گزارش
کیهان فرزانه- از منظر راهبردی، یکی از مهمترین پیامدهای جنگ، انتقال بخشی از رقابت از عرصه نظامی به حوزه ژئوپلیتیک و انرژی بوده است. ایران با اعمال محدودیت گسترده بر تردد در تنگه هرمز، این آبراه را به اهرمی مهم برای افزایش قدرت چانهزنی خود در برابر ایالات متحده تبدیل کرده است. اهمیت این تحول از آنجا ناشی میشود که تنگه هرمز یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی جهان به شمار میرود و اختلال در آن میتواند هزینههای اقتصادی جنگ را فراتر از محدوده جغرافیایی خاورمیانه گسترش دهد. در نتیجه، مسئله تنگه هرمز اکنون به یکی از متغیرهای تعیینکننده در محاسبات راهبردی واشنگتن و تهران تبدیل شده است. برآیند این تحولات نشان میدهد جنگ از یک کارزار نظامی با اهداف مشخص، به منازعهای فرسایشی و چندلایه تبدیل شده است؛ منازعهای که مؤلفههای نظامی، هستهای، اقتصادی، انرژی و ژئوپلیتیک را بهطور همزمان دربر میگیرد. پس از آن که گزینه نظامی نتوانست آن گونه که واشنگتن انتظار داشت معادله ایران را تغییر دهد، به نظر می رسد آمریکا در حال آزمودن نسخه تازه ای از فشار حداکثری است؛ نسخه ای که این بار نه فقط تهران، بلکه شبکه اقتصادی، شرکای تجاری و مسیرهای تنفسی ایران را هدف گرفته است. تشدید تحریم ها، فشار بر کشورهای طرف معامله با ایران و اختلال در مسیر فروش نفت، در کنار نشانه هایی از تقویت دوباره توان نظامی آمریکا، این پرسش را پررنگ کرده که آیا «خشم اقتصادی» مقدمه ای برای کشاندن ایران به میز مذاکره از موضع ضعف است یا مرحله ای موقت پیش از بازگشت دوباره گزینه نظامی؟ اگر «خشم اقتصادی» جواب ندهد، آمریکا دوباره به ایران حمله میکند رحمن قهرمانپور، تحلیلگر حوزه سیاست خارجی معتقد است عملیات خشم اقتصادی با اهداف گوناگونی آغاز شده و اگر به نتیجه نرسد احتمال آغاز حمله نظامی پس از انتخابات کنگره وجود دارد. رحمن قهرمان پور، تحلیلگر مسائل بین الملل، معتقد است واشنگتن فعلا تلاش می کند با فرسایش توان اقتصادی ایران و تشدید فشارهای داخلی و خارجی، امتیازات بیشتری از تهران بگیرد، اما همزمان خود را برای سناریویی آماده می کند که در صورت ناکامی فشار اقتصادی، بار دیگر صدای گزینه نظامی در آن بلندتر شود.مشروح گفتگوی فرارو با این تحلیلگر ارشد سیاست خارجی را در ادامه بخوانید: اگر بخواهیم مجموعه تحولات اخیر را کنار هم بگذاریم؛ از تشدید تحریم ها علیه ایران و تهدید شرکای اقتصادی تهران گرفته تا مخالفت ترامپ با بازگشت به توافق و اعلام اینکه عجله ای برای مذاکره ندارد، به نظر شما آمریکا دقیقا چه سناریویی را دنبال می کند؟ آیا هدف صرفا وادار کردن ایران به یک توافق جدید است یا واشنگتن اهداف بزرگ تری را دنبال می کند؟ رحمن قهرمان پور: آنچه آمریکا دنبال می کند، تشدید فشارهای اقتصادی و اجرای آن چیزی است که اسکات بسنت «خشم اقتصادی» نامیده است. اینکه چرا آمریکا به این تکنیک روی آورده، چند دلیل دارد. نخست اینکه اقدام نظامی نتوانست به آن اهدافی که در ابتدا آمریکایی ها دنبال می کردند، برسد. در نتیجه، فشار بر ترامپ در داخل ایالات متحده بیشتر شد. بنابراین ترامپ نه تنها پیروزی کسب نکرده و شرایط برای آمریکا امن تر نشده، بلکه این وضعیت باعث شده در ایران، نیروهای رادیکال قدرت بیشتری به دست بگیرند و منافع آمریکا بیشتر تهدید شود. بنابراین مجموعه این فشارها باعث شد که ترامپ درباره به کارگیری مکرر گزینه نظامی، دچار تردید شود. آمریکا در حال انتقال مرکز ثقل فشار از میدان نظامی به اقتصاد ایران است و حتی سراغ بانک ها و شرکت های خارجی طرف معامله با تهران رفته است. آیا این تغییر فاز به این معناست که واشنگتن به این جمع بندی رسیده که ادامه فشار نظامی پرهزینه است و حالا می خواهد با فرسایش اقتصادی، ایران را به نقطه ای برساند که مذاکره دیگر یک انتخاب نباشد، بلکه یک ضرورت شود؟ رحمن قهرمان پور: می دانیم که مسائلی که حول ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن رخ داد، این فرض را پیش آورد که نیروهای آمریکایی، به ویژه نیروی دریایی، نمی توانند به مدت زیادی در ماموریت باقی بمانند. مسائل و مشکلات خاصی مثل فشار روانی بر نیروهای دریایی در زمان حضور در دریا و دوری از خانواده نیز پررنگ تر شد. اتفاقاتی مثل سقوط یک هلیکوپتر آمریکایی نیز باعث شد ترامپ به این نتیجه برسد که فشار اقتصادی موثرتر از اقدام نظامی است و حجم انتقادهای داخلی را کاهش می دهد. ارزیابی های داخلی تحلیلگران آمریکایی نیز به این نتیجه رسیده که محاصره دریایی و فشار اقتصادی بیش از آنچه تصور می شده، موثر واقع شده است. البته در این زمینه اختلاف نظرهایی وجود دارد و تحلیلگران داخل کشور این موضوع را رد می کنند، اما ارزیابی های نهادهای اطلاعاتی آمریکا به ترامپ گفته اند فشار اقتصادی و تشدید محاصره دریایی در فروش نفت ایران اختلال جدی ایجاد کرده و فعالیت های اقتصادی ایران را محدود کرده است. بر همین اساس، آمریکایی ها امیدوارند با افزایش فشار اقتصادی، نارضایتی های داخلی را تشدید کرده و همزمان از درون و بیرون به جمهوری اسلامی تا حدی فشار وارد کنند که به خواسته های آمریکا تن دهد. مرحله بعدی این فشار اقتصادی چیست؟ آیا باید منتظر گسترش تحریم های ثانویه و هدف قرار گرفتن حلقه های تجاری ایران در کشورهایی مثل امارات، چین، هند و ترکیه باشیم یا آمریکا برای جلوگیری از درگیری با قدرت های بزرگ، فعلا در برخورد با آنها محتاط خواهد بود؟ رحمن قهرمان پور: درباره نحوه اجرای عملیات خشم اقتصادی، اراده آمریکا بر اجرای فشار خارج از چارچوب حقوق بین الملل است. آمریکا می خواهد به متحدان خود و همسایگان ایران به حدی فشار وارد کند که تعاملات خود با ایران را به حداقل برسانند. انتشار اخباری از فشار ترامپ بر گروه ۲۰ درخصوص به حداقل رساندن تعامل با ایران نیز در همین راستا است. اما اینکه این فشارها چقدر موثر واقع شوند، منوط به دو نکته است. درست است که بخشی از تحریم ها تکراری است و ایران راه های دور زدن آنها را بلد است. اما با وقوع جنگ های ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، به شکل طبیعی تاب آوری ایران کمتر شده و برخی تحلیلگران معتقدند این فشارها می تواند باعث کاهش درآمدهای نفتی ایران شود و مشکلاتی در تامین مالی ایجاد کند. اخباری نیز در این زمینه منتشر شده است. ارزیابی آمریکایی ها این است که در مقطع زمانی فعلی، تشدید تحریم ها می تواند بسیار موثر واقع شود. اگر بخواهید سناریوی آمریکا را از امروز تا چند ماه آینده مرحله بندی کنید، ترتیب اتفاقات را چگونه می بینید؟ تشدید فشار اقتصادی، فرسایش توان ایران، مذاکره از موضع قدرت و توافق؛ یا احتمال تشدید دوباره فشار نظامی وجود دارد؟ مهم تر اینکه نقطه ای که ترامپ را مجبور کند از «فشار بیشتر» به «دادن امتیاز برای رسیدن به توافق» تغییر مسیر دهد، کجاست؟ رحمن قهرمان پور: به نظر می رسد ترامپ تا انتخابات نوامبر و تعیین تکلیف کنگره، این مسیر را ادامه دهد. اخیرا هم چند بار گفته مذاکره ای در کار نیست. هدف وی این است که تا جایی که می تواند از ایران امتیازات بیشتری بگیرد، اما همزمان توانایی نظامی خود را برای یک اقدام نظامی مجدد افزایش می دهد. برخی خبرها حاکی از این است که آمریکا درباره رهگیری پهپادهای ایرانی با شدت فعالیت می کند. همچنین ذخایر موشک های رهگیر را افزایش می دهد. این نشانه ها می گوید آمریکا در حال آماده شدن برای یک اقدام نظامی طی ماه های آتی است و در صورتی که فشارهای اقتصادی جواب ندهد، این احتمال وجود دارد که دوباره دست به اقدام نظامی بزند. ترامپ از جنگ نظامی به سفره مردم رسیده است عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس می گوید تحریم ها و فشار اقتصادی می تواند آسیب زا باشد اما لزوما خواسته های ترامپ را محقق نمی کند. سه جنگ پیاپی، حمله به زیرساختها و مسیرهای ارتباطی، فشار بر بندرعباس و سپس بازگشت دوباره به تحریم و جنگ اقتصادی؛ از نگاه احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، مجموعه این تحولات را نمیتوان صرفاً حملاتی پراکنده از سوی آمریکا علیه ایران دانست. او معتقد است واشنگتن در مقطعی سودای اجرای سناریویی بزرگتر، از جمله فراهمکردن زمینه برای ورود نیروی زمینی به ایران، را در سر داشت؛ اما هنگامی که به اهداف خود نرسید، بار دیگر به ابزار قدیمی فشار اقتصادی بازگشت. ابزاری که این بار قرار است از مسیر کوچککردن سفره مردم و تشدید نارضایتیهای داخلی، تهران را تحت فشار قرار دهد. ایران و آمریکا به سمت میز مذاکره میروند یا دور بعدی جنگ؟ به گزارش فرارو، با پررنگترشدن سناریوی فشار اقتصادی آمریکا بر ایران، پرسشهایی درباره برنامههای آتی واشنگتن مطرح شده است. احمد بخشایش اردستانی در گفتوگو با فرارو، این موضوع و سناریوهای پیشروی آمریکا را بررسی کرده است. ترامپ پس از ناکامی در جنگ، سراغ سفره مردم آمد احمد بخشایش اردستانی درباره تصمیمهای اخیر ترامپ به فرارو گفت: «آمریکا تحت تأثیر اسرائیل سه جنگ را به ایران تحمیل کرد؛ جنگ ۱۲ روزه، جنگ ۴۰ روزه و جنگ پس از تفاهم اسلامآباد که در واقع جنگ ۱۳ روزه بود. آخرین جنگ آمریکا در شرایطی رخ داد که ترامپ سودای ورود زمینی به ایران را داشت.» وی افزود: «آمریکا در این مدت محدوده بندرعباس را بهشدت هدف قرار داد و کمتر تهران یا شهرهای دیگر را مورد حمله قرار داد. به اعتقاد من، این مسئله اتفاقی نبود و نشان میداد هدف اصلی، آمادهکردن شرایط برای سناریویی متفاوت است.» این نماینده مجلس ادامه داد: «آمریکا تصور میکرد میتواند با حملات گسترده، بخشی از زیرساختها و مسیرهای ارتباطی را از کار بیندازد و زمینه را برای ورود نیروی زمینی فراهم کند. این در حالی بود که فرمانده سنتکام مدعی بود نقطهای باقی نمانده که هدف قرار نگرفته باشد.» بخشایش اردستانی گفت: «به نظر میرسید هدف این بود که حدود ۱۰۰ هزار نیرو وارد کشور ما شوند و به همین دلیل نیز پلها و مسیرهای ارتباطی مورد توجه قرار میگرفتند. هنگامی که قرار است نیروی زمینی وارد منطقهای شود، مسئله مسیرهای ارتباطی، جابهجایی نیرو و کنترل زیرساختها اهمیت ویژهای پیدا میکند.» وقتی سناریوی نظامی شکست خورد، نوبت به جنگ اقتصادی رسید این عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس با اشاره به سناریوهای متوالی ترامپ گفت: «زمانی که ترامپ از این سناریو ناامید شد، دوباره به جنگ اقتصادی بازگشت. ترامپ اکنون میخواهد از طریق فشار اقتصادی، سفرههای مردم را کوچک کند و مردم را نسبت به حاکمیت بهشدت بدبین کند.» وی افزود: «تصور آمریکاییها این است که فشار معیشتی میتواند به افزایش نارضایتی عمومی منجر شود و این نارضایتی در نهایت به اهرمی برای فشار سیاسی علیه جمهوری اسلامی تبدیل شود.» بخشایش اردستانی تأکید کرد: «اما این سناریو نیز پیش از این امتحان شده است. در زمان ریاستجمهوری اوباما، ریچارد نفیو طرحی مشابه ارائه داد و مدعی شد میتوان با استفاده از فشار اقتصادی و تحریمهای هدفمند، کار جمهوری اسلامی را یکسره کرد.» وی ادامه داد: «آن سیاست در آن دوره تأثیرات اقتصادی خود را داشت و نمیتوان فشارهایی را که بر اقتصاد ایران وارد کرد، انکار کرد؛ اما در نهایت نتوانست به هدف نهایی خود برسد. بنابراین، پرسش این است که چرا آمریکا تصور میکند تکرار همان سیاستها این بار حتماً به نتیجهای متفاوت منجر خواهد شد؟» این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی گفت: «فشار اقتصادی میتواند زندگی مردم را سختتر کند، نارضایتی ایجاد کند و مشکلات جدی برای اقتصاد کشور به وجود آورد، اما میان ایجاد فشار اقتصادی و دستیابی به هدف سیاسی مورد نظر آمریکا فاصله زیادی وجود دارد.» تحریم اثر دارد، اما تضمینی برای موفقیت آمریکا نیست بخشایش اردستانی با اشاره به آثار اقتصادی تحریمها گفت: «بدون شک فشارهای اقتصادی، افزایش قیمت دلار، سکه و امثال آن، بر نارضایتی افکار عمومی بیتأثیر نیست. نمیتوان گفت مردم نسبت به کاهش قدرت خرید و کوچکشدن سفره خود بیتفاوت هستند. این فشارها واقعیاند و آثار خود را در زندگی روزمره مردم نشان میدهند.» وی ادامه داد: «اما اینکه این فشارها لزوماً آمریکا را به هدف نهایی خود برساند، قطعی نیست. ایران طی ۴۷ سال گذشته، تحریمهای مختلفی را تجربه کرده و با وجود همه فشارها، ساقط نشده است. البته این به معنای بیاثر بودن تحریم نیست، اما باید میان تأثیرگذاری اقتصادی و موفقیت سیاسی تفاوت قائل شد.» این عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس افزود: «ایران همچنان مسیرهایی برای ارتباط اقتصادی دارد. کریدورهای پاکستان و چین، ارتباطات اقتصادی با روسیه و مراودات با کشورهای همسایه هنوز وجود دارد و آمریکا نمیتواند بهسادگی همه راههای ارتباطی ایران با جهان را مسدود کند.» این استاد دانشگاه با اشاره به فشارها بر شرکای اقتصادی ایران گفت: «آمریکا در دورههای پیشین تحریم، خود راههایی را برای ما باز میگذاشت. برای مثال، امکان معاملاتی که در امارات وجود داشت یا خریدوفروش نفت و واردات کالا از طریق تراستیها، بخش مهمی از مسیرهای اقتصادی ایران را تشکیل میداد. بیشتر این تراستیها نیز در امارات فعال بودند.» وی افزود: «این در حالی است که امارات یکی از مهمترین شرکای آمریکا در منطقه محسوب میشود. آمریکا بهخوبی میدانست چه صرافیهایی با ایران کار میکنند و چه مسیرهایی برای نقلوانتقال پول وجود دارد. بنابراین، نمیتوان تصور کرد همه این فعالیتها از دید واشنگتن پنهان بوده است.» بخشایش اردستانی ادامه داد: «به نظر من، بخشی از آنچه امروز رخ میدهد، تلاش برای ایجاد فضای جنگ روانی و استفاده از تبلیغات گسترده است. آمریکا میکوشد این تصور را ایجاد کند که ایران بهطور کامل در محاصره قرار گرفته و هیچ راهی برای ادامه فعالیت اقتصادی ندارد.» وی گفت: «این جنگ روانی بخشی از جنگ اقتصادی است. هنگامی که فعال اقتصادی، سرمایهگذار و مردم نسبت به آینده نگران شوند، حتی پیش از اعمال تحریم تازه، آثار روانی آن میتواند در بازار ظاهر شود. افزایش نگرانی نسبت به آینده، رفتارهای اقتصادی را تغییر میدهد و همین مسئله میتواند فشارها را تشدید کند.» ترامپ میخواهد از جنگ خارج شود؛ ایران هم باید سیاستهایش را تغییر دهد بخشایش اردستانی با اشاره به تلاش ترامپ برای خروج از جنگ گفت: «ترامپ میخواهد یا از جنگ خارج شود یا اقدامی مانند بازکردن تنگه هرمز را انجام دهد. اقتدار آمریکا تا پیش از جنگ با ایران بسیار بالا بود، اما اکنون با وجود این همه حضور گسترده نظامی در منطقه، نتوانست به اهدافی که دنبال میکرد برسد. همین مسئله برای آمریکا پرسشی جدی ایجاد کرده است.» وی افزود: «آمریکا اکنون باید تصمیم بگیرد که آیا میخواهد هزینه یک درگیری طولانی را بپردازد یا به دنبال راهی برای خروج از وضعیت فعلی است. به نظر من، ترامپ علاقه دارد به شکلی از این جنگ خارج شود که بتواند آن را در داخل آمریکا نیز بهعنوان موفقیت معرفی کند.» این نماینده مجلس ادامه داد: «به همین دلیل، همزمان با فشار اقتصادی، بحثهایی مانند بازکردن تنگه هرمز و یافتن مسیرهای تازه برای کاهش تنش نیز اهمیت پیدا میکند.» بخشایش اردستانی در پایان گفت: «در این میان، ما نیز باید سیاستهای خود را تغییر دهیم. درست نیست سیاستهایی را که در ۴۷ سال گذشته آزمودهایم و در مواردی پاسخ ندادهاند، در دوران پس از جنگ نیز بدون بازنگری ادامه دهیم.» وی تأکید کرد: «شرایط منطقه تغییر کرده و آمریکا و اسرائیل نیز روشهای خود را تغییر دادهاند. ایران هم باید متناسب با شرایط جدید، در سیاست خارجی، اقتصاد و شیوه مدیریت بحران بازنگری کند. نمیتوان با تصور اینکه شرایط مانند گذشته است، وارد مرحله جدید شد. دوران پس از جنگ به تصمیمها و سیاستهای تازه نیاز دارد.» دور جدید تحریمها فشارها را افزایش میدهد اما نمیتواند ایران را نابود کند رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین، با تأکید بر اینکه آمریکا پس از ناکامی در تحریمهای اقتصادی و تقابل نظامی، اکنون فشارها را در قالب محاصره اقتصادی دنبال میکند، گفت: افزایش فشارهای خارجی زمانی میتواند به نتیجه برسد که در داخل کشور شکافهای اجتماعی و اقتصادی تشدید شود. او با هشدار نسبت به سیاستهای گرانسازی و افزایش فشار معیشتی، تأکید کرد که باید از تعمیق شکاف میان مردم و حاکمیت و همچنین تبدیل موضوعاتی مانند حجاب به عامل تقابل میان مذهبیها و غیرمذهبیها جلوگیری کرد. مجیدرضا حریری، رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین و فعال اقتصادی، با اشاره به روند تحریمها و تقابل نظامی ایران و آمریکا، معتقد است واشنگتن پس از ناکامی در دستیابی به اهداف خود از طریق تحریمهای اقتصادی و حمله نظامی، بار دیگر به ابزار محاصره اقتصادی روی آورده است. او در عین حال تأکید دارد که مهمترین مسئله در شرایط فعلی، افزایش تابآوری اقتصادی و اجتماعی کشور و جلوگیری از شکلگیری شکاف میان مردم و حاکمیت است. حریری همچنین نسبت به دامن زدن به اختلافات میان مذهبیها و غیرمذهبیها با محوریت موضوع حجاب هشدار داد. آمریکا پس از تحریم و جنگ، به محاصره اقتصادی بازگشته است حریری با اشاره به سابقه تحریمهای آمریکا علیه ایران گفت: نخستین مواجهه جدی ایران با آمریکا در این دوره با تحریمهای اقتصادی آغاز شد؛ روندی که حدود ۱۵ تا ۱۶ سال ادامه داشته و بهتدریج بر حجم و شدت تحریمها افزوده شده است. تحریمها به حدی گسترش پیدا کردهاند که به نظر میرسد دیگر ابزار قابل توجهی برای افزودن به آنها باقی نمانده است. به گفته او، آمریکا با وجود وارد کردن آسیبهای جدی به اقتصاد ایران، نتوانست به اهداف اصلی خود از تحریمها، از جمله سرنگونی جمهوری اسلامی یا تغییر مسیر سیاسی کشور، دست پیدا کند و در نهایت تاکتیک خود را تغییر داد و به اقدام نظامی روی آورد. حریری ادامه داد: از خردادماه گذشته ایران وارد مرحله تقابل نظامی شد و طرف آمریکایی نیز بهصراحت اهدافی از جمله سرنگونی جمهوری اسلامی، کوچک کردن جغرافیای ایران و از بین بردن قدرت موشکی کشور را مطرح کرد. طی یک سال و هفت ماه، در مدت زمانی کوتاه شاهد یکی از گستردهترین بمبارانهای تاریخ بودیم و تقریباً هر نوع سلاح جنگی، به جز سلاحهای هستهای، شیمیایی و بیولوژیک، علیه ایران به کار گرفته شد. او با اشاره به استفاده از انواع پهپادها، هواگردها و موشکها افزود: ایران حتماً در این حملات آسیب دید، خسارت دید و شهید داد، اما با وجود تمام این هزینهها، واشنگتن به اهداف اعلامشده خود دست پیدا نکرد. حریری با بیان اینکه در یک تقابل نظامی، مدافع زمانی پیروز محسوب میشود که مهاجم به اهداف خود دست پیدا نکند، گفت: آمریکا ابتدا در مرحله تحریمهای اقتصادی وارد شد و به اهداف خود نرسید، سپس به حمله نظامی متوسل شد و در آن مرحله نیز به اهداف خود دست پیدا نکرد. اکنون بار دیگر به حوزه اقتصاد بازگشته، اما این بار با شکل جدیدی از محاصره و تحریم. او ادامه داد: پیش از این نیز آمریکا بارها تهدید کرده بود که ایران را به عصر حجر بازمیگرداند، اما این تهدیدها عملی نشد. بنابراین باید پرسید چه چیزی فراتر از تحریم و محاصره اقتصادی میتوانند علیه ایران انجام دهند. به گفته حریری، این تهدیدها همچنان ادامه خواهد داشت و فشارها افزایش پیدا میکند، اما بعید است آمریکا بتواند به موفقیت بیشتری دست پیدا کند. وی افزود: تمام جهان تابع آمریکا نیست. در سال ۲۰۱۷ نیز اعلام شد هیچ کشوری حق ندارد از ایران نفت خریداری کند، اما ایران در مقاطعی توانست روزانه تا دو میلیون بشکه نفت صادر کند. بنابراین فشارها قطعاً بیشتر خواهد شد و مردم نیز تحت فشار قرار خواهند گرفت، اما این به معنای از بین رفتن کشور یا توقف فعالیتهای اقتصادی نیست. حریری با اشاره به ظرفیتهای منطقهای ایران گفت: در شرایطی که بسیاری از کشورهای اروپایی، آمریکای شمالی و بخشهایی از شرق آسیا با ایران همکاری نمیکردند، ما همچنان با کشورهای همسایه روابط تجاری داشتیم و امروز نیز با چین همکاری میکنیم. دولت چین نیز اعلام کرده است که از تحریمهای یکجانبه تبعیت نخواهد کرد. بنابراین بعید میدانم ایران وارد مرحلهای به مراتب وحشتناکتر از شرایط ۱۵ سال گذشته شود. ایران کوبا نیست؛ مسئله اصلی تابآوری است رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین در ادامه با رد مقایسه شرایط ایران با کوبا گفت: ایران کوبا نخواهد شد. کوبا جزیرهای کوچک در همسایگی آمریکا است، اما ایران کشوری وسیع با کوهستانهای گسترده و همسایگان متعدد است و در آن سوی جهان نیز شرکای اقتصادی دارد. او با اشاره به ظرفیت تولید کشاورزی کشور افزود: ایران حدود ۱۲۵ میلیون تن محصولات کشاورزی، از غلات گرفته تا محصولات باغی و صیفی، تولید میکند. این میزان تولید نشان میدهد که شرایط ایران با کشوری مانند کوبا قابل مقایسه نیست. حریری البته تأکید کرد که این به معنای بیاثر بودن فشارهای اقتصادی نیست و گفت: مردم همین امروز نیز مشکلات جدی دارند و نمیتوان این واقعیت را نادیده گرفت. اکنون در مرحله مسابقه تابآوری قرار داریم و هر طرفی که تابآوری بیشتری داشته باشد، در نهایت موفقتر خواهد بود. او برای توضیح این شرایط به مثالی اشاره کرد و گفت: یکی از مقامات به من گفته بود تقابل ایران و آمریکا مسابقه فوتبال نیست که اگر چند گل عقب باشی، بازی را باخته باشی؛ بلکه بیشتر شبیه مسابقه بوکس است که ممکن است یک طرف در ۱۱ راند عقب باشد، اما در راند دوازدهم ضربه اصلی را وارد کند و حریف را ناکاوت کند. بنابراین حتی اگر چند بار زمین خورده باشی، همچنان امکان پیروزی وجود دارد. هدف محاصره اقتصادی؛ ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت حریری با اشاره به اهداف اعلامشده آمریکا در مرحله جدید فشار اقتصادی گفت: آمریکا صراحتاً از محاصره اقتصادی سخن گفته و هدف خود را تنگتر کردن معیشت مردم، افزایش شکاف میان مردم و حاکمیت و سپس ایجاد شکاف میان خود مردم اعلام کرده است. بنابراین ما باید در سیاستگذاری داخلی مراقب باشیم این هدف محقق نشود. او افزود: متأسفانه با تبلیغ و بازتولید این فضا، چنین شکافهایی در حال شکل گرفتن است. از یک طرف فشار تبلیغاتی افزایش پیدا کرده و از طرف دیگر برخی سیاستگذاران به دنبال گرانسازی هستند که البته عقلای کشور تاکنون مانع برخی از این اقدامات شدهاند. حریری با اشاره به مسئله ناترازی بنزین گفت: فرض کنیم کشور با ۲۰ میلیون لیتر کسری روزانه بنزین مواجه است؛ این مسئله مربوط به چند ماه اخیر است. اما باید پرسید چه اتفاقی افتاده که در همین چند روز، مسئله بنزین به یک موضوع عمومی تبدیل شده و صفهای طولانی شکل گرفته است؟ به گفته او، نقش سیاستگذار در شکلگیری چنین فضایی باید جدی گرفته شود. کسانی در داخل، چه آگاهانه و چه ناآگاهانه، نباید به افزایش شکاف میان مردم و دولت دامن بزنند. حریری ادامه داد: مدام گفته میشود کشور در آستانه قحطی قرار دارد و این ادبیات نیز به تشدید نگرانیهای عمومی کمک میکند. برخی افراد ممکن است آگاهانه و برخی ناآگاهانه به چنین فضایی دامن بزنند، اما نتیجه در هر دو حالت میتواند افزایش نگرانی و بیاعتمادی باشد. هشدار درباره تعمیق شکاف میان مذهبیها و غیرمذهبیها حریری با اشاره به خطر افزایش شکافهای اجتماعی گفت: شکاف میان مردم و مردم نیز به اندازه شکاف میان مردم و حاکمیت اهمیت دارد. کافی است به وضعیت جامعه در ماههای اخیر نگاه کنیم؛ بخشی از جامعه برای مدت طولانی در خیابان حضور داشته است. او افزود: در ابتدا حتی صداوسیما با برخی زنانی که حجاب مورد انتظار رسمی را رعایت نمیکردند، گفتوگو میکرد و بخشهایی از جامعه نیز در خیابان با آنها برخوردهای مسالمتآمیز داشتند. اما امروز در فضای اینترنت، حجم زیادی از محتوای تقابلی علیه بدحجابی و همچنین علیه افراد مذهبی مشاهده میشود. حریری هشدار داد: اگر شکاف میان جریانهای تندرو و مردم عادی افزایش پیدا کند و موضوع حجاب دوباره به متن جامعه بازگردد، ممکن است شکاف میان مردم مذهبی و غیرمذهبی به یک مسئله جدی تبدیل شود. این اتفاق میتواند بسیار مشکلساز باشد. او تأکید کرد: اگر برای این مسئله تدبیر نشود، این شکاف میتواند به یکی از شکافهای اصلی جامعه تبدیل شود و چنین وضعیتی دقیقاً به سود ترامپ و سیاستهای طرف مقابل خواهد بود. چین بر اساس منافع ملی خود عمل میکند حریری در بخش دیگری از سخنان خود درباره روابط ایران و چین گفت: اینکه چین در هر موضوعی از ایران حمایت کند یا نکند، در نهایت مسئله خود چین است. این کشور براساس منافع ملی خود تصمیم میگیرد و اگر در جایی در برابر آمریکا ایستادگی میکند، دلیل آن صرفاً علاقه به ایران نیست، بلکه منافع ملی و راهبرد بلندمدت چین با منافع ایران همسو شده است. او ادامه داد: در برخی موضوعات نیز ممکن است چین از ایران فاصله بگیرد. مگر ایران کشور نیابتی یا تحتالحمایه چین است که انتظار داشته باشیم پکن در همه موارد مطابق خواست ما عمل کند؟ به گفته حریری، چین در منطقه اهداف کوتاهمدت و بلندمدت خود را دنبال میکند و در هر موضوعی موضع ملی خود را خواهد داشت. این کشور از مخدوش شدن منافع عربستان در منطقه نیز استقبال نمیکند، همانطور که ایران نیز در مواردی منافع و سیاستهای خود را دنبال کرده است. وی افزود: چین در امارات و قطر سرمایهگذاریهای گستردهای دارد، اما این موضوع به خود چین مربوط است. روابط ایران و چین نیز بر مبنای منافع متقابل شکل گرفته و نباید آن را به رابطه ارباب و رعیتی تبدیل کرد. حریری با اشاره به پیچیدگیهای منطقه خاورمیانه و مسئله تنگه هرمز گفت: در برخی مسائل، منافع کشورهایی که نفت میخرند و کشورهایی که نفت میفروشند با منافع چین نیز ممکن است دچار تضاد شود، اما این به معنای تخاصم با چین نیست. در مواردی هم همسویی کامل منافع وجود دارد. این روابط بر مبنای منافع مشترک است و به معنای رابطه نیابتی نیست. مسائل فرعی نباید جای مسائل اصلی کشور را بگیرد رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین در پایان تأکید کرد: هر قدر بتوانیم کشورهای بیشتری را با خود همراه کنیم، به نفع کشور است. باید از مسائل فرعی عبور کنیم و بر موضوعات اصلی تمرکز داشته باشیم؛ این رویکرد هم در حوزه داخلی و هم در حوزه سیاست خارجی ضروری است. او گفت: مسئله اصلی امروز کشور قیمت بنزین یا حجاب زنان نیست. اگر کسی این مسائل را به عنوان اولویت اصلی کشور تعریف کند، در تشخیص اولویتها دچار اشتباه شده است. حریری تأکید کرد: نباید اجازه داد نگاههای نادرست و مسائل فرعی به سیاست جاری کشور تبدیل شوند، چرا که در شرایط فعلی، حفظ انسجام اجتماعی و جلوگیری از تعمیق شکافهای داخلی، در کنار تقویت روابط خارجی و تابآوری اقتصادی، از مهمترین مسائل کشور است.