسئله برنامه هستهای در همان مرحله نخست به صورت نهایی تعیین تکلیف نشده بود. در آن تفاهم، یک بند مربوط به ادامه گفتوگوها در ۶۰ روز بعد وجود داشت و قرار بود درباره این موضوع در مرحله بعد مذاکره شود.اما شرایطی که بعد از آن ایجاد شد، عملاً باعث شد آن تفاهم دیگر معنای قبلی خود را نداشته باشد. اکنون وضعیت تغییر کرده و مسائل جدیدی به پرونده اضافه شده است.» وی تاکید کرد: «در مجموع، شرایط فعلی همچنان بسیار شکننده است. از یک سو مسیرهای دیپلماتیک هنوز کاملاً بسته نشده و پیشنهادهایی برای کاهش تنش و بازگشت به شرایط عادی مطرح است، اما از سوی دیگر، اختلافات اساسی میان تهران و واشنگتن همچنان پابرجاست. به همین دلیل، من معتقدم روند موجود میتواند بار دیگر به سمت تصاعد بحران و برخورد نظامی حرکت کند.» رکورد سقوط محبوبیت ترامپ زیر ضرب تورم و جنگ ایران جدیدترین نظرسنجی رویترز/ایپسوس میزان محبوبیت ترامپ را ۳۲ درصد نشان میدهد که پایینترین سطح محبوبیت او تاکنون است. در مقابل، ۶۶ درصد عملکرد او را تایید نمیکنند. کمتر از پنج هفته تا روز انتخابات در روز سهشنبه، ۱۲ آبان (۳ نوامبر) در ایالات متحده باقی مانده است. در اواسط دومین دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ، رایدهندگان آمریکایی در حال آماده شدن برای شرکت در انتخابات میاندورهای هستند؛ انتخابی که موازنه قدرت را در کاپیتول هیل مشخص کرده، کنترل قوه مجریه را در ۳۶ ایالت تعیین میکند و حزب حاکم بر مجالس ایالتی را در سراسر کشور تغییر میدهد. در واشنگتن، جمهوریخواهان در حال حاضر کنترل یکپارچه اما فوقالعاده شکنندهای بر مجلس سنا و مجلس نمایندگان ایالات متحده دارند. نظرسنجیها رقابتها را در دسته رقابتهای بسیار نزدیک و غیرقابل پیشبینی قرار میدهند. اما دموکراتها همچنین باید از یک کرسی در میشیگان دفاع کنند که آن هم رقابتی نزدیک تلقی میشود؛ سناتور دموکرات فعلی این ایالت در حال بازنشستگی است و دونالد ترامپ در سال ۲۰۲۴ در این ایالت پیروز شده بود. اگر موج سیاسی ملی به شدت به نفع دموکراتها حرکت کند، آنها میتوانند کنترل سنا را نیز به دست بگیرند. اما احتمال آن در مقایسه با شانس دموکراتها برای پیروزی در مجلس نمایندگان کمتر است. در مجلس سنا اوضاع چگونه است؟ برای اینکه دمکراتها اکثریت سنا را پس بگیرند، باید حداقل به ۴ کرسی خالص دست پیدا کنند.در شرایط فعلی دستیابی به اکثریت مطلق ۵۱ کرسی نیازمند ۴ کرسی خالص است. جمهوریخواهان در صورت حفظ کنترل، نمیتوانند بیش از ۲ کرسی را از دست بدهند. اگرچه اکثریت قاطع ۳۵ رقابت سنا در ایالتهای کاملا قرمز (جمهوریخواه) یا کاملا آبی (دمکرات) قرار دارند، یک هسته اصلی از تقریباً ۹ تا ۱۲ رقابت در ایالتهای خاکستری و رقابتی، نتیجه نهایی را تعیین خواهد کرد. دمکراتها در حال دفاع از دو کرسی در ایالتهایی هستند که ترامپ در سال ۲۰۲۴ در آنها پیروز شد: جورجیا: سناتور دمکرات، جان اساف، در ایالتی که تغییرات جمعیتی و میزان مشارکت در حومه آتلانتا با مشارکت قوی محافظهکاران روستایی در تقابل است، با یک نبرد بازانتخاب روبهروست. جمهوریخواهان جورجیا را به عنوان فرصت تهاجمی اصلی خود در سنا هدف قرار دادهاند. میشیگان: پس از رقابتهای مقدماتی حساس و دینامیکهای مربوط به کرسیهای بدون نماینده، دمکراتها در تلاشند تا کنترل خود را بر این ایالت کلیدی صنعتی حفظ کنند، آن هم در میان بحثهای شدید رایدهندگان بر سر تولید داخلی، تعرفههای تجارت خودرو و هزینههای انرژی. اما برای رسیدن به افزایش خالص ۴ کرسی، دمکراتها باید چند کرسی تحت کنترل جمهوریخواهان را تسخیر کنند. رقابتیترین کرسیهای جمهوریخواهان عبارتند از: کارولینای شمالی: با ایجاد یک کرسی بدون نماینده به دلیل تغییر دینامیکهای سیاسی و بازنشستگیها، کارولینای شمالی یکی از برترین فرصتهای کسب کرسی برای دمکراتها در منطقه سانبلت (کمربند آفتاب) محسوب میشود. مین: سوزان کالینز، سناتور کهنهکار جمهوریخواه، با چالش پرریسک دیگری در ایالتی روبروست که به رایدهندگان مستقل و غیرحزبی معروف است. اوهایو: پس از انتخاب ونس به عنوان معاون رئیسجمهور، رقابت برای کرسی قبلی او در سنا به یک نقطه تمرکز ملی تبدیل شده است؛ آزمونی برای اینکه آیا جمهوریخواهان میتوانند پیشرویهای اخیر خود را حفظ کنند یا خیر. تگزاس و آیووا: دمکراتها حرکات تهاجمی در تگزاس آغاز کردهاند، جایی که روند جمعیتی در حومه هوستون، دالاس و آستین تسلط جمهوریخواهان را به چالش میکشد؛ همچنین در آیووا، فشارهای اقتصادی بر صادرات کشاورزی و هزینههای زندگی روستایی، این رقابت را به طرز غیرمنتظرهای رقابتی کرده است. نبرد در مجلس نمایندگان چگونه پیش میرود؟ برخلاف سنا که آرای مردمی در سطح ایالت سرنوشت را تعیین میکند، نبرد برای مجلس نمایندگان در حدود ۴۶ حوزه انتخابی به شدت رقابتی از مجموع ۴۳۵ کرسی رخ میدهد. دمکراتها ۲۵ حوزه از این حوزههای رقابتی را در اختیار دارند، در حالی که جمهوریخواهان مالک ۲۱ حوزه هستند. نقشه مجلس نمایندگان در سال ۲۰۲۶ با اصلاحات حوزهبندی در اواسط دهه در چند ایالت کلیدی تغییر یافته است. اقدامات مجالس ایالتی و احکام قضایی در تگزاس، فلوریدا، کارولینای شمالی، کالیفرنیا و نیویورک مرزها را پیش از فصل انتخابات مقدماتی تغییر دادند. بازترسیم خطوط حوزهها توسط جمهوریخواهان در ایالتهای جنوبی، حوزههای محافظهکارتری ایجاد کرده تا از نمایندگان فعلی حزب محافظهکار محافظت کند. در مقابل، تعدیلهای ناشی از احکام دادگاهها و بازنگریهای نقشهها توسط دمکراتها در ایالتهایی مانند کالیفرنیا و نیویورک، حوزههای حومهای رقابتی را که در دورههای اخیر به نامزدهای ریاستجمهوری دمکرات رای داده بودند، بازگردانده است. کنگره ۱۱۹ام شاهد جابهجاییهای داخلی قابل توجهی بوده است و ۶۰ عضو مجلس نمایندگان تصمیم گرفتند برای کرسیهای فعلی خود نامزد نشوند. ۱۶ نماینده شامل ۷ دمکرات و ۹ جمهوریخواه کرسیهای خود در مجلس نمایندگان را رها کردند تا برای سنا نامزد شوند. فصل انتخابات مقدماتی ۲۰۲۶ نیز نشاندهنده تنشهای ایدئولوژیک در هر دو حزب بوده است.