سیاست
غلامعلی خوشرو، دیپلمات پیشین، معتقد است «تا وقتی چین باور دارد ایران از حاکمیت و امنیت خود مقابل آمریکا دفاع میکند و همزمان باب یک راهحل سیاسی معقول را نبسته، دلیلی برای نگرانی از تغییر موضع چین وجود ندارد. نماینده پیشین ایران در سازمان ملل در نیویورک در پاسخ به اینکه ممکن است چین برای آرامش در روابط با آمریکا به نوعی از وارد شدن به مساله ایران و جنگ عمدا پرهیز یا دوری کند؟ اظهار کرد: اساساً احتمال دور شدن چین از ایران یا منطقه را ضعیف میدانم. اتفاقاً جنگ یک نکته مهم را درباره ایران نشان داده است؛ ایران کشوری است با توان بالای دفاع از خود، قدرت ملی و انسجام اجتماعی. ایران بارها نشان داده که به دنبال توسعه، مذاکره و تعامل است و خواهان جنگ نیست در عین حال برای پیشگیری از جنگ، همیشه آماده دفاع است. اگر ما بتوانیم این دو تصویر را کنار هم تثبیت کنیم – ایرانِ توانمند در دفاع و ایرانِ آماده توسعه و همکاری – امکان همکاری بلندمدت با چین میتواند حتی بیشتر از تصورمان باشد. وی خاطرنشان کرد: مساله اصلی برای ایران این نیست که نگران باشد چین میرود یا میماند؛ سؤال مهمتر این است که ما چه برنامهای برای مشارکت بلندمدت چین با ایران داریم؟ خوشرو گفت: رابطه با چین نباید فقط به موضوع صادرات نفت و خریدوفروش روزمره انرژی محدود شود. باید به سمت سرمایهگذاری مشترک در زمینه زیرساخت، صنایع جدید، فناوری، انرژی، هوش مصنوعی، حملونقل و پروژههای توسعهای بلندمدت حرکت کنیم. اگر ایران بتواند امنیت، ثبات و پروژههای اقتصادی قابل اجرا عرضه کند، منافع دو کشور بسیار بیشتر از آن است که یک بحران مقطعی آنها را از یکدیگر دور کند. این دیپلمات با سابقه ایران در پایان تاکید کرد: ایران نه به دنبال جنگ است و نه از دفاع از خود عقبنشینی میکند؛ چین هم نه از غرب آسیا کنار میرود و نه میتواند نسبت به بیثباتی آن بیتفاوت باشد. بنابراین نقطه اتصال دو کشور، توسعه، ثبات و یک نظم منطقهای مبتنی بر منافع مشترک به دور از جنگ است. جنگ اخیر تصور مردم چین درباره ایران را تغییر داد این دیپلمات با سابقه ایران تصریح کرد: پیش از جنگ اخیر، بخشی از برداشت چینیها از ایران تحت تأثیر رسانههای غربی بود؛ کشوری تحت تحریم، دارای مشکلات اقتصادی و اجتماعی و شاید آسیبپذیر در برابر آمریکا. اما جنگ این تصویر را تغییر داد. چینیها دیدند ایران برخلاف بسیاری از پیشبینیها مقاومت کرد؛ ساختار سیاسی و نظامی آن از هم نپاشید؛ جامعه در برابر حمله خارجی انسجام بیشتری نشان داد و توان دفاعی ایران نیز جدیتر از چیزی بود که بسیاری تصور میکردند. من شاهد بودم که شجاعت، وطندوستی و مقاومت مردم ایران برای چینیها چه میزان مایه تحسین است. بسیاری به این نتیجه رسیدهاند که ایران قویتر و جامعه ایرانی منسجمتر از تصویری است که پیش از جنگ در ذهنشان وجود داشت. البته با وجود اشتراکات عمیق فرهنگی و معنوی و ارتباطات گسترده اقتصادی، هنوز ایران حضور رسانهای، دانشگاهی و اندیشکدهای قابل قبولی در چین ندارد. تبیین شرایط و موقعیت و رویکرد ایران نیاز به حضور و مشارکت گستردهتر است. خوشرو خاطرنشان کرد: همزمان، نگاه به آمریکا در بین مردم چین، منفیتر شده است. آمریکا بیشتر به عنوان قدرتی دیده میشود که برای حفظ برتری خود مدام از زور استفاده میکند. انتظار داریم چین نقش فعالتری برای جلوگیری از جنگ ایفا کند خوشرو در پاسخ به این پرسش که چین در مواضع اعلامی و اعمالی خود از ایران در برابر حملات آمریکا و اسرائیل حمایت کرده و در تلاشهای میانجیگرانه نیز نقش داشته است. با این حال گاهی شنیده میشود که چین از ایران میخواهد هرچه سریعتر به سمت صلح پایدار و توافق با آمریکا حرکت کند و تفاهمها دوباره اجرا شود. اگر وضعیت «نه جنگ، نه صلح» یا بالعکس «هم جنگ و هم مذاکره» ادامه یابد، نگاه چین به ایران چگونه خواهد بود؟ آیا حمایت سیاسی پکن ادامه پیدا میکند؟ اظهار کرد: موضع چین در این زمینه نسبتاً روشن است. چین اصولاً با جنگ و گسترش درگیری مخالف است و همیشه بر مذاکره و راهحل سیاسی تأکید دارد. اما این موضع به معنای این نیست که کشوری که مورد حمله قرار گرفته حق دفاع از خودش را نداشته باشد. چین هم تجاوز و توسل به زور را محکوم میکند و هم از راهحل سیاسی حمایت میکند؛ این دو با هم تناقضی ندارند. وی ادامه داد: طبیعی است که چین از ایران بخواهد هر جا امکان رسیدن به یک صلح واقعی و پایدار وجود دارد، مسیر مذاکره را باز نگه دارد. ایران هم نشان داده که مخالف مذاکره نیست. مساله اصلی اعتماد و قابلیت اجرای توافق است. این مقام پیشین وزارت امور خارجه تصریح کرد: در چند مقطع، ایران در شرایطی که مذاکره جریان داشت با حمله نظامی مواجه شد و حتی بعد از تفاهم نیز اقداماتی صورت گرفت که اعتماد را تضعیف کرد. خوشرو گفت: صلح زمانی پایدار است که طرفین بدانند توافقی که امروز امضا میشود، فردا نقض نخواهد شد. تا زمانی که پکن ببیند ایران از حاکمیت و امنیت خود دفاع میکند و در عین حال باب یک راهحل سیاسی معقول را نبسته است، دلیلی برای تغییر اساسی موضع چین وجود ندارد. البته ما در ایران انتظار داریم چین نقش فعالتری برای جلوگیری از جنگ ایفا کند. این انتظار قابل فهم است. چین امروز یک قدرت بزرگ و عضو دائم شورای امنیت است و هرچه قدرتش بیشتر میشود، انتظار از مسئولیت بینالمللی آن نیز بیشتر خواهد شد. این دیپلمات با سابقه ایران با تاکید بر اینکه یک تفاوت مهم میان نگاه چین و آمریکا به منطقه غرب آسیا وجود دارد تصریح کرد: چین مشکل خاورمیانه را صرفاً یک مشکل امنیتی نمیبیند بلکه معتقد است بدون توسعه، امنیت پایدار ایجاد نمیشود. در نگاه چینی، اگر اقتصاد، زیرساخت، تجارت و همکاری منطقهای رشد کند، زمینه جنگ نیز کاهش پیدا میکند. به عبارتی معتقد است اگر بخواهیم ابتدا با زور و جنگ «امنیت» ایجاد کنیم و بعد انتظار توسعه داشته باشیم، معمولاً به نتیجه معکوس میرسیم. بنابراین چین در برابر ایران همزمان از دو چیز حمایت میکند: حق دفاع از خود و باز ماندن راه دیپلماسی. باید توجه داشت که این دو را نباید در برابر هم قرار داد. وی در پاسخ به این پرسش که جنگ در غرب آسیا و معطل ماندن توافقهای راهبردی سیاسی و اقتصادی چین با کشورهای منطقه، بهویژه عربستان و امارات، چه تأثیری بر اقتصاد و برنامههای بلندمدت چین در پی جنگ و درگیری در منطقه خواهد داشت؟ گفت: طبیعی است که جنگ بسیاری از پروژههای اقتصادی در غرب آسیا را با دشواری مواجه کند؛ از تجارت و حملونقل گرفته تا سرمایهگذاری، انرژی، زیرساخت و توافقهای بلندمدت چین با کشورهای منطقه. اما نکته اساسی این است که چین منشأ اصلی این ناامنی را صرفاً در اختلافات داخلی منطقه نمیبیند. از نگاه پکن، حملات نظامی، گسترش حضور نظامی و استفاده از پایگاههای منطقهای برای جنگ، همان محیطی را تخریب میکند که توسعه و تجارت به آن نیاز دارد. خوشرو گفت: چین خوب میداند که نمیتوان یکی از بزرگترین کشورهای منطقه را مورد حمله قرار داد و بعد انتظار داشت همه مسیرهای تجاری و پروژههای توسعهای بدون مشکل ادامه پیدا کند. همانطور که گفتم جنگ برای چین فقط یک مساله سیاسی نیست؛ مستقیماً هزینه توسعه را بالا میبرد. با این حال تصور نمیکنم چین به دلیل این مشکلات از غرب آسیا عقبنشینی کند. برعکس، منطقه برای چین از نظر انرژی، تجارت، اتصال آسیا به اروپا و آفریقا و حتی آینده نظم جهانی بیش از اندازه مهم است.