گزارش
بازار جهانی طلای سیاه زیر فشار یک «شوک سه گانه» قرار گرفته است: برنت بالای 100دلار، دیزل آمریکا بالای 6دلار و تشدید تهدیدها در باب المندب. همزمانی این عوامل نگرانی از تشدید فشارهای تورمی را افزایش داده است. تداوم تنش و اختلال جدی در عرضه، حرکت نفت به سوی 120دلار را محتمل می کند. قیمت نفت برنت در آخرین روز معاملاتی هفته به ۱۰۴.۶۱ دلار در هر بشکه رسید؛ این در حالی است که نفت در طول هفته تا نزدیکی ۱۱۰ دلار صعود کرده بود. کاهش روز جمعه تحتتأثیر امید به مذاکرات درباره تردد در تنگه هرمز رخ داد، اما ریسک عرضه همچنان بالاست. فهرست عناوین قیمت نفت در آخرین روز کاری هفته مطالب مرتبط چرا نفت از محدوده ۱۱۰ دلار عقب نشست؟ نفت در یک هفته حدود ۹ درصد گران شد تنش در خاورمیانه همچنان مهمترین محرک نفت است آژانس بینالمللی انرژی چشمانداز تقاضا را کاهش داد. چشمانداز قیمت نفت برای آغاز هفته آینده بازار جهانی نفت در پایان معاملات روز جمعه با کاهش قیمت روبهرو شد. برنت که در جریان معاملات تا نزدیکی ۱۱۰ دلار بالا رفته بود، در نهایت در محدوده ۱۰۴ دلار قرار گرفت. … کاهش حاشیه امنیت بازار نفت برای تحلیل دقیقتر وضعیت کنونی بازار نفت، باید متغیرهای مختلف را بررسی کرد. به اعتقاد کارشناسان انرژی، مسئله اصلی بازار نفت در این مقطع، صرفاً کاهش عرضه نیست، بلکه کاهش حاشیه امنیت بازار است. در سمت عرضه، تداوم محدودیت در تنگه هرمز همچنان مهمترین ریسک بازار است و تحولات اخیر یمن و افزایش کنترل انصارالله بر مناطق پیرامون بابالمندب، ریسک مسیرهای جایگزین انتقال نفت خلیجفارس را نیز افزایش داده است. در سوی دیگر، حملات اوکراین به زیرساختهای پالایشی روسیه، محدودیت عرضه فرآوردهها را تشدید کرده و کاهش تولید کشورهای خلیجفارس نیز هنوز به طور کامل جبران نشده است. بر اساس آخرین گزارش آژانس بینالمللی انرژی، تولید جهانی نفت در ماه اوت ۱.۶ میلیون بشکه در روز کاهش یافته و بیش از ۱۰ میلیون بشکه در روز نیز از تولید خلیجفارس همچنان از مدار خارج بوده است. در همین حال، ذخایر جهانی نیز بهشدت کاهش یافته است، به طوری که موجودیهای مشاهده شده نفت در ماه اوت ۹۵ میلیون بشکه افت کرد و مجموع کاهش ذخایر از آغاز جنگ به ۵۰۷ میلیون بشکه رسید. بنابراین برخلاف دورهای که بازار با ذخایر بالاتر و ظرفیت بیشتری برای جذب شوک مواجه بود، اکنون حاشیه امنیت بازار بهمراتب کمتر شده و ترس بازار از کمبودها افزایش یافته است. در سمت تقاضا نیز، چین پس از کاهش شدید واردات نفت خام در سه ماهه دوم، حالا طی دو ماه اخیر خرید خود را افزایش داده است. این بازگشت چین به بازار در شرایطی رخ میدهد که همزمان اختلالهای عرضه ادامه دارد و به همین دلیل اثر آن بر قیمت، بیش از زمانی است که بازار از ذخایر و ظرفیت مازاد بیشتری برخوردار بود. در مجموع، به اعتقاد کارشناسان انرژی، ترکیب اختلال در تنگه هرمز و بابالمندب، کاهش عرضه و پالایش روسیه، افت ذخایر جهانی و تغییر مسیر خرید چین، میتواند نفت 100 دلاری را توضیح دهد اما پرواضح است نفت 109 دلاری که در شب پنجشنبه به ثبت رسید، ناشی از پیشرویهای خیرهکننده انصارالله بوده است. عرضه نفت عربستان زیر تیغ تحولات اخیر در یمن از این جهت برای بازار نفت اهمیت دارد که صرفاً یک تحول نظامی داخلی نیست. شکست نیروهای وابسته به دولت مورد حمایت عربستان سعودی و افزایش دامنه کنترل انصارالله در مناطق پیرامون بابالمندب، ریسک امنیتی یکی از مسیرهای مهم تجارت دریایی منطقه را افزایش داده است. اهمیت این تحول زمانی بیشتر میشود که بازار همزمان با اختلال در تنگه هرمز مواجه است. در شرایط عادی، صادرکنندگان نفت خلیجفارس میتوانستند بخشی از محدودیتهای تنگه هرمز را از طریق مسیرهای جایگزین یعنی خط لولههای منتهی به تنگه بابالمندب جبران کنند، اما حالا این ظرفیتها تاحدودی برای این کشورها و ازجمله عربستان از دست رفته یا زیر تیغ انصارالله یمن است. بنابراین وقتی دو گلوگاه مهم حملونقل دریایی بهطور همزمان در معرض ریسک قرار گرفته، قابلیت جایگزینی عرضه نفت خلیجفارس هم کاهش پیدا کرده است. این مسئله برای عربستان اهمیت ویژهای دارد. سعودیها با تداوم محدودیت در تنگه هرمز، در ماههای گذشته از طریق مسیرهای جایگزین سطح قابلتوجهی از صادرات نفت خود را حفظ کرده بودند؛ اما افزایش ناامنی در بابالمندب میتواند بخشی از این ظرفیت جایگزین را از بازار جهانی نفت حذف کند. به همین دلیل، تحولات یمن مستقیماً وارد محاسبات بازار نفت شده و بخشی از افزایش اخیر قیمت را میتوان به افزایش ریسک ژئوپلیتیکی در بابالمندب نسبت داد. تنگه هرمز همچنان بسته است مؤسسات مطالعاتی معتبر حوزه انرژی ازجمله کپلر معتقدند بهرغم ادعاهای دونالد ترامپ، تعداد عبور کشتیها از این گذرگاه به حدود 6 تا 7 فروند رسیده است، عددی که قبل از جنگ ایران بین 140 تا 150 فروند بوده است. به عبارتی، تداوم بسته بودن یا محدودیت شدید تنگه هرمز به معنای اختلال در یکی از مهمترین مسیرهای انتقال نفت و فرآوردههای خلیجفارس، اثر قابلتوجهی بر بازار نفت گذاشته است. از منظر اقتصاد انرژی، اهمیت هرمز تنها به حجم نفت عبوری از آن محدود نمیشود، بلکه مسئله اساسی، کاهش قابلیت اطمینان عرضه است. حتی اگر بخشی از صادرات از طریق خطوط لوله یا مسیرهای دریایی جایگزین ادامه پیدا کند، این مسیرها ظرفیت نامحدود ندارند و نمیتوانند در کوتاهمدت تمام جریان ازدسترفته را جایگزین کنند. به همین دلیل، بازار نفت پیش از وقوع کمبود فیزیکی گسترده نیز واکنش نشان میدهد. معاملهگران احتمال اختلال در عرضه آینده را در قیمتهای امروز لحاظ میکنند. حذف تدریجی ترمز چینی از بازار نفت به اعتقاد کارشناسان انرژی اگر مسئله فقط اختلال در عرضه نفت بود افزایش قیمت نفت الزاماً تا این اندازه پایدار نمیشد. به اعتقاد آنها، همزمان با اختلال در عرضه، متغیر مهم تعیینکننده دیگر، رفتار چین در بازار نفت است. چین بزرگترین واردکننده نفت خام جهان است و تغییرات خرید آن میتواند بخش قابلتوجهی از شوکهای بازار جهانی را جذب یا تشدید کند. اتفاق مهم ماههای اخیر این است که چین ابتدا در جهت کاهش فشار قیمتی عمل کرد و اکنون در حال حرکت در جهت معکوس است، به طوری که واردات نفت خام چین در سهماهه نخست ۲۰۲۶ به طور متوسط حدود ۴۹ میلیون تن در ماه بود، اما این رقم در سهماهه دوم به حدود ۳۳.۶ میلیون تن کاهش یافت. همچنین در ژوئن، واردات به ۲۹.۳ میلیون تن رسید، رقمی که حدود ۴۱ درصد کمتر از ژوئن سال گذشته بود. از منظر بازار جهانی این کاهش واردات یک اثر مهم داشت، آن هم اینکه چین عملاً بخشی از فشار تقاضا را از بازار حذف کرد. در نتیجه، زمانی که بازار با شوکهای عرضه مواجه بود، کاهش خرید بزرگترین مصرفکننده و واردکننده نفت جهان بخشی از اثر آن شوکها را خنثی میکرد. اما از ژوئن این روند تغییر کرده است. واردات نفت خام چین در ژوئیه به ۳۵.۷ میلیون تن و در ماه اوت به ۳۷.۹ میلیون تن افزایش یافت. بنابراین واردات ماه اوت نزدیک به 30 درصد نسبت به کف ژوئن رشد کرده است. این افزایش را نباید با بازگشت کامل تقاضای نفت چین یکسان دانست. بخشی از خرید میتواند مربوط به بازسازی ذخایر، افزایش موجودی پالایشگاهها یا تولید فرآورده برای صادرات باشد. با این حال، از منظر بازار فیزیکی نفت، این تمایز در کوتاهمدت اهمیت محدودی دارد، زیرا نفتی که برای ذخیرهسازی خریداری میشود نیز باید از بازار جهانی تأمین شود. بنابراین چین اکنون در حال عبور از نقش ضربهگیر تقاضا به سمت عامل تشدیدکننده فشار تقاضای نفت تبدیل شده است.