سیاست
در برابر طرحهای مداخلهجویانه آمریکایی، دیدگاه جمهوری اسلامی ایران بر این اصل استوار است که امنیت خاورمیانه تنها با مشارکت فعال تمام کشورهای منطقهای، حذف پایگاههای فرامنطقهای و دیپلماسی همسایگی محقق میشود. این در طول دهههای گذشته بارها طرحهای مختلفی را برای ایجاد یک ساز و کار امنیتی فراگیر بر مبنای همکاریهای منطقهای میان همه کشورهای خلیج فارس مطرح کردهاست. طرح ابتکار صلح هرمز (HOPE) توسط حسن روحانی، رئیس جمهور وقت ایران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۹ و چندین طرح و پیشنهاد مشابه در سالهای پیش از آن برای همکاریهای منطقهای در چارچوب فرمول ۸ کشور ساحلی خلیج فارس در همین راستا بود. ولی نصر، استاد دانشگاه جانز هاپکینز مینویسد: «دیدگاه ایران این است که مدل قدیمی محاصره نظامی و مهار ایران فروپاشیده و هرگز بازنخواهد گشت. پیام ایران به همسایگان روشن است: صلح و ثبات واقعی در خلیج فارس تنها زمانی ممکن است که پایگاههای نظامی آمریکا منطقه را ترک کنند و ترتیبات امنیتی با حضور قدرتهای بومی شکل گیرد.» دیدگاه ایران هر چند در طول سالیان گذشته کمتر از سوی کشورهای عربی جنوب خلیج فارس مورد توجه قرار گرفتهبود، اما در ماههای پس از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. نواف عبید، پژوهشگر ارشد مطالعات جنگ کینگز کالج لندن ماه گذشته در الجزیره نوشت: «دوران خاورمیانه پس از آمریکا در حال شکلگیری است؛ منطقهای که در آن ترتیبات امنیتی دیگر بر قدرت و تصمیمگیری آمریکا متکی نیست. ایران یک قدرت منطقهای است که منافع امنیتی مشروع آن باید در هر معماری پایدار منطقهای گنجانده شود، نه اینکه هدف ائتلافسازیهای متخاصم قرار گیرد.» سند سیاستی اندیشکده شورای خاورمیانه در امور جهانی قطر نیز تاکید میکند: «ایران خود خواستار یک ساختار امنیتی متکی بر کشورهای منطقه (شبکهای از همکاری بدون حضور آمریکا و اسرائیل) شده است. باز نگه داشتن مجاری دیپلماتیک با ایران و حرکت به سمت تنشزدایی، واقعبینانهترین مسیر برای مدیریت بحرانهاست.» رویکرد ایران جهت نفی یکجانبهگرایی آمریکا و ایجاد نظم منطقهای درونزا، از پشتیبانی و حمایت قدرتهای جهانی نظیر چین و روسیه برخوردار است که خواهان خاورمیانهای مستقل از مداخلات مخرب غربی هستند. این دیدگاه را میتوان در اسناد و پیشنهادهای رسمی مسکو و پکن در ماههای گذشته مشاهده کرد. شی جینپینگ، رئیس جمهور چین، در طرح چهار مادهای خود برای صلح و امنیت خاورمیانه، پیشنهاد همکاریهای منطقهای بر پایه همزیستی مسالمتآمیز و اجتناب از مداخله خارجی را مطرح کردهاست و دولت روسیه نیز سند ابتکار امنیت دستجمعی در خلیج فارس را خرداد ماه امسال به روزرسانی کرد. نقطه عطف این سند اضافه شدن بند ۳ گامهای اجرایی است که صراحتاً خواستار «تعهد رسمی کشورهای خلیج فارس به عدم واگذاری قلمرو خود به اشخاص ثالث برای حمله به کشورهای همسایه» است؛ موضعی که کاملاً منطبق بر خواست جمهوری اسلامی ایران است. سون دگانگ، مدیر مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه فودان ماه گذشته به گلوبال تایمز گفت: «وابستگی امنیتی چنددههای به قدرتهای فرامنطقهای در زمان بروز تهدیدهای واقعی نتوانست امنیت پایدار ایجاد کند. کشورهای منطقه در حال بازنگری استراتژیک هستند تا از تبدیل شدن به پیادهنظام یا سیبل رقابت قدرتهای بزرگ جلوگیری کنند.» یانگ شیائوتونگ، پژوهشگر مؤسسه هورایزن اینسایت نیز در الجزیره نوشت: «چین از سازوکارهای امنیت درونزا و همکاری جمعی بدون مداخله خارجی حمایت میکند.» سرگی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه همزمان با انتشار نسخه جدید ابتکار روسیه برای امنیت دستجمعی در خلیج فارس در مصاحبه با روزنامه ایزوستیا گفت: «ما یک طرح امنیتی برای خلیج فارس داریم که اخیراً آن را بهروزرسانی کرده و به شش کشور شورای همکاری خلیج فارس و تهران ارسال کردهایم... لازم است در آینده هرگونه روش نظامی به طور کامل حذف شود و کشورها متعهد شوند قلمرو خود را در اختیار نیروهای فرامنطقهای برای تجاوز قرار ندهند.» در پی تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، منطقه غرب آسیا و حوزه خلیج فارس در برابر یک انتخاب تاریخی قرار گرفتهاست: گزینه نخست استمرار برونسپاری مطلق امنیت به آمریکا و خصومت دائمی با ایران و گزینه دوم انتخاب ترتیبات امنیتی فراگیر منطقهای بر اساس همکاری و مشارکت است. نشستهای اخیر نشان میدهد واشنگتن همچنان در پی حفظ نقش محوری خود در معماری امنیتی خلیج فارس و پیوند دادن آن با مهار ایران و گسترش عادیسازی اسرائیل است اما اختلاف در برداشت کشورهای منطقه از تهدید، مسئله فلسطین، نگرانی از کشیده شدن به جنگ و تمایل برخی دولتها به تنشزدایی با تهران، تشکیل یک پیمان دفاع جمعی منسجم را دشوار میکند. واشنگتن همچنان میکوشد الگوی «چتر امنیتی در برابر تبعیت» را حفظ و بازتعریف کند؛ الگویی که با تردیدهای فزاینده کشورهای منطقه روبهرو شده است اما کشورهای منطقه روز به روز بیشتر نسبت به خطرات واگذاری کامل امنیت به قدرتهای خارجی پی میبرند. اکنون زمان آن فرارسیدهاست تا رهبران منطقهای جسارت کنار گذاشتن عادتهای شکست خورده پیشین را پیدا کنند و گزینهای را که برای منافع ملتهای منطقه مطلوبتر است، انتخاب کنند.