روزنامه کائنات
5

گزارش

1404 دوشنبه 4 اسفند - شماره 5021

کائنات نقش آفرینی استراتژیست‌ها و مشاوران را در فضای کنونی منطقه بررسی می کند

راه‌حل دیپلماتیک میان واشنگتن و تهران

  مهسا بزرگ نیا- با افزایش تنش میان تهران و واشنگتن، گزارش‌ها از آماده‌باش نیروهای آمریکا و بررسی سناریوهای نظامی حکایت دارد؛ در حالی‌که هم‌زمان، کنگره در پی محدود کردن اختیارات جنگی رئیس‌جمهور است. رسانه‌های اسرائیلی از هماهنگی عملیاتی احتمالی میان آمریکا و اسرائیل، تقسیم مأموریت‌ها و تعیین «بانک اهداف مشترک» سخن می‌گویند. تحلیلگران این تحرکات را بخشی از راهبرد فشار مرحله‌ای دولت ترامپ می‌دانند؛ راهبردی که میان دیپلماسی، بازدارندگی و احتمال یک ضربه محدود برای کسب «پیروزی سریع» در نوسان است.
ابعاد وحشت اعراب از جنگ احتمالی آمریکا و ایران
همزمان با تجمیع گسترده نیروهای آمریکایی در منطقه با هدف آنچه حمله به ایران خوانده می‌شود، متحدان واشنگتن در خلیج فارس یعنی همان کشورهایی که پایگاه‌های نظامی آمریکا را در دل خود جا داده‌اند و با دلهره خود را برای واکنش احتمالی ایران آماده می‌کنند، از تشدید تنش به‌شدت وحشت‌ زده‌اند و در حال رایزنی با واشنگتن برای جلوگیری از آن هستند.
 «ریسپانسیبل استیت‌کرافت» با اشاره به میزان و وسعت تجمیع نظامی آمریکا (در منطقه) مدعی شده است که دست‌کم ۱۰۸ فروند هواپیمای سوخت‌رسان در منطقه عملیاتی سنتکام (فرماندهی مرکزی نیروهای تروریستی ارتش آمریکا در منطقه) یا در مسیر آن قرار دارند. به ادعای برخی افسران نظامی، حملات می‌تواند «هر لحظه» آغاز شود.
در میان ناظران منطقه‌ای، نگرانی و بدبینی به طور فزاینده‌ای احساس می‌شود؛ با توجه به وسعت و گستردگی این تجمیع نیرو، به نظر می‌رسد که برای دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا دیگر راه آبرومندانه‌ای وجود ندارد که حملات را لغو کند و از وضعیتی که بی‌دلیل خود را در آن گرفتار کرده است، رهایی ببخشد.
بدر السیف، استادیار تاریخ در دانشگاه کویت معتقد است «بمباران ایران با منافع کشورهای عربی خلیج فارس همخوانی ندارد. این اتفاق می‌تواند به هژمونی بی‌سابقه اسرائیل منجر شود که به سود کشورهای خلیج فارس نخواهد بود.»اما در حالی که طراحان و برنامه‌ریزان نظامی آمریکا فهرست اهداف را بررسی می‌کنند، تنها چیزی که به چشم عراق و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس می‌آید، خطر است. آنا جیکوبز خلف، تحلیلگر مسائل خلیج فارس و عضو غیرمقیم اندیشکده «موسسه کشورهای عربی خلیج فارس»، ماه گذشته به الجزیره گفت که «شاید این کشورها بدشان نیاید حکومت ایران تضعیف شود، اما بیش از هر چیز نگران سناریوی هرج‌ومرج و ناپایداری در ایران هستند.» از ژانویه تاکنون، عربستان سعودی، قطر و عمان به همراه ترکیه و مصر، برای بازگرداندن واشنگتن و تهران از لبه پرتگاه، درگیر دیپلماسی فشرده‌ای بوده‌اند. به ادعای این رسانه، این(دیپلماسی فشرده) نه از سر همدلی با تهران، بلکه به این دلیل است که می‌دانند در خط مقدم هرگونه اقدام تلافی‌جویانه ایران قرار خواهند گرفت و افزون بر این، با پیامدهای پس از فروپاشی احتمالی نظام در ایران مواجه می‌شوند.
به گفته گالیپ دالای، تحلیلگر منطقه‌ای، افزون بر بی‌ثباتی اقتصادی و امنیتی احتمالی، یک واقعیت دیگر نیز وجود دارد و آن هم این است که «اسرائیل به‌عنوان قدرتی در حال ظهور در منطقه، از فروپاشی نظام ایران بیشترین منفعت را می‌برد.»
او این هفته در یادداشتی برای «چتم‌هاوس» ادعا کرد که «قدرت ایران در سراسر منطقه کاهش یافته و چشم‌انداز نظم منطقه‌ای با محوریت ایران فروکش کرده است. از نگاه رهبران خاورمیانه، تهدیدها دستخوش تغییر شده‌اند؛ اکنون بزرگ‌ترین خطر، اسرائیلی توسعه‌طلب و ستیزه‌جو و همچنین هرج‌ومرج ناشی از فروپاشی احتمالی نظام سیاسی ایران است.»
بدر السیف، استادیار تاریخ در دانشگاه کویت نیز به نیویورک‌تایمز گفته است که «بمباران ایران با محاسبات و منافع کشورهای عربی خلیج فارس همخوانی ندارد. خنثی‌سازی نظام کنونی، چه از طریق تغییر رژیم و چه پیکربندی مجدد رهبری داخلی، می‌تواند به هژمونی بی‌سابقه اسرائیل منجر شود که به سود کشورهای خلیج فارس نخواهد بود.»
به نوشته نگارنده این مطلب، برای عراق که عمده جمعیت آن را شیعیان تشکیل می‌دهند، خطر ناآرامی سیاسی و اجتماعی در کمین است. این کشور پس از دهه‌ها آشوب و به‌ویژه پس از حمله آمریکا در سال ۲۰۰۳، همچنان برای شکل دادن به نظام سیاسی باثبات و دولتی منسجم، در تقلاست. بغداد به‌شدت خواستار دور ماندن از این درگیری است. یک کارشناس آگاه به سیاست عراق که به شرط حفظ هویت با «ریسپانسیبل استیت‌کرافت» گفت‌وگو کرده، بر این باور است که «گروه‌های کوچک‌تر و تندرو شیعه همچون کتائب حزب‌الله و جنبش نجباء ممکن است خود را در فاع از تهران، ناگزیر به حمله به نیروهای آمریکایی در منطقه بدانند.»
با این حال، به گفته همان منبع، جریان‌های اصلی سیاسی شیعه که چهارچوب هماهنگی شیعیان، شامل ائتلاف دولت قانون به رهبری نوری المالکی و ائتلاف فتح به رهبری هادی العامری، را تشکیل می‌دهند، آتش جنگ بین آمریکا و ایران در خاک عراق را تهدیدی وجودی برای حاکمیت متزلزل این کشور تلقی می‌کنند. به نوشته ریسپانسیبل‌ استیت‌کرافت، «تهران نیز علاقه‌مند است که اطمینان حاصل کند که عراق خارج از این درگیری بماند. تهران در شرایطی که می‌جنگد، به همسایه‌ای کارآمد و شریکی تجاری نیاز دارد که بتواند برق ایران را خریداری کند، نه کشوری که شرایطش عود کرده و دوباره در شکست و هرج‌ومرج فرو رود.»
خطر برای کشورهای خلیج فارس چندبُعدی است. نخست اینکه، تهدید فیزیکی مستقیم وجود دارد. ایران بارها اعلام کرده که پایگاه‌های آمریکا در منطقه اهداف مشروع هستند. حمله ژوئن ۲۰۲۵ به پایگاه هوایی العدید آمریکا در قطر که پس از حملات آمریکا در جریان جنگ ۱۲روزه رخ داد، گرچه تلفات نداشت، اما همچنان خاطره‌ای تازه و هولناک برای سران خلیج فارس به شمار می‌رود.
هرگونه (اقدام نظامی) جدید و پایدار می‌تواند تاسیسات(نظامی) در قطر، امارات، عربستان سعودی و بحرین را هدف سیل حملات موشکی یا پهپادی ایران قرار دهد. اظهارات مقامات ایرانی، از جمله علی شمخانی، نماینده رهبر انقلاب اسلامی در شورای عالی دفاع، نشان می‌دهد که این بار پاسخ می‌تواند بسیار شدیدتر از حمله ماه ژوئن به العدید قطر باشد؛ حمله‌ای که به طور عمده به شکل «نمادین» انجام شد.
به نوشته نگارنده، «این تهدید فرضی نیست؛ تأسیسات نفتی عربستان در سال ۲۰۱۹، در حمله‌ای(منتسب به ایران) فلج شد. پیام روشن بود؛ ایران توانایی هدف قرار دادن زیرساخت‌های کشورهای خلیج فارس را دارد. در جنگی که از نگاه حکومت ایران وجودی تلقی شود، انگیزه برای هدف قرار دادن کشورهایی که میزبان پایگاه‌های آمریکا هستند افزایش خواهد یافت.»
حتی اگر کشورهای خلیج فارس از حملات در امان بمانند، پیامدهای ویرانگر دیگری وجود خواهد داشت. این کشورها در تلاشند تا اقتصاد خود را متنوع سازند و سرمایه‌گذاری و نیروی کار مستعد خارجی جذب کنند؛ تهدید جنگ منطقه‌ای سرمایه و انسان‌ها را فراری خواهد داد.
افزون بر این، پای کابوس اقتصادی هم در میان است. مقامات ایرانی به صراحت هشدار داده‌اند که در صورت جنگ، تمام گزینه‌ها از جمله بستن یا(مین‌گذاری) تنگه هرمز روی میز است. گرچه با توجه به اینکه بستن تنگه هرمز، صادرات نفت ایران به چین را نیز مختل می‌کند، بستن کامل این آبراهه حیاتی بعید است، اما سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هم‌اکنون در حال آماده‌سازی برای «بستن هوشمند» آن است و به نوشته این رسانه، «جلوگیری گزینشی و هدف گرفتن نفتکش‌های مرتبط با غرب و در عین حال، عبور دادن محموله‌های چین، به سبک حوثی‌ها(انصارالله) یمن مطرح شده است. همین نگرانی گسترده از بی‌ثباتی است که باعث شد محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، به طور علنی استفاده از حریم هوایی عربستان برای حمله به ایران را رد کند. امارات نیز در وضعیتی مشابه قرار داردیک‌پنجم نفت جهان از این تنگه عبور می‌کند. همان‌گونه که در پی محاصره دریای سرخ توسط انصارالله در واکنش به تجاوز اسرائیل به غزه دیده شد، تهدید بستن این تنگه می‌تواند حق بیمه‌ها نفتکش‌ها را به‌شدت افزایش دهد و قیمت جهانی نفت را بالا ببرد. چنین اقدامی، خطر تورم را تشدید خواهد کرد. حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی نفتی با هدف افزایش قیمت جهانی و نرخ بهره، ضربه‌ای مستقیم به وعده اقتصادی ترامپ به آمریکایی‌ها، آن هم در سال منتهی به انتخابات میان‌دوره‌ای این کشور، خواهد بود.
به نوشته نگارنده این مطلب، «در نهایت، خطر جدی دیگری نیز وجود دارد؛ حمله نظامی آمریکا ممکن است ایران را وادار کند تا دکترین رسمی هسته‌ای خود مبنی بر استفاده صرفا غیرنظامی را کنار بگذارد و به سمت تسلیحاتی‌سازی حرکت کند؛ نتیجه‌ای که جنگ(احتمالی) برای جلوگیری از آن طراحی شده است. مگر آنکه آمریکا و اسرائیل کشور را به‌طور کامل اشغال کنند که "چشم‌اندازی غیرواقع‌بینانه است"، در صورت اتخاذ تصمیم سیاسی، با توجه به دانش فنی ایران، مانع ملموس و عینیِ جدی برای حرکت سریع تهران به سوی بمب وجود ندارد.»
در این صورت، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در بدترین وضعیت ممکن قرار خواهند گرفت. چنین وضعیتی احتمالا عربستان سعودی و امارات را به سوی دستیابی به بازدارندگی هسته‌ای سوق خواهد داد و منطقه را وارد یک مسابقه تسلیحاتی خطرناک و بی‌ثبات‌کننده‌ خواهد کرد. همین نگرانی گسترده از بی‌ثباتی است که باعث شد محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، به طور علنی استفاده از حریم هوایی عربستان برای حمله به ایران را رد کند. امارات نیز در وضعیتی مشابه قرار دارد و انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک رئیس دولت امارات متحده عربی، خواستار «راه‌حل دیپلماتیک بلندمدت میان واشنگتن و تهران» شده است.
به‌رغم وجود این خطرات آشکار، رویکرد دولت ترامپ گیج‌کننده و مبهم بوده است. به ادعای نگارنده، «حتی با وجود پیشنهاد امتیازهای جدی از سوی ایران در موضوع هسته‌ای و ارائه مشوق‌های اقتصادی در دور اخیر مذاکرات ژنو، به نظر می‌رسد که ترامپ به دنبال تسلیم کامل تهران است؛ نه‌تنها در پرونده هسته‌ای، بلکه در موضوع برنامه موشک‌های بالستیک؛ موضوعاتی که که برای ایران خط قرمز مطلق محسوب می‌شود.
متحدان آمریکا در خلیج فارس، برای جنگ هلهله نمی‌کنند بلکه به شدن در تلاشند تا از آن جلوگیری کننددر این بین، آرایش نظامی و تجمیع پرشتاب نیروها، نگرانی عمیقی را در ریاض، ابوظبی، دوحه، مسقط، بغداد و سایر نقاط خاورمیانه ایجاد کرده است. متحدان آمریکا در خلیج فارس، برای جنگ هلهله نمی‌کنند بلکه به شدن در تلاشند تا از آن جلوگیری کنند. عاقلانه آن است که ترامپ هم به‌خاطر خود و هم به خاطر منافع آمریکا، به توصیه آنها گوش دهد.  گالیپ دالای، تحلیلگر منطقه‌ای که بالاتر درباره بی‌ثباتی اقتصادی و امنیتی احتمالی هشدار داده بود، در پایان افزود: پیامدهای فروپاشی یک حکومت، بسیار فراتر از آن چیزی خواهد بود که خاورمیانه در نتیجه جنگ در عراق، سوریه یا یمن تجربه کرده است. رهبران منطقه معتقدند آمریکا باید به دیپلماسی فرصت واقعی بدهد. گزینه جایگزین، جنگی ویرانگر و چرخه‌ فاجعه‌بار دیگری از درگیری است.
ترامپ از تسلیم‌ناپذیری مقام‌های ایرانی شگفت‌زده است
نماینده ویژه رئیس جمهوری آمریکا در مذاکرات هسته‌ای با ایران به شبکه خبری فاکس نیوز گفت که دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری ایالات متحده از تسلیم‌ناپذیری مقام‌های ایرانی شگفت‌زده شده است.
استیو ویتکاف گفت: نمی‌خواهم از واژه تسلیم استفاده کنم ولی رئیس جمهوری آمریکا کنجکاو است بداند که چرا آن‌ها (مقام های ارشد ایران) هنوز تسلیم نشده‌اند. وی افزود: چرا زیر این همه فشار و این حجم از توان دریایی در آن منطقه، چرا پیش نیامده و اظهار نکرده‌اند که سلاح (هسته‌ای) نمی‌خواهیم. وادار کردن ایرانیان به انجام چنین کاری دشوار است.
ویتکاف در مورد نوع توافق احتمالی با ایران گفت: ترامپ قبل از اینکه (برای مذاکره با ایرانیان) به (ژنو) برویم، به ما دستور داد که خط قرمزهایی وجود دارد: غنی سازی صفر و باید مواد (هسته‌ای) را بازگردانیم. وی افزود: آنها (ایران) می‌گویند که برنامه هسته‌ای آنها برای مصارف غیرنظامی است، منتهی در سطوحی غنی‌سازی می‌کنند که بسیار بیشتر از برنامه غیرنظامی است. (سطح غنی سازی آنها) تا ۶۰ درصد است. فرستاده ویژه ترامپ در امور خاورمیانه بدون ارایه مستندات و در نظر گرفتن صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای کشورمان، مدعی شد: آنها (ایران) شاید یک هفته تا در اختیار داشتن اورانیوم غنی شده در سطح صنعتی و ساخت مواد (لازم برای) بمب هسته‌ای فاصله داشته باشند. این بسیار خطرناک است. بنابراین آنها نمی توانند چنین چیزی را در اختیار داشته باشند.
وی ادعا کرد: آنها باید تا زمانی که به ما ثابت کنند که در چارچوب عمل می‌کنند، با این (محدودیت) بسازند. مذاکره‌کننده ارشد دولت ترامپ در پاسخ به سوال مجری در مورد برخی چهره‌های اپوزیسیون تهران، از دیدار خود با برخی از این افراد خبر داد و تاکید کرد: اما (مذاکرات با ایران) بر اساس سیاست‌های ترامپ خواهد بود. به نظر من رئیس جمهوری آمریکا به دنبال شنیدن نظرات همه است و از ایده‌های جدید استقبال می‌کند.
 برخی مشاوران ترامپ از او خواسته‌اند فعلاً از حمله به ایران خودداری کند
سناتور جمهوری‌خواه ایالت کارولینای جنوبی گفت: برخی از مشاوران ترامپ او را بر خودداری از حمله نظامی به ایران ترغیب می‌کنند و از وی می‌خواهند همچنان از تهدید نظامی برای گرفتن امتیاز در مذاکرات استفاده کند. سناتور جمهوری‌خواه نزدیک به ترامپ گفته شماری از مشاوران رئیس‌جمهور آمریکا به او توصیه کرده‌اند که از حمله به ایران خودداری کند.
سناتور تندرو جمهوری‌خواه لیندسی گراهام در گفت‌وگو با وبگاه آکسیوس گفت که علی‌رغم آن‌که شماری از اطرافیان دونالد ترامپ به او توصیه کرده‌اند از بمباران ایران خودداری کند اما «من از ترامپ خواسته‌ام که به این توصیه‌ها توجهی نکند».به گزارش آکسیوس، در حالی که دو ناو هواپیمابر و صدها جنگنده آمریکایی برای احتمال اجرای یک عملیات نظامی گسترده آماده می‌شوند، مشاوران ارشد ترامپ می‌گویند او هنوز تصمیم نهایی خود را اتخاذ نکرده است.
طبق گزارش این وبگاه، برخی مشاوران ترامپ گزینه‌هایی چون حذف فیزیکی مقام‌های عالی‌رتبه ایران را به ترامپ پیشنهاد داده‌اند اما با این حال، تیم او هم‌زمان در مذاکرات با ایران نشانه‌هایی از انعطاف محدود نشان داده است. یک مقام ارشد به آکسیوس گفته است که ایالات متحده پیشنهادی از سوی ایران را که شامل نوعی «غنی‌سازی نمادین» اورانیوم باشد بررسی خواهد کرد، مشروط بر آنکه تضمین شود هیچ مسیری برای دستیابی به بمب هسته‌ای وجود نداشته باشد.
گراهام که بسیار مواضع تندی در قبال ایران دارد، اوایل این هفته به منطقه غرب آسیا سفر کرده و درباره ایران با سران رژیم صهیونیستی، امارات متحده عربی و عربستان سعودی گفت‌وگو کرده است.این سناتور جمهوری‌خواه که از حامیان حمله به خاک ایران است، به آکسیوس گفت «نگرانی‌ها درباره عملیات نظامی گسترده در خاورمیانه با توجه به درگیری‌های گذشته را درک می‌کنم. با این حال، صداهایی که توصیه می‌کنند وارد چنین درگیری‌هایی نشویم، به نظر می‌رسد پیامدهای رها کردن شرارت بدون پاسخ را نادیده می‌گیرند.»گراهام افزود که پس از سفر اخیرش به منطقه معتقد است فرصتی برای «ایجاد تغییری تاریخی» در ایران وجود دارد.
او گفت: «اما برای من روزبه‌روز روشن‌تر می‌شود که صداهای مخالف ورود به درگیری و ریسک‌های ناشی از اقدام قاطع، در حال بلندتر شدن هستند. زمان نشان خواهد داد که این موضوع چگونه پیش خواهد رفت.»گراهام اضافه کرد: «احترام زیادی برای رئیس‌جمهور ترامپ قائلم. او فرد مستقلی است. و مانند همه رؤسای‌جمهور، در قبال تصمیماتش در چنین موضوعات سنگینی پاسخگو خواهد بود. درباره من، تاریخ به‌روشنی نشان خواهد داد که کجا ایستاده بودم، چه درست چه غلط.»
آکسیوس در این خصوص نوشت که برخی از مشاوران ترامپ از او خواسته‌اند که فعلاً از حمله خودداری کند و همچنان از تهدید نظامی به‌عنوان اهرمی برای گرفتن امتیاز استفاده کند.
کاخ سفید میان دیپلماسی و جنگ کدام مسیر را برمی‌گزیند؟
در پی افزایش تنش‌ها در روابط میان واشنگتن و تهران، برخی رسانه‌های آمریکایی از آمادگی نیروهای ایالات متحده برای سناریوهای احتمالی خبر داده‌اند. بر اساس گزارش منتشرشده از سوی شبکه سی.بی.سی نیوز، مقام‌های ارشد امنیت ملی آمریکا به دونالد ترامپ اعلام کرده‌اند که نیروهای نظامی ایالات متحده از روز شنبه در وضعیت آماده‌باش قرار گرفته‌اند. این تحرکات پس از آن صورت می‌گیرد که رئیس‌جمهور آمریکا به جمهوری اسلامی ایران مهلتی ۱۰ تا ۱۵ روزه برای دستیابی به توافق مورد نظر واشنگتن داده و هم‌زمان بر شدت فشارهای سیاسی افزوده است.
به گزارش فرارو، این رسانه آمریکایی به نقل از برخی دیپلمات‌ها گزارش داده است که احتمال دارد بازه زمانی اعلام‌شده کوتاه‌تر از زمان اولیه باشد. با این حال، گفته می‌شود رئیس‌جمهور آمریکا تاکنون تصمیم نهایی درباره اجرای هرگونه اقدام نظامی را اتخاذ نکرده و همچنان گزینه‌های مختلف را در دست بررسی دارد. به گزارش برخی رسانه‌های آمریکایی، فضای حاکم بر کاخ سفید بیانگر آن است که دولت ایالات متحده در حال سنجش دقیق گزینه‌هاست؛ جایی که از یک‌سو خطرات احتمالی تشدید تنش با جمهوری اسلامی ایران مطرح است و از سوی دیگر پیامدهای سیاسی و نظامی خودداری از هرگونه اقدام مورد بحث قرار دارد.
این تحولات در حالی رخ می‌دهد که جمهوری اسلامی ایران در پیامی رسمی به سازمان ملل متحد، خطاب به دبیرکل این سازمان، نسبت به هرگونه اقدام خصمانه هشدار داده و تصریح کرده است که در صورت تعرض به منافع یا سرزمین کشور، پاسخ متناسب و قاطع خواهد داد.
هماهنگی عملیاتی واشنگتن و تل‌آویو؛ سناریوی تقسیم مأموریت در عمق ایران
در ادامه گمانه‌زنی‌های رسانه‌ای درباره تحولات منطقه، برخی منابع امنیتی مدعی شده‌اند که میان واشنگتن و تل‌آویو هماهنگی‌هایی در سطح عملیاتی صورت گرفته است. بر پایه این گزارش‌ها، مقامات نظامی آمریکا و اسرائیل در چارچوب همکاری‌های مستمر خود، سناریوهای احتمالی مربوط به تشدید تنش با جمهوری اسلامی ایران را مورد بررسی قرار داده و حتی تقسیم مأموریت‌های احتمالی در عمق خاک ایران را در دستور کار مطالعاتی قرار داده‌اند. این منابع همچنین از اختصاص مجموعاً ۳۹۰ فروند جنگنده از سوی دو طرف برای مشارکت در یک سناریوی فرضی خبر داده‌اند؛ ادعایی که در صورت صحت، بیانگر سطح بالای هماهنگی نظامی میان آنان ارزیابی می‌شود.
روزنامه یدیعوت آحرنوت در گزارشی به آنچه «اولویت‌های بانک اهداف مشترک» میان آمریکا و اسرائیل توصیف کرده، پرداخته است. بر اساس این گزارش، در صورت بروز درگیری نظامی، نخستین هدف مورد نظر، از کار انداختن سامانه‌های پدافند هوایی جمهوری اسلامی ایران و تلاش برای کسب برتری هوایی عنوان شده تا زمینه برای مراحل بعدی عملیات احتمالی فراهم شود.
در ادامه این ادعاها، این رسانه صهیونیستی مدعی شده است که در رتبه دوم اولویت‌ها، هدف قرار دادن ناوگان دریایی سپاه قرار دارد؛ نیرویی که به زعم منابع اسرائیلی می‌تواند در صورت وقوع درگیری، تهدیدی برای منافع آمریکا در منطقه تلقی شود. به نوشته این روزنامه، از نگاه این منابع، تضعیف یا نابودی این توان دریایی با هدف جلوگیری از هرگونه اخلال در امنیت خطوط کشتیرانی و خنثی‌سازی تهدیدهای احتمالی درباره تنگه هرمز دنبال می‌شود.
روزنامه معاریو در گزارشی جدید، تقسیم مأموریت‌های احتمالی میان آمریکا و اسرائیل را ناشی از ارزیابی‌های عملیاتی در پنتاگون دانسته است. بر اساس این گزارش، برآورد مقام‌های نظامی آمریکا آن است که ۱۳۰ فروند جنگنده آمریکایی به‌تنهایی برای تخریب مجموعه گسترده‌ای از اهداف در عمق خاک ایران کفایت نمی‌کند. به نوشته این روزنامه، فهرست اهداف ادعایی شامل پایگاه‌های پدافند هوایی، سایت‌های موشکی، سکوهای پرتاب متحرک، تأسیسات هسته‌ای، برخی مراکز حکومتی می‌شود؛ دامنه‌ای که از نگاه این رسانه، نیازمند ظرفیت عملیاتی وسیع‌تری عنوان شده است.
ایال عوفر، کارشناس اطلاعاتی اسرائیل، در اظهاراتی تازه مدعی شده است که در صورت بروز هرگونه درگیری میان آمریکا و جمهوری اسلامی ایران، نیروی هوایی اسرائیل در حاشیه نخواهد ماند و به یکی از ارکان اصلی عملیات احتمالی تبدیل خواهد شد و نقشی محوری ایفا خواهد کرد. او در عین حال به چالش‌های عملیاتی مرتبط با به‌کارگیری بمب‌افکن‌های راهبردی آمریکا اشاره کرده و گفته است ارتش ایالات متحده احتمالاً هواپیماهایی نظیر بی ۱ و بی ۵۲ را وارد صحنه خواهد کرد و ممکن است بار دیگر از بی ۲ نیز استفاده شود. با این حال، به گفته وی، در یک جنگ طولانی‌مدت، اجرای پروازهای رفت‌وبرگشتی از خاک آمریکا به سوی اهدافی در ایران در هر نوبت، از نظر عملیاتی دشوار و پرهزینه خواهد بود.
عوفر تأکید کرده است که چنین سناریویی فشار قابل‌توجهی بر خدمه پروازی، سامانه‌های سوخت‌رسانی هوایی و خود هواپیماها وارد می‌کند و تداوم آن نیازمند استقرار در پایگاه‌های نزدیک‌تر است. به باور او، این بمب‌افکن‌ها باید دست‌کم در پایگاه‌هایی در بریتانیا یا دیه‌گو گارسیا مستقر شوند تا فاصله عملیاتی کاهش یابد و کارایی مأموریت‌ها افزایش پیدا کند.
سناریوی ضربه برنامه‌ریزی‌شده؛ روایت رسانه عبری از گزینه آمریکا علیه ایران
وب‌سایت عبری والا در گزارشی از ارزیابی جدید نهادهای نظامی اسرائیل درباره سناریوی یک ضربه برنامه‌ریزی‌شده آمریکا علیه ایران پرده برداشته است؛ سناریویی که به ادعای این رسانه، قرار است از سوی دونالد ترامپ به‌عنوان «پیام» یا «اهرم فشار» در روند مذاکرات با تهران به کار گرفته شود.
بر اساس این گزارش، اهداف اولیه احتمالی چنین حمله‌ای شامل سایت‌های هسته‌ای آسیب‌دیده‌ای عنوان شده که اخیراً فعالیت‌های مهندسی در آنها انجام گرفته است؛ علاوه بر کارخانه‌ها و مراکزی که به ادعای این رسانه از پروژه هسته‌ای ایران پشتیبانی می‌کنند. در ادامه همچنین از سایت‌های مرتبط با برنامه موشک‌های بالستیک، از جمله سکوهای پرتاب متحرک و ثابت، انبارها، مراکز تولید و سامانه‌های پدافند هوایی از جمله رادارها به عنوان دیگر اهداف احتمالی یاد شده است.
این وب‌سایت مدعی شده در ماه‌های اخیر استقرار رادارها و مسیرهای پشتیبانی اضافی در منطقه افزایش یافته و کارخانه‌های تولید پهپاد و انبارهای تسلیحاتی نیز در چارچوب پروژه موشکی ایران در فهرست اهداف احتمالی قرار دارند. در بخشی دیگر از این گزارش، سناریویی نیز مطرح شده که بر اساس آن، برخی شخصیت‌ها ممکن است هدف قرار گیرند؛ ادعایی که در چارچوب گمانه‌زنی‌های رسانه‌ای مطرح شده است. در ادامه این گزارش، از احتمال هدف قرار گرفتن اردوگاه‌های نیروهای هم‌پیمان ایران در منطقه نیز سخن گفته شده است؛ موضوعی که به ادعای این رسانه در صورت وقوع حمله آمریکا می‌تواند در دستور کار قرار گیرد.
چالش اختیارات جنگی؛ کنگره در برابر کاخ سفید بر سر ایران
در حالی که فضای سیاسی و امنیتی ایالات متحده تحت‌تأثیر تحولات اخیر قرار گرفته است، کنگره آمریکا قصد دارد هفته آینده درباره طرحی رأی‌گیری کند که بر اساس آن، رئیس‌جمهور این کشور از هرگونه اقدام نظامی علیه ایران بدون مجوز صریح قانون‌گذاران منع می‌شود.
بر اساس گزارش خبرگزاری رویترز، این اقدام در شرایطی مطرح شده که ارتش آمریکا در وضعیت آماده‌باش قرار دارد و سناریوهای احتمالی در صورت شکست تلاش‌های دیپلماتیک در حال بررسی است؛ وضعیتی که از نگاه ناظران می‌تواند به یک رویارویی پرمخاطره منجر شود. طبق این گزارش، برخی اعضای کنگره از جمله شماری از جمهوری‌خواهان هم‌حزبی دونالد ترامپ در کنار دموکرات‌ها طی سال‌های گذشته بارها تلاش کرده اند قطعنامه‌هایی را برای محدود کردن اختیارات رئیس‌جمهور در آغاز جنگ علیه دولت‌های خارجی بدون مجوز پارلمان به تصویب برسانند، اما این تلاش‌ها تاکنون با موانع سیاسی روبه‌رو شده و به نتیجه نرسیده است.
بر پایه قانون اساسی ایالات متحده، اختیار اعلان رسمی جنگ در صلاحیت کنگره قرار دارد و رئیس‌جمهور صرفاً در چارچوب اختیارات محدود و مرتبط با امنیت ملی می‌تواند دست به اقدام بزند. با این حال، تفسیر دامنه این اختیارات همواره محل بحث میان قوه مجریه و مقننه بوده است.
جمهوری‌خواهان حامی دونالد ترامپ با اکثریتی شکننده در هر دو مجلس قانون‌گذاری آمریکا حضور دارند، اما تأکید می‌کنند که کنگره نباید اختیارات رئیس‌جمهور در حوزه امنیت ملی را محدود کند و در شرایط بحرانی، دست قوه مجریه را ببندد. از نگاه آنان، انعطاف‌پذیری در تصمیم‌گیری‌های فوری امنیتی، بخشی از مسئولیت‌های ذاتی رئیس‌جمهور به‌عنوان فرمانده کل قواست.
در مقابل، در مجلس سنا، سناتور دموکرات تیم کین از ویرجینیا و سناتور جمهوری‌خواه رند پال از کنتاکی، اواخر ماه گذشته قطعنامه‌ای دوحزبی ارائه کردند که هرگونه اقدام خصمانه علیه ایران را منوط به صدور اعلان رسمی جنگ از سوی کنگره می‌کند.  کین در بیانیه‌ای که هم‌زمان با جابه‌جایی دارایی‌های نظامی آمریکا به سوی منطقه منتشر شد، تصریح کرد: «اگر برخی همکارانم طرفدار جنگ هستند، باید شهامت رأی دادن به آن را داشته باشند و در برابر رأی‌دهندگان پاسخ‌گو باشند، نه اینکه زیر میزهایشان پنهان شوند.»  
فشار مرحله‌ای واشنگتن؛ از مذاکره کنترل‌شده تا گزینه سخت
برخی کارشناسان سیاسی و امنیتی معتقدند رویکرد دیپلماتیک دونالد ترامپ در قبال جمهوری اسلامی ایران، بیش از آنکه تلاشی صرف برای دستیابی به یک توافق هسته‌ای جدید باشد، بخشی از یک راهبرد مرحله‌ای و حساب‌شده برای افزایش فشار سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی بر تهران پیش از فعال‌سازی گزینه سخت ارزیابی می‌شود. به گفته این تحلیلگران، نشانه‌های این رویکرد را می‌توان در هم‌زمانی تحرکات میدانی و پیام‌های سیاسی واشنگتن مشاهده کرد.
به باور این کارشناسان، این برداشت دیگر صرفاً یک گمانه نظری در سطح رسانه‌ها نیست، بلکه در محافل تصمیم‌سازی آمریکا نیز با صراحت بیشتری مطرح می‌شود؛ به‌ویژه در شرایطی که حضور نظامی ایالات متحده در خلیج فارس و پیرامون ایران تقویت شده و هم‌زمان کانال‌های مذاکرات غیرمستقیم نیز باز نگه داشته شده است. از نگاه آنان، این دو مسیر موازی  یعنی فشار میدانی و حفظ مسیر گفت‌وگو  بیانگر نوعی «دیپلماسی توأم با بازدارندگی» است.
کارشناسان همچنین تأکید می‌کنند که بحث‌های جاری در درون دولت آمریکا دیگر حول محور «توانایی ضربه زدن» نمی‌چرخد؛ زیرا برتری نظامی ایالات متحده در محاسبات سنتی واشنگتن مفروض تلقی می‌شود. پرسش اصلی که به گفته آنان در جلسات غیرعلنی مطرح می‌شود، ناظر بر مرحله پس از هرگونه اقدام احتمالی است: اینکه پس از ضربه نخست چه سناریوهایی فعال خواهد شد و چگونه می‌توان از گرفتار شدن در چرخه‌ای فرسایشی و پرهزینه، مشابه تجربه‌های پیشین آمریکا در منطقه جلوگیری کرد.
تحلیلگران بر این عقیده هستند که دولت آمریکا به‌دنبال سناریویی «محدود، هدفمند و زمان‌بندی‌شده» است؛ سناریویی که در صورت فعال شدن، امکان خروج سریع از آن فراهم باشد و به درگیری بلندمدت تبدیل نشود. تجربه‌های پرهزینه ایالات متحده در افغانستان و عراق همچنان بر ذهنیت تصمیم‌گیران واشنگتن سنگینی می‌کند؛ جنگ‌هایی که هزاران کشته و هزینه‌ای بالغ بر بیش از یک تریلیون دلار بر جای گذاشت و پیامدهای سیاسی و اجتماعی عمیقی در داخل آمریکا ایجاد کرد.
در واقع تحلیلگران بر این نظر هستند که ایران نه از نظر جغرافیایی و نه از حیث ساختار سیاسی و امنیتی، قابل مقایسه با افغانستان یا عراق نیست؛ بلکه کشوری بزرگ‌تر، پیچیده‌تر و برخوردار از شبکه‌های بازدارندگی چندلایه است که هرگونه محاسبه نظامی را دشوارتر می‌کند. بر همین اساس، اگر گزینه نظامی در دستور کار قرار گیرد، طراحی آن باید به‌شدت محدود باشد و هدف آن نه اشغال سرزمینی و نه تغییر ساختار سیاسی ایران تعریف شود.
در واقع دونالد ترامپ به‌دنبال نوعی «پیروزی سریع» است که بتواند آن را در فضای داخلی آمریکا و پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای به‌عنوان موفقیتی سیاسی عرضه کند؛ با این حال، او نیز آگاه است که فروغلتیدن به یک جنگ طولانی یا بی‌ثباتی گسترده در ایران می‌تواند پیامدهایی پیش‌بینی‌ناپذیر و پرهزینه به همراه داشته باشد.
تودلی
آیا تهدید نظامی آمریکا برای توافق «قوی‌تر» است؟
کارشناس مسائل آمریکا، با اشاره به رویکرد دونالد ترامپ در قبال ایران تاکید کرد: رئیس‌جمهور آمریکا اهداف خود در قبال تهران را در پوشش «کمک به مردم ایران» و «برقراری صلح» دنبال می‌کند، در حالی که این ادبیات در عمل می‌تواند بستری برای توجیه فشارها و حتی اقدامات سخت‌ و نظامی علیه ایران باشد.
امیرعلی ابوالفتح ، با اشاره به تهدیدات نظامی ترامپ علیه ایران همزمان با انجام مذاکرات غیر مستقیم هسته ای بین تهران ـ واشنگتن، اظهار کرد: آنچه امروز از سوی ترامپ مشاهده می‌شود، اجرای راهبردی است که می‌توان آن را «تحقق صلح از مسیر قدرت» نامید. او از یک‌ سو تهدید به حمله نظامی می‌کند و از سوی دیگر بر آمادگی برای توافق تاکید دارد. این دوگانه در ظاهر متناقض به نظر می‌رسد، اما در چارچوب تفکر ترامپ کاملاً منسجم است؛ زیرا او معتقد است تنها از طریق اعمال فشار حداکثری می‌توان طرف مقابل را وادار به پذیرش شروط مورد نظر آمریکا کرد.
وی ادامه داد: ترامپ تلاش می‌کند خود را در افکار عمومی داخلی و بین‌المللی به عنوان «مرد صلح» معرفی کند؛ فردی که خواهان جنگ نیست اما برای جلوگیری از تهدیدات احتمالی، آماده استفاده از قدرت است. در همین چارچوب، او مدعی می‌شود اگر تهدیدات موشکی و هسته‌ای ایران رفع شود، صلح و ثبات در منطقه برقرار خواهد شد. این ادبیات در واقع تلاشی برای مشروعیت‌بخشی به فشارهای سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی علیه ایران است.
این کارشناس مسائل آمریکا افزود: اعزام تجهیزات گسترده و بعضاً بی‌سابقه نظامی به منطقه، تشدید تحریم‌ها و افزایش لحن تهدیدآمیز، همگی اجزای یک پازل هستند؛ پازلی که هدف نهایی آن دستیابی به توافقی است که از نگاه ترامپ «بهتر» و «قوی‌تر» از توافق‌های پیشین باشد. به بیان دیگر، تهدید نظامی در این چارچوب نه الزاماً مقدمه جنگ، بلکه ابزاری برای تقویت موقعیت چانه‌زنی در میز مذاکره است.
ابوالفتح در بخش دیگری از این گفت‌وگو، درباره مخالفت برخی نمایندگان دموکرات و جمهوری‌خواه کنگره آمریکا با تهدیدات نظامی ترامپ علیه ایران و میزان تاثیرگذاری این مخالفت‌ها گفت: مطابق قانون اساسی آمریکا، اعلام رسمی جنگ در اختیار کنگره است، اما تجربه تاریخی نشان می‌دهد که در بسیاری از موارد، روسای جمهور آمریکا بدون اعلام رسمی برای آغاز یک جنگ از سوی کنگره، وارد درگیری‌های نظامی شده‌اند. در واقع تنها در موارد محدودی اعلام جنگ به‌صورت رسمی از سوی کنگره انجام شده است.
وی با اشاره به «قانون اختیارات جنگ» مصوب سال ۱۹۷۳ آمریکا (War Powers Resolution) تصریح کرد: این مصوبه اگرچه در ظاهر برای محدود کردن اختیارات رئیس‌جمهور تدوین شد، اما در عمل چارچوبی ایجاد کرد که به رئیس‌جمهور امکان می‌دهد در شرایطی خاص و برای مدت زمان مشخص، بدون مجوز قبلی کنگره دست به اقدام نظامی بزند و سپس گزارش آن را ارائه دهد. بنابراین سازوکارهای قانونی موجود، عملاً دست رئیس‌جمهوری آمریکا را برای اقدامات محدود نظامی باز گذاشته است.
این تحلیل‌گر مسائل آمریکا تاکید کرد: با توجه به سوابق گذشته، بعید به نظر می‌رسد مخالفت‌های بخشی از اعضای کنگره بتواند مانع جدی برای تصمیم احتمالی ترامپ در زمینه اقدام نظامی علیه ایران ایجاد کند. در موضوعاتی مانند جنگ عراق یا حتی پرونده ونزوئلا نیز شاهد بودیم که اختلاف‌نظرهای داخلی در کنگره لزوماً به تغییر تصمیمات کاخ سفید منجر نشد؛ رئیس‌جمهور آمریکا در حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی از اختیارات گسترده‌ای برخوردار است.
ابوالفتح همچنین درباره نقش افکار عمومی و رسانه‌ها در مهار یا جهت‌دهی به تصمیمات ترامپ گفت: ترامپ اساساً نگاه انتقادی به رسانه‌های جریان اصلی دارد و بارها آن‌ها را «فیک‌نیوز» خوانده است. او نشان داده که تصمیمات کلان خود را لزوماً بر اساس فشار رسانه‌ای تنظیم نمی‌کند. از سوی دیگر، تصویر ایران در بخشی از افکار عمومی آمریکا طی سال‌های گذشته دچار خدشه شده و برخی تحولات اخیر نیز این فضا را تشدید کرده است؛ موضوعی که می‌تواند هزینه سیاسی اقدامات سخت‌گیرانه علیه ایران را برای دولت آمریکا کاهش دهد.
وی افزود: ترامپ تلاش می‌کند تهدیدات خود را در قالب ادعای حمایت از مردم ایران مطرح کند؛ به این معنا که اعمال فشار خود را نه علیه مردم، بلکه علیه حاکمیت ایران معرفی می‌کند. اما در واقعیت، هدف اصلی او پیش‌برد منافع راهبردی آمریکا و تحمیل شرایط مطلوب خود در هرگونه توافق احتمالی است.
این کارشناس مسائل آمریکا در پاسخ به این‌که برخی بر این‌ نظرند سیاست‌های ترامپ در قبال ایران فاقد انسجام و منطق است، گفت: بر خلاف این برداشت، سیاست ترامپ در قبال ایران از منطق مشخصی تبعیت می‌کند. او معتقد است باید با نمایش قدرت و ایجاد فشار حداکثری، طرف مقابل را به پذیرش شروط خود وادار کرد. از نگاه او، صلح زمانی محقق می‌شود که تهدیدات ادعایی علیه آمریکا و متحدانش برطرف شود و این هدف باید حتی با تهدید نظامی دنبال شود. بنابراین هدف اصلی از طرح مکرر تهدیدات نظامی و گسیل تجهیزات گسترده به منطقه، افزایش اهرم فشار در مذاکرات است. ترامپ می‌کوشد این پیام را منتقل کند که در صورت عدم توافق، گزینه نظامی روی میز است؛ اما در عین حال ترجیح می‌دهد از همین تهدید به‌عنوان ابزار چانه‌زنی برای دستیابی به توافقی استفاده کند که آن را پیروزی سیاسی خود تلقی می‌کند.

ارسال دیدگاه شما

عنوان صفحه‌ها
30 شماره آخر
بالای صفحه