روزنامه کائنات
1

صفحه اول

1405 شنبه 31 مرداد - شماره 5130

سرمقاله

تهدیدهای ناکارا

 یوسف قادری - شش ماه پس از آغاز جنگ جهل روزه، سیاست آمریکا در قبال ایران بیش از آنکه نشانه یک راهبرد تازه باشد، نشانه بازگشت واشنگتن به همان مسیری است که دهه‌ها آن را آزموده و نتوانسته تهران را به پذیرش خواسته‌های خود وادار کند. دولت دونالد ترامپ جنگ را با این تصور آغاز کرد که فشار نظامی می‌تواند در مدت کوتاهی ایران را به تسلیم وادار کند؛ اما اکنون، پس از ناکامی در دستیابی به اهداف اعلام‌شده، بار دیگر تحریم و فشار اقتصادی به محور سیاست آمریکا تبدیل شده است.
این تغییر مسیر را می‌توان یکی از مهم‌ترین نشانه‌های بن‌بست راهبردی واشنگتن در برابر ایران دانست. در آغاز جنگ چهل‌روزه، ادبیات دولت ترامپ بر پیروزی سریع و تحمیل اراده آمریکا متمرکز بود. قرار بود توان نظامی ایران در مدت کوتاهی تضعیف شود و تهران در برابر فشار نظامی چاره‌ای جز پذیرش خواسته‌های واشنگتن نداشته باشد. اما طولانی‌شدن درگیری و استمرار مقاومت ایران نشان داد که معادله آن‌گونه که در واشنگتن محاسبه شده بود، پیش نرفته است. «Economic D-Day» لزوماً نشانه قدرت ترامپ نیست؛ بلکه نشانه واضحی از تلاش او برای جبران نتیجه نگرفتن از میدان نظامی است. با توجه به برآورد اشتباه او از ظرفیت اقتصادی، شبکه‌های تجاری و توان تاب‌آوری ایران مانند برآورد نظامی اشتباهش پیش از ورود به جنگ، به طور قطع گام جدید او نیز به نتیجه مطلوب واشنگتن منجر نخواهد شد.
ترامپ یک‌بار قدرت پاسخگویی ایران را کمتر از واقعیت برآورد کرد و نتیجه آن، جنگی بود که نتوانست اهداف سیاسی اعلام‌شده او را محقق کند و شکستی معنا دار را تجربه کرد. اکنون همان خطای محاسباتی در قالب «جنگ اقتصادی» در حال تکرار است.این بار نیز واقعیت ایران با محاسبات ترامپ فاصله داردو Economic D-Day نه روز تسلیم ایران، بلکه آغاز شکست دوم راهبرد ترامپ و تشدید بحران برای خود او است؛ آن هم در آستانه انتخاباتی که اقتصاد و قیمت سوخت می‌تواند تعیین‌کننده‌ترین موضوع آن باشد.
اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، روز پنجشنبه تلاش کرد سرمایه‌گذارانی را که از کارزار فشار علیه ایران نگران بودند، آرام کند و گفت ازسرگیری درگیری‌های «گسترده» بعید است.
قبل‌تر از آن دونالد ترامپ وعده داد که یک جنگ اقتصادی علیه ایران راه‌اندازی خواهد کرد؛ عملیاتی «کوبنده» که به گفته او قرار است ایران را «فلج» کند.
روزنامه نیویورک‌تایمز نوشته اما در میان تهدیدهای دولت ترامپ، پیامی نهفته بود که بسنت روز پنجشنبه آن را صریح‌تر از هر زمان دیگری بیان کرد: ترامپ نمی‌خواهد دوباره به جنگ بازگردد. کارشناسان به این روزنامه گفتند ترامپ درگیر مناقشه‌ای شده که در آن اهرم‌های فشار او محدود، آسیب‌پذیری‌هایش آشکار و رقیبش جسورتر شده است.  ترامپ احتمالاً با نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای، بیش از پیش تحت فشار قرار خواهد گرفت؛ انتخاباتی که در سایه یک جنگ نامحبوب و قیمت بالای سوخت برگزار خواهد شد. حتی اگر تهدیدهای واشنگتن جدی باشند، ایران هم آمادگی تحمل هزینه و فشار را دارد و هم ابزارهایی در اختیار دارد که می‌تواند از آنها برای واردکردن هزینه به آمریکا، شرکای آن و اقتصاد جهانی استفاده کند. این اظهارنظر یک واقعیت مهم را برجسته می‌کند: فشار علیه ایران در خلأ اتفاق نمی‌افتد. ایران صرفاً یک اقتصاد تحت تحریم نیست؛ کشوری با موقعیت مهم انرژی، جغرافیای راهبردی و شبکه‌ای از روابط منطقه‌ای است. هرچه فشار آمریکا افزایش پیدا کند، احتمال واکنش متقابل نیز افزایش خواهد یافت و همین مسئله می‌تواند هزینه‌های سیاست ترامپ را بالا ببرد.

ارسال دیدگاه شما

عنوان صفحه‌ها
30 شماره آخر
بالای صفحه