روزنامه کائنات
3

گزارش

1405 سه‌شنبه 17 شهريور - شماره 5142

کائنات پیامدهای واقعه هفده شهریور و تأثیر آن در روند پیروزی انقلاب اسلامیی را بررسی می کند

تیر خلاص بر پیکر طاغوت

    حمید محمودزاده- شروع نهضت امام خمینی(ره) و مبارزات بی بدیلش در آغاز دهه ی چهل و قیام 15 خرداد،اسلام سیاسی را در سطحی گسترده رویاروی رژیم قرار داد. تلاش های فکری و سیاسی حضرت امام(ره) به عنوان رهبر نهضت با توجه به گستره وسیع هواداران اسلام انقلابی در میان روشنفکران دینی،سرانجام در میان مجموعه مخالفان سیاسی رژیم،جایگاه استوار و خدشه ناپذیر آن را تثبیت کرد و به عنوان خمیر مایه فکری انقلاب توانست همه جریان های موجود را باخود همراه ساخته یا به حاشیه براند. اما این نهضت به جرقه ای نیاز داشت که در هفده دی 1356 افروخته شد و انقلاب را در شکل تازه ای که عبارت از رویارویی آشکار و مستقیم با رژیم پهلوی بود به حرکت در آورد و فضای نسبتا مساعد سیاسی سال های پس از 1355 نهضت را سرعت و شتاب بیشتری بخشید، که طبیعتا واکنش دولت، سرکوب خونین و قهرآمیز همه خیزش های انقلابی در تمامی مناطق کشور بود.
یکی از مقاطع حساس مبارزات ملت مسلمان ایران علیه رژیم پهلوی، قیام 17 شهریور 1357 می باشد که در این نوشتار به بررسی قیام و آثار آن خواهیم پرداخت.   واقعه هفده شهریور در شتاب بخشیدن روند پیروزی انقلاب نقش زیادی داشت، اما نسبت به اهمیت موضوع در این زمینه منابع بسیار اندکی وجود دارد و منابع تحقیقی پژوهشی کمتر به این موضوع پرداخته اند. با گذشت چهل سال از انقلاب هنوز ناگفته ها و ابهامات بسیاری در مورد این واقعه وجود دارد.
واقعه هفده شهریور چگونه اتفاق افتاد
برگزاری باشکوه نماز عیدفطر در روز سیزدهم شهریور و تظاهرات روز شانزدهم شهریور که بزرگترین گردهمایی در ایران بود، از یکسو خبرنگاران خارجی را به شگفتی و التهاب واداشت و از سوی دیگر سران رژیم را وحشت زده کرد و به فکر راه چاره انداخت (بازرگان، ١٣٦٣: ٣٤). بعد از برگزاری راهپیمای شانزدهم شهریور و شعارهای شدید الحن بر علیه دولت، شاه به منظور جستجوی راه کار اساسی دستور تشکیل جلسه شورای امنیت ملی را صادر کرد و هیئت وزیران برقراری حکومت نظامی را تصویب کرد و در تهران و یازده شهر ایران مقررات حکومت نظامی برقرار و اعلامیه ای از طرف دولت برای اطلاع عموم صادر شود. اعلامیه فرمانداری نظامی تهران و حومه در حالی از رادیو خوانده می شود که گروه کثیری از مردم تهران به دنبال وعده ای که در پایان راهپیمایی روز گذشته، گذاشته شده بود «فردا، هشت صبح، ژاله - فردا، هشت صبح، ژاله» به سوی این میدان به حرکت درآمده بودند و اطلاعی از برقراری حکومت نظامی در تهران نداشتند. شریف امامی وعده داد که اعلام حکومت نظامی صرفا به منظور دستگیری محرکین و عوامل خارجی است و به هیچ وجه به منظور مقابله با مردم نیست.
در روز جمعه هفده شهریور سربازان صبح از چهار طرف شمال، جنوب و مشرق و مغرب میدان ژاله را که مردم روز قبل اعلام کرده بودند در آنجا اجتماع خواهند کرد، محاصره کردند و روی پشت بام ها موضع گرفتند، لوله های مسلسل ها را به طرف مردم نشانه رفتند و مردم بدون اعتنا به سربازان سرجای خود نشستند (خلیلی، ١٣٧٥: ١/ ٢٣-٢٢).
ساواک وقایع این روز را به این شرح گزارش می دهد: «از ساعت حدود ٨:٠٠ روز هفده شهریور، گروه های مختلفی از قشریون مذهبی که تعداد تقریبی آنها حدود ٢٥٠٠٠ نفر بوده از خیابان های فرح آباد، شهباز و میدان خراسان تهران به طرف میدان ژاله حرکت کرده اند». (انقلاب به روایت اسناد ساواک، ١٣٨١: ٤٤/١١) «از حدود ساعت پانزده عده ای از اخلال گران در خیابان فرح آباد ژاله به توسعه اقدامات تخریبی مبادرت کرده... به طور کلی تظاهرات اخلال گرایانه که از صبح روز هفده شهریور در تهران آغاز شد ابتدا در منطقه وسیعی از شرق تهران که مرکز آن میدان ژاله تهران بود، شروع و از این کانون به تدریج خیابان های دیگر از قسمت شرق را در برگرفت...» (همان: ٤٧-٤٦).
خبرنگار روزنامه فیگارو که شاهد رویدادهای میدان شهدا بود درباره تظاهرکنندگان چنین می نویسد:
«... در حالیکه جدی و فریب دهنده اما کاملا هوشیار و آگاه از ریسکی که در پیش دارند، آن هم بدون کوچکترین سلاحی و تنها با دست خالی....» (کیهان، ١٣٢٣٩: ١٨)
سولیوان می گوید: «به موجب گزارش شاهدان عینی نخستین برخورد و تیراندازی در خیابان هایی که منتهی به میدان می شد صورت گرفت. فرمانده نیروهای نظامی به کمک بلندگو به مردم اخطار می کرد که مقررات حکومت نظامی اعلام شده اجتماعات غیرقانونی است. فرمانده نظامی از تظاهرکنندگان خواست متفرق شوند ولی تظاهرکنندگان با داد و فریاد و شعارهای ضد دولتی به وی پاسخ دادند. در این میان عده ای از تظاهرکنندگان ظاهرا دانشجویان جوان بودند از وسط میدان به طرف سربازان حرکت کردند و سربازان هم آرایش جنگی به خود گرفتند برای متفرق کردن تظاهرکنندگان شروع به پیش روی نمودند بعد این صحنه چه اتفاقی افتاد روشن نیست. بعضیها می گویند که جوانان تظاهرکننده به طرف سربازان حمله ور شدند و قصدگرفتن اسلحه آنها را داشتند برخی دیگر می گویند از طرف جمعیت سنگ و چوب به طرف سربازان پرتاب شد به دنبال این درگیری فرمانده نظامی به سربازان خود دستور آتش داد» ( پارسونز و سولیوان، ١٣٧٣: ١٥٠-١٤٩).
ابعاد واقعه این روز چنان گسترده بود که خود درباریان هم به وحشت افتادند، ثابتی در کتابش بیان می کند که: صبح روز هفده شهریور در حالی که زد و خورد در میدان ژاله ادامه داشت و من در دفتر خود در ساواک مشغول به کار بودم، آزمون وزیر مشاور در امور اجرایی به من تلفن کرد و گفت به من خبر دادند که مأمورین نظامی در میدان ژاله به جمعیت تیراندازی کردند و چند نفر کشته شده اند... سپس شروع به گریستن کرد و در ادامه گفت: «بگویید که مأمورین تیراندازی نکنند و افزود، شریف امامی خیلی از این جریان ناراحت است» (ثابتی، ١٣٩٠: ٤٥٣).
در مورد کشته های این روز با توجه به جو انقلاب از سوی هر دو طرف اغراق شده یعنی در گفتن آمار کشته ها افراط و تفریط شده بود. به هر حال کشته های هفده شهریور را حتی اگر کمترین رقم گفته شده یعنی پنجاه و هشت نفر را بپذیریم باز هم کشتن چند نفر انسان که در میان آنها کودک هم بود وحشتناک خواهد بود. البته اهمیت این روز نه به تعداد کشته ها بلکه به پیامدها و تأثیرات این واقعه می باشد.
نتایج و پیامدهای داخلی
هر چند که یک روز بعد از واقعه هفده شهریور اوضاع به ظاهر آرام بود و مأموران دولت اوضاع را کنترل کردند و آثار آن روز را چنان پاک کردند که گویی هیچ اتفاقی رخ نداده است، اما حقیقت امر این است که این حادثه پیامدهایی داشت که رژیم هیچ گاه نتواست آنها را محو کند و تا پایان عمر رژیم آثار آن وجود داشت. اگر چه در این روز مردم به لحاظ عملی سرکوب شدند، اما این حادثه سرآغاز تحولی بزرگ بود.
علامه نوری در این زمینه می گوید: «بزرگترین ضربه در هفده شهریور به دستگاه رژیم زده شد، یعنی ناگهان کاری که در طی شش سال باید طی شود، این شش سال را به شش ماه رساند و یک فاجعه ای به وجود آورد این فاجعه که چندین هزار نفر کشته و مجروح شودند یک کار کوچکی نبود که دنیا بتواند از آن بگذرد» (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ٢٥٥٥، ١٥).
فرح پهلوی نیز درباه این واقعه می نویسد: «مؤکدا بگویم حادثه هفده شهریور تیر خلاص را بر پیکر نحیف رژیم سلطنتی ما وارد آورد» (پهلوی، ١٣٨٢: ٧٤٢).
اما گروهی دیگر از جمله داریوش همایون فکر می کردند، این اتفاق می توانست پایان جریان انقلاب باشد: «روزی که می بایست رژیم پیروز بشود بر شورش مذهبی، روز آغاز نابودیش شد آن روز اتفاق تأسف آوری افتاده است ولی این اتفاق می توانست پایان موج انقلابی باشد، برای اینکه اگر پیگیری شده بود محال بود کار به آنجاها بکشد. ولی کار تأسف آوری شد که اگر دنبال گرفته می شد یعنی امتیاز داده نمی شد و سران شورش را می گرفتند آن فقط یک شورش می ماند و تمام شده بود، حتی به ابعاد پانزده خرداد هم نمیرسید. حادثه ای که اعصاب شاه و رژیم را در هم شکست در واقع جمعه سیاه بود» (هوشنگ مهدوی، ١٣٧٢: ٢٣٥). عمادالدین باقی هم بیان می کند؛ «دلیل اینکه امکان داشت هفده شهریور نقطه پایان بحران باشد این است که توده های مردم هنوز سیاسی نشده بودند. انقلاب به معنای واقعی هنگامی است که مردم با آگاهی و انگیزه های سیاسی خواستار تغییر رژیم می شوند. این حادثه پیش مرحله ی انقلاب بود نه خود انقلاب. اما هفده شهریور خودش جزء انقلاب شد. زیرا اگر چه انگیزه همه مردم سیاسی نبود اما مجموعه ای از عوامل آن را تبدیل به یک پیروزی و تداوم کرد» (باقی، ١٣٧١: ٢٤٥-244).
برکناری هویدا از وزارت دربار
اولین تأثیر واقعه هفده شهریور در فردای این حادثه، یعنی در هجده شهریور و با استعفای هویدا از وزارت دربار شکل گرفت. هویدا مدعی بود، استعفایش به منظور اعتراض به خونریزی بوده است، اگر چه در هنگام استعفا به برخی از دوستانش اظهار داشته که برکناری او نتیجه دخالت مستقیم اردشیر زاهدی بوده که شاه را قانع کرد، با برکناری هویدا احتمالا نوعی سازش با روحانیون میانه رو به وجود خواهد آمد (میلانی، ١٣٨٠: ٣٧٠). طبق اسناد سازمان ساواک طی ملاقاتی که عباسی (داماد و نماینده آقای شریعتمداری) در تهران با منوچهر آزمون وزیر مشاور در امور اجرایی داشت ضمن برشمردن خواسته های شریعتمداری، خواستار برکناری هویدا از وزارت دربار شد (بینا، ١٣٨٤: ٥٥١).
هویدا پس از برکناری از وزارت دربار عنوان کرد: «طبقه دولتی در ایران شکست خورده است. وی در پاسخ یکی از دوستانش که گفت: طبقه دولتی را دقیقا چه کسانی تشکیل می دهند؟ خود شما رهبرش هستید نیستید؟ هویدا پاسخ داد: بله هستم، همان طور که شاه است، این گروه شکست خورد و نابود است» (فرمانفرمائیان، ١٣٩١: ٣٠٢). وی با این سخنان به شکست و نابودی رژیم اذعان کرد.
علاوه بر این، رژیم برای آرام کردن اوضاع به برکناری افرادی دیگر که از دربایان بودند، به عنوان سپر بلا دست زد. از جمله اکبر اعتماد رئیس سازمان انرژی و برنامه اتمی برکنار شد و سازمان او در وزارتخانه های دیگر ادغام شد. به دنبال این بازداشت ها گروهی دیگر تحت تعقیب قرار گرفتند. وزرای قبلی از جمله منصور روحانی وزیر کشاورزی و فریدون مهدوی وزیر سابق بازرگانی بدلایل نامعینی دستگیر شدند. وزیر بهداری سابق شجاع الدین شیخ الاسلام زاده به اتهام سوء استفاده دستگیر شد. رویهم رفته یک لیست صد نفره از کارمندان مورد سوءظن و تحت تعقیب تهیه شده است. شاه در مصاحبه اش با نیوزویک گفت که بیتردید صاحب منصبان دستگیر شده و به محاکمه کشیده خواهند شد (بینا، گزارشی کوتاه از جمعه سیاه: ٩).
از طرف دیگر شاه با دادن امتیازاتی به مخالفین به منظور مرهم نهادن بر زخم های مردم ١٤٠٠ زندانی سیاسی دیگر و از جمله برخی از طرفداران امام خمینی(ره) را مورد عفو قرار داد، قدرت ساواک را محدود کرد و به خانوادهای قربانیان آتش سوزی سینما رکس و میدان ژاله وعده حمایت های بی شائبه مالی داد (میلانی، ١٣٨٣: ٢٢٠). اما این تغییر چهره ها که پی در پی صورت می گرفت، تأثیری در آرام کردن اوضاع نداشت.
تغییر در مشی و تداوم مبارزه با رژیم
تا پیش از هفده شهریور نهضت مردم بر مدار مسالمت بود و بیشتر مخالفان خواستار نابودی رژیم نبودند، بلکه «اجرای کامل قانون اساسی» را می خواستند و برای حذف سلطنت تلاش نمی کردند (پرهام، ١٣٥٧: ٤٥). اما حادثه هفده شهریور هیجان عمومی را در مدار تازه ای به حرکت در آورد و جایی برای آشتی نگذاشت و راه های بازگشت را بسته بود و اندیشه تجدید سلطنت مشروطه را ناممکن کرد و رژیم به تلخی دریافت که «توپ، تانک، مسلسل - دیگر اثر ندارد حکومت نظامی - دیگر ثمر ندارد» (پرهام، ٤٧-٤٦).
واقعه هفده شهریور، هماهنگی بیشتری میان دیدگاه های شاخص ترین چهره حرکت انقلابی یعنی امام خمینی(ره) با روحانیونی مانند آیت الله شریعتمداری که پیش از این به پاره ای اصلاحات رضایت می دادند، به وجود آورد.
استمپل آورده است؛ «برای اولین بار مخالفین میانه رو ناصر میناچی، بازرگان و کریم سنجابی شروع کردند تا در تماس های خود با خارجیان مقیم تهران اخطار کنند که به نظر آنها مفهوم حوادث ژاله اینست که شاه باید برود و اگر آمریکا به همراهی خود با شاه ادامه دهد، «آمریکا به همین نحو لجن مال خواه شد» (استمپل، ١٣٧٧: ١٦٩).
بختیار بعد از واقعه هفده شهریور طی یک مصاحبه با خبرنگاران اظهار داشت که هر گونه آشتی و نزدیکی با دولت کنونی غیرممکن بوده و تنها از طریق تشکیل یک دولت موقت به کمک شخصیتی که قادر به جلب اعتماد ملت می باشد، میسر خواهد شد (بینا، ١٣٩٠: ٥٠٤). علاوه بر این وی اظهار داشت «آنهایی که هنوز تمایل به آشتی دارند باید بدانند که با این حمام خون دیگر آشتی امکان ندارد رژیم توفیق خود را برای از بین بردن شکاف با مخالفین از دست داده است ما همه مخالف ارتش هستیم ارتشی که بیرحمانه شلیک می کند و مردم بیگناه را می کشد» (همان، گزارشی کوتاه از جمعه سیاه: ٩). با وجود این سخنان وی بعد از گذشت چند ماه از این واقعه آخرین نخست وزیر پهلوی شد. آبراهامیان می نویسد
«جمعه سیاه امکان اصلاحات تدریجی و آرام را از بین برد و تنها یک راه حل ساده و روشن باقی گذاشت: یک انقلاب بنیادی یا یک ضد انقلاب نظامی، که ملت ایران راه حل انقلاب بنیادی را برگزیدند» (آبراهامیان، ١٣٨٩: ٦٣٧).
دزموند هارنی در کتاب خاطراتش می نویسد: «نخستین روز حکومت نظامی (هجده شهریور) ترافیک روان است، اما شلیکی در کار نیست، ظاهر فریبنده اوضاع عادی. فرودگاه شلوغ نیست. تانک ها و سربازان دور میدان شهیاد (آزادی) و نگهبانان مسلح سر هر چهارراه اصلی مستقر شده اند. با این وجود بیشتر احتیاطی به نظر می رسند تا فعال» (هارنی، ١٣٧٧: ٣٢-٣١). روزنامه رستاخیز در تاریخ نوزده شهریور نوشت: «در دومین روز برقراری حکومت نظامی، تهران چهره ای نسبتا آرام داشت و به جز چند مورد تظاهرات پراکنده و تعطیلی بازار، حادثه مهمی در سطح شهر روی نداد و مأموران انتظامی کنترل نظم را در دست داشتند» (بینا، ١٣٥٧د: ١). هارنی همچنین در گزارش روزانه اش مورخ بیست شهریور می نویسد: «جوی آکنده از وحشت و اضطراب است، که روی آن را لایه های از خوشحالی زورکی گرفته که «همه چیز به وضع سابق برمیگردد» یا اینکه «آب ها از آسیاب بیفتد اوضاع روبه راه می شود» سرعت خراب شدن اوضاع و شدت خشم مخالفان، تکان دهنده است (هارنی، ١٣٧٧: ٣٢-٣١).
در روز نوزده شهریور مردم دسته دسته در قبرستان ها اجتماع می کنند. ازدحام مردم در «بهشت رضا» در مشهد و «قبرستان نور» در شیراز چشمگیر و خیره کننده است. اصفهان شهری که برای اولین بار در آن حکومت نظامی اعلام شد، در روز سوم شهدای هفده شهریور سه شهید و ده زخمی می دهد. این تظاهرات در روزهای بیست تا بیست و دو شهریور همچنان ادامه دارد. یزد، مشهد، ساری، قزوین، رشت، کرمان، فسا، جهرم، قم و ده ها شهر دیگر در این روزها صدها کشته و زخمی دادند (بینا، ١٣٥٧ب، ٨). ماجرای میدان ژاله، شهر به شهر در ایران تأثیر می گذارد و خبرها شهر به شهر، مسجد به مسجد کشور را طی می کند (بلانشه، ١٣٥٨: ٦٦-٦٥).
در بیست و شش شهریور زمین لرزه طبس[2] به وقوع پیوست، که رژیم امیدوار بود، این حادثه توجهات را تا اندازه زیادی منحرف کند و شاه را از پریشانی آشکار بیرون آورد و اراده اش را تجدید کند، اما همین حادثه و عملیات نجات آن منجر به رقابتی میان دولت که «ناکارآمد و فاسد» لقب گرفته و روحانیت که خدماتش از مسجد هدایت می شود، گردید (هارنی: ٦٤).
آموزگار می نویسد: «که از ١٧شهریور به بعد بود که کارگران صنعتی شهری، کارمندان دولت و بازاریان به تدریج به صف مخالفان پیوستند. در این زمان تقریبا تمامی گروهای مخالف یک صدا خواستار کنار رفتن شاه شدند» (آموزگار، ١٣٧٥: ٤٥٨-٤٥٧).
بر پایه اسناد ساواک و در یک بررسی تطبیقی از وقایع اول ماه رمضان (پانزده مرداد) تا برقراری حکومت نظامی (هفده شهریور) و از هفده شهریور تا سی شهریور آمده است، که تعداد تظاهرات از پانزده مرداد تا شانزده شهریور به مراتب بیشتر از هفده شهریور تا سی شهریور بوده است (آرشیو مرکز اسناد انقلاب، ش. بازیابی ٤٩٩: ٤١).
برپایی مراسم اربعین شهدای هفده شهریور در بعضی از شهرها از جمله در کرمان حادثه آفرید. مردم کرمان در حالیکه برای بزرگداشت شهدای هفده شهریور تهران، گرد هم آمده بودند مأموران رژیم با طرحی از قبل با لباس های مبدل و تعدادی افراد اجیر شده به نام کولی، که چماق بدست بودند به مجلس حمله کردند (روح الامینی و شاهرخی، ١٣٩٠: ١٢٥). در این حادثه چهل و هشت نفر به شدت مجروح شدند (بینا، ١٣٥٧: ٢١).
در مشهد تعطیلی عمومی و مجالس سوگواری برپا شد و کلیه مغازه های شهر حتی در نقاط دور دست هم تعطیل شدند و مأموران حکومت نظامی در نقاط مختلف شهر خصوصا در خیابان ها منتهی به حرم مستقر شده بودند. آنها همچنین مانع نزدیک شدن مردم به منازل علما شدند با وجود این عده کثیری در صحن عتیق حرم، اجتماع و در حمایت از امام شعار دادند (شمس آبادی، ١٣٨٨: ٣٨٤).
در این میان رادیو بیبیسی جریان اطلاع رسانی دقیقی را از رویدادهای ایران آغاز کرده بود. اگر چه فضای باز سیاسی اعلام شده بود، ولی برنامه های تلویزیون و رادیو به اندازه بیبیسی در میان مردم اعتبار نداشت. انعکاس مداوم اخبار و رویدادهای ایران هزاران شنونده را به سوی این رادیو جلب کرده بود (عظیمی، ١٣٨٨: ٣٤٧). در نهایت با ادامه مبارزات ملت ایران، رژیم پهلوی و نظام شاهنشاهی حدود پنج ماه پس از قیام تاریخی هفده شهریور سقوط کرد.
تبعید امام خمینی به پاریس و تحکیم رهبری ایشان
اگر چه در اوایل شهریور شریف امامی در مورد آیت الله خمینی(ره) اعلام کرده بود، بازگشت ایشان به ایران بلامانع است و پس از چهارده سال در هفت شهریور عکس آیت الله خمینی(ره) در روزنامه اطلاعات چاپ شد (همان: ٣٤٩). اما وقوع حادثه هفده شهریور رژیم را به تردید واداشت. امام خمینی(ره) پس از فاجعه هفده شهریور، پیامی به همین مناسبت برای هموطنان ایرانی فرستادند و در این پیام با محکوم نمودن اعمال وحشیانه رژیم، فرمودند: «... آری این چنین راه امیرمؤمنان علی(ع) و سرور شهیدان امام حسین (ع) است ای کاش «خمینی» در میان شما بود و در کنار شما در جبهه دفاع برای خدای تعالی کشته می شد». در ادامه به ارتش توصیه کردند که به مردم بپیوندند «به پاخیزید و نگذارید ملت شما نابود و برادران و خواهران شما به خاک و خون کشیده شوند. نام خود را در تاریخ که به سود ملت ایران به راه خود ادامه می دهد، هر چه زودتر ثبت کنید و ریشه خیانت و ظلم را بکنید» (خمینی، ١٣٧٩: ٤٦١-٤٥٩).
همچنین در پیامی دیگر خواستار کمک به مجروحین و مصدومین هفده شهریور و تأمین نیازهای اساسی (خون، دارو، غذا، کمک مالی و امکانات لازم) به آنها شدند. روحانیون به محض اطلاع از این پیغام مبالغ زیادی برای کمک جمع آوری کردند (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی ٨٨٤: ٦).
در قضیه هفده شهریور برخلاف پانزده خرداد که ارتباط امام با مردم قطع شده بود، به واسطه آنکه امام از دسترس رژیم بیرون بود و امکان قطع ارتباط بین ایشان و مردم نبود، قدم به قدم جهت حرکت را مشخص می نمودند و مردم را به پایداری و استقامت فرا می خواندند. اعلامیه های امام خمینی(ره) با افزایش بیسابقه ای به ایران سرازیر می شد و مردم را تشویق به مقاومت و استواری در برابر سفاکی رژیم می کرد، شاه چاره را در این دیده که صدای امام را در عراق خاموش کند و از دولت عراق خواست امام را تحت فشار و محاصره قرار دهد. با این کار فکر می کردند از نفوذ امام بر حوادث ایران کاسته خواهد شد و باعث منزوی شدن او خواهد شد (آوری، ١٣٨٨: ٣٣٩). زاهدی به نکته اشاره می کند که: «شریف امامی گفت (آیت الله) خمینی چون یک رهبر مذهبی است در کشورهای اسلامی طرفدار زیادی دارد و دستش باز است اما در یک کشور اروپایی و مسیحی خود به خود محدود خواهد شد» (زاهدی، ١٣٨١: ٣١٩).
اما تبعید امام از عراق به فرانسه برای رژیم نتیجه عکس داشت، زیرا مصاحبه های گوناگون با خبرگزاریها و مطبوعات بین المللی، درج متن سخنرانیها و اخبار نهضت در مطبوعات و نیز پخش این مطالب از شبکه های تلوزیونی فرانسه و سایر کشورهای غربی، موقعیت استثنایی و کم نظیری را برای تبین و تبلیغ اهداف و استراتژی نهضت اسلامی ایران و جهانی کردن آن پدید آورد، امام خمینی(ره) در مدت توقف چهار ماهه پاریس در مقایسه با مدت چهارده ساله عراق به موفقیت های بیشتری دست یافت.
ویژگیهای کشور میزبان (فرانسه)، فضای مساعد برای فعالیت سیاسی، دسترسی به مطبوعات مستقل، امکان ارتباط آسان با ایران از طریق مختلف (تلفن، تلگراف، رفت و آمد مبارزان،...)، بهره گیری از آموزه مجتهد- مقلد (مرجعیت)، مصاحبه ها، دیدارها و مذاکره های گوناگون و سایر عوامل دست به دست هم دادند و از این طریق نهضت اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی(ره) جنبه و بعدی جهانی پیدا کرد (راعی گلوجه، ١٣٨٤: ٣٨).
یکی دیگر از نتایج سیاسی واقعه هفده شهریور تحقق اتحاد و انسجام مردم تحت رهبری قاطعانه امام بود. جهت گیری سازش ناپذیر و در عین حال هوشمندانه و واقع بینانه آیت الله خمینی در پی این فاجعه او را به مقام یک رهبر انقلابی رساند. امام در موضع گیری جدید، ضمن نزدیک خواندن سرنگونی رژیم به مردم اعلام کردند، که کار و کسب و مشاغل خود را تعطیل و اعتصاب نمایند و با استفاده از اعتصاب، مبارزه را ادامه دهند (قلیپور، ١٣٨٢: ٢٠١). هایزر در خاطراتش می نویسد: «هر قدر که شدت مبارزه امام خمینی(ره) بیشتر می شد، جمعیت در ایران ناآرام تر می شدند. او جنگی بدون اسلحه به راه انداخته، یعنی جنگ اعصاب به راه انداخته بود. مهمات او اعلامیه ها و نوارهای قاچاق بود. اسلحه او بلندگوهایی بودند که در مساجد نقاط مختلف ایران نصب می شدند» (هایزر، ١٣٦٥: ٣٨).
شکست دولت آشتی ملی و روی کار آمدن ازهاری
پس از حادثه هفده شهریور شاه در تنگنا قرار گرفته بود و در جستجوی نخست وزیری بود، که بتواند اوضاع کشور را آرام کند. شریف امامی اعلام کرد: برای برطرف نمودن نارضایتیهای عمومی به زمان نیاز دارد. وی در روز نوزده شهریور برنامه دولت خود را، ایجاد محیط امن و سالم برای برگزاری انتخابات، کاهش فشار مالیاتی بر طبقات کم درآمد و مناسب ساختن حقوق کارمندان دولت، اقدام به لغو سریع قوانین نامناسب، وفق همه برنامه ها با آداب مذهبی و ملی اعلام کرد (بینا، ١٣٥٧الف: ١)؛ و با آغاز اعتراضات گسترده مردم، دستور داد که تمام بحث های مجلس را در مورد دولت بدون کم و زیاد از رادیو و تلوزیون پخش کنند.
اما در جریان بحث رأی اعتماد به دولت بعضی از نمایندگان مجلس در مورد حوادث هفده شهریور به شدت انتقاد کردند و آن را نشانه عدم صلاحیت دولت شریف امامی برای اداره کشور دانستند. ولی شریف امامی هیچ توجهی به قضیه هفده شهریور نداشت. در سندی از ساواک در گزارشی از پرنیانفر، رئیس سازمان اطلاعات و امنیت تهران، بخشی از سخنان شریف امامی را که در مجلس اظهار کرده می آورد، ضمن انتقاد از این سخنان، بیان می کند که: «اکنون این سؤال برای عموم ملت ایران مطرح است که اگر این عده شایسته فرستادن درود به روان پاکشان و طلب مغفرت بودند چرا نیروهای نظامی و انتظامی بر روی آنها آتش گشوده اند شک نیست که این امر مورد بهره برداری تبلیغاتی قرار خواهد گرفت و در روحیه یگان های نظامی و انتظامی مؤثر خواهد افتاد» (بینا، ١٣٨٥: ٦٠٩).
شریف امامی در سخنرانی خود در مجلس سنا تأکید کرد که: «اضطرارا سر کار آمده و هنوز دقیقا نمیداند که چه باید کرد» (همان: ٦٣٣). شریف امامی با این سخن عملا ناتوانی خود را اذعان نمود.
 شاه وقتی تصمیم روی کار آوردن دولت نظامی را گرفت که حال هوای واشنگتن را خوب سنجیده بود. برژینسکی در پیامی به شاه گفت: هر اقدامی را که لازم می داند انجام دهد و کاملا مطمئن باشد که دولت آمریکا از او «با تمام نیرو حمایت خواهد کرد» (لدین و سوئس، ١٣٦٣: ٥٩). رئیس سرویس انگلستان (انتیلیجنت سرویس) در طی سخنانی بیان کرد که از هفته های پیش حکومت پهلوی زیاد راضی نبودیم زیرا هرچه می خواستند می داد و وی در ادامه اظهاراتش بیان می کند: پس از تغییر حکومت (روی کار آمدن ازهاری) ما نفس راحتی کشیدیم (پیشین: ٦٣٣).
با روی کارآمدن ازهاری، شاه در پیامی به مردم اعلام نمود صدای انقلاب شما را شنیدم. پیام شاه که به صورت اعلامیه چاپ شده بود بین مردم پخش شد و عملا نقطه ضعف را در روش سیاسی به مخالفان نشان داد و جای ضعف را برای دولت حکومت نظامی باقی گذاشت (خانجانی گلوندانی، ١٣٧٩: ٩٥). امام در پاسخ به پیام شاه بیان کردند «شاه با روی کار آمدن دولت نظامی دست به توطئه دیگری زده است و آن اینکه از طرفی در پیشگاه خدا و ملت عذر و تقصیر می خواهد و اعتراف به اشتباهات و جنایات خویش در طول سلطنت ننگین می کند و از طرفی دیگر دولت نظامیاش با سرکوبی شدید و قتل ها و اعزام چماق به دست ها سر نیزه دارها و توپ و تانک ها بر ملت مظلوم می تازد و عزیزان ما را بیش از پیش به خاک خون می کشد».
دولت ازهاری برای جلب رضایت مردم بعضی از مقامات مهم سابق رژیم مانند هویدا و نصیری را بازداشت کرد. از سوی دیگر برخی رهبران جبهه ملی مانند سنجابی و فروهر دستگیر شدند تا مخالفان نیز حساب کار خود را بکنند ولی از رهبران مذهبی که گردانندگان اصلی تظاهرات بودند کسی بازداشت نشد (اخوان مفرد، ١٣٨١: ٣٤). شاه امیدوار بود که با تشکیل دولت نظامی، جناح های چون جبهه ملی و نهضت آزادی را از سایرین جدا کند؛ ولی مبارزات مردم در طول ماه محرم تمام این اقدامات را نقش بر آب کرده و کار را به جایی رسانید که دولت های خارجی حامی شاه را مجبور به تفکر درباره ی حکومت منهای شاه کرد و در واقع حوادث این ماه پایان رژیم را برای همیشه رقم زد (خلیلی، ١٣٨٨: ٣٩). 

ارسال دیدگاه شما

عنوان صفحه‌ها
30 شماره آخر
بالای صفحه