جامعه
اکبر فرجادی نیا- بهرهوری مفهومی است که هم زیاد شنیدهایم و هم زیاد از آن استفاده کردهایم. کمتر جلسهای رفتهایم که در خصوص بهرهوری صحبت نشده باشد. بهره وری موضوعی است که سازمانها و حتی انسانها به آن توجه ویژهای دارند، اینکه سازمانشان و یا اصلاً خودشان بهرهوری بالایی دارند یا خیر. مطمئناً موافقید که زمانی میتوانیم بهرهوری داشته باشیم که بدانیم تعریف بهره وری چیست.تقریباً همه مدیران و صاحبان کسبوکار به دنبال این هستند که با منابع کمتر، نتایج بهتر و بیشتری به دست آورند. به همین دلیل، شناخت دقیق این مفهوم میتواند به تصمیمگیریهای بهتر و عملکرد مؤثرتر کمک کند. در ادبیات علم اقتصاد، شاخص بهرهوری عوامل تولید معیاری است که بهرهوری کلیه عوامل تولید (مانند نیروی کار و سرمایه) را به صورت ترکیبی اندازهگیری میکند. این شاخص بیانگر آن بخش از رشد اقتصادی است که نمیتوان آن را به افزایش در میزان نهادههای تولید (مانند نیروی کار یا سرمایه) نسبت داد و عمدتا به عواملی مانند پیشرفت فناوری، بهبود مدیریت، و نوآوریها مرتبط است. در واقع شاخص بهره وری نشان دهنده پیشرفتهای فناوری یا نوآوریهای مدیریتی است که منجر به رشد اقتصادی میشود. همچنین سطح کارایی استفاده از منابع و رشد پایدار اقتصادی به رشد این شاخص مربوط است. همچنین در سیاستگذاری اقتصادی این شاخص ابزاری مفید برای سیاستگذاران است تا تأثیر سیاستها بر نوآوری، فناوری، و بهرهوری را ارزیابی کنند. به عنوان مثال اگر یک کشور تولید ناخالص داخلی خود را افزایش دهد اما سرمایه و نیروی کار زیادی وارد چرخه تولید نکند، افزایش تولید را میتوان به رشد بهرهوری نسبت داد. به عنوان مثال، پیشرفت در فناوری کشاورزی یا دیجیتالسازی فرآیندهای تولید، بهرهوری را ارتقا میدهد. بهره وری یعنی تولید بیشتر از امکانات موجود و هر جامعه ای که خواهان بالا بردن سطح رفاه اجتماعی خود باشد باید از منابع موجود و هر جامعه ای که خواهان بالا بردن سطح رفاه اجتماعی خود باشد باید از منابع موجود در مکانهای سود ده استفاده کند تا تولید را افزایش دهد. بنابراین هر قدمی در راه افزایش بهره وری برای رشد اقتصادی کشور مهم است. بهره وری در فرایند تولید، نسبت ستاده ها بر داده ها تعریف می شود. یعنی بهره وری عبارت است از نسبت بین آنچه که تولید می کنیم و منابعی که در تولید مورد استفاده قرار می دهیم. به عبارت دیگر بهره وری در واقع یک معیار برای اندازه گیری میزان موفقیت است از این تعاریف چنین نتیجه می شود که هر قدر از منابع بهتر استفاده شود همانقدر میزان بهره وری افزایش می یابد. کاهش بهره وری که در جهان بعد از سال 1973 اتفاق افتاد همگان را متعجب ساخت. علت عمده این کاهش را می توان افزایش قیمت انرژی، تورم، هزینه های کاهش آلودگی محیط زیست، تغییر کیفی ترکیب نیروی تولید، کاهش میزان سرمایه گذاری، کاهش هزینه های توسعه و تحقیق و نظایر آنها دانست. یکی از تفاوتهای کشورهای توسعه یافته و کشورهای در حال توسعه را میتوان در روند رشد و توسعه اقتصادی آنها مشاهده کرد؛ بدین ترتیب که روند رشد اقتصادی در این کشورها به طور معمول از یک ثبات نسبی و صعودی برخوردار بوده؛ یعنی یک رشد تدریجی اما پیوسته. در کشورهای در حال توسعه به طور معمول این رشد به شکل نوسانی اتفاق میافتد و شاهد دورههایی از رشد اقتصادی هستیم، اما پس از چند سال با رشد منفی مواجه میشوند و دوباره به وضعیت قبلی در تولید ناخالص داخلی برمیگردند؛ یعنی فراز و فرودهای نوسانی و متوالی در روندهای بلندمدت رشد اقتصادی. اقتصاددانان از این پدیده به عنوان «تله درآمد متوسط» یاد میکنند. هر کشوری که بتواند خود را از این دام برهاند میتواند در زمره کشورهای توسعه یافته به حساب آید که معمولاً کار بسیار دشواری است.