صفحه آخر
کامیار فروغی- استفاده کارآمد از انرژی یا بهرهوری انرژی، فرایند کاهش مقدار انرژی مورد نیاز برای ارائه محصولات و خدمات است. فناوریها و روشهای بسیاری وجود دارند که از سیستمهای متداول بهرهوری انرژی بالاتری دارند. برای مثال، عایقبندی ساختمان به آن اجازه میدهد تا انرژی گرمایشی و سرمایشی کمتری مصرف کند و در عین حال آسایش حرارتی را حفظ نماید. روش دیگری که توسط لو لویچ مطرح شده، حذف یارانههای انرژی است که مصرف بالای انرژی و استفاده ناکارآمد از آن را ترویج میکنند. بهبود بهرهوری انرژی در ساختمانها، فرآیندهای صنعتی و حملونقل میتواند نیازهای انرژی جهان در سال ۲۰۵۰ را تا یکسوم کاهش دهد. دو انگیزه اصلی برای بهبود بهرهوری انرژی وجود دارد. نخست، یک انگیزه دستیابی به کاهش هزینههای عملیاتی در طول عملکرد دستگاه یا فرایند است. با این حال، نصب یک فناوری با بهرهوری انرژی بالا با یک هزینه اولیه یا هزینه سرمایهای همراه است. انواع مختلف هزینهها را میتوان با ارزیابی چرخه عمر تحلیل و مقایسه کرد. انگیزه دیگر برای بهرهوری انرژی، کاهش انتشار گازهای گلخانهای و در نتیجه تلاش در جهت اقدام اقلیمی است. تمرکز بر بهرهوری انرژی همچنین میتواند مزیت امنیت ملی داشته باشد، زیرا میتواند مقدار انرژی که باید از کشورهای دیگر وارد شود را کاهش دهد. بهرهوری انرژی و انرژی تجدیدپذیر دو رکن همراستا برای سیاستهای انرژی پایدار هستند. آنها اقدامات با اولویت بالا در سلسلهمراتب انرژی محسوب میشوند. چرا ارتقای بهره وری انرژی اهمیت استراتژیک دارد؟سرمایهگذاری هدفمند در حوزه کارایی انرژی، صرفاً یک اقدام محیطزیستی نیست؛ بلکه مزایای چندجانبه و استراتژیکی را برای افراد، کسبوکارها و دولتها به همراه دارد که بر اساس اصول توسعه پایدار قابل بررسی و توجیه است: ۱- مزایای اقتصادی ملموس و کاهش هزینههای جاری کاهش مصرف انرژی مستقیماً و به سرعت به معنای کاهش هزینههای عملیاتی است. از دیدگاه اقتصادی، یکی از مهمترین دستاوردهای این رویکرد، ایجاد بستری فنی و اصولی برای بهینه سازی مصرف برق است که به طور مستقیم به کاهش چشمگیر و پایدار مبالغ قبوض انرژی در بخشهای خانگی، مجتمعهای تجاری و کارخانجات صنعتی منجر میگردد. بررسیها نشان میدهد که بازگشت سرمایه در پروژههای بهره وری نظیر اصلاح سیستمهای روشنایی یا نصب اینورتر روی موتورهای صنعتی معمولاً در بازه زمانی بسیار کوتاهی (از چند ماه تا چند سال) رخ میدهد و پس از آن، تمام کاهش هزینهها به عنوان سود خالص تلقی میشود. ۲- حفاظت از محیط زیست و مقابله جدی با تغییرات اقلیمی بخش عمدهای از انرژی جهان همچنان از طریق سوزاندن سوختهای فسیلی مانند زغالسنگ، نفت و گاز طبیعی تامین میشود که عامل اصلی انتشار گازهای گلخانهای به ویژه دیاکسید کربن هستند. افزایش بهره وری، تقاضای کل برای تولید انرژی را در مبدأ کاهش داده و در نتیجه از سوزاندن میلیونها تن سوخت فسیلی و انتشار متناظر آلایندهها در جو زمین جلوگیری میکند. این امر، ارزانترین و سریعترین راه برای کشورها جهت رسیدن به اهداف کاهش انتشار کربن است. ۳- افزایش امنیت و پایداری شبکه توزیع انرژی با کاهش تقاضای کل و به ویژه مدیریت و حذف پیکهای مصرف (اوج بار) در فصول گرم و سرد سال، فشار مضاعف از روی نیروگاهها، پستهای فشار قوی و شبکههای توزیع محلی برداشته میشود. این امر، استهلاک تجهیزات شبکه را کاهش داده، خطر خاموشیهای برنامهریزیشده یا ناگهانی را به حداقل میرساند و نیاز دولتها به سرمایهگذاریهای کلان و زمانبر برای احداث نیروگاههای جدید را به تعویق میاندازد. به این ترتیب، امنیت انرژی کشور با هزینهای بسیار کمتر تامین میگردد.