گزارش
امیرحسین زیورآبادی- خبرگزاری رویترز به نقل از سه فرد که آنان را منابع مطلع ایرانی معرفی کرد، ادعا نمود چین بهطور خصوصی از تهران خواسته است برای مهار حوثیهای یمن کمک کند؛ این درخواست پس از آن مطرح شد که عربستان سعودی، در پی عملیات نظامی گسترده این گروه طی هفته گذشته، از پکن درخواست کمک کرد. نگرانی عربستان از پیشروی حوثیها این افراد اعلام کردند ریاض پس از آن که حوثیها پیشرویهای سریعی را در امتداد سواحل دریای سرخ و اطراف تنگه بابالمندب انجام دادند، به پکن روی آورد؛ تحولاتی که موجب شده صادرات نفت عربستان سعودی و حملونقل دریایی در معرض خطر بیشتری قرار بگیرد. این منابع گفتند چین در مواضع علنی خود خواستار خویشتنداری، گفتوگو و برقراری مجدد کشتیرانی امن شده است، اما پیام خصوصی پکن فراتر از اظهارات علنی این کشور بوده است. چین به دنبال کمک ایران برای مهار حوثیها رویترز مدعی شد که پکن میخواهد ایران از نفوذ خود بر حوثیها استفاده کند تا به جلوگیری از گسترش بیشتر درگیری در مسیرهای انرژی کمک شود؛ مسیرهایی که چین، بهعنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان، به آنها وابسته است. این در حالی است که تهران بارها تاکید کرده حوثیها از ایران دستور نمیگیرند و بر اساس منافع خود عمل میکنند. این منابع که در جریان این گفتوگوها قرار گرفتهاند و به شرط ناشناس ماندن صحبت کردند، جزئیاتی درباره نحوه انتقال این پیام ارائه نکردند و نگفتند آیا این پیام در جریان سفر سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، به چین در روز چهارشنبه منتقل شده است یا خیر. این منابع گفتند پاسخ تهران این بوده است که ثبات و صلح در منطقه به پایان یافتن جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بستگی دارد. چین بدون تهدید اقتصادی از ایران کمک خواست رویترز ادعا کرد که سه منبع ایرانی گفتند مقامهای چینی هیچ تهدید صریحی مطرح نکردند و همچنین اشارهای نکردند که اگر تهران از نفوذ خود بر حوثیها استفاده نکند، پکن به دنبال اعمال فشار اقتصادی بر ایران خواهد بود. حاکمیت و امنیت همه کشورها باید مورد احترام قرار گیرد در پاسخ به درخواست رویترز برای اظهارنظر درباره این گزارش، وزارت امور خارجه چین گفت: چین مایل نیست شاهد گسترش و سرایت بیشتر تنشهای منطقهای به یمن و دریای سرخ باشد. تشدید بیثباتی منطقهای در راستای منافع هیچ طرفی نیست. «حاکمیت و امنیت همه کشورها باید مورد احترام قرار گیرد و تأسیسات حیاتی برای معیشت مردم نباید هدف قرار گیرند. چین خواستار پایان دادن به اقداماتی است که وضعیت را بیش از پیش پیچیده میکنند و بر حلوفصل مسائل از طریق گفتوگو و مذاکره تأکید دارد.» بر اساس اظهارات سه منبع ایرانی، مشخص نیست که آیا تهران به نگرانیهایی که پکن مطرح کرده است، چه پاسخی خواهد داد. آنها گفتند با این حال، این رابطه همچنان از اهمیت اقتصادی و راهبردی قابلتوجهی برای تهران برخوردار است؛ بهویژه در شرایطی که ایران همچنان با خصومتها و درگیری با آمریکا مواجه است. درخواست عاصم منیر از ایران به روایت آناتولی آناتولی نوشت: به گفته منابع دولتی فرمانده ارتش پاکستان در گفتگوی تلفنی روز چهارشنبه با دیپلمات ارشد ایران، منیر از تهران خواست تا از «نفوذ خود» بر گروه یمنی استفاده کند. در ادامه این مطلب آمده: منابع دولتی پاکستان روز پنجشنبه به خبرگزاری آناتولی گفتند که فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، از ایران خواسته است تا گروه انصارالله را متقاعد کند که به تأسیسات انرژی عربستان سعودی حمله نکند. مارکو روبیو به دلیل عهدهداری همزمان دو سمت وزیری امور خارجه و سرپرستی شورای امنیت ملی، موقعیت منحصربهفردی در کابینه دارد و نسبت به سایر اعضا، دسترسی و دیدارهای حضوری بسیار بیشتری با دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در دفتر بیضی دارد. به گفته این منابع، در جدیدترین تلاش اسلامآباد برای دستیابی به یک راهحل مذاکرهشده برای مناقشه شدید خاورمیانه، منیر با عباس عراقچی، دیپلمات ارشد ایران، تلفنی گفتگو کرد و از تهران خواست تا از «نفوذ خود» بر انصارالله برای توقف حملات آنان به زیرساختهای نفتی و اقتصادی عربستان استفاده کند. ایران تأیید کرد که این دو مقام در جریان سفر عراقچی به چین در روز چهارشنبه با یکدیگر گفتگو کردهاند. یک منبع آگاه از تحولات گفت: «رئیس ستاد ارتش در مورد وضعیت کلی منطقه، با تمرکز ویژه بر حملات انصار الله و احیای مذاکرات مستقیم متوقفشده بین ایالات متحده و ایران گفتگو کرد.» اسلامآباد قبلاً هشدار داده بود که تشدید تنشهای اخیر، وضعیت پیچیده منطقه را بیش از پیش دشوار خواهد کرد. منابع خبری در حالی که پاسخ عراقچی را «امیدوارکننده» توصیف کردند، جزئیات بیشتری ارائه نکردند. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، اخیراً اظهار داشت که تهران در امور یمن دخالت نمیکند و انصارالله را بازیگرانی مستقل توصیف کرد که «منافع خود را دنبال میکنند». پاکستان و عربستان سعودی سال گذشته یک پیمان دفاعی دوجانبه امضا کردند که متعاقباً منجر به امضای توافقنامه دفاعی سهجانبه مکه در ماه گذشته با مشارکت ترکیه شد. یمن از زمان تصرف صنعا، پایتخت این کشور، توسط حوثیها در سال ۲۰۱۴ درگیر جنگ بوده است، که منجر به مداخله ائتلاف عربی به رهبری عربستان در سال ۲۰۱۵ برای حمایت از دولت قانونی یمن شد. این گروه از ماه ژوئیه که محاصره دریایی ریاض را اعلام کرد، با نیروهای دولتی درگیر نبردهای تازه شده و اخیراً در امتداد سواحل دریای سرخ و تنگه بابالمندب پیشروی کرده است. نیروهای انصارالله همچنین زیرساختهای نفتی عربستان را هدف قرار دادهاند که این امر قیمت نفت را در بازار جهانی بیش از پیش افزایش داده است. اسلامآباد: متعهد به پیمانهای دفاعی هستیم وزارت امور خارجه پاکستان روز پنجشنبه بر تعهد خود به «اجرای» توافقنامه دفاعی دوجانبه و همچنین پیمان سهجانبه مکه تأکید کرد. سجاد حیدر خان، سخنگوی وزارت امور خارجه در اسلامآباد، در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه «آیا سازوکاری برای اطمینان از چگونگی مقابله پاکستان با حملات اخیر انصارالله در عربستان طراحی شده است یا خیر»، به خبرنگاران گفت: «با این حال، اینکه چه زمانی، چگونه، کجا و چه نیرویی علیه چه اهدافی، با چه شیوهها و در چه مواردی استفاده خواهد شد... محرمانگی عملیاتی حکم میکند که در این مرحله محتاط باشیم.» به گزارش روزنامه «داون»، خان گفت: «پاکستان مدتهاست که این دیدگاه را به اشتراک گذاشته است که ما خواهان صلح و ثبات هستیم، زیرا این امر نه تنها به نفع پاکستان و ایران، بلکه به نفع کل منطقه و فراتر از آن است.» وی با اشاره به اینکه وضعیت در بابالمندب «بهطور استثنایی جدی» است، از انصارالله خواست تا «فعالیتهای خود را متوقف کنند». او افزود: «در این راستا، بحثهای ما اساساً حول محور برقراری صلح و ثبات از طریق گفتگو و دیپلماسی است و نه از طریق اقدامات قهری.» احیای مذاکرات متوقفشده منابع خبری گفتند که رئیس ستاد ارتش پاکستان و دیپلمات ارشد ایران همچنین در مورد راههای احیای مذاکرات مستقیم متوقفشده با ایالات متحده برای پایان دادن به جنگ چندین ماهه خود گفتگو کردند. به گفته این منابع، عراقچی نیز به نوبه خود گفت که ایران آماده بازگشت به مذاکرات است، مشروط بر اینکه ایالات متحده خصومتها در تنگه هرمز را متوقف کند و «به تفاهمنامه اسلامآباد پایبند باشد». آنها افزودند که چین نیز به تلاشهای پاکستان برای احیای مذاکرات آمریکا و ایران و جلوگیری از سرایت درگیریها کمک میکند. یک منبع بدون ارائه جزئیات بیشتر در مورد کمک چین گفت: «پکن نیز به همان اندازه نگران خصومتهای در حال جریان است، زیرا هزینه قبض نفت آن سنگینتر میشود.» در دیدار با عراقچی در پکن در روز چهارشنبه، وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، ایران و آمریکا را تشویق کرد که عقلانیت پیشه کنند، خویشتنداری کنند، به تفاهمنامه اسلامآباد بازگردند و «به مشورتهای اساسی بپردازند». وانگ افزود که چین «نمیخواهد شاهد سرایت بیشتر تنشهای منطقهای به یمن و دریای سرخ باشد». انتظار میرود شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، هفته آینده در واشنگتن با دونالد ترامپ، همتای آمریکایی خود دیدار کند؛ جایی که دو طرف احتمالاً علاوه بر سایر مسائل حلنشده بین دو اقتصاد بزرگ جهان، در مورد راههای حل مناقشه طولانیمدت خاورمیانه گفتگو خواهند کرد. معماری خلیج فارس چطور تغییر میکند؟ تحولات بابالمندب و رویکرد محتاطانه آمریکا در برابر حوثیها، نشانه تغییر تدریجی معادله امنیتی خلیج فارس است. واشنگتن با تمرکز بر مهار ایران و حفاظت از هرمز، از گشودن جبههای تازه در یمن پرهیز میکند؛ موضوعی که نگرانی عربستان درباره اعتبار تعهدات امنیتی آمریکا را افزایش داده است. ریاض نیز با تقویت توان دفاعی و ائتلاف با ترکیه و پاکستان، به سمت تنوعبخشی امنیتی حرکت کرده است. همزمان، اختلال در هرمز و بابالمندب امنیت انرژی و اقتصاد جهانی را با خطرات تازه مواجه میکند. به گزارش الجزیره، در ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۶، دونالد ترامپ در دوبلین و در کنار میشائل مارتین، نخستوزیر ایرلند، درباره وضعیت حوثیها گفت که این گروه با دولت آمریکا تماس گرفته و خواهان درگیری با واشنگتن نیست. ترامپ همچنین گفت حوثیها اجازه عبور بیشتر کشتیها را میدهند و ابراز اطمینان کرد که وضعیت بهخوبی پیش خواهد رفت. این اظهارات همزمان با گسترش کنترل حوثیها بر بخشهایی از ساحل دریای سرخ مطرح شد. این گروه شهر بندری المخا و جزیره میون را در اختیار گرفته و کنترل خود بر منطقه بابالمندب را تکمیل کرده بود؛ موضوعی که به حوثیها امکان حضور مستقیم در یکی از مهمترین مسیرهای کشتیرانی جهان را میدهد. اظهارات دونالد ترامپ در شرایطی مطرح شد که حوثیها از تصمیم خود برای محاصره صادرات نفت عربستان به آسیا و کشتیرانی تجاری این کشور خبر داده بودند؛ تحولی که از تضعیف فرمول سنتی «امنیت در برابر نفت» حکایت دارد. تحولات بابالمندب را نمیتوان رویدادی منفرد دانست. این تحولات در امتداد مجموعهای از عقبنشینیهای آمریکا از تعهدات امنیتی در منطقه قرار میگیرد؛ تعهداتی که طی دهههای گذشته پایه رابطه واشنگتن با کشورهای حاشیه خلیج فارس را بر مبنای تأمین امنیت در برابر جریان پایدار نفت شکل داده بود. آنچه اکنون در بابالمندب رخ میدهد، بهعنوان تغییری عمیق در محیط امنیتی منطقه توصیف شده است؛ تغییری که بر اساس آن، آمریکا از مداخله نظامی مستقیم علیه حوثیها خودداری میکند، در حالی که این گروه کنترل بخشی از یکی از مهمترین گذرگاههای دریایی جهان را در اختیار گرفته است. گزارشهای اخیر نیز تأیید میکنند که واشنگتن فعلاً از ورود مستقیم به درگیری میان حوثیها و عربستان خودداری کرده است. از آرامکو تا بابالمندب؛ حافظه تلخ ریاض از تعهدات امنیتی آمریکا دونالد ترامپ در دوبلین اعلام کرد حوثیها با دولت آمریکا تماس گرفتهاند تا از رویارویی با واشنگتن جلوگیری کنند. به گفته او، حوثیها به «بیشتر کشتیها اجازه عبور میدهند» و مشکل تنها مربوط به «یک کشور» است؛ کشوری که ترامپ نام آن را اعلام نکرد، اما ظاهراً عربستان سعودی را مدنظر داشت. او گفت برای حل این مسئله اقدام خواهد کرد. رئیسجمهور آمریکا همچنین مدعی شد واشنگتن «کنترل کاملی» بر تنگه هرمز دارد و روزانه بهطور متوسط حدود ۲۵ کشتی از این آبراه عبور میکنند؛ ادعایی که منابع دریایی آن را تأیید نکردهاند. در سطح میدانی، اظهارات ترامپ حاکی از آن بود که حوثیها همچنان قدرت نظامی و بازدارندگی آمریکا را در محاسبات خود در نظر میگیرند؛ بهویژه در شرایطی که فشار آمریکا بر ایران افزایش یافته است. بر همین اساس، حوثیها برای مذاکره و رسیدن به توافق آمادگی نشان دادهاند؛ مشابه آنچه در سال ۲۰۲۵ و در برابر شروط آمریکا انجام دادند. دستورهای دولت ترامپ نیز اولویتهای واشنگتن را مشخص میکند: مهار ایران بهعنوان تهدید اصلی، حفظ امنیت تنگه هرمز بهعنوان مسیر حیاتی انتقال نفت و گاز و جلوگیری از باز شدن جبههای نظامی در یمن. در این چارچوب، بابالمندب برای منافع نفتی مستقیم آمریکا در مقایسه با مسیرهای انتقال انرژی به چین و دیگر بازارهای آسیایی اهمیت کمتری دارد. از سوی دیگر، ترامپ معتقد است حوثیها کشتیهای آمریکایی را هدف قرار نمیدهند و بنابراین ورود مستقیم آمریکا به درگیری میتواند فشار بیشتری بر نیروهای این کشور که در جبهه ایران درگیر هستند، وارد کند. این تصمیم در عین حال با ملاحظات سیاست داخلی آمریکا نیز ارتباط پیدا کرده است. جنگ آمریکا و ایران در شرایطی ادامه دارد که دونالد ترامپ پیشتر وعده داده بود آمریکا را از جنگهای خاورمیانه دور نگه دارد. لسآنجلس تایمز گزارش داده است که ترامپ در گفتوگو با فاکس نیوز گفته ممکن است بهدلیل انتخابات از تشدید درگیری خودداری کند. بر اساس این گزارش، گشودن جبههای تازه در یمن میتواند بر رقابتهای نزدیک جمهوریخواهان برای مجلس نمایندگان و سنا تأثیر بگذارد. محافل سعودی گزارش آکسیوس مبنی بر تماسهای محمد بن سلمان با دونالد ترامپ در آستانه تسلط حوثیها بر سواحل در ۱۰ سپتامبر و درخواست برای حمله به این گروه را رد کردند. بر اساس این گزارش، دونالد ترامپ با درخواست ولیعهد سعودی مخالفت کرده بود. منابع سعودی برای رد این روایت به گزارش ۲۹ ژوئیه آکسیوس درباره سفر خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان به واشنگتن استناد کردند؛ گزارشی که میگفت او به معاون رئیسجمهور آمریکا اعلام کرده عربستان قادر است رویارویی با حوثیها را خود مدیریت کند و به مداخله نظامی آمریکا نیازی ندارد. این منابع، دو روایت منتشرشده از سوی باراک راوید، خبرنگار آکسیوس را متناقض ارزیابی کردند. در ریاض، موضع محتاطانه واشنگتن بخشی از سیاست گستردهتر دولت آمریکا تلقی میشود که بر اساس آن، این کشور در شرایط کنونی قصد اقدام نظامی مستقیم علیه حوثیها را ندارد. با این حال، سفر دریاسالار برد کوپر، فرمانده سنتکام به ریاض برای گفتوگوهای فوری با محمد بن سلمان نشان میدهد واشنگتن همزمان به دنبال افزایش حمایت از عربستان است، بدون آنکه مستقیماً وارد درگیری نظامی شود؛ رویکردی که برای ریاض قابل درک است. دونالد ترامپ برای کاستن از نگرانیهای عربستان، محمد بن سلمان را «دوست خوب» خود خواند و گفت «همهچیز بهخوبی پیش خواهد رفت». با این حال، هیچ تعهد نظامی مشخصی از سوی او ارائه نشد و کاخ سفید نیز تضمین صریحی درباره حفاظت از زیرساختهای انرژی یا مسیرهای دریایی عربستان اعلام نکرد. این رویکرد در شرایطی اتخاذ شده که تصمیمات پیشین آمریکا از عقبنشینی تدریجی این کشور از تعهدات امنیتی خود در خلیج فارس حکایت داشته است. ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری خود در برابر حمله سال ۲۰۱۹ به تأسیسات آرامکو واکنش نشان نداد؛ حملهای که حوثیها مسئولیت آن را پذیرفتند، اما منشأ آن گروههای عراقی در شمال دانسته میشد. این حمله برای مدتی نیمی از عرضه نفت عربستان را متوقف کرد. در فوریه ۲۰۲۶ نیز آمریکا بدون مشورت با متحدان عربی خود در حمله اسرائیل به ایران مشارکت کرد و پس از آن با دشواری بیشتری برای دفاع از این کشورها در برابر حملات ایران روبهرو شد. اکنون تمرکز گسترده نیروهای آمریکایی در اطراف تنگه هرمز، توان واشنگتن برای مقابله با یک جبهه جدید در یمن را محدود کرده است. در چنین شرایطی، به نظر میرسد واشنگتن برای مهار اختلالات ایران در بابالمندب به کمک عربستان نیاز دارد؛ یعنی معادلهای که در آن برخلاف گذشته، این آمریکا است که به حمایت ریاض نیازمند است. از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، عربستان در برابر فشارهای آمریکا برای ورود به رویارویی با ایران مقاومت کرده است. ریاض از یک سو معتقد است این فشارها در نهایت میتواند جبهه عربستان را در امتداد جبهه اسرائیل قرار دهد و از سوی دیگر، با توجه به اینکه در تصمیم برای آغاز جنگ مورد مشورت قرار نگرفته است، حاضر نیست در درگیریای فرسایشی مشارکت کند که در راستای اهداف اسرائیل قرار دارد. ریاض در جستوجوی معماری امنیتی تازه؛ پایان اتکای مطلق به آمریکا وزارت دفاع عربستان در بیانیهای درباره ائتلاف دریایی پیشنهادی تأکید کرد که امنیت مسیرهای کشتیرانی بینالمللی «مسئولیتی جمعی» است و به یک مشارکت بینالمللی مؤثر و پایدار نیاز دارد. این موضع صرفاً یک درخواست دیپلماتیک نیست، بلکه میتواند بازتعریفی از قرارداد امنیتی منطقه باشد. ریاض از کشورهای صنعتی نمیخواهد تنها برای دفاع از منافع عربستان وارد عمل شوند؛ بلکه خواستار مشارکت آنها در حفاظت از جریان نفتی است که اقتصاد خود این کشورها نیز به آن وابسته است. عربستان سعودی در ژوئیه ۲۰۲۶ تشکیل «ائتلاف دفاعی دریایی چندملیتی» با مشارکت ۱۴ کشور را اعلام کرد. در نشست تأسیس این ائتلاف در ریاض، دستکم ۴۳ کشور و سازمان حضور داشتند. شکلگیری این ائتلاف میتواند نقطه عطفی در رویکرد امنیتی ریاض باشد و نشان دهد عربستان به این جمعبندی رسیده است که اتکا به چتر امنیتی آمریکا کافی نیست و باید توانمندیهای امنیتی خود را با همکاری متحدان منطقهای توسعه دهد. اظهارات دونالد ترامپ درباره کماهمیت بودن تسلط حوثیها بر بابالمندب و تصمیم او برای عدم مداخله، فراتر از یک تصمیم سیاسی است و محدودیتهای ساختاری بازدارندگی آمریکا را نیز آشکار میکند. واشنگتن در شرایط کنونی با محدودیت در مدیریت همزمان چند جبهه روبهرو است. تمرکز نیروهای آمریکایی در اطراف تنگه هرمز، توان واکنش در یمن را کاهش داده، جنگ ذخایر موشکهای رهگیر پیشرفته را فرسوده کرده و مخالفتهای داخلی با جنگ و نزدیک شدن انتخابات کنگره نیز دامنه آزادی عمل آمریکا را محدود کرده است. از نگاه کشورهای منطقه، حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس دیگر به معنای یک تضمین امنیتی مطلق و بدون قیدوشرط نیست. نگرانی از احتمال رها شدن دوباره متحدان، کشورهای منطقه از ریاض و ابوظبی تا کویت و دوحه را به سمت متنوعسازی روابط امنیتی و دفاعی سوق داده است. این روند شامل تعمیق همکاریهای دفاعی با ترکیه و پاکستان، تقویت دفاع هوایی و موشکی و توان دریایی، حفظ کانالهای ارتباطی و تلاش برای تفاهمهای کاهشدهنده خطر با قدرتهای منطقهای مانند ایران و همچنین ایجاد ائتلافهای دریایی چندملیتی برای حفاظت از کشتیرانی است. نظم امنیتی خلیج فارس در حال تغییر؛ آمریکا دیگر تنها بازیگر منطقه نیست آنچه در منطقه در حال شکلگیری است، فراتر از یک بحران امنیتی موقت است و میتوان آن را نشانه ظهور نظمی جدید دانست؛ نظمی که در آن سلطه یکجانبه آمریکا در حوزه امنیت خلیج فارس با چالش مواجه شده است. واشنگتن دیگر تنها قدرت امنیتی این منطقه نیست و همزمان عربستان سعودی، مصر، ترکیه و ایران در حال افزایش نقش خود هستند. کشورهای خلیج فارس نیز برای کاهش وابستگی به یک شریک واحد، به سمت متنوعسازی همکاریهای امنیتی و ایجاد سازوکارهای جمعی منطقهای حرکت میکنند. در چنین شرایطی، واکنش ترامپ به تسلط حوثیها بر بابالمندب را میتوان نشانهای از تغییرات عمیقتر در معماری امنیتی منطقه دانست. فرمول سنتی «امنیت در برابر نفت» که دههها اساس روابط آمریکا و کشورهای خلیج فارس بود، هنوز رسماً پایان نیافته، اما تضمینهای سابق خود را از دست داده است. چتر امنیتی آمریکا همچنان برقرار است، اما دامنه آن گزینشی و مشروط شده و تصمیمات واشنگتن بیش از گذشته تحت تأثیر محاسبات سیاست داخلی آمریکا قرار دارد. عربستان سعودی اکنون در موقعیتی قرار گرفته که از یک سو با تهدید حوثیها در بابالمندب و از سوی دیگر با چالش ایران در تنگه هرمز مواجه است. ریاض در واکنش به این وضعیت بر اصل «مسئولیت جمعی» در حفاظت از مسیرهای دریایی تأکید دارد و نمیخواهد هزینه حفاظت از مسیرهایی را که برای اقتصاد کشورهای صنعتی وابسته به نفت عربستان اهمیت دارند، بهتنهایی پرداخت کند. اعلام تشکیل ائتلاف دریایی چندملیتی نیز در همین چارچوب قابل تفسیر است؛ اقدامی که میتواند آغاز بازتعریف قرارداد امنیتی منطقه باشد.