روزنامه کائنات
3

گزارش

1405 شنبه 31 مرداد - شماره 5130

کائنات موفقیت اعمال شدیدترین سطح تحریم‌ها توسط ترامپ را ارزیابی می کند

ناکامی در خفه کردن اقتصاد ایران

   رضا عبداللهی- استراتژی جدید اعلام‌شده از سوی دونالد ترامپ مبنی بر آغاز یک عملیات اقتصادی خردکننده یا D-Day اقتصادی علیه ایران، نشان‌دهنده چرخش تاکتیکی از فاز نظامی به جنگ تمام‌عیار اقتصادی و انزوای بین‌المللی است که پس از شش ماه درگیری نظامی، محاصره دریایی و بن‌بست در مذاکرات ارائه می‌شود.
دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا به تازگی با اعلام آغاز یک «عملیات اقتصادی خردکننده» (یا به تعبیر خود «D-Day اقتصادی»)، تهدید کرده است که قصد دارد با اعمال شدیدترین سطح تحریم‌ها و بستن تمام گلوگاه‌های باقی‌مانده تجاری و ارزی، شریان‌های اقتصادی ایران را به‌طور کامل مسدود کرده و کشور را به انزوای مطلقه مالی بکشاند. هدف اصلی واشنگتن از این اقدام، فلج کردن توان مالی و اعمال فشار حداکثری برای تغییر محاسبات راهبردی تهران یا کشاندن آن به پای میز مذاکره از موضع ضعف است.
اصطلاح D-Day در ادبیات نظامی به روز آغاز یک عملیات بزرگ، سرنوشت‌ساز و تعیین‌کننده اشاره دارد که مشهورترین نمونه تاریخی آن، پیاده‌شدن نیروهای متفقین در سواحل نورماندی فرانسه در ۶ ژوئن ۱۹۴۴ برای آزادسازی اروپا از چنگال آلمان نازی است.
در مقابل، مقام‌های رسمی جمهوری اسلامی ایران این طرح را بلاتأثیر و عقب‌نشینی تاکتیکی خوانده‌اند؛ سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران این اقدام را انحراف ذهنیت از بحران‌های داخلی آمریکا دانست و محمد مخبر، مشاور مقام معظم رهبری تاکید کرد که فشارهای اقتصادی اراده تهران را نمی‌شکند و ایران مذاکره را با تسلیم اشتباه نخواهد گرفت. با وجود این مواضع، بررسی وضعیت میدان و دیدگاه تحلیل‌گران ارشد بین‌المللی نشان می‌دهد که موفقیت یا ناکامی این راهبرد جدید با ابهامات و چالش‌های ساختاری عمیقی روبه‌رو است.
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در واکنش به این اظهارات نوشت: «واشنگتن هرگاه خود را از پیشبرد دیپلماسی عاجز می‌بیند، به تحریم پناه می‌برد؛ و چون تحریم‌ها نتیجه‌ای نمی‌دهند، صرفاً دوز آن را بالاتر می‌برد. ایران طی چند دهه نشان داده که با این لفاظی‌های نخ‌نما و فشارهای غیرانسانی خفه نخواهد شد اما خطر واقعی این است که سیاستمداران آمریکایی چنان خود را در این اعتیاد بیمارگونه مستهلک کنند که آخرین شانس‌های خود برای خروج کمتر تحقیرآمیز از بحرانی که خود آفریده‌اند را خفه کنند.»
به باور بسیاری از تحلیل‌گران ۵ دهه فشار اقتصادی و تحریم، جمهوری اسلامی ایران را در مقابل اینگونه سیاست‌ها آبدیده کرده‌است. تهران مسیرهای خود را برای دور زدن تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی از قبل آماده کرده‌است. با این حال در طول یک دهه گذشته، حجم شدید تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی آمریکا صرفا باعث تشدید فشار اقتصادی بر جمعیت ایران شده‌است و معیشت آنان را تحت فشار قرار داده‌است. با این حال هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که با آسیب دیدن معیشت مردم، شانس آمریکا برای تسلیم کردن کشور ایران افزایش پیدا کند، چرا که تمامی نمونه‌های قبلی اعمال این سیاست در رسیدن به هدف تسلیم ایران با شکست مواجه شده‌اند.
تاکتیک‌های جدید آمریکا در عملیات D-Day اقتصادی
تحلیل‌گران حوزه امنیت بین‌الملل معتقدند واشنگتن برای اجرای این راهبرد جدید، مجموعه‌ای از ابزارهای فشار ثانویه، حقوقی و دیپلماتیک را در دستور کار قرار داده است.
اصلی‌ترین تاکتیک آمریکا در این فاز، تشدید تحریم‌های ثانویه علیه بانک‌ها و نهادهای مالی کشورهای ثالثی است که تسهیل‌کننده مبادلات ارزی ایران هستند.
واشنگتن قصد دارد با ارائه اولتیماتوم به موسسات مالی کوچک و متوسط در کشورهای همسایه و آسیایی، قطع کامل روابط آن‌ها با شبکه صرافی‌ها و سیستم بانکی ایران را تضمین کند.
علاوه بر این، تشدید فشارهای حقوقی بر شرکت‌های بیمه دریایی و لغو گواهینامه‌های بین‌المللی شناورهایی که در نقل‌وانتقال نفت و کالاهای ایران نقش دارند، بخش دیگری از این فشارها را تشکیل می‌دهد. هدف نهایی واشنگتن، مسدودسازی آخرین روزنه‌های تبادل مالی و افزایش هزینه تجارت خارچی ایران تا سطح غیراقتصادی شدن آن است.
امکان‌سنجی انزوای کامل و تغییر محاسبات ایران
بسیاری از تحلیل‌گران حوزه بین‌الملل و امنیت ملی نسبت به موفقیت این راهبرد جدید در به زانو درآوردن ایران یا ایجاد تغییر بنیادی در مواضع تهران ابراز تردید می‌کنند.
دنی سیترینویچ، مدیر سابق بخش ایران در اطلاعات ارتش اسرائیل و پژوهشگر ارشد در گفتگو با سی‌ان‌ان بر این باور است که «کسانی که فکر می‌کنند ایران تحت این فشارها فرو می‌پاشد، دچار اشتباه شده‌اند. ممکن است فشار اقتصادی هزینه‌های سنگینی را تحمیل کند، اما در نهایت، من تغییری در محاسبات و استراتژی ایران به دلیل این فشارها نمی‌بینم. این اقدامات ایران را وادار به تسلیم یا تغییر بنیادی در مواضع مذاکراتی‌اش نخواهد کرد.» دانیل فرید، سفیر سابق آمریکا در لهستان در گفتگو با بلومبرگ تأکید دارد که «هیچ گلوله جادویی برای حل این بحران وجود ندارد. آیا اهرم‌های فشار بیشتری علیه اقتصاد ایران وجود دارد؟ احتمالاً بله؛ اما ایرانی‌ها راه‌های دور زدن تحریم‌ها را به‌خوبی در جای خود مستقر کرده‌اند و اهرم فشار آمریکا در کوتاه‌مدت چندان قوی نیست.» گریگوری برو، تحلیل‌گر ارشد مرکز پژوهشی اوراسیا گروپ در گفتگو با گاردین معتقد است که «هر اقدام اقتصادی جدیدی که آمریکا بخواهد به کار گیرد، باید شرکای تجاری ایران را هدف قرار دهد. اما برای واشنگتن بسیار دشوار خواهد بود که این گونه اقدامات را متوجه چین کند؛ کشوری که مهم‌ترین نقش را در آینده اقتصادی ایران ایفا می‌کند.»
کری بیتسوف، مقام سابق دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا (OFAC) در گفتگو با عرب‌نیوز مطرح می‌کند که «تحریم‌ها می‌توانند هزینه‌های فعالیت‌های نظامی و هسته‌ای ایران را افزایش دهند، اما به خودی خود نمی‌توانند باعث سقوط یک نظام شوند. کارکرد تحریم‌ها صرفاً افزایش فشار است، نه ایجاد تغییر رژیم.»
ریچارد نفیو، مسئول سابق هماهنگی تحریم‌ها در وزارت خارجه آمریکا و پژوهشگر دانشگاه کلمبیا به رویترز می‌گوید: «تحریم‌ها و فشار بر صرافی‌ها سرعت و تأثیر فوری محاصره نظامی را ندارند. قطعی جریان مالی ماه‌ها طول می‌کشد و ترامپ هنوز مشخص نکرده که هدف نهایی سیاسی او از این فشار چیست.»
خوان زاراته، معاون سابق مشاور امنیت ملی آمریکا در امور مبارزه با تروریسم نیز به رویترز می‌گوید: «شما با کلاف سردرگمی از تحریم‌های گوناگون روبرو هستید. بانک‌ها و شرکت‌های بین‌المللی به دلیل تجربه ۵۰ ساله ایران در دور زدن محدودیت‌ها و خطرات جدی بازار، به این راحتی وارد بازی‌های جدید واشنگتن نمی‌شوند.»
برت اریکسون، مؤسس و مشاور ارشد مؤسسه مشاوران ریسک آبسیدین به رویترز می‌گوید: «اقداماتی نظیر تحریم صرافی‌ها یا تلاش برای بستن گذرگاه‌های زمینی و دریایی صرفاً تکرار یک بازی موش و گربه است. این تدابیر رفتار ایران را تغییر نمی‌دهد، زیرا تهران در طول چند دهه یاد گرفته است که چگونه شبکه‌های جایگزین را ظرف چند هفته جایگزین کند.»
چالش عامل چین و کریدورهای زمینی اوراسیا
بزرگ‌ترین مانع بر سر راه موفقیت کامل طرح ترامپ، وابستگی شدید تجارت نفتی ایران به چین و شبکه حمل‌ونقل زمینی در حال توسعه اوراسیا است.
طبق داده‌های موسسه تحلیل انرژی کپلر، چین خریدار بیش از ۸۰ تا ۹۰ درصد نفت صادراتی ایران است. بر اساس گزارش بلومبرگ، پالایشگاه‌های مستقل چینی وابستگی به سیستم مالی آمریکا ندارند و اعمال تحریم بر بانک‌های بزرگ چین نیز روابط واشنگتن و پکن را در آستانه دیدارهای دیپلماتیک دوجانبه بحرانی می‌کند. گزارش تفصیلی پایگاه تحلیلی د کریدل ابعاد تازه‌ای از تغییر استراتژی ترانزیتی ایران در مواجهه با فشارهای آمریکا را فاش می‌سازد. بر اساس این گزارش، ایران پس از اعمال محاصره دریایی، وزن اصلی مبادلات تجاری خود را به‌طور آگاهانه از مسیرهای آبی به شبکه ریلی و راه‌های زمینی منتقل کرده است.
د کریدل تاکید می‌کند که افزایش حرکت قطارهای باری در مسیر مستقیم شی‌آان به تهران در قالب طرح پهنه و راه (BRI)، عملاً خطوط امن تجاری میان ایران و چین را باز نگه داشته است. همچنین فعال‌تر شدن ظرفیت ترانزیتی کریدور شمال به جنوب (INSTC) با مشارکت راهبردی روسیه و هند، خطوط پشتیبانی زمینی پایداری ایجاد کرده که تحت کنترل ناوگان دریایی آمریکا یا قابل انسداد با روش‌های سنتی تحریم نیستند. این شبکه زمینی گسترده، محاصره کامل اقتصادی ایران را برای واشنگتن فوق‌العاده پرهزینه و عملیاتی‌سازی آن را ناممکن ساخته است.  
نقطه شکستی وجود ندارد
بسیاری از تحلیل‌گران بر این باورند که دولت ایالات متحده آمریکا در برآورد استراتژی خود برای تسلیم ایران دچار خطای محاسباتی شده‌است و روی آوردن به یک راهکاری جنگ اقتصادی جدید، به جای اینکه تهران را وادار به تسلیم کند، احتمالا باعث از سرگیری جنگ و درگیری‌های گسترده خواهد شد. علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بین‌المللی بحران، به پولیتیکو می‌گوید: «انکارناپذیر است که فشار اقتصادی وجود دارد. سؤال این است که آیا نقطه شکست وجود دارد یا نه؛ و من می‌گویم برای نظامی که برای بقای خود می‌جنگد، نقطه شکستی وجود ندارد.»
دنی سیترینوویچ در تحلیلی در شبکه اجتماعی ایکس در این مورد توضیح می‌دهد: «مسئله این نیست که فشار اقتصادی هیچ اثری ندارد؛ این فشار به وضوح اثرگذار است. مشکل اینجاست که تصور شود درد و فشار اقتصادی الزاماً پیش از آنکه به تشدید تنش از سوی ایران منجر شود، به تسلیم این کشور خواهد انجامید.»
سیترینوویچ هشدار داد: «بنابراین راهبردی که بر فشار اقتصادی استوار باشد، اما در عین حال یک مسیر معتبر و قابل اتکا برای خروج دیپلماتیک از بحران فراهم نکند، این خطر را دارد که دقیقاً به همان نتیجه‌ای منجر شود که واشنگتن می‌گوید می‌خواهد از آن اجتناب کند. فشار اقتصادی به تنهایی بعید است ایران را وادار کند شروط آمریکا را بپذیرد، اما می‌تواند به تدریج گزینه‌های پیش روی تهران را از نگاه این کشور محدودتر کرده و تشدید تنش را به گزینه‌ای جذاب‌تر تبدیل کند.»
تریتا پارسی، معاون اجرایی اندیشکده کوئینسی برای حکمرانی مسئولانه در یادداشتی می‌نویسد:« تریتا پارسی با اشاره به اینکه تنها راه موجود در مسیر فعلی برای خروج از چرخه تشدید تنش، دیپلماسی است، نوشت: اگر ارزیابی واشنگتن درست باشد، آمریکا اکنون این فرصت را دارد که از وضعیت موجود برای دستیابی به مصالحه‌ای استفاده کند که ضمن تأمین منافع اصلی واشنگتن، دلایل کافی برای پذیرش توافق از سوی تهران نیز فراهم کند. اما اگر دولت ترامپ به دنبال مطالبات حداکثری باشد، این خطر وجود دارد که یک موقعیت دیگر برای مذاکره را به چرخه دیگری از جنگ تبدیل کند.»
به اعتقاد پارسی: «واشنگتن در طول تاریخ بارها دقیقاً همین اشتباه را مرتکب شده است. هرگاه سیاستگذاران آمریکایی به این نتیجه رسیده‌اند که زمان و اهرم‌های فشار در اختیار آنهاست، اغلب از این وضع نه به عنوان فرصتی برای مصالحه بلکه فرصتی برای «وادار کردن تهران به تسلیم» استفاده کرده‌اند. خطر آن وجود دارد که ترامپ نیز همین الگو را تکرار کند و یک موقعیت بالقوه مطلوب برای مذاکره را به ادامه تراژدی روابط ایران و آمریکا تبدیل کند.»
ارزیابی‌ها نشان می‌دهد احتمال موفقیت کامل این استراتژی در به زانو درآوردن ایران یا تغییر محاسبات راهبردی آن بسیار پایین است. محدودیت زمانی ترامپ در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای، تاب‌آوری ساختاری اقتصاد ایران و امکان پاسخ‌دهی متقابل در تنگه هرمز، مانع از تحقق اهداف اعلام‌شده این راهبرد می‌شود.
حلقه کلیدی جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران
همزمان با توقف مذاکرات و ادامه بن‌بست نظامی، واشنگتن تلاش می‌کند با ایجاد یک ائتلاف اقتصادی علیه ایران، صادرات نفت و مسیرهای تجارت خارجی تهران را تحت فشار قرار دهد.
دولت ترامپ از متحدان خود خواسته در طرح جدید آمریکا برای منزوی کردن اقتصاد ایران مشارکت کنند و همزمان واشنگتن در تلاش است چین را نیز با این کارزار همراه کند. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا در همین رابطه تنها به بیان این موضع بسنده کرد که فشار اقتصادی جدید قرار است حکومت ایران را تحت فشار قرار دهد و واشنگتن از پکن نیز خواسته است با این سیاست همراه شود. او قرار است روز دوشنبه جزئیات بیشتری از اقدامات اقتصادی جدید آمریکا علیه ایران ارائه کند. به گزارش المانیتور، اهمیت اصلی این طرح برای ایران اما به موضع چین بازمی‌گردد. پکن طی سال‌های گذشته مهم‌ترین مقصد صادرات نفت ایران بوده و حتی در دوره اعمال شدیدترین تحریم‌های آمریکا نیز به خرید نفت از ایران ادامه داده است. بر اساس داده‌های شرکت کپلر، بیش از ۸۰ درصد نفت ایران که از مسیر دریایی صادر می‌شود، به چین می‌رود. همین موضوع باعث شده چین یکی از مهم‌ترین حلقه‌های زنجیره فشار اقتصادی جدید آمریکا باشد.
ترامپ نیز در تهدید تازه خود علیه کشورهایی که به تجارت با ایران ادامه می‌دهند، از کشور خاصی نام نبرده، اما خواستار توقف فعالیت‌هایی از جمله انتقال نفت، تراکنش‌های مالی، فعالیت صرافی‌ها، ثبت کشتی‌ها و استفاده از شرکت‌های پوششی شده است؛ اقداماتی که بخش مهمی از سازوکار تجارت خارجی ایران را هدف می‌گیرند.
این فشار اقتصادی در شرایطی مطرح می‌شود که جنگ ایران و آمریکا و اسرائیل، پس از نزدیک شدن به شش ماه به یک بن‌بست نظامی رسیده. مذاکرات نیز فعلا متوقف شده و هیچ‌یک از طرفین نتوانسته‌اند اهداف اصلی خود را به‌طور کامل محقق کنند. در همین شرایط، تنگه هرمز همچنان تا حدی بسته مانده و آمریکا نیز محاصره دریایی متقابلی علیه ایران اعمال می‌کند. این وضعیت علاوه بر فشار مستقیم بر اقتصاد ایران، بازار جهانی انرژی و مسیرهای صادرات نفت را نیز تحت تأثیر قرار داده است. از سوی دیگر، آمریکا در حال تقویت حضور نظامی خود در منطقه نیز هست. یک ناوگروه جدید آمریکایی روز چهارشنبه وارد خاورمیانه شد و قرار است جایگزین ناو «آبراهام لینکلن» شود؛ ناوی که پس از یک استقرار طولانی‌مدت با گزارش‌هایی درباره کمبود مواد غذایی، مشکلات تأسیسات و چند مورد خودکشی در میان نیروهایش مواجه شده بود.
در چنین شرایطی، انتقال مرکز ثقل فشار از میدان نظامی به اقتصاد می‌تواند نشانه‌ای از تلاش واشنگتن برای تغییر مسیر جنگ باشد؛ به‌ویژه آنکه عملیات نظامی طولانی‌مدت هزینه‌های سیاسی و داخلی فزاینده‌ای برای دولت ترامپ ایجاد کرده است.
با این حال، تجربه تحریم‌های چند دهه گذشته نشان داده که فشار اقتصادی لزوما به توقف کامل تجارت ایران منجر نمی‌شود. ایران طی سال‌های گذشته توانسته است با استفاده از شبکه‌ای از واسطه‌ها، شرکت‌های پوششی و ناوگان موسوم به «ناوگان سایه»، بخشی از صادرات نفت خود را حفظ کند. در این میان، چین مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده است. اگر پکن در برابر فشار واشنگتن مقاومت کند، اجرای کامل کارزار اقتصادی جدید آمریکا دشوارتر خواهد شد؛ اما اگر چین در بخشی از این محدودیت‌ها همراه شود، فشار بر درآمدهای نفتی و تجارت خارجی ایران می‌تواند به شکل محسوسی افزایش پیدا کند.
ترامپ پیش از این نیز در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود سیاست «فشار حداکثری» را علیه ایران اجرا کرده بود؛ سیاستی که پس از خروج آمریکا از توافق هسته‌ای آغاز شد. اکنون دولت او در شرایطی مشابه، اما در میانه یک جنگ، به دنبال اجرای نسخه‌ای گسترده‌تر از همان سیاست است؛ با این تفاوت که این بار میزان همراهی چین و توانایی ایران برای حفظ مسیرهای تجارت خارجی، از عوامل اصلی تعیین‌کننده نتیجه این فشارها خواهد بود.
روایت‌سازی واشنگتن برای کنترل بازار نفت و انتخابات
دولت ایالات متحده آمریکا پس از ناکامی در وادار کردن جمهوری اسلامی ایران به بازگشایی تنگه هرمز با استفاده از اهرم نظامی و فشار اقتصادی، بار دیگر به تلاش برای خبرسازی و انتشار اطلاعات جعلی برای کنترل بازارها روی آورده‌است.
در شرایطی که قیمت جهانی نفت خام طی روزهای گذشته با استمرار کارشکنی آمریکا در مسیر پایان جنگ روند افزایشی گرفته‌است و به بیش از ۹۱ دلار در هر بشکه رسید، دولت ایالات متحده آمریکا به خبرسازی و انتشار اخبار و اطلاعات جعلی در مورد کنترل تنگه هرمز روی آورده‌است تا در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا قیمت نفت خام را در بازارهای جهانی کاهش دهد و قیمت بنزین را در آمریکا که به یکی از نقاط ضعف حزب حاکم در انتخابات تبدیل شده‌است، کنترل کند.
بر اساس آمار منتشر شده از سوی نهادهای مستقل ارزیابی ترافیک دریایی در طول هفته‌های گذشته، از زمان انسداد کامل تنگه هرمز توسط ایران به دلیل اقدام‌های نظامی آمریکا و نقض تعهدات در تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، تردد در تنگه هرمز بسیار ناچیز باقی مانده‌است و صرفاً از مسیر تحت کنترل ایران انجام می‌شود اما همزمان مقام‌های دولت آمریکا در اظهارنظرهای علنی خود ادعاهای مختلفی را در مورد میزان عبور نفت از تنگه هرمز مطرح کرده‌اند که کاملاً با گزارش نهادهای مستقل ارزیابی ترافیک دریایی در تضاد است.
روایت‌سازی ترامپ در برابر واقعیت دریا
روز چهارشنبه دونالد ترامپ، رئیس جمهور امریکا در جمع خبرنگاران مدعی شد: «دیشب تعداد زیادی کشتی از تنگه هرمز عبور کردند. ما بر تنگه تسلط کامل داریم. طی چند هفته گذشته، مقدار زیادی نفت از تنگه هرمز عبور کرده‌است. خیلی زیاد. در واقع، همه از این موضوع شگفت‌زده شده‌اند.»
این ادعا مکمل اعداد و ارقام عجیبی بود که یک هفته قبل کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا در مورد میزان عبور نفت از تنگه هرمز بیان کرده‌بود. وزیر انرژی آمریکا «به لطف تلاش‌های هماهنگ ارتش ایالات متحده و متحدان ما در خلیج فارس، میانگین هفت‌روزه خروج نفت از تنگه هرمز در حال حاضر به نزدیک ۹ میلیون بشکه در روز رسیده است. ۵ تا ۷ میلیون بشکه در روز اضافه که از طریق خطوط لوله و تأسیسات صادراتی تازه ارتقایافته از منطقه خارج می‌شود، مجموع جریان نفت در حال حاضر به طور متوسط حدود ۱۵ میلیون بشکه در روز است.»
اگر آمریکا تسلط کامل دارد و مسیر عمانی امن است، چرا نفتکش‌ها مجبورند هفته‌ها فرستنده‌های خود را خاموش کنند و با ترس، به صورت مخفیانه حرکت کنند؟مت اسمیت، تحلیل‌گر بازار نفت در مؤسسه کپلر به پایگاه خبری اویل پرایس می‌گوید: «تطبیق دادن فاصله میان آنچه ما در داده‌های واقعی ناوبری می‌بینیم و آماری که مقامات آمریکایی ارائه می‌دهند غیرممکن است.»
تا پیش از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴ میزان عبور نفت خام از تنگه هرمز حدود ۲۱ تا ۲۲ میلیون بشکه نفت خام در روز بود که نزدیک به یک پنجم از کل تجارت جهانی نفت خام جهان را تشکیل می‌داد. این رقم در شرایط فعلی بر اساس بالاترین تخمین‌ها در روزهایی که عبور و مروری از تنگه هرمز از مسیر ایرانی انجام شود، به حدود ۴ تا ۵ میلیون بشکه نفت خام رسیده‌است.
حتی نهادهای دولتی ایالات متحده آمریکا هم حاضر به پذیرش چنین ادعاهایی نیستند. اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) در گزارش دورنمای کوتاه مدت بازار انرژی خود تأکید می‌کند که تردد در تنگه هرمز در کوتاه مدت، دست کم تا پایان ماه اوت (ماه جاری میلادی) به شدت محدود باقی خواهد ماند.
وب‌سایت اویل پرایس در گزارشی با بررسی ادعای وزیر انرژی آمریکا می‌نویسد: «این احتمال وجود دارد که خدمات ردیابی شناورها، به دلیل افزایش فعالیت‌های پنهانکارانه نفت‌کش‌ها، حجم صادرات فعلی خاورمیانه را دست‌کم گرفته باشند. اما به همان اندازه این احتمال نیز مطرح است که دولت آمریکا در حال دست‌زدن به رویااندیشی درباره یکی از پیامدهای جنگ در ایران باشد؛ چرا که این هفته نشان‌دهنده بن‌بست جدیدی در مذاکرات ایران و آمریک ا و ادعاهای متناقض درباره کنترل بر تنگه هرمز بود. یا اینکه دولت آمریکا صرفاً تلاش می‌کند دوباره قیمت نفت را پایین جلوه دهد، زیرا در حالی که انتخابات میان‌دوره‌ای ماه نوامبر نزدیک می‌شود، آمریکایی‌ها همچنان قیمت‌های بالایی برای بنزین می‌پردازند.»
برت بایر، مجری فاکس نیوز، شبکه خبری حامی ترامپ در واکنش به اظهارات هفته گذشته ترامپ گفته‌بود: «برخلاف ادعای رئیس‌جمهور ترامپ مبنی بر کنترل کامل تنگه، جریان تردد کشتی‌ها در واقعیت به یک قطره‌چکان تبدیل شده است. پیش از درگیری‌ها روزانه بیش از ۱۰۰ فروند شناور عبور می‌کردند؛ اما این آمار روز دوشنبه به ۸ فروند و روز سه‌شنبه تنها به ۱۴ فروند رسید.»
گزارش‌های رسانه‌ای سفارشی برای جنگ روانی
در این میان برخی رسانه‌های آمریکایی نیز به شکل سازمان‌یافته برای حمایت از موضع دولت، همزمان با ادعاهای دولت آمریکا گزارش‌های سفارشی با هدف تقویت این ایده که عبور نفت از تنگه هرمز به شکل چشمگیری افزایش پیدا کرده و ایران کنترل خود را بر تنگه هرمز از دست داده‌است، منتشر کردند.
سی‌ان‌ان در گزارشی گمراه‌کننده با عنوان «ایران کنترل مؤثر بر تنگه هرمز را از دست داده‌است» مدعی شد که بر اساس داده‌های مؤسسه ردیابی کشتی کپلر بیش از ۸۰ درصد از مایعات نفتی عبوری از تنگه هرمز از مسیر تحت کنترل آمریکا در سواحل عمان عبور کرده‌اند.
این گزارش که به هیچ آمار و ارقام دقیقی اشاره نمی‌کند، در حقیقت با یک تیتر جعلی تلاش می‌کند با مغالطه اینگونه وانمود کند که بر اساس بررسی‌های آماری از دست رفتن کنترل تنگه هرمز را اثبات کرده‌است.
اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) در گزارش دورنمای کوتاه مدت بازار انرژی خود تأکید می‌کند که تردد در تنگه هرمز در کوتاه مدت، دست کم تا پایان ماه اوت (ماه جاری میلادی) به شدت محدود باقی خواهد ماند.سی‌ان‌ان ادعا می‌کند که این ادعا را بر اساس آمار مؤسسه کپلر استخراج کرده‌است. اما در ادامه می‌نویسد که ۸۰ درصد مذکور منظور تمام کشتی‌هایی است که از مسیر تحت کنترل آمریکا در سواحل عمان استفاده کرده‌اند، یا با ردیاب‌های خاموش از تنگه هرمز از مسیر نامعین عبور کرده‌اند. نکته عجیب استدلال سی‌ان‌ان اینجاست که بر اساس آمار کپلر، تعداد کشتی‌های مشخص که از مسیر عمان عبور کرده‌باشند در طول هفته اخیر دقیقاً معادل صفر بوده‌است، پس آنچه مبنای شمارش سی‌ان‌ان قرار گرفته‌است، کشتی‌ها با ردیاب‌های خاموش و مسیرهای نامعین است.
بر اساس آمار مؤسسه کپلر در روز ۲۸ مرداد، ۱۰ کشتی از تنگه هرمز عبور کرده‌اند (۶ کشتی خروجی و ۴ کشتی ورودی). این مؤسسه تأکید می‌کند که تمامی کشتی‌هایی که ردیاب روشن داشتند، یعنی ۵ کشتی از مسیر یکجانبه تحت کنترل ایران عبور کرده‌اند و ۵ کشتی باقیمانده با ردیاب‌های خاموش از مسیرهای نامعین عبور کرده‌اند.
سی‌ان‌ان در گزارش خود صرفا به عدد ۸۰ درصد اشاره کرده‌است، اما برای بررسی دقیق‌تر این ادعا باید آمار دقیق منتشر شده توسط کپلر را بررسی کرد. این آمار متعلق به بازه زمانی ۱۰ تا ۲۸ مرداد است.
کل کشتی‌های عبوری: ۲۳۶ فروند شناور از تنگه عبور کرده‌اند.
مسیر ایرانی: ۸۳ فروند به صورت آشکار از مسیر ایرانی استفاده کردند (۳۵ درصد کل تردد).
مسیر عمانی: تنها ۳ فروند به صورت عمومی از مسیر عمانی استفاده کردند.
مسیر پیش از جنگ (وسط تنگه): ۲ فروند از مسیر قدیمی وسط تنگه عبور کردند.
مسیرهای نامشخص یا پنهان: ۱۴۸ فروند شناور (بیش از ۶۰ درصد کل شناورها) سامانه ردیابی خود را خاموش کرده یا از مسیرهای نامشخص عبور کرده‌اند.
آمار کپلر (که بر اساس برآورد کشتی‌های عبور از طریق تصاویر ماهواره‌ای و پیگیری داده‌های ردیاب است) چند نکته را روشن می‌کند:
تعداد کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز کمتر از ۱۰ درصد رقم پیش از جنگ است.
آمار کپلر به صورت مستمر نشان می‌دهد که نزدیک به ۴۰ درصد از کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز با ردیاب روشن و تقریبا همگی از مسیر ایران عبور می‌کنند.
مفروض گرفتن اینکه تمامی کشتی‌هایی که ردیاب خاموش دارند تحت حمایت آمریکا از تنگه هرمز عبور می‌کنند، نوعی مغالطه است، چرا که بسیاری از کشتی‌ها و نفتکش‌های حامل نفت ایران نیز برای عبور از محاصره دریایی آمریکا و همچنین نگرانی از اقدام‌های تهاجمی خارجی به دلیل تحریم‌های یکجانبه آمریکا، ردیاب‌های خود را هنگام تردد در آب‌های آزاد خاموش می‌کنند. مارک ایوب، پژوهشگر و مشاور سیاست انرژی، به الجزیره می‌گوید: «برخی شناورهای ایرانی نیز برای دور زدن تحریم‌ها و محاصره آمریکا، از مسیر عمانی عبور می‌کنند که این کار اغلب همراه با انتقال کشتی‌به‌کشتی (Ship-to-Ship) انجام می‌شود. آن‌ها محموله خود را از طریق مسیر عمانی به عمان می‌فرستند، اسناد محموله‌ها را تغییر می‌دهند تا این‌طور به نظر برسد که توسط عمان صادر شده است، و سپس آن را روانه بازار نفت می‌کنند.» در نتیجه درصد نامشخصی از کشتی‌هایی که با سامانه‌های ردیاب خاموش از تنگه هرمز عبور و مرور می‌کنند به طور قطع متعلق به ایران و احتمالا از ناوگان سایه ایران هستند.
اما نکته عجیب‌تر در مورد استناد به کشتی‌ها با ردیاب خاموش برای اثبات از دست رفتن کنترل ایران بر تنگه هرمز اینجاست که اگر آمریکا تسلط کامل دارد و مسیر عمانی امن است، چرا نفتکش‌ها مجبورند هفته‌ها فرستنده‌های خود را خاموش کنند و با ترس، به صورت مخفیانه حرکت کنند؟ خاموش کردن فرستنده، خود بزرگ‌ترین گواه بر ناامنی شدید و اثرگذاری بازدارندگی ایران است، نه تسلط واشنگتن.
درست در همین شرایط است که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا برای دومین بار در ماه‌های اخیر، عمان را تهدید به بمباران شدید کرد. همزمان با ادعای باز بودن تنگه هرمز و عبور میلیون‌ها بشکه نفت ادعایی از این آبراه، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا دولت عمان را که در حال مذاکره با ایران برای تعیین مسیر تردد جدید در تنگه هرمز است تهدید کرد که در صورتی که در مسیر توافق ایران و آمریکا قرار گیرد به شدت بمباران خواهد شد.
مارک سیورس، سفیر سابق آمریکا در عمان در گفتگو با شبکه خبری سی‌ان‌بی‌سی می‌گوید: «این تهدیدها نشان‌دهنده ناامیدی و سرخوردگی شدید کاخ سفید است... آمریکا می‌خواهد عمان نقش میانجی‌گری و ترتیبات مستقل را رها کند تا واشنگتن خود کنترل امور را به دست گیرد.»
هزینه سنگین تلاش برای عبور از مسیرهای غیرامن
هر چند ادعای دونالد ترامپ و رسانه‌هایی مانند سی‌ان‌ان مبنی بر از دست رفتن کنترل تنگه هرمز توسط جمهوری اسلامی ایران، هیچ رنگی از واقعیت ندارد، با این حال بعید نیست که در طول هفته‌های گذشته برخی از کشتی‌ها توانسته‌باشند خطر هدف قرار گرفتن را به جان خریده‌باشند و از مسیرهای تأیید نشده توسط ایران در تنگه هرمز به سلامت عبور کرده‌باشند.
در بهترین حالت بر اساس گزارش بلومبرگ، ممکن است که تعدادی از نفتکش‌های عظیم اجاره‌ای در تنگه هرمز، تلاش کنند با خاموش کردن ردیاب‌های خود به صورت رفت و برگشت نفت کشورهایی مانند عربستان، کویت و امارات متحده عربی را به آن سوی تنگه حمل کنند تا به صورت کشتی به کشتی در اختیار نفت‌کش‌هایی قرار دهند که منتظر دریافت این نفت هستند.
مارک ایوب، پژوهشگر و مشاور سیاست انرژی، به الجزیره می‌گوید: «طبق داده‌ها و منابع طی دو هفته گذشته، برخی کشورهای خلیج فارس از جمله عربستان سعودی، عراق و کویت برخی محموله‌های خود را از طریق مسیر عمانی و با خاموش کردن ردیاب شناورها و انجام انتقال کشتی‌به‌کشتی (Ship-to-Ship) ارسال کرده‌اند. شناوری که می‌خواهد از تهدید موشک‌های ایران در امان باشد، با ردیاب خاموش از مسیر عمانی حرکت می‌کند، محموله را بیرون تنگه به شناور دیگری منتقل می‌سازد و خود ناپدیدانه به بندر مبدأ برمی‌گردد.»
شمارش تعداد چنین نفتکش‌های رفت و برگشتی و میزان نفتی که جابجا کرده‌اند، ممکن نیست، اما تصاویر ماهواره‌ای از نزدیکی بنادر فجیره امارات و صحار عمان که نشان دهنده حضور نفت‌کش‌های کوچک برای دریافت نفت از نفتکش‌های عظیم است، نشان می‌دهد که تعداد این ترددها نباید چندان زیاد باشد.
این اقدام نیز هزینه‌های بسیار کلانی برای کشورهایی که این خطر را پذیرفته‌اند در پی دارد و هر کدام از این نفتکش‌ها در مسیر خطرناک عبور از تنگه هرمز ممکن است که هدف حملات قرار گیرند. به نوشته اویل پرایس، کرایه حمل برای یک سوپرتانکر درون خلیج فارس به ۳۱ میلیون دلار برای هر سفر رسیده است. هزینه بیمه ریسک جنگی برای عبور سوپرتانکرها (VLCC) از ۰.۲۵ درصد ارزش کشتی (حدود ۳۴۵ هزار دلار) قبل از جنگ، به ۷.۵ تا ۱۰ درصد (معادل ۱۰.۳ تا ۱۳.۸ میلیون دلار) برای هر سفر جهش یافته است.
واکنش ایران: تنگه هرمز با توییت باز نمی‌شود
اظهارات مکرر رئیس جمهور آمریکا در مورد باز بدون تنگه هرمز، با واکنش مقام‌های جمهوری اسلامی ایران مواجه شد. کاظم غریب‌آبادی، معاون امور حقوقی و بین‌الملل وزارت امور خارجه با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «تنگه هرمز را نه با توییت می‌توان تصاحب کرد و نه با ناو هواپیمابر، نه با صدور فرمان و نه با سخنرانی انتخاباتی. ایران نه از تهدید می‌هراسد و نه با نمایش قدرت مرعوب می‌شود. یک‌بار برای همیشه واقعیت را بپذیرید: تا اینجا، شکست‌های راهبردی و سنگینی خوردید؛ تنگه هرمز ایرانی بوده، هست و خواهد بود.»
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی نیز، تأکید کرد تا زمانی که محاصره دریایی بنادر ایران رفع نشود، اموال بلوکه‌شده آزاد نشود، تحریم نفت پایان نیابد و تهدیدها و عملیات نظامی در همه جبهه‌ها متوقف نشود، تنگه هرمز باز نخواهد شد.
همزمان، آژانس بین‌المللی انرژی گزارش داده که ذخایر جهانی نفت خام در ماه ژوئیه روزانه ۲.۲ میلیون بشکه کاهش یافته و پیش‌بینی کسری عرضه جهانی در سه ماهه سوم را به ۱.۸ میلیون بشکه در روز (بیش از دو برابر تخمین قبلی) افزایش داده است.
در شرایطی که قیمت بنزین در آمریکا در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای به یکی از چالش‌های دولت ترامپ تبدیل شده و بازار جهانی نفت نیز با کاهش عرضه مواجه است، واشنگتن تلاش دارد با برجسته‌سازی روایت‌هایی درباره افزایش تردد نفتکش‌ها و کنترل بر تنگه هرمز، تصویری متفاوت از واقعیت موجود در این آبراه ارائه کند.
با این حال، داده‌های منتشرشده از سوی مؤسسات ردیابی دریایی و حتی برآوردهای نهادهای آمریکایی نشان می‌دهد تردد در هرمز همچنان به‌شدت محدود است. از این منظر، اختلاف میان روایت سیاسی واشنگتن و داده‌های میدانی، نه‌تنها درباره وضعیت تنگه هرمز بلکه درباره توان آمریکا برای مدیریت پیامدهای اقتصادی جنگ نیز پرسش‌های جدی ایجاد می‌کند.
تودلی

 

ارسال دیدگاه شما

عنوان صفحه‌ها
30 شماره آخر
بالای صفحه