روزنامه کائنات
1

صفحه اول

1404 شنبه 2 اسفند - شماره 5019

رفتارشناسی مذاکره و جنگ

 اسماعیل ذاکرپور- رفتار امریکایی‌ها در حالی که همچنان بر تشدید تهدید نظامی با افزودن جنگ‌افزارهای جدید در پایگاه‌های خود در منطقه اصرار دارند، جدیت آنها را نسبت به تداوم مذاکرات زیر سوال می‌برد. بازنمایی تحولات اخیر در رسانه‌های منطقه ای، بین‌المللی و به‌ویژه گزارش‌های CBS و اکسیوس، تصویری از آمادگی نظامی گسترده آمریکا و هشدارهای لفظی ترامپ و سایر مقامات آمریکایی ارائه کرده است که نشان می‌دهد ایالات متحده بیش از آنچه عموم تصور می‌کنند، به آستانه یک جنگ بزرگ در غرب آسیا نزدیک شده است. خبرهایی که از تمرکز نیروهای هوایی، تانکرها، پروازهای پشتیبانی و سامانه‌های اطلاعاتی به منطقه منتشر شده، همزمان با تأکید مقامات آمریکایی بر توان آماده‌باش ارتش برای آغاز عملیات حتی از روز شنبه، فضای رسانه‌ای و ذهنی را به گونه‌ای شکل داده که ایران در معرض تهدید حداکثری قرار گرفته و افکار عمومی آمریکا و متحدان منطقه‌ای درگیر اضطراب و پیش‌بینی هستند.
واقعیت این است که آنچه مشاهده می‌شود شباهت بسیاری به مذاکرات ایران و امریکا در قبل از جنگ ۱۲ روزه دارد. در حالی که به نظر می‌رسید فضای مذاکرات مثبت است و طرف ایرانی نسبت به آن خوش‌بین بود، ناگهان جنگ شد که همه را به شوک فرو برد. برای همین این بار هم می‌توان گفت رفتار امریکایی‌ها در حالی که همچنان بر تشدید تهدید نظامی با افزودن جنگ‌افزارهای جدید در پایگاه‌های خود در منطقه اصرار دارند، جدیت آنها را نسبت به تداوم مذاکرات زیر سوال می‌برد.
جلوگیری از جنگ و دور کردن سایه جنگ از ایران و منطقه را باید یکی از اهداف این مذاکرات دانست. تاکنون این هدف محقق شده ولو به صورت موقت. واکنش بازار جهانی نفت و بازار داخلی سکه و دلار و طلا این موضوع را تایید می کند.
با این حال، تحلیل دقیق‌تر از رفتار و اهداف طرفین نشان می‌دهد که این صحنه‌آرایی نه الزاماً مقدمه جنگ، بلکه استراتژی «اسلحه چخوف» در سیاست نظامی-دیپلماتیک است: آوردن ابزار و ظرفیت‌ها برای ایجاد فشار و اجبار طرف مقابل، بدون آنکه شلیک واقعی رخ دهد. ترامپ اگر مطمئن بود با یک اقدام سریع، محدود و قابل کنترل می‌تواند امتیاز مورد نظر را از ایران بگیرد، تاکنون حمله کرده بود. اما عدم قطعیت‌های جدی درباره واکنش ایران، تبعات منطقه‌ای و تأثیر بر متحدان، سبب شده تا آمریکا عمدتاً بر نمایش توان نظامی و فشار رسانه‌ای تمرکز کند و تصمیم قطعی را به تعویق بیندازد.
رفتار جمهوری اسلامی ایران در بحران جاری تاکنون بازدارندگی فعال و معنادار بوده است. اظهارات صریح رهبر معظم انقلاب در واکنش به لشکرکشی آمریکا، همزمان با رزمایش نیروی دریایی سپاه، نشان داد که ایران اگرچه تمایل به آغاز جنگ ندارد، اما توان و اراده پاسخ به هرگونه اقدام نظامی احتمالی را نیز معتبر کرده است. این اقدامات، علاوه بر معتبرسازی اراده ایران، عدم قطعیت و هزینه تصمیم برای واشنگتن را به‌طور محسوسی افزایش داده است و ترامپ و متحدانش را به این جمع‌بندی رسانده که هر اقدام تهاجمی ممکن است پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی به همراه داشته باشد.
در این فضای پیچیده، آنچه تعیین‌کننده خواهد بود، تعادل میان تهدید، بازدارندگی و مسیر دیپلماتیک است. ایران با نشان دادن توان پاسخگویی بدون عبور از خطوط قرمز آمریکا، مانع از تصمیم قطعی به جنگ می‌شود؛ آمریکا با نمایش ظرفیت‌ها و تهدید رسانه‌ای، سعی می‌کند امتیاز سیاسی و منطقه‌ای کسب کند؛ و اسرائیل همچنان با تهدید به اقدام مستقل، عامل فشار بر معادله است. نتیجه نهایی این است که صحنه در آستانه بحران قرار دارد، اما هنوز راه حل تعاملی و بازدارندگی متقابل، مسیر غالب را شکل می‌دهد. طرفین در صورت پذیرش اصل صلح‌آمیز بودن فعالیت هسته‌ای ایران و ارائه تضمین‌های ملموس برای رفع تحریم‌ها، می‌توانند وارد بررسی راهکارهای فنی شوند.

ارسال دیدگاه شما

عنوان صفحه‌ها
30 شماره آخر
بالای صفحه