صفحه اول
احمد پیکانی- تجهیزات نظامی و موشکها در جای خود اهمیت دارند، اما اصل قدرت و سرمایه اصلی ایران، مردم آگاهش هستند که همواره در صحنه حضور دارند. بر اساس نظریات نوین بینالملل، جمعیت، وسعت سرزمینی، دولت و حاکمیت را مهمترین عناصر شکلگیری قدرت یک ملت معرفی میکنند. ملتی که جمعیت بیشتر، قلمرو بزرگتر، دولت توانمندتر با حاکمیت ملی منسجمتر داشته باشد، ملتی قدرتمند محسوب می شود. ایران، همواره سعی نموده است شاخصهای متعارف قدرت خود را ارتقا ببخشد.ایران خلاف بسیاری از کشورهای خاورمیانه، وارث یک تمدن غنی است؛ کشوری که نمیتوان آن را صرفا در چهارچوب متعارف «دولت-ملت» توضیح داد، بلکه باید آن را با مفهوم بنیادیتر «دولت تمدنی» درک کرد و توضیح داد. حافظه تاریخی ایرانیان مملو از احساس ناامنی ناشی از تهاجمها و دشمنان خارجی در طول تاریخ کهن و معاصر است؛ بنابراین هیچکس در تهران از اشغالگران و بمبافکنهای خارجی استقبال نخواهد کرد. در مقاطع بحران، ایرانیان بهسرعت زیر پرچم ملی بسیج میشوند و تجربه جنگ ۱۲روزه با اسرائیل نیز مهر تاییدی بر این ادعاست. این دقیقا همان نکتهای است که دهها تحلیلگر برجسته غربی نیز بر آن تاکید کردهاند. هویت، عقل و قانون سه عنصر اصلی در تسلیمناپذیری ایرانیان است که برای ذهن آمریکایی ناآشنا با مفهومی چون عزت، علامت سوال و گلایه جدی به وجود آورده است. این گزاره در تهران نه یک شعار مقطعی، بلکه بخشی از چارچوب راهبردی جمهوری اسلامی ایران است. تسلیمناپذیری ایران در برابر خواستههای آمریکا اما در کنار دلایل تاریخی، ریشههای عقلانی هم دارد. تجربههای تاریخی کشورهای همسایه ایران یا سرزمینهای دیگر در خاورمیانه و شمال آفریقا نشان داده است که هر قدم عقبنشینی در برابر زیادهخواهیهای آمریکا و یا هر قدرت دیگری، به معنای هزار گام پیشروی آنها برای به دست آوردن امتیاز بیشتر است. از این رو هیچ عقل سلیمی نمیپذیرید که ایران در برابر چنین تجربههایی به تکرار آنها روی آورده و به گزینههایی چون تسلیم توان موشکی و دفاعی و یا حتی حقوق مسلم هستهای خود فکر کند. توان دفاعی ایران که تنها ابزار بازدارندگی کشور در برابر دشمن شماره یک ایران یعنی رژیم اسرائیل است، با هیچ منطقی نمیتواند موضوع مذاکره و تسلیم قرار گیرد. کوتاه آمدن از حقوق قانونی در حوزه هستهای هم پذیرش پروسه کنار گذاشتن دیگر حقوق قانونی تلقی شده و اقدامی عقلایی به نظر نمیرسد. تسلیمخواهی از کشوری مستقل در عرف و قواعد بینالمللی هم جایگاهی ندارد. در حقوق بینالملل، مطالبه تسلیم از یک کشور مستقل، بهویژه اگر همراه با تهدید به زور یا اجبار باشد؛ با اصول بنیادینی مانند برابری حاکمیتی، منع تهدید و اصل عدم مداخله در تعارض است. موضوعی که سخنگوی وزارت امور خارجه هم در نشست خود به آن اشاره و تصریح کرد که از منظر حقوق بینالملل نیز اساساً سخن گفتن از «تسلیم» با اصول و قواعد بنیادین این نظام حقوقی مغایر است. کشورها در شرایط برابر و بر پایه اصل حاکمیت برابر، عضو سازمان ملل متحد هستند و هرگونه تعامل باید بر اساس درک متقابل و پذیرش برابری حاکمیت دولتها صورت گیرد. در نهایت جمهوری اسلامی ایران براساس تاریخ و نمادهای هویتی خود، منطق عقلانی و حقوق بینالملل نه میخواهد و نه میتواند به تسلیم بیقید و شرط در برابر خواستههای آمریکا تن دهد و این واقعیتی است که مقامات کاخ سفید هرچه زودتر آن را بپذیرند؛ مسیر روابط سریعتر به آرامش خواهد رسید.