صفحه آخر
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس با هشدار نسبت به تشدید فشارهای اقتصادی بر خانوارها گفت: افزایش قیمت بنزین، گرانی کالاهای اساسی و ضعف نظارت بر بازار، تابآوری اقتصادی مردم را کاهش داده است و دولت باید برای کنترل قیمتها و ترمیم حقوق کارگران و کارمندان اقدام جدی انجام دهد؛ چراکه با حقوق ۲۰ تا ۳۰ میلیون تومانی، بخش عمده درآمد خانوار صرف اجاره مسکن میشود و در صورت عدم افزایش متناسب حقوق، نارضایتیهای اجتماعی تشدید خواهد شد. احمد بیگدلی درباره افزایش قیمت کالاهای اساسی در کشور و شرایط جنگی موجود و هشدار کارشناسان برای جلوگیری از وقوع دوباره اتفاقات مشابه دیماه سال گذشته عنوان کرد: مشکلی که ایجاد شده، مشکلی نیست که طی یکی دو روز ایجاد شده باشد که بخواهیم به قول معروف، یکشبه آن را حل کنیم. از یک سو کمبود بنزین و افزایش قیمت آن که درصدی بر افزایش قیمت کالاها و مسائل دیگر دارد؛ همه به نوعی به یک موضوعی بازمیگردد که سالهای سال درباره آن فکر نشده است. عضو کمیسیون اجتماعی خاطرنشان کرد: دولت ناچار است برای اینکه بتواند بنزین مورد نیاز را تأمین کند، اقداماتی انجام دهد؛ البته این هم راه درستی نیست که بخواهیم با کاهش سهمیه یا افزایش قیمت آن را انجام دهیم، اما مسئله این است که برای حفظ تابآوری مردم، باید نظارت در کشور را بالا ببریم که متأسفانه نظارت در کشور ما بسیار ضعیف است. وی ادامه داد: به طور مثال بنزین گران میشود به تبع آن همه کالاها گران میشود، ممکن است فردی کالایی را شش ماه پیش خریداری کرده باشد، اما آن را با قیمت روز در بازار عرضه کند. این نشان میدهد نظارت بسیار دقیقی بر بازار وجود ندارد و هر کسی با نوع رفتاری که در بازار دارد، میتواند قیمتها را خودش تنظیم کند. به قول معروف، احتکار کالا انجام میشود و انبارها را از کالا پر میکنند، چرا؟ چون پیشبینی میکنند در آینده سود بیشتری به دست بیاورند. این عدم نظارت جدی بر بازار، متأسفانه باعث شده است قیمتها تا حدودی بیحساب و کتاب افزایش پیدا کنند. بیگدلی عنوان کرد: از سوی دیگر، متأسفانه تصمیماتی میگیریم که به جای اینکه زیرساختها را درست کنیم، صورت مسئله را پاک میکنیم. برای مثال، میگوییم مصرف بنزین بالا است؛ دلیل مصرف بالای بنزین چیست؟ باید آن را برطرف کنیم، اما به جای این کار ما به دنبال پاک کردن صورت مسئله هستیم و میگوییم بنزین در کشور ما ارزان است. بله بنزین در کشور ما نسبت به کشورهای همسایه ارزانتر است، اما آیا در کشورهای دیگر که بنزین ارزانتر نیست آنها تولیدکننده بنزین هستند یا واردکننده؟ آیا خودشان تولیدکننده بنزین هستند یا از تولیدکنندگان دیگر خریداری میکنند؟ وی افزود: آیا افزایش ۳۰ درصدی قیمت بنزین اینقدر تأثیر دارد؟ کشورهای دیگر زیرساختهای خود را درست کردهاند، حملونقل عمومی را درست کردهاند، خودروهای خود را برقی کردهاند و وابستگی به بنزین را کاهش دادهاند. اگر ۸۰ درصد این اقدامات را انجام داده بودند، افزایش قیمت نیز آنچنان تأثیری در زندگی مردم نداشت. ما هیچکدام از این اقدامات را انجام ندادهایم و بعد میگوییم میخواهیم قیمت را افزایش دهیم تا مصرف را پایین بیاوریم. نماینده مجلس شورای اسلامی ادامه داد: عنوان میشود درآمد حاصل از افزایش قیمت بنزین قرار است به کالابرگ داده شود. بله درست است کسی که مصرف بیشتری دارد باید قیمت بیشتری هم پرداخت کند اما این قیمت بالا بیشترین تاثیر خود را در زندگی آن کسی دارد که اصلاً مصرف نمیکند. به اسم کالابرگ میخواهیم این افزایش قیمت را به کالابرگ بدهیم اما از سوی دیگر، قیمت کالاها به دلیل عدم نظارت چندین برابر میشود. وی ادامه داد: من یک لیتر شیر خریدم؛ شیری که پیش از این ۲۰ یا ۳۰ هزار تومان خریداری میکردیم، به ۱۴۰ هزار تومان رسیده است. تخممرغ هم همین وضعیت را دارد. کارگر باید تخممرغ را با نان خالی مصرف کند و باید پنیر، مرغ، پروتئین و لبنیات هم در سبد غذایی او وجود داشته باشد. اینها سر جای خود هستند، اما عدم نظارت بر کالاها در بازار، مشکلات زیادی ایجاد کرده است. نماینده مجلس با بیان اینکه گفته میشود کالا در بازار زیاد است، اما وقتی یخچال خالی است، چه منفعتی برای مردم با درآمد پایین دارد، گفت: متأسفانه این مسائل را باید در طول سالیان گذشته، مثلاً طی ۱۵ یا ۲۰ سال، بهتدریج نرمال میکردیم، اما این موضوعات روی هم انباشته شده و باقی مانده است. بیگدلی تاکید کرد: البته مردم ما ممکن است اعتراض داشته باشند و این حق طبیعی مردم است که اعتراض کنند، اما اگر واقعیت را بگوییم، مردم دیگر به سمت اغتشاشات نمیروند. اینکه مردم در جایی تجمع کنند و اعتراض خود را مطرح کنند، حق طبیعی آنها است، اما مردم این فضا را هم متوجه شدهاند. بالاخره پس از چندین موردی که طی سالهای گذشته در کشور ایجاد شده، مردم میدانند که اگر خدایی نکرده تجمعی شکل بگیرد و اعتراضی انجام شود، حتماً عدهای، چه در خارج از کشور و چه در داخل کشور، به دنبال چنین موقعیتهایی هستند تا شروع به اغتشاش، ناآرامی و ایجاد مسائل کنند. خدا را شکر مردم به این فهم و درجه از آگاهی رسیدهاند و میدانند عدهای هستند که میخواهند از این وضعیت سوءاستفاده کنند. وی خاطرنشان کرد: دولت در اینجا نقش مهمی دارد. ما در مجلس نقش نظارتی داریم و دولت هم باید واقعاً توجه کند. اگر بخواهیم موضوع را فراتر از دولت و در سطح حاکمیت بررسی کنیم، باید گفت حاکمیت باید فکری برای وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم کند. نماینده مجلس شورای اسلامی بیان کرد: یعنی چه که در طول یک هفته، یکباره قیمت دلار ۵۰ هزار تومان افزایش پیدا کند؟ این ۵۰ هزار تومان دقیقاً در زندگی چه کسی تأثیر میگذارد؟ پایینترین اقشار جامعه، یعنی کسانی که دهکهای یک تا چهار هستند و این یک تصمیم حاکمیتی است که هم دولت، هم مجلس و هم قوه قضاییه باید برای آن اقدام کنند. اگر جایی بحث کوتاهی و قانونگذاری باشد، مجلس باید ورود کند؛ اگر بحث نظارت باشد، قوه قضاییه باید ورود کند و دولت هم باید خودش ورود کند. در بحث اجرا، به نظر من وظیفه دولت بسیار سنگینتر است. وی در پاسخ به این که در بحث کالابرگ دولت رقم آن را به یک میلیون تومان رساند، آیا این رقم با توجه به تورمی که به آن اشاره کردید، میتواند پاسخگوی نیاز دهکهای یک تا چهار باشد، اظهار داشت: به هیچ وجه. ما چرا کالابرگ به مردم میدهیم؟ چون نتوانستیم توان اقتصادی مردم را افزایش دهیم و نتوانستیم قدرت اقتصادی آنها را متناسب با قیمتهای زندگی بالا ببریم. میگوییم چه کار کنیم؟ اقتصادی که در حال فوت و موت است، به آن یک آلترناتیو وارد کنیم تا این اقتصاد از بین نرود. بیگدلی خاطرنشان کرد: اقتصاد در حال از بین رفتن است. برای این اقتصاد از بینرفتهی خانوار، دادن کالابرگ یک مُسکن است. آن اقدام قوی که بتواند اقتصاد را پویا کند، نیست. حالا اشکالی ندارد؛ میگوییم یک مُسکن موقت میدهیم تا مقداری درد آن آرام شود و مشکلش رفع شود تا برویم و درمان اساسی پیدا کنیم. اما آیا با یک میلیون یا دو میلیون تومان در ماه، این مُسکن قابل تحقق است؟ خیر، این مسکن نیست. وی یادآور شد: زمانی که یک میلیون تومان کالابرگ میدادیم؛ گوشت ۷۰۰ هزار تومان بود، مرغ ۱۳۰ هزار تومان یا ۱۷۰ هزار تومان بود، اما گوشت بالای دو میلیون تومان شده، مرغ ۴۰۰ یا ۵۰۰ هزار تومان شده، روغن ۳۰۰ و خردهای هزار تومان شده و لبنیات و تخم مرغ با این قیمت بسیار بالا عرضه میشود، این یک میلیون تومان در شهرها و شهرستانهای دور افتاده میشود نیم کیلو گوشت. از سوی دیگر بنزین را ۱۰ هزار تومان کردهاند مابه التفاوت ۱۰ هزار و پنج هزار تومان، میخواهند به کالابرگ بدهند چرا؟ چون یک منابع ثابت و درآمد ثابت برای پرداخت کالابرگ ندارم. عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: کالابرگ، به هر حال، روش خوبی است، اما با این ارقام خیر. چرا کالابرگ روش خوبی است؟ به این دلیل که پول نقد پرداخت نمیشود و پول نقد به بازار تزریق نمیکنیم. پایه پولی را بالا نمیبریم؛ چون اگر بخواهیم پول نقد بدهیم، باید پول چاپ کنیم و وقتی پول چاپ کنیم، پایه پولی را بالا میبریم و از سوی دیگر تورم ایجاد میشود. وی عنوان کرد: در کالابرگ، بحث الکترونیکی بودن آن مطرح است و این سازوکار وجود دارد. شما میگویید من پول به تو میدهم و برو کالاهای اساسی خریداری کن. این بسیار خوب است؛ یعنی پول را به صورت مستقیم تزریق نمیکنیم و مثلاً میخواهیم تورم را کنترل کنیم. از سوی دیگر، یک عددی در کارت مردم شارژ میشود اما عملا بعضی از جاها کارآیی ندارد. بیگدلی ادامه داد: من جایی رفته بودم که مرغ بخرم. در حال خرید مرغ بودم که یک فردی آمد و گفت با کالابرگ مرغ میخواهم، اما فروشنده گفت نمیدهم. بعد که آن فرد رفت، از فروشنده پرسیدم چرا کالابرگ قبول نمیکنید؟ گفت به خدا، من سه ماه است ۶۰۰ میلیون تومان، یا ۳۰۰ میلیون تومان، از دولت طلب دارم. یک مرغفروشی کوچک بود؛ مغازه پروتئینی نبود و فقط مرغ میفروخت. گفت من چقدر توان دارم که بتوانم از جیب خودم مرغ بخرم و بیاورم بفروشم و دولت بعداً پول آن را به من بدهد؟ همین فرد میگفت من یک وام ۱۰۰ میلیون تومانی گرفتهام و اگر دو روز اقساطش دیر شود، مشکلات زیادی برایم ایجاد میشود. من چه گناهی کردهام؟ اینجا من شدهام دولت، دولت نشسته جای من و من باید مشکلات دولت را حل کنم. این مسائل متأسفانه وجود دارد. وی افزود: از سوی دیگر، میزان حقوقی که قرار بود افزایش پیدا کند، در نیمه دوم سال و با رسیدن به ابتدای نیمه دوم سال، هنوز هیچ اقدامی درباره آن انجام نشده است؛ چه برای کارمندان و چه برای کارگران. همه اینها دست به دست هم داده و حقیقتاً همه ما نگران وضعیت اقتصادی و وضعیت معیشتی مردم هستیم. عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: با ۲۰ یا ۳۰ میلیون تومان حقوق، زندگی کردن فقط به این معنا است که یک اجاره خانه پرداخت شود. پوشاک به آن نمیرسد، خورد و خوراک به آن نمیرسد، حملونقل به آن نمیرسد، آموزش به آن نمیرسد، مسائل فرهنگی به آن نمیرسد، وسایل مورد نیاز خانواده تأمین نمیشود و تفریحات نیز جایی در این میان ندارد. فقط یک سقف شاید بالای سر فرد باشد؛ یعنی سقفی که صرفاً مانع شود فرد در خیابان بخوابد و بتواند وارد خانه شود. به قول معروف، در تقابل میان تلویزیون و یخچال، خدا کند به یخچال نبازیم.