جامعه
در تحقیقی جدید، محققان ایرانی به سراغ یکی از واقعیتهای پنهان شهرهای بزرگ رفتهاند؛ واقعیتی که با فقر، نابرابری و فشارهای اجتماعی گره خورده و پیامدهای متعددی دارد. تحولات سریع اجتماعی در دهههای اخیر، چهره زندگی شهری را بهطور جدی تغییر داده است. رشد شتابان جمعیت، گسترش شهرنشینی، مهاجرت از روستاها به شهرها، افزایش حاشیهنشینی و تشدید نابرابریهای اقتصادی، مجموعهای از فشارها را بر خانوادهها و ساختارهای اجتماعی وارد کرده است. این تغییرات، تنها به بهبود امکانات یا توسعه زیرساختها محدود نمانده و در بسیاری موارد، زمینهساز شکلگیری آسیبهای اجتماعی جدید شده است. یکی از این آسیبها، پدیده زبالهگردی است؛ فعالیتی غیررسمی که در آن افراد با جمعآوری، تفکیک و فروش پسماندهای شهری، تلاش میکنند معاش خود و خانوادهشان را تأمین کنند. هرچند این فعالیت در ظاهر ساده به نظر میرسد، اما در عمل با مجموعهای از مشکلات جسمی، روانی و اجتماعی همراه است. زبالهگردی در سالهای اخیر از یک فعالیت پراکنده به پدیدهای فراگیر در بسیاری از کلانشهرها تبدیل شده است. آمارهای جهانی نشان میدهند حجم زبالههای تولیدی در حال افزایش است و در بسیاری از کشورهای درحالتوسعه، نظامهای رسمی مدیریت پسماند توان پوشش کامل این حجم را ندارند. در چنین شرایطی، گروههایی از اقشار کمدرآمد و بهحاشیهراندهشده، وارد چرخه غیررسمی بازیافت میشوند. در ایران نیز با وجود تولید سالانه میلیونها تن زباله شهری، بخش قابل توجهی از این پسماندها از طریق شبکههای غیررسمی جمعآوری میشود. این وضعیت، اگرچه برای برخی خانوادهها منبع حداقلی درآمد است، اما همزمان چالشهایی جدی برای سلامت فردی، نظم اجتماعی و مدیریت شهری ایجاد میکند و ضرورت بررسی علمی آن را دوچندان میسازد. در همین راستا، معصومه باقری، دانشیار گروه جامعهشناسی دانشکده اقتصاد و علوم اجتماعی دانشگاه شهید چمران اهواز، بههمراه یکی از همکاران دانشگاهی خود، تحقیقی را درباره چگونگی شکلگیری پدیده زبالهگردی در شهر اهواز انجام دادهاند. این پژوهش با تمرکز بر تجربه زیسته زبالهگردها، تلاش کرده است ابعاد مختلف این پدیده را از زاویهای اجتماعی بررسی کند. محققان در این مطالعه، به سراغ روایتها و تجربههای مستقیم افرادی رفتهاند که زبالهگردی بخشی از زندگی روزمره آنها شده است و نشان دادهاند این فعالیت چگونه بهتدریج به یک راهبرد معیشتی تبدیل میشود. برای انجام این پژوهش، از روش کیفی «نظریهپردازی زمینهای» استفاده شده است؛ روشی که هدف آن استخراج مفاهیم و الگوها از دل دادههای میدانی است، نه آزمون فرضیههای از پیش تعیینشده. در این چارچوب، محققان با با ۲۲ نفر از زبالهگردهای شهر اهواز مصاحبههای عمیق انجام دادهاند. این گفتوگوها به پژوهشگران امکان داده است تا مسیر زندگی، مشکلات خانوادگی، شرایط اقتصادی و فشارهای محیطی افراد را بهصورت دقیق بررسی و مقولههای اصلی و فرعی مرتبط با زبالهگردی را شناسایی کنند. یافتههای این پژوهش که در فصلنامه «مسائل اجتماعی ایران» وابسته به دانشگاه خوارزمی انتشار یافتهاند، نشان میدهند که شکلگیری زبالهگردی از درون خانواده و شرایط اقتصادی آن آغاز میشود و سپس تحت تأثیر فشارهای ساختاری و محیطی تشدید میگردد. فقر، نداشتن مسکن مناسب، بیکاری، نبود مهارت شغلی و افزایش هزینههای زندگی، افراد را به سمت انتخاب این مسیر سوق میدهد. در این شرایط، زبالهگردها بهتدریج زبالهگردی را نه بهعنوان یک کار موقت، بلکه بهمثابه شغلی در دسترس و مستقل میپذیرند و بهصورت فردی، خانوادگی یا گروهی به آن مشغول میشوند. بر اساس نتیجهگیری پژوهش، اگرچه زبالهگردی در کوتاهمدت میتواند بخشی از نیازهای معیشتی خانوادهها را تأمین کند، اما پیامدهای متعددی به همراه دارد. مشکلات جسمی مانند بیماریهای پوستی، زخمها و تغذیه ناسالم، فشارهای روانی از جمله احساس شرم، خودتحقیری و انزوای اجتماعی، و همچنین پیامدهای زیستمحیطی و امنیتی، از جمله نتایج این پدیده هستند. به بیان دیگر، زبالهگردی بهعنوان یک راهحل اجباری، خود به منبعی برای بازتولید تنشهای اجتماعی تبدیل میشود. به بیان مجریان این تحقیق، استیصال اقتصادی، اصلیترین عامل زمینهساز زبالهگردی در اهواز و بسیاری دیگر از کلنشهرها است. تعداد زیادی از مشارکتکنندگان با مشکلات جدی مسکن، ناتوانی در تأمین هزینههای اولیه زندگی و نبود حمایتهای اجتماعی پایدار روبهرو هستند. فشار دوستان، زندگی در مناطق حاشیهای و بافتهای فرسوده، و مشاهده الگوهای مشابه در اطرافیان، نقش مهمی در تداوم این مسیر دارد. در کنار این عوامل، ضعف حمایت نهادی و نبود برنامهریزی مؤثر برای اقشار آسیبپذیر، شرایط را پیچیدهتر کرده است. این پژوهش همچنین به پیامدهای عمیقتری مانند سوءاستفاده از زنان و کودکان، گسترش شبکههای غیررسمی و استثمار اقتصادی اشاره میکند و بر ضرورت مداخله جدی نهادهای حمایتی، مهارتآموزی، بهبود وضعیت مسکن و نظارت دقیقتر تأکید دارد. شکی نیست که بدون توجه همزمان به ریشههای اقتصادی، فرهنگی و ساختاری، مقابله با زبالهگردی ممکن نخواهد بود. افزایش خطر تب مالت در فصل زایش دامها؛ مراقب شیر فله باشید با نزدیک شدن به اواخر سال و آغاز فصل اوج بروز تب مالت، مسئولان وزارت بهداشت نسبت به افزایش خطر انتقال این بیماری از طریق مصرف لبنیات سنتی و تماس با دامهای آلوده هشدار میدهند؛ بهویژه آنکه همزمان با فصل زایش دامها، احتمال آلودگی شیر و فرآوردههای غیرپاستوریزه افزایش مییابد. در این شرایط کارشناسان بر مصرف لبنیات پاستوریزه بهعنوان مهمترین راهکار پیشگیری از ابتلا تاکید دارند. دکتر محمد زینلی در توضیح وضعیت ابتلا به تب مالت در ایران اظهار کرد: تب مالت از بیماریهای عفونی با شیوع بالا در ایران به حساب میآید و در تمام مناطق کشور حضور دارد. تب مالت، یک بیماری اندمیک شناخته میشود و از بیماریهای «زئونوز» یعنی قابل انتقال بین انسان و حیوان است. این بیماری برای وزارت بهداشت از نظر اقتصادی و از نظر دامپروری برای سازمان دامپزشکی حائز اهمیت محسوب میشود. گسترش برنامه واکسیناسیون دامها او درباره ضرورت کنترل تب مالت در دام توضیح داد: کنترل تب مالت، منوط به کنترل این بیماری در دامها است. واکسیناسیون دامها، عمدهترین اقدام حوزه دامپزشکی است. موضوع گسترش برنامه واکسیناسیون دامها را پیگیری میکنیم تا برنامه واکسیناسیون دامها در سازمان دامپزشکی افزایش یابد. اگرچه محدودیتهایی تامین منابع برای گسترش برنامه واکسیناسیون وجود دارد اما ارتقای پوشش واکسیناسیون به عنوان اولویت اصلی برای کاهش موارد انسانی دنبال میشود. همچنین برنامههای آموزشی به طور مستمر اجرا میشود. میزان بروز تب مالت زینلی درباره بروز تب مالت در ایران گفت: میزان بروز این بیماری حدود ۲۰ در ۱۰۰هزار نفر طی سال گذشته گزارش شده که معادل ۱۹هزار و ۹۰۰ نفر بود. همچنین آمار و ارقام گزارشهای دانشگاههای علومپزشکی درباره بروز این بیماری در سال جاری بیانگر این است که حدود ۱۵هزار نفر به تب مالت مبتلا شدهاند. مراکز خدمات جامع سلامت، آزمایشگاهها و بخش خصوصی، موارد ابتلا به تب مالت را شناسایی میکنند و مراکز بهداشت شهرستانها نیز موارد را جمعبندی و اعلام میکنند. گستردگی جغرافیایی تب مالت او درباره پراکندگی جغرافیایی تب مالت در ایران گفت: اگرچه تب مالت در تمام نقاط کشور وجود دارد، اما بیشترین موارد ابتلا برای مناطق غرب و شمالغرب کشور است. گزارشهای این بیماری نشان میدهد خراسانرضوی نیز از استانهای با آمار بالای بیماری محسوب میشود. به طور کلی، بیشترین میزان ابتلا به تب مالت برای قطبهای دامداری است. بیشترین سهم ابتلای تب مالت در ایران زینلی با بیان اینکه ۷۰ درصد موارد ابتلا به تب مالت برای مناطق روستایی است، تصریح کرد: شغل، مولفهای مهم برای ابتلا به تب مالت به حساب میآید. زنان خانهدار ساکن مناطق روستایی که در تماس مستقیم با دام هستند، دامداران و کشاورزان، بیشترین سهم ابتلا را دارند. همچنین تب مالت در تمام گروههای سنی مشاهده میشود، اما بیشترین موارد برای گروه سنی ۲۵ تا ۴۵ سال است. رئیس اداره بیماریهای منتقله از حیوان به انسان وزارت بهداشت درباره روند بروز تب مالت تصریح کرد: روند سالانه تب مالت نشان میدهد که اوج بروز این بیماری از اواخر اسفند آغاز میشود و در فروردین، اردیبهشت و خرداد به بیشترین میزان میرسد. ماههایی که با فصل زایش دامها همزمان است؛ بنابراین بیشترین میزان انتقال آلودگی از سقط جنین دام یا شیر آلوده افزایش برای این بازه زمانی است.