صفحه آخر
بهرام کلهرنیا از داوران سی و سومین جشنواره هنرهای تجسمی جوانان ایران، با اشاره به اینکه هدف ما پرورش انسان نه تولید نابغه است، گفت: جشنوارههای هنری میتوانند بستری برای کشف استعدادهای جوان و فراهم کردن زمینه رشد آنها باشند. بهرام کلهرنیا طراح، مجسمهساز، طراح گرافیک، نقاش، پژوهشگر و مدرس هنر و از داوران و استادان سی و سومین جشنواره هنرهای تجسمی جوانان ایران، معتقد است، جشنوارههای هنری میتوانند بستری برای کشف استعدادهای جوان و فراهم کردن زمینه رشد آنها باشند. وی با اشاره به اهمیت دوره جوانی در شکلگیری تصمیمهای بنیادین زندگی، بر ضرورت هدایت صحیح استعدادهای هنری تأکید میکند و معتقد است نقش استادان و داوران نباید به انتخاب آثار محدود شود. کلهرنیا همچنین درباره خطر «نخبهسازی» زودهنگام هشدار میدهد و میگوید هدف از پرورش استعدادهای هنری، تولید نابغه نیست، بلکه باید انسانهایی تربیت شوند که نسبت به جامعه، طبیعت و جهان پیرامون خود مسئولیتپذیر باشند. جوانی، دوره تصمیمهای بنیادین بهرام کلهرنیا درباره نقش جشنواره هنرهای تجسمی در توسعه فرهنگی اظهار کرد: برگزاری جشنواره هنرهای تجسمی ذات توسعه فرهنگی را هدف قرار میدهد و شرکتکنندگان آن جوانان هستند. غرض این نیست که جوانان گروه ویژه و خاصی در جامعه هستند، چون همه انسانها این دوره را سپری میکنند، اما دوره جوانی اهمیت ویژهای در زندگی دارد. وی با اشاره به اینکه در این دوره رشد انسان کامل شده و تصمیمهای بنیادین زندگی گرفته است، افزود: به همین دلیل جوانان باید بتوانند برای آینده خود تصمیمهای درست بگیرند. در چنین دورهای میتوان با سیاستگذاری مناسب، استعدادها و تواناییهای جوانان را شناسایی و به سمت درست هدایت کرد. این طراح گرافیک اضافه کرد: برگزاری جشنواره هنرهای تجسمی میتواند سمتوسوی درست به زیست فردی و اجتماعی جوانان ایرانی بدهد. در کشورهای پیشرفته بعد از جنگ جهانی دوم، مسئله سیاستگذاری و تعیین رویههای آموزشی و شغلیابی اهمیت ویژهای پیدا کرد و کشورها شروع به اجرای پروژههای مدیریت هدفگذاری روی جوانان کردند. از شناسایی استعداد تا رسیدن به پختگی کلهرنیا، کشف و حمایت از استعدادهای درخشان را یکی از کارکردهای مهم جشنواره دانست و تصریح کرد: هدف برگزاری جشنواره هنرهای تجسمی نیز، کشف و حمایت از استعدادهای درخشان هنری است تا به طور صحیح پشتیبانی شوند. با برگزاری چنین جشنوارههایی میتوان بانک جامعی از استعدادها را فراهم کرد. وی با اشاره به تجربه حضور خود در دورههای گذشته جشنواره، توضیح داد: در دورههای گذشته در این جشنواره با جوانانی روبهرو شدم که استعدادها و تواناییهای خیرهکنندهای داشتند اما نیاز به پرورش صحیح داشتند و باید به مرحله پختگی میرسیدند، نیروهای فعال با استعدادهای خیرهکننده که لازم بود به سمتوسوی درست هدایت شوند. این پژوهشگر اضافه کرد: شناسایی یک استعداد پایان کار نیست و آنچه اهمیت دارد، ایجاد شرایطی برای رشد آن است. بنابراین نقش استادان و راهنماها، تعیینکننده و انتخاب درست افرادی که قرار است با این جوانان کار کنند، میتواند نتیجه جشنواره را تحت تأثیر قرار دهد. در ادامه کلهرنیا درباره نقش داوران در این فرآیند، گفت: در واقع در صورتی که نفرات مستعد به این جشنواره راه پیدا کنند و استادان و راهنماها هم به حق انتخاب شده باشند، میتوان به نتایج خارقالعادهای دست پیدا کرد. وی افزود: به عنوان داور و فردی که قرار است کنار این جوانان حضور داشته باشم، در قبال آنها مسئول هستم و باید این مسئولیت را به بهترین شکل انجام دهم. مواجهه با هنرمندان جوان نیازمند دقت و مسئولیتپذیری است، چراکه ممکن است جشنواره یکی از نخستین فرصتهایی باشد که استعداد یک جوان در سطحی گسترده دیده شود و نوع مواجهه با او میتواند در مسیر آیندهاش اثرگذار باشد. این مجسمهساز با اشاره به خاطرهای از کشف استعدادهای ناشناخته در این جشنواره، گفت: چند سال پیش در یکی از جشنوارههای هنرهای تجسمی به جوانی برخورد کردم که طراحیهای خیرهکنندهای انجام میداد و وقتی از او جویا شدم کجا آموزش دیده، گفت؛ در یکی از ولایتهای دورافتاده کشور زندگی میکرده و شرایطی برای آموزش دیدن برایش مهیا نبوده است. کلهرنیا افزود: با وجود نبود امکانات آموزشی، توانایی آن جوان چشمگیر، هنر آن جوان شگفتانگیز و قدرت دید و تشخیصش برای فعالیت هنری فوقالعاده بود.من با آن جوان ارتباط شخصی گرفتم و او در حال حاضر یکی از مدیران ارشد فرهنگی در کشور است. وی این تجربه را یکی از دلایل تأکید خود بر ضرورت کشف و هدایت استعدادهای جوان دانست، استعدادهایی که ممکن است به دلیل شرایط جغرافیایی یا نبود امکانات، فرصت کافی برای دیده شدن نداشته باشند. جوانان، نیروی محرک خانواده و جامعه کلهرنیا نقش جوانان را فراتر از عرصه هنر دانست و خاطرنشان کرد: جوانان پیشاهنگان تحول در خانوادهها هستند. آنها مرکز ثقل زورمندی هستند که اگر درست هدایت شوند هم زندگی خانوادگی را نظم و ترتیب میبخشند و به تبع آن اجتماع هم سودمند خواهد شد. وی افزود: برگزاری جشنواره هنرهای تجسمی با محوریت جوانان به هزار و یک دلیل اهمیت دارد. این جشنواره محلی کشف و شناخت استعدادهایی است که شاید خود جوان هم از آنها به درستی مطلع نباشد، اما وقتی این استعدادها شناخته و به درستی مدیریت شوند شاهد تزریق هنر و فرهنگ به جامعه هم خواهیم بود. نخبهسازی زودهنگام، یک آسیب است کلهرنیا درباره ورود بنیاد ملی نخبگان به جشنواره هنرهای تجسمی گفت: از کارکرد این بنیاد اطلاع خاصی ندارم اما با هر آموزش زودرس و مدعی پیشتازی مخالفم و به آموزش انسانی و طبیعی اعتقاد دارم. وی اضافه کرد: جوانان باید فرصت داشته باشند زندگی کنند و با طبیعت و جهان آشنا شوند. هنرمندان جوان باید درک کنند که در قبال جهان و هستی مسئولیت دارند و پرورش آنها نباید تنها بر اساس موفقیت فردی یا کسب عنوانهای مختلف تعریف شود. این نقاش افزود: قصد اصلی نخبهپروری نیست بلکه پرورش انسانهایی است که از مسئولیت زندگی اجتماعی خود در قبال جهان و طبیعت آگاه شوند. داشتن استعداد و توانایی خلق هنر در جوانان باید به سمت بهتر شدن جهان برای زیستن و سامان دادن زندگی اجتماعی هدایت شود. کلهرنیا نسبت به دادن عنوانهایی مانند «نخبه» و «نابغه» به جوانان هنرمند نیز هشدار داد و تصریح کرد: چنین عناوینی ممکن است روند طبیعی رشد آنها را مختل و آنها را از سمتوسوی درست دور کند. هدف ما پرورش انسان برای زندگی بهتر، نه تولید نابغه است. آب، یک موضوع ملی در قاب هنر داور این رویداد با اشاره به موضوع آب در سی و سومین جشنواره هنرهای تجسمی گفت: بر اساس تفاهمنامه میان وزارت فرهنگ و ارشاد و وزارت نیرو، آب به عنوان یکی از موضوعات مورد توجه این دوره از جشنواره انتخاب شده است. وی افزود: انتخاب آب به عنوان یک بحران ملی میتواند فرهنگسازیهای لازم را ایجاد کند، اما نباید مانع بروز نبوغ و خلاقیت شرکتکنندگان شود. پرداختن به یک موضوع ملی در جشنواره میتواند فرصتی برای حساس کردن جامعه نسبت به یک مسئله مهم باشد، اما این موضوع نباید به محدودیت در بیان هنری تبدیل شود. استادان راهنما باید ملاحظات لازم را در این زمینه در نظر بگیرند و در عین حال اجازه دهند هنرمندان جوان نگاه و خلاقیت خود را در آثارشان نشان دهند.