انرژی
علی فرهادی، کارشناس عمران در یادداشت اختصاصی که برای روزنامه ما نگارش کرده است، ابعاد پنهان و اثرات چندجانبه پروژههای بزرگ آب و نیرو را در مسیر توسعه متوازن کشور تشریح میکند. علی فرهادی در این یادداشت به موضوع نقش راهبردی «آب و نیرو» در اعتلای مناطق کمبرخوردار پرداخته است. در ادامه متن کامل یادداشت وی را می خوانیم: «در ادبیات توسعه پایدار، اجرای پروژههای زیرساختی بزرگ تنها به معنای احداث سازههای بتنی نیست، بلکه آغازگر فصلی نو در تحول زیستبومهای اقتصادی و اجتماعی یک کشور است. شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران (آب و نیرو) با رسالت اصلی بالفعل نمودن بخش قابل توجهی از پتانسیلهای کشور در زمینه انرژی برقآبی و توسعه تأسیسات در زمینه ذخیره و انتقال آب، بهعنوان بازوی تخصصی در احداث سدها و نیروگاههای برقآبی، نه فقط در حوزه تولید انرژی، بلکه در مقام پیشران توسعه متوازن و محرومیتزدایی، نقشآفرینی کرده است. طرحهای این شرکت فراتر از اعداد و ارقام تولید مگاوات برق یا حجم ذخیرهسازی آب، منشأ برکاتی است که در تار و پود زندگی مردم مناطق دور از پایتخت و کل کشور تنیده شده است. یکی از برجستهترین مواهب اجتماعی این طرحها، ایجاد فرصتهای شغلی پایدار و در عین حال، زمینهسازی برای مهاجرت معکوس است. سدها و نیروگاههای بزرگ اغلب در مناطق صعبالعبور و دور از مراکز شهری بنا میشوند؛ مناطقی که بهطور معمول از کمبود فرصتهای شغلی رنج میبرند. حضور تیمهای اجرایی و مهندسی شرکت آب و نیرو در این مناطق، نه تنها در فاز ساختوساز اشتغالزایی مستقیم ایجاد میکند، بلکه با بهرهبرداری از طرح، مشاغل پایدار در حوزههای نگهداری، تعمیرات و مدیریت منابع آب شکل میگیرد. این امر در کنار توسعه زیرساختهای جانبی مانند راههای دسترسی، خطوط انتقال نیرو و شبکه آبرسانی، جذابیتهای زندگی در مناطق روستایی را افزایش داده و انگیزهای قوی برای بازگشت نیروی کار متخصص و بومی به زادگاهشان ایجاد میکند که نتیجه آن احیای روستاهای در حال تخلیه و تقویت بنیانهای بومی است. در کنار اشتغالزایی، مقوله مهارتافزایی نیز از دستاوردهای کمتر دیده شده اما حیاتی این پروژههاست. نیروهای کار بومی که پیش از ورود پروژه به منطقه، عمدتاً در مشاغل سنتی فعال بودند، طی فرآیند اجرای طرح در سطوح مختلف تخصصی آموزش میبینند. تکنسینها، کارگران ماهر و ناظران بومی که در دلِ این پروژههای عظیم آب و نیرو تربیت میشوند، سرمایههای انسانی ارزشمندی هستند که دانش فنی مدرن را به دلِ مناطق دورافتاده میبرند. این انتقال دانش، نه تنها به کیفیت اجرای پروژه کمک میکند، بلکه نیروی کار بومی را به سرمایهای مولد و کارآمد برای کل صنعت کشور تبدیل میکند. از منظر اقتصادی، اثرگذاری این پروژهها چندوجهی است. نخست، پایداری شبکه برق کشور؛ نیروگاههای برقآبی احداث شده توسط شرکت آب و نیرو نقش پیکساب یا همان مدیریتکننده اوج مصرف را ایفا میکنند که به پایداری شبکه برق سراسری و جلوگیری از خاموشیهای صنعتی کمک شایانی کرده و امنیت انرژی کشور را تضمین مینمایند. دوم، مدیریت منابع آبی برای کشاورزی و شرب است که به معنای واقعی کلمه، رونق اقتصادی مناطق همجوار را رقم میزند. کشاورزی پایدار که از طریق این پروژهها آبیاری میشود، معیشت هزاران خانوار را متحول کرده و به توسعه صنایع تبدیلی و ایجاد چرخه ارزش افزوده منجر میشود. علاوه بر این موارد، نباید از نقش حیاتی این پروژهها در مدیریت بحران و جلوگیری از سیلابهای مخرب غافل شد. رودخانههایی که در فصول پربارش همواره تهدیدی برای جوامع محلی، زمینهای کشاورزی و زیرساختها بودند، با مدیریت صحیح سدها به منابعی مهارشده برای تولید انرژی و کشاورزی تبدیل شدهاند. این مهار سیلاب، آرامش روانی و امنیت جانی را به ساکنان حاشیه رودخانهها بازگردانده است. الگوی توسعهای این شرکت، گواهی بر دستاوردهای چندجانبه آن است؛ اگرچه برخی از این اقدامات مانند مهار سیلابهای مخرب، رونق کشاورزی، توسعه منطقهای و پرورش نیروی انسانی متخصص و نقشی کلیدی در خودکفایی و پایداری شبکه در بخشهای پیشین این متن به تفصیل شرح داده شد، اما طیف وسیعی از فعالیتهای دیگر نیز در این میان قابل توجه است. از مهمترین این موارد میتوان به تأمین، انتقال و ذخیرهسازی آب، تولید انرژی الکتریکی پاک از منابع تجدیدپذیر، تمرکز بر انتقال تکنولوژی، توسعه ظرفیتهای فنی- مهندسی و اجرایی شرکتهای مشاور و پیمانکار داخلی و اثرات مثبت زیستمحیطی و صرفهجویی اقتصادی حاصل از عدم مصرف سوختهای فسیلی در تولید انرژی اشاره کرد. با توجه به تعدد و اهمیت راهبردی این دستاوردها، امکان پرداختن به جزئیات تمامی آنها در این یادداشت وجود نداشت و بررسی جامعتر هر یک از این موارد، در فرصتهای بعدی میسر خواهد بود. در نهایت، طرحهای شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران را نه به چشم پروژههای صرفاً مهندسی، بلکه باید به مثابه پروژههایی تمدنساز نگریست. تلفیق هوشمندانه تولید انرژی پاک، تأمین آب پایدار، توسعه کشاورزی و مهارتافزایی نیروهای بومی در اقصینقاط کشور، الگویی موفق از توسعه درونزا است که نه تنها رونق اقتصادی مناطق کمبرخوردار را تضمین میکند، بلکه با تزریق انرژی و آب به رگهای تپنده صنعت و کشاورزی ایران، توسعه ملی را شتاب میبخشد. این رویکرد، تجلی عینیِ حکمرانی هوشمندانه منابع ملی برای رفاه و آبادانی میهن عزیزمان ایران است.»