روزنامه کائنات
5

گزارش

1405 چهارشنبه 8 مهر - شماره 5158

کائنات آثار رایزنی‌های فشرده دیپلماتیک عراقچی در نیویورک را بررسی می کند

فقط تبادل پیام بود نه مذاکره!

   مهدی  ناظری- جنگ ایران و آمریکا در حالی وارد روز دویست‌وپنجم شده که هم‌زمان با ادامه تنش‌ها و اختلاف بر سر تنگه هرمز، تلاش‌های غیرمستقیم برای یافتن راهی جهت توقف درگیری‌ها از سر گرفته شده است؛ تهران منتظر پاسخ واشنگتن به طرح هفت‌روزه خود است و دونالد ترامپ نیز ضمن تأکید بر پیروزی آمریکا، از ادامه رایزنی‌ها با میانجی‌ها خبر داده است. با این حال، اختلاف دو طرف درباره تحریم‌ها، برنامه هسته‌ای و نحوه بازگشایی تنگه هرمز همچنان پابرجاست.
فعال بودن میانجی‌ها را نباید به بازگشایی میز مذاکره تعبیر کرد
اظهارات اخیر مسعود پزشکیان درباره بی‌اعتمادی به آمریکا، در نگاه نخست می‌تواند به معنای پایان مسیر دیپلماسی میان تهران و واشنگتن تلقی شود؛ اما همزمانی این موضع با ادامه رایزنی‌های قطر و پاکستان، تصویر پیچیده‌تری از وضعیت فعلی ارائه می‌دهد.
رئیس‌جمهور از نبود اعتماد به گفت‌وگو با آمریکا سخن گفته، اما در عین حال کانال‌های ارتباطی از طریق کشورهای واسطه همچنان فعال هستند. همین تفاوت میان «مذاکره» و «تبادل پیام» اکنون به یکی از نقاط کلیدی برای فهم وضعیت روابط ایران و آمریکا تبدیل شده است.
سفیر پیشین ایران در آذربایجان معتقد است گرچه به طرف آمریکایی اعتماد نداریم، اما باب تبادل پیام باز است. ما از مسیر ارسال پیام به قطر در نیویورک شروط هفت‌گانه خودمان را به آمریکایی‌ها اعلام کردیم و گفتیم اگر این شروط را بپذیرند، ظرف هفت روز تنگه هرمز را باز می‌کنیم.
محسن پاک‌آیین، سفیر پیشین ایران در جمهوری آذربایجان و کارشناس مسائل بین‌الملل، در گفت‌وگو با فرارو معتقد است بسته بودن باب مذاکره لزوماً به معنای بسته شدن کانال‌های ارتباطی نیست و میانجی‌هایی مانند قطر و پاکستان همچنان می‌توانند پیام‌های دو طرف را منتقل کنند.
عراقچی نیویورک را پس از رایزنی‌های فشرده دیپلماتیک ترک کرد
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، پس از پایان برنامه‌ها و رایزنی‌های فشرده دیپلماتیک خود در نیویورک، بامداد سه شنبه به وقت شرق آمریکا، این شهر را به مقصد تهران ترک کرد.
عباس عراقچی برای شرکت در هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد به نیویورک سفر کرده بود و در جریان این سفر، علاوه بر حضور در برنامه‌های رسمی مجمع عمومی، دیدارها و رایزنی‌های متعددی با مقام‌های کشورهای مختلف و مسئولان سازمان ملل متحد انجام داد. 
وزیر امور خارجه ایران در آخرین روز حضور خود در نیویورک با آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، دیدار و درباره مهم‌ترین تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی گفت‌وگو کرد. تحولات منطقه و مسائل مرتبط با جنگ و وضعیت جاری در خاورمیانه از محورهای این دیدار بود. 
عراقچی همچنین در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل با شماری از وزیران امور خارجه و مقام‌های ارشد کشورهای مختلف دیدار کرد و درباره روابط دوجانبه، تحولات منطقه و موضوعات مورد اهتمام مشترک به رایزنی پرداخت. 
بخش دیگری از برنامه‌های وزیر امور خارجه ایران در نیویورک به رایزنی درباره وضع کشور در حوزه جنگ و در خصوص تنگه هرمز بود، گذشت.
به گفته عراقچی، شروطی وجود دارد و از سوی مقام معظم رهبری تاکید شده و این شروط باید اجرایی شود تا تنگه هرمز باز شود. 
عراقچی در دیدار با میانجیگران قطری، درباره طرح جدید تهران برای پیشبرد روند گفت‌وگوها رایزنی و مواضع ایران را تشریح کرد. 
وی همچنین در جمع خبرنگاران ایرانی در نیویورک درباره آخرین تحولات مربوط به مذاکرات گفت که ایران پیشنهادها و دیدگاه‌های خود را از طریق میانجیگران منتقل کرده و منتظر پاسخ طرف آمریکایی است. 
عراقچی در این سفر بر مواضع جمهوری اسلامی ایران درباره مسائل منطقه‌ای، برنامه هسته‌ای و ضرورت حفظ حقوق ملت ایران تاکید و در دیدارهای خود، مواضع تهران را درباره تحولات جاری تشریح کرد. 
با پایان این برنامه‌ها، عراقچی نیویورک را ترک کرد و راهی تهران شد تا پس از پایان این سفر فشرده، رایزنی‌های خود را درباره طرح جدید ایران همچنان از تهران پیگیری کند.
دوگانگی در واشنگتن چگونه مذاکرات با تهران را مختل کرد؟
منابع آگاه اعلام کردند گزارشی که در چارچوب وظایف «شورای امنیت ملی» به دفتر رئیس‌جمهور ارائه شده، حاکی از آن است که اختلافات اداری داخلی بر طرحی که «ویتکاف» در رابطه با تهران دنبال می‌کرد، تأثیر منفی گذاشته است.
منابع دیپلماتیک آمریکایی به «ارم‌نیوز» (Erem News) از وجود اختلافات داخلی در دولت دونالد ترامپ پیرامون نحوه رسیدگی به پرونده ایران خبر دادند. این اختلافات عمدتاً ناشی از شکاف میان استیو ویتکاف، و مارکو روبیو بر سر اولویت‌بندی مسیر مذاکره در برابر سیاست «فشار حداکثری» و همچنین احتمال استفاده از گزینه نظامی است. 
به گزارش ارم نیوز، این منابع اظهار داشتند که گزارشی از سوی شورای امنیت ملی کاخ سفید، برخی از این تفاوت دیدگاه‌ها را برجسته کرده است؛ به‌ویژه در خصوص تفسیر پیام‌های غیرمستقیمی که از طریق واسطه‌ها از تهران دریافت شده و تعیین واکنش‌های مناسب. این وضعیت در شرایطی است که منابع مذکور از آن به عنوان تداخل نقش‌ها و رقابت در مدیریت ارتباطات مربوط به پرونده ایران یاد کرده‌اند. 
به گفته منابع، این اختلاف‌نظر باعث می‌شود رئیس‌جمهور آمریکا با ارزیابی‌های متناقضی از سوی دستیاران نزدیک خود مواجه شود؛ وضعیتی که گاه در ماهیت تصمیمات و اظهارات مربوط به ایران بازتاب می‌یابد و میان چشم‌انداز دیپلماسی و مذاکره از یک سو، و تشدید تحریم‌ها یا توسل به نیروی نظامی از سوی دیگر، در نوسان است. 
چالش بر سر مدیریت پرونده
منابع آگاه اعلام کردند گزارشی که در چارچوب وظایف «شورای امنیت ملی» به دفتر رئیس‌جمهور ارائه شده، حاکی از آن است که اختلافات اداری داخلی بر طرحی که «ویتکاف» در رابطه با تهران دنبال می‌کرد، تأثیر منفی گذاشته است. هدف این طرح، تلفیق فشار اقتصادی با تلاش‌هایی برای سوق دادن ایران به سمت مذاکره جهت دستیابی به توافقی جدید پیرامون برنامه هسته‌ای‌اش بود. 
با این حال، به گفته این منابع، توسل به عملیات نظامی و حملات علیه تأسیسات وابسته به سپاه پاسداران، این رویکرد را تضعیف کرد. 
این تحولات در شرایطی رخ می‌دهد که ویتکاف به همراه جرد کوشنر هدایت تماس‌های مستقیم با عباس عراقچی و سایر دیپلمات‌های ایرانی را در حاشیه نشست‌های مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک بر عهده داشته است. 
یک دیپلمات مطلع از فضای داخلی کاخ سفید اظهار داشت که اختلاف میان ویتکاف و روبیو فراتر از شکاف سنتی میان جناح طرفدار مذاکره و جناح متمایل به تشدید تنش است؛ این اختلاف همچنین ناشی از رقابت بر سر مدیریت پرونده ایران و تداخل اختیارات در زمینه ارتباط با واسطه‌ها و نیز تدوین پیام‌ها و پیشنهادهای ارسالی به تهران است. 
به گفته این منبع، گزارش شورای امنیت ملی فاش کرد که برخی ارزیابی‌های ارائه‌شده توسط «روبیو» که متعاقباً مورد پذیرش دولت قرار گرفت دقیقاً با زمان فعالیت کانال‌های میانجی‌گری و هم‌زمان با اقدامات نظامی یا اعمال تحریم‌های جدید، تلاقی داشته است. این امر موجب اختلال در مسیرهای دیپلماتیک مربوط به قطر شد؛ مسیری که «ویتکاف» بخشی از هماهنگی‌های آن را بر عهده داشت. 
در مقابل، این گزارش حاکی از آن است که ویتکاف در جریان نشست‌ها و ارتباطات متعدد، برای تدوین پیشنهادهای مذاکراتی با میانجی‌گران همکاری می‌کرد، بی‌آنکه روبیو یا برخی از مقامات وزارت امور خارجه که مسئولیت مستقیم پرونده ایران را بر عهده داشتند، در این روند دخیل باشند. 
منابع معتقدند که این رویکرد دوگانه در مدیریت پرونده، تدوین سیاستی باثبات از سوی ایالات متحده در قبال تهران را دشوار می‌سازد؛ به‌ویژه با توجه به هم‌زمانی سه مسیر مختلف: مذاکرات، فشار اقتصادی و عملیات نظامی. 
این منبع دیپلماتیک اظهار می‌دارد که «ویتکاف» مدیریت بحران را از طریق رویکردی مرحله‌بندی‌شده پیش می‌برد؛ رویکردی که در آن، پیش از ارائه مشوق‌های مرتبط با برنامه هسته‌ای و تلاش برای دستیابی به توافقی فراگیرتر با تهران، اولویت به مسائل فوری‌تر و در رأس آن‌ها بحران تنگه هرمز و تأثیر آن بر کشتیرانی و بازارهای انرژی داده می‌شود. 
در مقابل، بر اساس همان منبع، روبیو برای تشدید سیاست «فشار حداکثری» و رساندن محاصره اقتصادی به بالاترین حد ممکن تلاش می‌کند. 
پیشنهاد ایران
این تحول هم‌زمان با گزارش‌هایی بود که از احتمال ازسرگیری مذاکرات جداگانۀ میانجی‌ها با طرف‌های آمریکایی و ایرانی حکایت داشت. در همین حال، عراقچی در نیویورک ماند؛ آن هم در شرایطی که گزارش‌هایی در رسانه‌های ایران منتشر می‌شد مبنی بر اینکه تهران در حال آماده‌سازی نسخه‌ای اصلاح‌شدۀ از «طرح هفت‌روزه» است. 
پاتریک تروس، دیپلمات پیشین آمریکایی، جنبه مثبت رویکرد ویتکو را تلاش برای باز نگه داشتن کانال‌های گفتگو در کنار تداوم فشارهای اقتصادی و تحریم‌ها می‌داند؛ اقداماتی که دامنۀ آن‌ها به‌طور فزاینده‌ای گسترده‌تر و اجرایشان تأثیرگذارتر شده است. 
تروس به «ارم‌نیوز» گفت که تشدید تورم، انگیزه دولت ترامپ را برای دستیابی به تفاهم افزایش می‌دهد؛ با این حال، او خاطرنشان کرد که محاسبات داخلی در درون نظام ایران از جمله ملاحظات مربوط به اقدامات تلافی‌جویانه و انتقام‌گیری همچنان عاملی پیچیده‌کننده برای هرگونه روند مذاکره محسوب می‌شود. 
وی افزود که ازسرگیری تماس‌ها در نیویورک با حضور ویتکاف و میانجی‌ها، می‌تواند فرصتی برای احیای روند دیپلماتیک ایجاد کند و به‌طور بالقوه زمینه را برای بازگشت بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) به برخی از تأسیسات هسته‌ای ایران فراهم سازد. 
با این وجود، به گفته تروس، تهران برعدم حضور کارشناسان آمریکایی در هرگونه مأموریت احتمالی بازرسی آژانس اصرار دارد؛ چرا که نگران است اطلاعات گردآوری‌شده درباره تأسیسات هسته‌ای، برای شناسایی اهداف عملیات نظامی احتمالی در آینده مورد استفاده قرار گیرد.
دیگر اعتمادی برای مذاکره باقی نماند
 محسن پاک‌آیین،  با اشاره به اظهارات اخیر مسعود پزشکیان گفت: «تبادل پیام با مذاکره متفاوت است. مذاکره میان ما و آمریکا در شرایطی انجام شد که از ابتدا بی‌اعتمادی وجود داشت. بعد از اینکه آمریکایی‌ها دو بار در جریان مذاکرات به ما حمله کردند و جنایت‌هایی را انجام دادند، در نهایت در اسلام‌آباد مذاکراتی صورت گرفت که نتیجه آن، توافقی بود که به امضای رئیس‌جمهور ایران و آمریکا رسید.»
وی افزود: «در واقع، باب مذاکره بسته شده است. مذاکره معمولاً برای دستیابی به یک نتیجه انجام می‌شود. این مذاکرات انجام شد و نتیجه نیز حاصل شد و قرار بود در چارچوب یک تفاهم‌نامه به کار خود ادامه دهیم، اما طرف آمریکایی مدت کوتاهی بعد حتی به امضای خود نیز پایبند نماند و صراحتاً اعلام کرد که این تفاهم را قبول ندارد. بنابراین، ما برای مذاکره دیگر اعتمادی به آمریکایی‌ها نداریم و این حرف دکتر پزشکیان درست است.»
تبادل پیام با مذاکره فرق دارد
این کارشناس مسائل سیاست خارجی درباره تفاوت میان مذاکره و تبادل پیام گفت: «گرچه به طرف مقابل اعتماد نداریم، اما باب تبادل پیام باز است؛ یعنی میانجی‌ها می‌توانند به سراغ ما بیایند، پیام‌های ما را دریافت کنند و به طرف مقابل منتقل کنند و متقابلاً پیام‌های طرف مقابل را نیز به ما برسانند.»
پاک آیین ادامه داد: «ما از همین مسیر ارسال پیام به قطر بود که در نیویورک شروط هفت‌گانه خودمان را به آمریکایی‌ها اعلام کردیم و گفتیم اگر این شروط را بپذیرند، ظرف هفت روز تنگه هرمز را باز می‌کنیم. همچنین گفتیم اگر آمریکایی‌ها به اجرای این شروط و تعهداتی که ما اعلام کرده‌ایم پایبند باشند، می‌توانیم درباره مسائل هسته‌ای نیز مذاکره کنیم.»
وی تصریح کرد: «ترامپ بود که این طرح را رد کرد و مانند همیشه روحیه جنگ‌طلبی خود را حفظ کرد. بنابراین، باب مذاکره ما با آمریکایی‌ها بسته شده است.»
نقش قطر و پاکستان در انتقال پیام‌ها
سفیر پیشین ایران در جمهوری آذربایجان درباره نقش قطر و پاکستان به عنوان میانجی گفت: «اگر میانجی‌هایی مانند قطر و پاکستان فعال باشند و نظرات ما را منتقل کنند، می‌تواند مفید باشد. اما تأکید من این است که تبادل پیام به این شکل، تفاوت‌های گسترده‌ای با مذاکرات جدی دارد.»
وی افزود: «فعال بودن کانال‌های ارتباطی و انتقال پیام را نباید با آغاز مذاکرات مستقیم یکی دانست. میانجی می‌تواند پیام، موضع یا شروط یک طرف را به طرف دیگر منتقل کند، بدون اینکه این روند الزاماً به معنای باز شدن میز مذاکره باشد.»
چرا چین می‌تواند نقش متفاوتی ایفا کند؟
پاک‌آیین درباره میانجیگری چین و میزان اثرگذاری این کشور در تحولات جاری منطقه گفت: «چینی‌ها معمولاً با نوعی احتیاط و محافظه‌کاری در بحران‌های میان کشورها ورود می‌کردند و سعی داشتند تمرکز خود را بر مسائل اقتصادی حفظ کنند. اما بسته شدن تنگه هرمز و مسائل مربوط به تنگه باب‌المندب که هر دو ارتباط مستقیمی با انرژی دارند، باعث شده است شرایط برای چین متفاوت شود.»
وی ادامه داد: «چین یک کشور نیازمند انرژی است و به همین دلیل، نمی‌تواند نسبت به تحولات مربوط به مسیرهای انتقال انرژی بی‌تفاوت باشد. چینی‌ها نیز به نظر می‌رسد بخشی از احتیاط سابق خود را کنار گذاشته‌اند و تمایل دارند در زمینه میانجیگری و واسطه‌گری برای حل این بحران‌ها، به‌ویژه در موضوع ایران و آمریکا، فعال شوند.»
او افزود: «چین به عنوان کشوری بانفوذ که سابقه جنگ‌افروزی و مداخله در کشورهای دیگر و همچنین سابقه استعماری نداشته و از سوی دیگر، یک قدرت تأثیرگذار در نظم آینده جهان است، اگر بخواهد در این موضوع فعال شود، می‌تواند بسیار مهم باشد.»
این کارشناس مسائل بین الملل با اشاره به طرح مطرح‌شده از سوی چین در دیدار با عبدالفتاح السیسی، رئیس‌جمهور مصر، گفت: «طرح چینی‌ها که در دیدار با السیسی در مصر مطرح کردند، طرح خوبی است. این طرح چهار بندی خواهان آن است که امنیت مشترک کشورهای منطقه توسط خود آنها تأمین شود. ما از همه پیشنهادهای مثبتی که بر اجرای قوانین و موازین بین‌المللی تأکید داشته باشند، استقبال می‌کنیم. این آمریکایی‌ها هستند که قدرت را بر منطق ترجیح می‌دهند.»
پنجره دیپلماتیک ایران و آمریکا فعلاً بسته شد
کوروش احمدی در یادداشتی نوشت: «سابقه پنجره دیپلماتیکی که اخیرا برای نزدیک به یک هفته بین ایران و آمریکا گشوده شد، به اظهارات سردار دکتر محسن رضایی در ۲۸ شهریور در یک مصاحبه و توییت برمی‌گردد. او در آن تاریخ اعلام کرد: «هفت شرط ایران برای  او گفت: ایران پس از خروج آمریکا از تفاهم‌نامه، به لزوم تغییر راهبرد خود در قبال واشینگتن متقاعد شده است. به نظر می‌رسد که با اعلام ترامپ در شنبه گذشته مبنی بر اینکه «آن‌ها پیشنهادی دادند، اما من آن را رد کردم»، فعلا این پنجره بسته شده باشد. البته آقای عراقچی گفت که ایران همچنان منتظر پاسخ از کانال میانجیگران است. محتوای طرح ایران رسما اعلام نشده، اما از سخنان برخی مقامات چنین برمی‌آید که محتوای طرح چیزی متفاوت با محتوای یادداشت تفاهم اسلام‌آباد نبوده است. 
تغییر در استراتژی که دکتر رضایی مطرح کرده بود، ظاهرا خود را در دو حوزه نشان داد: نخست اینکه ایران مذاکره درباره طرح را غیرلازم دانست و تنها از مذاکره در مورد برنامه هسته‌ای در صورت اجرای شرایط ایران گفت. تعدادی از شروطی که مقامات ایران اعلام کردند، عبارت بودند از: خاتمه جنگ در همه جبهه‌ها ازجمله در لبنان، خاتمه محاصره دریایی، لغو تحریم نفتی و آزادی سپرده‌های ایران. بر اساس طرح قرار بود که در صورت اجرای این شروط توسط آمریکا، ایران طی هفت روز تنگه هرمز را باز کند. البته این نیز مهم بود که آیا منظور از بازگشایی تنگه، بازگشت تنگه به وضعیت قبل از جنگ بود یا چیزی دیگر. این شروط تازگی نداشت و قبلا در یادداشت تفاهم اسلام‌آباد مبنای کار بود. دکتر رضایی در مصاحبه اعلام کرده بود که نظر به بدعهدی همیشگی آمریکا، این بار ابتدا باید شروط ایران محقق شود و بعد ایران اقدام به بازگشایی تنگه هرمز کند. 
تفاوت دوم طرح جدید با تفاهم اسلام‌آباد در زمان‌بندی آن بود. طرح دوره زمان‌بندی ۶۰روزه یادداشت تفاهم را در یک دوره یکی، دو هفته‌ای فشرده کرده بود. چند عامل ظاهرا موجب شد ترامپ نپذیرد صرفا برای بازگشایی تنگه هرمز بخش عمده‌ای از اهرم‌های مذاکراتی خود را مصرف کند: اولا شرایط زمانی امروز با شرایط زمانی اواخر خرداد بسیار تفاوت کرده است. اکنون به نظر می‌رسد ترامپ این تصور را دارد که آمریکا به شکلی می‌تواند تنگه را حداقل نیمه‌باز کند. طی چند روز اخیر آکسیوس و کپلر مدعی شده‌اند به ترتیب ۱۰ و ۱۳.۵ میلیون بشکه نفت در روز از «مسیر تاریک» از تنگه خارج می‌شود. مقامات آمریکایی مدعی خارج‌کردن نفت بیشتری از تنگه هستند.
ترامپ امیدوار است از این طریق مانع خارج‌شدن بازار نفت از کنترل شود. او احتمالا معتقد است بهای نفت حول و حوش صد دلار در شرایطی که جنگ‌هایی در منطقه در جریان است و دو تنگه مهم تحت فشار قرار دارند، بهای غیرقابل قبولی نیست و می‌تواند برای مدتی با آن زندگی کند. ثانیا بعد از امضای یادداشت تفاهم، نه‌تنها دموکرات‌ها، بلکه برخی جمهوری‌خواهان نزدیک به ترامپ مانند تام کاتن و تد کروز نیز از آن انتقاد کردند. ثالثا از اظهارات ترامپ چنین برمی‌آید که روی محاصره دریایی و فشار اقتصادی بر ایران حساب کرده و تصور می‌کند این قبیل فشارها بر ایران اثر خواهد داشت. رابعا ترامپ ظاهرا این روزها دو گزینه دیگر را تحت بررسی دارد: یکی اقدامات نظامی محدود و مقطعی به عنوان مکملی برای بازکردن تنگه هرمز و نیز ادامه فشار اقتصادی بر ایران و دیگری امکان محدود یا ممنوع‌کردن صدور فراورده‌های نفتی از آمریکا برای کاهش بهای سوخت در آن کشور. 
خامسا ترامپ در آستانه انتخابات قرار دارد. اگرچه بالابودن قیمت سوخت در آمریکا به موقعیت جمهوری‌خواهان لطمه زده اما احتمالا تصور ترامپ این است که در صورت پذیرش طرح ایران، اگرچه بهای سوخت حتما کاهش می‌یافت، اما هم‌زمان حربه قدرتمندی به دست دموکرات‌ها و رسانه‌ها برای بازنده اعلام‌کردن او می‌افتاد. اینکه او اهرم‌های عمده خود را برای بازگشایی تنگه هرمز که قبل از تجاوز او به ایران اساسا مسئله نبود، مصرف می‌کرد، قطعا در نظر مخالفان او چیزی جز شکست کامل نمی‌توانست باشد. با اتفاقی که در مورد طرح ایران افتاد، اکنون بعید نیست که تمرکز ترامپ عمدتا بر پیگیری محاصره دریایی و فشار اقتصادی بیشتر بر ایران باشد. ترامپ یک بار تحت تأثیر القائات نتانیاهو و موساد جنگ تمام‌عیار را آزمود و در رسیدن به اهداف خود از این طریق شکست خورد.
دست‌زدن به یک جنگ تمام‌عیار دیگر در آینده قبل یا بعد از انتخابات نیز قطعا نتیجه‌ای متفاوت نخواهد داشت و به این دلیل بعید است ترامپ به طور جدی در اندیشه آن باشد؛ هرچند این احتمال همچنان وجود دارد که او دوباره اما عمدتا به صورت محدود و مقطعی به جنگ متوسل شود. نکته مهم دیگر، درس‌آموزی مقامات ایران از این تجربه است. این تجربه باید بار دیگر به آن‌ها یادآوری کرده باشد که دیپلماسی عرصه بده‌بستان است و نمی‌توان با اصرار بر امتیاز تقریبا صفر برای طرف مقابل انتظار پیشرفتی در این مسیر را داشت. »
احتمال بازگشت درگیری نظامی دیگر 
تنش میان ایران و آمریکا روز به روز پیچیده و جدی‌تر می‌شود و تازه‌ترین تحولات - از تکذیب صریح دونالد ترامپ درباره پیشنهاد کاهش تحریم‌ها و آزادسازی دارایی‌های مسدودشده ایران تا ادامه رایزنی‌های غیرمستقیم تهران و واشنگتن از مسیر میانجی‌ها، در کنار تحرکات نظامی آمریکا - تصویری از بحرانی را ترسیم می‌کند که هر لحظه می‌تواند اولین جرقه جنگ دوباره را بزند.
یکی از این تحولات قابل توجه رفتار دونالد ترامپ و تیم سیاست خارجی است که او بار دیگر الگوی آشنای «فشار حداکثری همراه با ایجاد ابهام» را تداعی می‌کند. تکذیب صریح و تند گزارش وب‌سایت اکسیوس درباره پیشنهاد کاهش تحریم‌ها و آزادسازی دارایی‌های ایران از سوی ترامپ، فراتر از یک درگیری لفظی با رسانه‌ها است. اکسیوس به نقل از مقام‌های آمریکایی گزارش داده بود که ترامپ در برابر «اقدامات ملموس» ایران در زمینه برنامه هسته‌ای، با کاهش تحریم‌ها و دسترسی به دارایی‌های مسدودشده موافق است؛ اما ترامپ این گزارش را رد کرده و گفته است هیچ پیشنهادی به ایران نداده است.
ترامپ با «جعلی» خواندن این گزارش و اتخاذ ادبیاتی تند درباره برنامه هسته‌ای ایران، تلاش دارد موضع سخت‌گیرانه خود را نزد افکار عمومی آمریکا و متحدان منطقه‌ای حفظ کند. در همین جهت، مارکو روبیو نیز با هشدار درباره «عواقب» هرگونه حمله به منافع آمریکا، تلاش می‌کند چتر بازدارندگی واشنگتن را استوار نشان دهد.
اما در ابعاد میدانی، تحرکات نظامی نظیر عازم شدن ناو هواپیمابر «یواس‌اس تئودور روزولت» برای جایگزینی ناو «یواس‌اس جورج واشنگتن»، نشان می‌دهد که واشنگتن قصد دارد اهرم فشار نظامی را در کنار مواضع سیاسی خود کاملاً فعال نگه دارد.
ترکیب این دو رفتار، یعنی تکذیب امتیازدهی از یک سو و حفظ فشار نظامی از سوی دیگر، فضای منطقه را به نقطه‌ای رسانده که احتمال بازگشت درگیری نظامی دیگر یک سناریوی دور از ذهن به نظر نمی‌رسد.
دیپلماسی نیویورک؛ گفت‌و‌گو در سایه سلاح
در سمت مقابل، پایان رایزنی‌های فشرده سیدعباس عراقچی در نیویورک و بازگشت او به تهران، ابعاد دیگری از تاکتیک ایران را روشن می‌سازد. عراقچی پس از پایان رایزنی‌ها نیویورک را ترک کرد، اما کانال‌های ارتباطی میان تهران و واشنگتن همچنان از مسیر میانجی‌ها فعال است. رویترز گزارش داده است که مقام‌های ایران و آمریکا به صورت جداگانه با میانجی‌ها گفت‌و‌گو کرده‌اند و تلاش تازه‌ای برای پایان دادن به جنگ و احیای مذاکرات در جریان است. البته اسماعیل بقایی نیز گفته که گمانه‌زنی‌های رسانه‌ای در این خصوص نادرست است.
به هر روی، تهران نشان داده که با وجود فضای سنگین تهدیدها، مسیر‌های دیپلماتیک را مسدود نمی‌کند، اما در عین حال نشانه‌هایی از عقب‌نشینی یا پذیرش شروط یک‌طرفه نیز بروز نداده است. طرح ایران برای بازگشایی تنگه هرمز در برابر رفع محاصره دریایی، کاهش تحریم‌های نفتی و ازسرگیری مذاکرات هسته‌ای نیز همچنان یکی از محور‌های اصلی رایزنی‌های غیرمستقیم است.
هم‌زمان با این تحرکات دیپلماتیک، موضع‌گیری‌های تند نظامی از سوی مقامات ارشد ارتش، از جمله اظهارات امیر سیاری درباره توان موشکی ایران در هدف قرار دادن ناو‌های آمریکایی و تشکیک در آمار‌های رسمی تلفات آمریکا، مکمل پیامی است که ایران می‌خواهد به طرف مقابل منتقل کند. پیامی با این مضمون که هرگونه ارزیابی اشتباه از توان بازدارندگی ایران، هزینه‌های سنگینی به همراه خواهد داشت.
شاهد این مدعا نطق امروز قالیباف در جلسه امروز مجلس است. او گفت: مواضع سبک‌سرانه رئیس‌جمهور آمریکا در مجمع عمومی سازمان ملل و جسارت به ملت بزرگ و تمدن‌ساز ایران نشان داد که آن‌ها هنوز رفتار خود را تغییر نداده‌اند و در برابر چنین جسارت‌هایی، پاسخ ما همان کلام صریح گذشته است: «بچرخ تا بچرخیم!» آمریکایی‌ها بدانند که دوران ارعاب و تهدید به نابودی این ملت متمدن پایان یافته است.
رویارویی بدون راهبرد خروج
تحلیل رسانه‌های بین‌المللی از وضعیت کنونی، تصویری از رویارویی‌ای ارائه می‌دهد که هنوز راه دیپلماسی در آن بسته نشده، اما همزمان خطر تشدید درگیری نیز به شکل محسوسی افزایش یافته است.
آسوشیتدپرس گزارش داده است که میانجی‌ها همچنان برای توافق میان ایران و آمریکا تلاش می‌کنند، اما موانع جدی بر سر راه توافق وجود دارد؛ از جمله اختلاف بر سر تنگه هرمز، تحریم‌ها و پرونده هسته‌ای ایران. رویترز نیز از ادامه تماس‌های غیرمستقیم میان دو طرف خبر داده و نوشته است که ایران منتظر پاسخ رسمی آمریکا به شروط خود است.
به‌باور تحلیلگران و رسانه‌های بین‌المللی، بیانات تند سیاسی و نفی سریع امتیازدهی از سوی واشنگتن، بخشی از تاکتیک چانه‌زنی پیش از ورود به مراحل جدی‌تر گفت‌و‌گو است. با این حال، کارشناسان نسبت به خطر «محاسبه اشتباه» در جریان تحرکات نظامی متقابل هشدار می‌دهند. جابه‌جایی ناو‌ها و هشدار‌های کلامی تند می‌تواند در صورت بروز یک حادثه غیرپیش‌بینی‌شده، کنترل اوضاع را از دست طرفین خارج کند.
از همین رو، تداوم نقش‌آفرینی میانجی‌ها و تبادل پیام‌ها اگرچه نشان می‌دهد هنوز راهی برای جلوگیری از تشدید بیشتر وجود دارد، اما همزمان نشان‌دهنده شدت بحرانی است که نیاز به میانجیگری را به یکی از مهم‌ترین اجزای مدیریت درگیری تبدیل کرده است.
بوی جنگ می‌آید؟
دغدغه جدی مردم در شرایط فعلی این است که آیا دوباره وارد جنگ خواهیم شد؟ پاسخ به این پرسش کلیدی در وضعیت «نه جنگ کامل، نه صلح پایدار» نهفته است. فضای سنگین رسانه‌ای، هشدار‌های تند متقابل، تحرکات نظامی و جابه‌جایی نیرو‌ها بدون شک فضای منطقه را بحرانی نشان می‌دهد و بوی درگیری دوباره را به مشام می‌رساند.
اکنون هر دو طرف در شرایطی قرار گرفته‌اند که کوچک‌ترین خطای محاسباتی می‌تواند شکاف میان تهدید و اقدام نظامی را پر کند. از یک سو واشنگتن همچنان بر فشار اقتصادی و نظامی تکیه دارد و از سوی دیگر تهران نیز بر توان بازدارندگی و هزینه‌هایی که می‌تواند به نیرو‌های آمریکایی تحمیل کند تأکید می‌کند.
در چنین فضایی، جابه‌جایی ناو‌ها تنها یک تحول نظامی نیست؛ همان‌طور که تهدید‌های سیاسی نیز صرفاً بخشی از جنگ لفظی نیستند. هر دو می‌توانند به طرف مقابل این پیام را منتقل کنند که در صورت شکست دیپلماسی، گزینه نظامی همچنان آماده استفاده است.
با این وجود، تداوم نقش‌آفرینی میانجی‌ها و تبادل پیام‌ها نشان می‌دهد که مسیر سیاسی هنوز کاملاً بسته نشده است. اما این مسیر اکنون در شرایطی بسیار شکننده قرار دارد؛ شرایطی که در آن هرچه زمان بیشتری بدون توافق بگذرد، خطر آنکه یک حادثه نظامی یا تصمیم اشتباه، مسیر بحران را تغییر دهد، بیشتر می‌شود.
در واقع، آنچه امروز در منطقه جریان دارد، یک بازی شطرنج فرسایشی و پرریسک است؛ بازی پیچیده‌ای که در آن هر مانور نظامی، پشتیبان یک پیام دیپلماتیک است و هر پیام دیپلماتیک نیز در سایه آرایش نظامی ارسال می‌شود. فاصله میان دیپلماسی و درگیری دوباره بسیار کم شده است؛ اما هنوز همان کانال‌های دیپلماتیکی وجود دارند که می‌توانند مانع تبدیل این بحران به یک رویارویی گسترده‌تر شوند.
مسئله اکنون این است که کدام‌یک زودتر از دیگری عمل خواهد کرد؛ دیپلماسی برای مهار بحران یا ماشه‌ای که ممکن است یک حادثه، یک سوءمحاسبه یا شکست در مذاکرات آن را بچکاند. 

ارسال دیدگاه شما

عنوان صفحه‌ها
30 شماره آخر
بالای صفحه