روزنامه کائنات
2

سیاست

1404 چهارشنبه 6 اسفند - شماره 5023

نگرش زیربنایی به قدرت

 فائزه سپهرنیا- حکمرانی یکی از چالش­های اصلی حکومت­ها و دولت­ها در عصر تغییرات شتابنده، آشفتگی­ها، پیچیدگی­ها و نبود ­قطعیت­ها است؛ به­طوری­که مفهوم حکمرانی خوب و دیگر مفاهیم حکمرانی پاسخگوی چالش­های جهانی‌سازی چپاول­گرانه، نظام سرمایه­داری شرکتی بین­المللی و تأمین نیازها و خواست­های ملت­ها و دولت­های گوناگون نیست.
تجربه تاریخی ملت‌ها نشان داده است که در برخی مقاطع حساس، با بحران‌های اقتصادی و اجتماعی مواجه می‌شوند. جامعه‌ای که در آن مردم و نخبگان درباره آینده کشور و پیامدهای تداوم بحران دچار پرسش و ابهام می‌شوند، در وضعیتی شکننده قرار می‌گیرد؛ در چنین شرایطی، جامعه در لوپ نارضایتی، اعتراض، عصبانیت، خشم و خشونت گرفتار می‌شود.
در این شرایط، سیاست‌گذاری و حکمرانی کارآمد نیازمند فهم عمیق ساختارهای اجتماعی، تاریخی و تمدنی است تا کشور را پایدار، باثبات و امن نگه دارد.
حکمرانی حکیمانه فراحکمرانی است و ابعاد و ویژگی­های متعددی دارد که به آن­ها اشاره می­شود: فراگیری، کنش­گرایی، دو یا چندجانبه­گرایی، تعاملی و شبکه­ای، بهره­مندی از علم شهروندان، حکمت سیاسی و سیاست حکیمانه، حلقه کندوکاو حکمت، رهبری حکیمانه و توزیعی، تنوع و پیچیدگی، پذیرش فرهنگ تناقضات، اصول بنیادین عزّت، حکمت و مصلحت، اعتماد و احترام متقابل، پیگیری نفع عامه، حکمرانی­مندی و تحقق جامعه و دنیای حکیمانه. حکمرانی حکیمانه ترکیبی از رویکردهای عقلانی، دینی، ارزشی، و اخلاقی به حکمرانی است و متکی بر مفروضات حکیمانه­ای در رابطه با جامعه، اقتصاد، فرهنگ، محیط ­‌‌زیست و سیاست است که به‌شدت با یکدیگر مرتبط هستند. حکمرانی حکیمانه نظامی متنوع، یکپارچه، تعاملی، شبکه­ای، مشارکتی، انطباقی، توانمند، خلاق و نوآور از حکمرانی را ارائه می‌کند که نفع عامه و تأمین مطالبات عمومی را دنبال می­کند و درنتیجه، حکمرانی­ مندی را بهبود می­ بخشد.
بر اساس مرور ادبیات و مطالعات موردی، حکمرانی خردمندانه بر چند محور کلیدی استوار است:
بینش اخلاقی: تصمیم‌گیری بر پایه انصاف، عدالت و دغدغه منافع عمومی.
تفکر سیستمی: درک تعاملات میان‌بخشی و تبعات تصمیم‌ها در بلندمدت.
تجربه و تأمل عملی: اتکا بر یادگیری تجربی و مشاهده‌گرانه، نه صرفاً نظریه‌پردازی.
گفت‌وگو و مشارکت‌پذیری: توان شنیدن صداهای متکثر و تلفیق دانش‌های بومی و رسمی.
پیش‌نگری و آینده‌سازی: درک روندها و ساختن سناریوهای چندگانه برای مقابله با عدم‌قطعیت.
در امتداد این نگرش، الگوی «حکمرانی خوب» به‌عنوان یکی از رهیافت‌های اصلی در ادبیات توسعه و مدیریت عمومی مطرح است. این الگو بر اصولی چون مشارکت‌پذیری، شفافیت، پاسخ‌گویی و کارایی تأکید دارد. همچنین می‌توان به حکمرانی هوشمند نیز اشاره کرد که به تبع پیشرفت‌های فناوری در کانون توجه مدیران قرار دارد.
در دهه‌های اخیر، شکل‌های نوینی از حکمرانی تحت عنوان «حکمرانی مشارکتی» و «حکمرانی شبکه‌ای» نیز مورد توجه قرار گرفته‌اند. رویکردهایی که به‌جای تمرکز صرف بر دولت، بر همکاری میان بخش دولتی، خصوصی، جامعه مدنی و حتی شهروندان تأکید دارند. در این مدل‌ها، تصمیم‌گیری یک فرآیند تعاملی است که در آن خرد جمعی و ظرفیت‌های توزیع‌شده، جایگزین کنترل متمرکز و اقتدارگرایانه می‌شوند.
حکمرانی خردمندانه نه صرفاً یک شیوه مدیریتی، بلکه یک نگرش زیربنایی به قدرت، مسئولیت و دانایی است. در عصری که تصمیم‌گیری‌های ناپایدار و منفعت‌محور به بحران‌های ساختاری منجر شده‌اند، بازگشت به مفهوم «خرد» در حکمرانی، ضرورتی بیش از پیش می‌یابد. این رویکرد می‌تواند پلی میان تخصص، اخلاق و مشارکت عمومی بسازد و به تحقق توسعه پایدار و اعتماد اجتماعی یاری رساند. در آینده‌ای نه چندان دور، سازمان‌ها و دولت‌هایی که از توان حکمرانی خردمندانه برخوردارند، مزیت رقابتی و مشروعیت بیشتری در جامعه جهانی خواهند داشت.

ارسال دیدگاه شما

عنوان صفحه‌ها
30 شماره آخر
بالای صفحه