روزنامه کائنات
5

گزارش

1404 سه‌شنبه 21 بهمن - شماره 5012

کائنات مهمترین مظاهر جمهوریت در ایران معاصر را بررسی می کند

نقش مردم در پیروزی انقلاب و تداوم آن

 حسین فرهنگ پرور- مشارکت سیاسی یکی از عوامل کلیدی در تحولات سیاسی و اجتماعی محسوب می‌شود. انقلاب اسلامی ایران به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین رخدادهای سیاسی قرن بیستم، بر پایه مشارکت گسترده مردم شکل گرفت. این مشارکت در جریان انقلاب و پس از آن در مدیریت بحران‌های سیاسی و تثبیت نظام جمهوری اسلامی نقش اساسی ایفا کرده است.
مردم در طول مبارزات انقلاب اسلامی یکی از ارکان اصلی مبارزات محسوب می‌شدند و حضور آنان در صحنه و آمادگی برای برپایی حکومت اسلامی و همراهی و پذیرش رهبری حضرت امام و جانفشانی و فداکاری آنان، مهمترین نقش را در پیروزی انقلاب اسلامی دارا بودند.
در حقیقت انقلاب اسلامی را باید محصول فداکاری مردم دانست. انقلاب اسلامی سه رکن اساسی و کانون محوری داشت یکی مردم، دیگری رهبری و سوم ایدئولوژی که پیروزی انقلاب اسلامی و به ثمر رسیدن مبارزات علیه رژیم ستمشاهی در پرتو این سه رکن به دست آمد.
یکی از مهمترین مظاهر جمهوریت در اندیشه سیاسی امام، تأکید بر لزوم مشارکت سیاسی مردم و حق نظارت آنهاست. اصل مشارکت که از بنیادی ترین اصول اجتماعی مردم سالاری در نزد امام بوده، حقی است مبتنی بر اعتقاد به برابری و آزادی همه قشرهای جامعه. مشارکت سیاسی در اندیشه امام هم حق و هم تکلیف است؛ بدین بیان که از یک سو حق اولیه هر فرد است “که خودش انتخاب بکند یک چیزی را که راجع به مقدرات مملکت خودش است” و از سویی دیگر تکلیفی شرعی برای مسلمانان است که سرنوشت سیاسی خود را تعیین کنند بنابراین، شرکت در انتخابات یک تکلیف شرعی است. بر این اساس، امام تلاش نمود با ترغیب مردم به حضور در صحنه های مهم سیاسی، جایگاه این مشارکت را در قانون اساسی نهادینه کند.
رهبر معظم انقلاب نیز در این باره میفرماید: ” آحاد ملت ما بدانند آنچه بکارند، میدروند. بعضی ممکن است در رأی گیری شرکت نکنند؛ بعد بگویند چرا فلان کار نشد. شما باید شرکت میکردید و آن کسی را که فکر میکنید میتواند این کار را انجام دهد و میپسندید، انتخاب میکردید تا آن طور که میخواهید، بشود.  نمیشود ما در انتخابات شرکت نکنیم، بعد نتیجه انتخابات احیاناً آن طور که ما می پسندیم نشود؛ سپس بگوییم چرا نشد؟ بله! وقتی انسان شرکت نکند، همین است. همه باید شرکت کنند. این یک وظیفه است؛ هم وظیفه اسلامی است؛ هم وظیفه میهنی و ملی است و حفظ عزت و شوکت کشور به این وابسته است، هم وظیفه سیاسی است – کسانی که فهم و تشخیص سیاسی دارند وظیفه دارند وارد شوند – هم وظیفه اخلاقی است؛حقوق مردم اقتضا میکند که در این میدان وارد شوند. کارهایی که باید در کشور انجام گیرد، اقتضا می کند که انسان در این میدان وارد شود انتخابات را مغتنم بشمارید و قدر بدانید و در آن شرکت کنید، حادثه بسیار مهمی است. “
حضور حداکثری مردم در انتخابات برای کشور، اقتدار در سطح بین الملل و امید به کار افزون تر از سوی مسئولین و انتخاب شوندگان به وجود می آورد تا جایی که مردم به خوبی احساس میکنند که در همه پیشرفت ها و پسرفتها سهمی دارند.  روحیه بی تفاوتی و گوش سپردن به دشمنان خارجی و رسانه های آنها یعنی اجازه دادن به بیگانگان برای تسلط بر امور کشور.
مقام معظم رهبری حضور چشمگیر مردم در انتخابات را مظهر اقتدار و عزت ملی میداند و میفرماید: «خود انتخابات مظهر اقتدار ملی است. اگر ملت ایران بتواند در این انتخابات آراء فراوان خود را به میدان آورد و حضور مردمی، حضور چشمگیری باشد این بزرگترین مظهر اقتدار و عزت ملی است. “
موضوع مشارکت حداکثری مردم در انتخابات یکی از پیش فرض های بنیادین نظام انتخاباتی جمهوری اسلامی ایران است. جمهوریت نظام اسلامی ایران و تبلور آن در این حضور حداکثری به خوبی نمایان است. یکی از مسائلی که کینه توزیهای دشمنان انقلاب اسلامی را افزایش داده است همین موضوع حضور حداکثری مردم در انتخابات مختلف ایران اسلامی است. راهبرد اساسی انتخابات، حضور حداکثری مردم در پای صندوق های رأی است. به اذعان رهبر معظم انقلاب: ” آنچه باید به عنوان راهبرد اساسی مورد نظر همه باشد، عبارت است از حضور حداکثری مردم “.
عظمت حضور حداکثری مردم ایران در انتخابات، نگاه های بین المللی را به این پیش کسوت انتخاباتی در مشارکتهای بزرگ به خود جلب کرده است. امروزه چشم همه کشورهایی مدعی دموکراسی و آزادی، به ایران اسلامی دوخته شده است که سرنوشت انتخابات چگونه رقم خواهد خورد. رهبر معظم انقلاب در این باره میفرماید:” کشورهای دیگر نگاه میکنند ببینند این پیش کسوت انتخاباتی و انقلابی که ملت ایران است – چه کار خواهد کرد… ملتهای دیگر نگاه میکنند ببینند انتخابات در ایران به کجا خواهد رسید. استکبار دوسـت دارد که انتخابات در کشور ما آنچنان بشود که ملتها را مأیوس کند«
اهمیت و وجـوب مشارکت حداکثری مـردم در انتخابات تا بـدان حد بوده اسـت کـه رهـبـران عـالـیقـدر نظام جمهوری اسـلامـی در مـراحـل و فواصل مختلف پیاپی در سخنرانی های خویش از آن یاد کرده اند و مشارکت مردم را هم حق و هم تکلیف آنان دانسته اند و از آن با عنوان ضامن حفظ اسلام، کشور ، استقلال و آزادی ملت یاد کرده اند؛ چیزی که دشمنان را از تهدید و چنگ اندازی به این مملکت و انقلاب اسلامی ناامید میکند.
مردم، یکی از سه رکن اساسی انقلاب
انقلاب اسلامی مردم ایران متکی به اسلحه نبود؛  بلکه مردم با پذیرش امام خمینی به عنوان رهبر و اسلام به عنوان ایدئولوژی انقلاب، به فرامین امام که برگرفته از دستورات الهی بود، لبیک گفتند و توانستند رژیم طاغوت را سرنگون سازند. به عبارت دیگر مردم جزو سه رکن اساسی پیروزی انقلاب اسلامی هستند و اگر مردم وارد کارزار نمی‌شدند، قطعاً انقلاب عظیم اسلامی در حد یک قیام کوچک باقی می‌ماند.
ازجمله مصادیق حضور مردم در جریان انقلاب، تجمع اهالی قم پس از دستگیری حضرت امام در سال ۱۳۴۲ است. امام در نیمه شب ۱۵ خرداد دستگیر شدند و مردم مبارز قم قبل از طلوع آفتاب در مقابل منزل ایشان در قم اجتماع کردند و از آنجا به همراه حاج آقا مصطفی خمینی به سمت صحن حضرت معصومه (س) به حالت اعتراض، راهپیمایی کردند، در صحن اجتماع باشکوهی ترتیب دادند و خواستار آزادی امام شده و شعار‌هایی بر علیه رژیم پهلوی سر دادند.
 همچنین مردم انقلابی در شهر‌های دیگری نظیر تهران، شیراز، تبریز و مشهد تظاهرات کردند و رژیم پهلوی نیز با خشونت با مردم مقابله کرد و تعداد زیای از مردم در جریان تظاهرات در سراسر کشور مجروح و بازداشت شدند.
 به طور کلی، قیام اسلامی و فراگیر مردم ایران در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، باعث افزایش آگاهی سیاسی مردم و حضور بیشتر آن‌ها در صحنه شد و با تثبیت رهبری امام خمینی (ره)، گروه‌های سیاسی غیر مذهبی به حاشیه رانده شدند.  حضور پرشور مردم در این روز اگرچه با سرکوب رژیم طاغوت مواجه شد، لکن شرایط را برای پیروزی انقلاب اسلامی آماده کرد و امروزه از این روز به عنوان زمینه‌ساز پیروزی انقلاب اسلامی یاد می‌شود.
 یکی دیگر از قیام‌های مردمی در جریان پیروزی انقلاب اسلامی، قیام ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ است که مسیر شکل‌گیری نظام اسلامی را هموارتر کرد. ماجرا از این قرار بود که راهپیمایی عید فطر در تپه‌های قیطریه تهران در روز ۱۳ شهریور ۱۳۵۷ به تظاهراتی گسترده علیه رژیم پهلوی تبدیل شد. سه روز بعد نیز گردهمایی بزرگی در تهران شکل گرفت و حاضرین خواستار سرنگونی حکومت پهلوی شدند.
در این روز تصمیم بر آن شد تا روز بعد نیز در میدان ژاله تظاهرات دیگری انجام شود؛ اما دولت برای جلوگیری از به وقوع پیوستن این تظاهرات در ۱۲ شهر حکومت نظامی اعلام کرد. مردم در روز ۱۷ شهریور در میدان ژاله و اطراف آن تجمع کردند و رژیم پهلوی با تانک، مسلسل و بالگرد به سرکوب و کشتار مردم پرداخت و سند دیگری در همراهی مردم با انقلاب اسلامی با خون آنان به امضا رسید.
روشن است که عدم حضور مردم در روز ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ و سایر تظاهرات در سال‌های پیش از پیروزی انقلاب و بی‌تفاوتی ملت به بازداشت حضرت امام و درخواست علما برای تجمع و تظاهرات علیه رژیم ستمشاهی، هرگز آرزوی سقوط رژیم طاغوت و برپایی نظام توحیدی را به واقعیت تبدیل نمی‌کرد. اگرچه تنها به گوشه‌ای از نقش مردم در جریان انقلاب اشاره شد، لکن مشخص است که عدم همراهی مردم با امام خمینی و علمای اسلام، حرکت اسلامی در ایران را به انقلاب عظیم اسلامی تبدیل نمی‌کرد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و شکل‌گیری جمهوری اسلامی مردم همواره اصالت نقش خود را حفظ نمودند و در مواقع حساسی که نظام و، ولی فقیه به حضور آنان در صحنه نیاز داشتند، ولی امرشان را تنها نگذاشتند و به صورت خودجوش و یا به توصیه و دستور، ولی فقیه در میدان‌های مختلف حاضر شدند.
مشارکت سیاسی؛ دستاورد بی‌نظیر انقلاب اسلامی
مشارکت سیاسی آحاد مردم که وجه بارز آن را در انتخابات می‌بینیم یکی از دستاوردهای پرشمار انقلاب اسلامی است که در دنیا کم نظیر است و در ارتقای قدرت سیاسی ایران موثر است.
 خفقان سیاسی در دوران رژیم ستم‌شاهی به حدی بود که در نهایت دو حزب «مردم» به رهبری «اسدالله علَم» و» ایران نوین» که توسط «حسنعلی منصور» با حمایت شاه تشکیل شده بود، به دستور شاه منحل شد و تنها حزب «رستاخیز» به‌عنوان تنها حزب کشور معرفی شد. در این حزب هم علیرغم ادعای مردمی بودن، نقش شاه، نقش اصلی بود. در جواب انتقاد به عملکرد شاه و تحمیلی بودن احزاب، شاه مردم ایران را دارای سواد لازم برای شناخت درست و تشکیل حزب از درون مردم ندانست.
محمدرضاشاه هنگام معرفی حزب رستاخیز به عنوان تنها حزب در کشور، به منتقدین گفت: کسی که وارد این تشکیلات سیاسی نشود و مؤمن به این سه اصلی که من گفتم، نباشد، دو راه برایش وجود دارد: یا یک فردی است متعلق به یک تشکیلات غیرقانونی، یعنی به اصطلاح خودمان توده‌ای، یعنی باز به اصطاح خودمان و با قدرت اثبات، بی وطن [که]او جایش یا در زندان ایران است یا اگر بخواهد، فردا با کمال میل، بدون اخذ عوارض، گذرنامه در دستش می‌گذاریم و به هر جایی که دلش می‌خواهد، برود؛ چون ایرانی نیست.
این رویۀ خفقان و سرکوب شدید فعالیت‌های سیاسی، پس از انقلاب اسلامی به کلی تغییر کرده و با رویکردی آزاد اندیشانه زمینۀ فعالیت و بیان آزادانه گروه‌های مختلف فراهم شده است؛ به گونه‌ای که تا تیر ۱۳۹۷، ۲۴۸ تشکل سیاسی در جمهوری اسلامی به وجود آمده است که آزادانه و با مجوز قانونی درحال فعالیت هستند.
مردم سالاری
حکام پهلوی حتی در گفتار خود نیز نشان می‌دادند که کم ارزش‌ترین موضوع در نزد آنها نظر و رأی مردم است. شاه چنان خود را از مردم بی‌نیاز می‌دید که گاه به صراحت به آنان توهین می‌کرد؛ ازجمله دربارۀ مردم ایران می‌گفت: «این مردم قادر به انجام هیچ چیز نیستند: مثل گوسفندان می‌مانند.
روحیه نخوت و تحقیر مردم ایران نه فقط در رضاشاه و محمدرضا شاه ریشه زده بود، بلکه اغلب درباریان هم به این بیماری مبتلا شده بودند. ملکۀ مادر مردم ایران را مردمی حسود و مذبذب می‌دانست که حتی حکومت کردن بر آنان افتخار نداشت. فرح هم که سعی می‌کرد خود را تافتۀ جدا بافتۀ دربار نشان بدهد، از این امر مستثنا نبود. به روایت علی شهبازی، سرتیپ محافظ شاه، فرح مردم جنوب تهران را کمتر از حیوان می‌دانست.
در دوران پهلوی، مردم فقط در انتخابات مجلس شورای اسلامی نقش داشتند؛ اگرچه انتخابات محدود انجمن شهر و نمایندگان سنا نیز برگزار می‌شد که تماما با دخالت دربار و ساواک صورت می‌گرفت. در دوران پس از انقلاب اسلامی، تنوع انتخابات بسیار بیشتر از دوران پهلوی شد و مردم به هشت صورت مختلف مشارکت سیاسی کردند. همه پرسی تأسیس جمهوری اسلامی؛ همه پرسی قانون اساسی؛ همه پرسی تقنینی «اصل ۵۹ قانون اساسی»؛ همه پرسی مجلس خبرگان قانون اساسی؛ همه پرسی مجلس خبرگان رهبری؛ همه پرسی ریاست جمهوری؛ همه پرسی مجلس شورای اسلامی؛ همه پرسی شورای اسلامی شهر و روستا از مصادیق حضور مردم در انتخابات است.
میزان حضور مردم در انتخابات
میزان حضور مردم در آخرین انتخابات مجلس شورای ملی در دوران پهلوی، در سال ۱۳۵۴، ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر بوده است؛ درحالیکه در اولین انتخابات انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۸ بیش از ۲۰ میلیون نفر و در طول ۴۰ سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، میزان متوسط حضور مردم در انتخابات بیش از ۶۰ درصد بوده است.
البته برگزاری انتخابات، به تنهایی ارزش نیست؛ بلکه باید آزاد بودن و قانون‌مندی در انتخابات را مد نظر گرفت که در این زمینه کارنامۀ رژیم پهلوی، کارنامه‌ای تیره و تار است. برای نمونه، رضاخان در سال ۱۳۰۲، در مقام فرماندهی کل قشون، در تلگرافی به والی ایالت فارس دستور داد: «ایالت جمیلۀ فارس در تعقیب تلگراف سابق مقتضی است قدغن فرمایید که در انتخاب نوبخت از بوشهر مساعدت نشود. حکمت هم که جزو کاندید شهر شیراز است، از جهرم بفرمایید بشود. راجع به ضیاءالواعظین بایستی هرطور است، اقدامی بفرمایید که از انتخاب مشارالیه جلوگیری به عمل بیاید.
در دورۀ پهلوی دوم نیز برگزاری انتخابات بسته‌تر و فرمایشی‌تر از پیش تداوم یافت و حتی چند نوبت، مجلس توسط شاه منحل شد. محمدرضا شاه در کتاب «پاسخ به تاریخ» که پس از فرار از ایران نوشته است، آورده است: «انگلیسی‌ها این امر را کاملا عادی و طبیعی می‌دانستند که انتخابات در ایران مطابق نظر و خواسته‌های خودشان صورت بگیرد. مثلا در زمان جنگ جهانی دوم انتخابات ایران به این صورت انجام می‌گرفت که مثلا صبح، مستشار سفارت انگلیس با لیستی حاوی هشتاد نامزد نمایندگی مجلس به دیدار نخست وزیر می‌رفت و بعدازظهر همان روز، کاردار سفارت شوروی نام دوازده نفر از نمایندگان موردنظر خود را به نخست وزیر می‌داد.  اسدالله علَم، از افراد بسیار با نفوذ در دربار پهلوی، در خاطراتش نوشته است: «دولت ما از انتخابات مجلس گرفته تا انتخابات محلی و انجمن شهر، آزادی را از مردم سلب کرده و ارادۀ خود را تحمیل و نامزد‌های خود را از صندوق بیرون می‌آورد.»
 مطبوعات و کتاب
یکی دیگر از شاخص‌های آزادی، وضعیت مطبوعات و نشر کتاب است. در دوان پهلوی تعداد نشریات کاهش شدیدی داشت؛ به طوریکه ۵۴۰ نشریه در اواخر سلطنت احمد شاه، در پایان رژیم پهلوی به ۸۶ نشریه کاهش یافت. به طور متوسط ۲ هزار عنوان کتاب در سال چاپ می‌‎شد که بیشتر آنها از محتوای مناسبی برخوردار نبود. رضاخان که بعد از کودتا همۀ مطبوعات را تعطیل کرده بود، در ۱۷ اسفند ۱۳۰۰ در اعلامیه‌ای بیان کرد: «قلم مخالفین را می‌شکنم و زبان می‌برم.»
همچنین ساواک طی دستوری در ۴ بهمن ۱۳۵۵ خطاب به مطبوعات نوشت: «در هیچ زمینه‌ای نباید شکواییه، انتقاد، گالیه، چه صراحتا و چه تلویحا در مطبوعات چاپ شود.»
روزنامۀ اطلاعات در ۲۰ شهریور ۱۳۲۰ به دنبال اشغال ایران توسط متفقین، در سرمقالۀ خود نوشت: «انتظار مردم ایران از دولتین شوروی و انگلیس در عالم همسایگی و دوستی، بیش از اینها بود.»
دولت انگلیس به این نوشته اعتراض کرد و فروغی نیز در مقام نخست وزیر، دستور توقیف روزنامه را صادر کرد. کار سانسور کلمات به آنجا کشیده شد که وقتی یکی از مأمورین سانسور در عصر رضا شاه در یکی از روزنامه‌ها، این مصرع معروف حافظ را می‌بیند که گفته است:» رضا به داده بده، وز جبین گره بگشا» فورا به مدیر روزنامه تعرض کرده، روی کلمۀ رضا خط می‌کشد تا نکند منظور، رضاشاه و توهین به او باشد و بالای آن می‌نویسد» ازجمله محدودیت‌های دیگر، برخورد جدی با کسانی بود که منتقد امور جاری کشور بودند؛ به عنوان مثال، آیتالله سعیدی به جرم نوشتن اطلاعیه‌ای در اعتراض به سفر سرمایه‌داران صهیونیست به ریاست «راکفلر» به ایران در سال ۱۳۴۹، توسط ساواک دستگیر و شکنجه شد و به شهادت رسید. از دیگر محدودیت‌ها میتوان به ممنوعیت در همراه داشتن بعضی از کتاب‌ها، مثل تحریر الوسیلة امام خمینی (ره) اشاره کرد. سانسور در عصر پهلوی، در کتاب و ادبیات به جایی رسید که استفاده از کلماتی همانند شب، سیاهی، سرما، زمستان، گل سرخ، جنگل، پنجرۀ بسته و شقایق ممنوع شد؛ چراکه مدعی بودند این واژگان در ادبیات انقلابی به‌کار می‌رود.
از حساسیت‌های سیاسی ـ اجتماعی در دو دهه آخر رژیم پهلوی، می‌توان به این مورد اشاره کرد؛ به کارگیری نام‌ها و لقب‌هایی که ویژۀ خاندان سلطنتی بود یا به آنها اشاره داشت، ممنوع بود؛ هرگونه نقد و انتقاد به حکومت پهلوی و پیشنهاد برای اصلاح وضع موجود در کتاب‌ها؛ حذف نام بعضی افراد و نیز بعضی اسم‌های خاص؛ هرگونه انتقاد به عملکرد بعضی کشور‌ها مانند اسرائیل و ایالات متحد؛ ه نشر هر نوع مطلب پیرامون مفهوم انقلاب و انقلاب‌های صورت گرفته در دیگر کشور‌ها و درکل، هر نوشته‌ای که به نوعی با حرکت‌های اجتماعی ارتباط داشت؛ نشر کتاب به زبان‌های غیرفارسی، مانند عربی، ترکی، کردی و بلوچ، ممنوع بود.

نگاهی به مبانی و نقش حضور مردم در انقلاب
 الگوی انقلاب مردمی اسلامی؛ چالش اصلی نظام سلطه رهبر انقلاب در سی وسومین سالگرد رحلت امام خمینی رحمةالله علیه به تشریح اصول و محورهای مکتب امام پرداختند و بر مردم سالاری دینی به عنوان یکی از وجوه عظمت انقلاب اشاره کردند و آن را وجه تمایز انقلاب اسلامی با مکاتب دیگر دانستند: ««جمهوری» مال اسلام است، «جمهوری» وام گرفتۀاز غرب نیست، مربوط به خود اسلام است. اینکه امام روی رأی مردم این همه تأکید میکند، این ناشی است از معرفتی که به مسئلۀاسلام داشت. » رسانه khamenei. ir درسال 1401 در گفت وگو با آقای دکتر مصطفی ملکوتیان، استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران به بررسی جایگاه مردم سالاری دینی در مکتب امام پرداخته است.
* رهبر انقلاب اشاره داشتند که امام خمینی رحمةالله علیه دوگانه های به ظاهر ناهمساز را همگرا کردند. یکی از این دوگانه ها، دوگانه معنویت و رأی مردم بود. جمهوری اسلامی به عنوان الگوی حاکمیت مد نظر امامرحمةالله علیه چطور توانست این دو مفهوم را در کنار یکدیگر همگرا کند؟
* همان طورکه در بیانات رهبر انقلاب هم آمده است، انقلاب اسلامی همواره و در همه جای جهان با نام مبارک امام خمینی رحمةالله علیه همراه است. امام و اندیشه های او که منتج از اسلام ناب محمدی صلی الله علیه وآله وسلم است، پیام آور ورود تاریخ بشری از یک دوره طولانی مدت سیر قهقرایی توسط فرهنگ و تمدن لیبرالی به یک عصر اسلامی و از یک الگوی توسعه منحط به الگوی اسلامی و ورود به یک تمدن نوین است. امام خمینی رحمةالله علیه و افکار آرمانی او، آشکارکننده ضعف های مختلف بنیادی تا ساختاری نظام سلطه است؛ یعنی نظامی که در آن انسانیت و عدالت جایی ندارد.
در نظرگاه امام، سیاست، بخشی جدایی ناپذیر از دیانت است. امام می فرمایند اسلام اصلش دین سیاست است و حکومت فلسفه عملی تمامی فقه است. امام خمینی رحمةالله علیه با ابتنا به مبانی عمیق اسلامی به معرفی حکومت دینی و اصول، شاخص ها و اهداف آن پرداختند و در زمان مبارزه با رژیم ستم شاهی برای تشکیل آن تلاش و جهاد کردند. نظام جمهوری اسلامی، مبتنی بر آرمان ها و ارزش های اسلامی و با تکیه بر رأی مستقیم مردم است و این نقش را نه فقط در زمان وقوع انقلاب و پیروزی بر رژیم طاغوت، بلکه در همه مراحل و به منظور دستیابی به ارزش ها و آرمان های انقلاب در اهداف داخلی و منطقه ای و جهانی موردتوجه قرار می دهد.
در حقیقت، ابتکار حضرت امام در تشکیل نظام مقدس جمهوری اسلامی و به بیان دیگر نظام مردم سالاری دینی که مبتنی بر آموزه های ناب اسلامی و آرمان های بلند ملت مسلمان ایران است، ارائه یک الگوی حقیقی از مردم سالاری است. ارائه این الگو، در دنیای آکنده از ظلم و جور قدرت های سلطه گر جهانی که جز به منافع مادی نامشروع خود به چیزی دیگر نمی اندیشند و مفاهیم عدالت، حقوق انسان ها و مانند آن را ملعبه سلطه گری خود ساخته اند و همواره از طریق ابزارهای رسانه ای و امکانات در دسترس، در حال فریب افکار عمومی در جوامع خود و در سطح جهانی هستند، آشکارکننده ضعف های نظام های غربی به ویژه در مفهوم نقش مردم است. آن نظام ها خود را مردم سالار می خوانند، اما عمدتاً تسلیم الگوهای استثماری سرمایه داری، فردپرستی افراطی و سلطه و منافع کارتل ها و تراست ها گردیده و با یک هژمونی گسترده پلیسی به اداره جامعه می پردازند.
* رهبر انقلاب، اشاره کردند که امام خمینی رحمةالله علیه تلاش داشتند تا طرح جمهوری اسلامی در ذیل فرهنگ و تمدّن و قاموس غربی قرار نگیرد. جمهوریت و مردم سالاری مد نظر امام چه تفاوتی با دیگر نظام های مدعی مردم سالارانه در غرب دارد؟
* الگوی مردم سالاری دینی از سه نظر با مکتب ها و نظام های دیگر متفاوت است؛ در اصول و مبانی، در ارزش ها و اهداف و در عملکردها و نتایج. تمدن و هویت غربی که امروزه بر بخشی از جهان حاکم است، از زمان رنسانس آغاز شد. غربی ها از آن زمان برداشت هایی خاص از انسان، جامعه، نظام اجتماعی و سیاسی، روابط خارجی و غیره مطرح کردند که در مرکز آن ماتریالیسم یا مادی گرایی قرار داشت. آن ها انسان را موجودی صرفاً مادی تعریف کرده و در تعریف اومانیسم یا انسان گرایی، بخش اصلی وجودی بشر -که انسان را از سایر موجودات جدا می کند، یعنی جنبه های غیرمادی- را کنار نهاده و با این برداشت، هدف انسان را فقط تأمین منافع مادی از قبیل قدرت و ثروت و مانند آن دانسته و اهداف معنوی و انسانی مانند انسانیت، نوع دوستی، عدالت و. . . را کنار نهاده و در نتیجه اعلام کردند که انسان گرگ انسان است؛ بنابراین، یکی از تفاوت های اساسی نظام مردم سالاری دینی با نظام های مادی از قبیل نظام لیبرالی، تفاوت در مبانی و اصول است. در نظام اسلامی، به همه ابعاد وجودی بشر توجه می شود و برخلاف آن نظام ها، تأکید بر عقل ابزاری نیست.
طبعاً این دو نوع مبانی و اصول، دو نوع ارزش ها و اهداف را معرفی می کند؛ در حالی که به دلیل کج نهادن خشت اول در نظام های غربی (ابتنا بر مادی گرایی صرف)، اهداف و ارزش ها جنبه خودخواهانه پیداکرده و خود را در برداشت خاصی از مفاهیم مختلف مثل منافع ملی نشان می دهد که دستیابی به آن از هر راهی از جمله کشتار میلیون ها انسان بی گناه و کسب حداکثر منافع مادی به دور از در نظر گرفتن منافع دیگران -به ویژه منافع مظلومان و مستضعفان- در نظر است؛ اما در نظام مردم سالار دینی، رعایت اصول معنوی و ارزش های عالی موردتوجه است. در این نظام، منافع هیچ ملتی پایمال نمی شود و استعمار در اشکال مختلف آن مطرود است و حتی در دانش و فناوری نیز رعایت اصل عدالت الزامی است.
اما از نظر عملکردها و نتایج نیز بین نظام مردم سالاری دینی و نظام های مقابل تفاوت ها آشکار است. امروزه بسیاری از نخبگان در غرب از عملکردهای سوء تاریخی دولت های غربی به ویژه به دلیل مبنا قراردادن نفع مادی و عملکردهای سلطه گرانه آن ها شرمگین هستند. برخی از مهم ترین آن ها می گویند که دموکراسی غربی پروژه ناتمام است و باید از نو آغاز کرد تا دوباره چهره امپریالیستی و غارتگرانه از این نظام ها به نمایش گذارده نشود که البته این هم امیدی واهی است، زیرا هر بنایی که بر آن مبانی سست قرار گیرد باز هم به همان سرنوشت دچار خواهد شد.
استعمارگری، مداخله نظامی، سلطه بر ملت ها، غارت منابع معدنی و طبیعی کشورها، سلطه از طریق حق وتو، سیطره بر نهادهای سیاسی و مالی بین المللی، سلطه بر منابع مالی دولت های دیگر، سلطه رسانه ای از جمله رسانه های جدید و سیطره سیاسی و فرهنگی بر کشورها همگی نتیجه افکار و نظام های غیردینی است که خود را به ناحق مردم سالار می خوانند. آن ها تبلیغات خود را به گونه ای ماهرانه تدوین و به پیش می برند که گویی واقعاً مردم سالارند و به جز آنان کسی اعتقادی به مردم سالاری ندارد؛ اما واضح است که این خودخواهی است و این همه نتایج سوء پیش از همه، ناشی از کج نهاده شدن خشت اول است.
* موضوع دیگری که در سخنرانی رهبر انقلاب مورد اشاره قرار گرفت این بود که ذات جمهوری اسلامی مروج نظام و ارزش هایی است که خودبه خود باعث ایجاد دشمنی هایی در اردوگاه کفر می شود. از این منظر دلیل درگیری مستمر جبهه استکبار با جمهوری اسلامی را چگونه تحلیل می کنید؟
* دلیل درگیری مستمر نظام سلطه با نظام مردم سالاری دینی در به فعلیت رسیدن و تشکیل این نظام و محتوای آن (مردم سالاری دینی) و ترس نظام سلطه از آینده نامطمئن خود نهفته است. نظام سلطه به دنبال نفع طلبی جهانی و یک نظام خودکامه و یک پروژه با اهداف کوتاه مدت و بلندمدت است. هدف همیشگی آن هموارکردن مسیر جهانی برای سلطه بر جهان است. این نظام از زمان تأسیس همواره سعی کرده حقوق دیگران را انکار و غرب محوری را تبلیغ و با اندیشه های شرق شناسانه، راه غربی ها را یگانه راه موفق معرفی نماید تا بدین وسیله وابستگی جهانیان به خود را افزایش داده و از ادامه کسب منافع خود مطمئن باشد.
ظهور انقلاب اسلامی با تشکیل یک نظام مردم سالار مبتنی بر آرمان های عالی (آرمان های برخاسته از فطرت بشری)، راه را برای پایان این پروژه هموار کرده است. انسان ها در مقابل ایده های حقیقی و ناب تسلیم می شوند. اکنون مشخص است که غرب با ابزارهای رسانه ای قوی ای که در اختیار دارد، پیام خوب و متعالی ندارد. انقلاب اسلامی با تأکید بر ورود معنویت به نظام اجتماعی سیاسی به چالشگر اصلی در مقابل نظام سلطه بدل گردیده است. امروزه بسیاری در غرب به این اعتقاد گرایش یافته اند که غرب راه افول در پیش گرفته و وضعی که نظام های غربی به دنبال تداوم آن بودند، نخواهد پایید. این نظام که در مسیر تاریخ هر زمان خود را به گونه ای نشان داده است، امروزه دیگر قادر نیست چالش های کوچک و بزرگ مربوط به خود یا دولت های بلوک خود را حل نماید.
در مقابل، انقلاب اسلامی از زمان وقوع، ملت ها و خواص بسیاری را در جهان در کنار خود یافته و اقتدار آن روزافزون بوده و این اقتدار از دستیابی نظام سلطه به اهدافش ممانعت کرده و برای این نظام چالش های بزرگ ایجاد کرده است.
با توجه به این واقعیات، می توان گفت که غربِ دارای اعتمادبه نفس گذشته، دیگر وجود ندارد و این هویت امروزه مجبور است بیشتر برای حفظ موجودیت خود تلاش و تکاپو نماید؛ هرچند به ظاهر سعی در مخفی کردن ضعف ها و سستی های خود دارد.
* پیشران نهضت امام خمینی رحمةالله علیه از دهه ۴۰ شمسی که قیام آغاز شد، همواره مردم بودند. از آن زمان تاکنون مردم همیشه نقش اساسی در پیشبرد اهداف انقلاب داشته اند. اتکا و اعتماد به مردم چطور در تمام این سال ها حفظ شده است؟
* در تاریخ انقلاب اسلامی، محور اصلی مخالفت قدرت ها و تلاش دائمی نظام سلطه همواره بر ایجاد تردید و تفرقه در میان مردم و در نتیجه دورکردن آن ها از صحنه، استوار بوده است و این امر را سعی کرده به روش های مختلف از جمله از طریق هجوم به الگوها و ارزش های منتج از انقلاب انجام دهد؛ یعنی الگوی اجتماعی، سیاسی و ارزشی که همواره منشأ اثر و ایجادکننده تحول بوده است به ویژه که با مدیریت جهادی و نقش مستقیم مردمی همراه است.
اما هرچند این نظام با استفاده از ایادی خود سعی دائمی داشته و دارد که دیدگاه انقلابی را تخطئه و ناکارآمد معرفی کند، همان طور که رهبر انقلاب به خوبی در بیانیه «گام دوم» انقلاب اسلامی یادآور شده اند، انقلاب اسلامی کشور را از یک دوره طولانی مدت انحطاط تاریخی نجات داد و همگان شاهد آثار و برکات بزرگ این انقلاب چه در داخل و چه در صحنه بین المللی هستند و ارزش های این انقلاب بزرگ هرگز کهنه نمی شوند.
حفظ خصیصه مردمی بودن این نظام از یک طرف، ناشی از اصول و مبانی تفکر اسلامی و جامعیت آن و نقش مستقیم رهبران انقلاب و از طرف دیگر، نهادینه شدن آن در قانون اساسی و سایر قوانین نظام اسلامی است. در این نظام، اصل مردمی بودن، خود را در شکل گیری نظام دینی و همه نهادها و ساختارهای عالی آن و حتی ساختارهای پایین تر مانند شوراهای شهر و روستا نشان می دهد. همچنین، این اصل خود را به خوبی در همراهی دائمی مردم با نظام در امور مختلف از جمله در حل مشکلات و معضلات و نیز حل فتنه های بیگانگان نشان می دهد.
تجربه و تاریخ تحولات سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون به خوبی درستی این کلام حضرت امام رحمةالله علیه را نشان می دهد. در این مدت ما شاهد بوده ایم که هرگاه معضل و مشکلی حاد نظیر جنگ تحمیلی یا خرابی های ناشی از آن، ایجاد و تقویت و ارسال عامدانه گروه های تکفیری توسط دشمنان در منطقه و مانند آن پیش آمده، این توجه به وظیفه اسلامی دفاع و حضور مستقیم مردم بوده که مشکل را حل کرده است. نمونه آن، حرکت جهادی حاج قاسم و مدافعان حرم بود که مبتنی بر اخلاص قلبی به مکتب و فداکاری در راه آرمان و مدیریت جهادی و فرماندهی بی ریا و مردمی بود. این حضور مردمی در عرصه های مختلف از جمله حضور جوانان در عرصه های علمی نیز بسیار راهگشا بوده است.
در حقیقت، نگرش تکلیف گونه و جهادی مبتنی بر اصل ما می توانیم در حل مشکلات و سازماندهی و بسیج امکانات ملی و ورود مستقیم مردم که همواره قدرت و توان عظیمی ایجاد می کند، می تواند به خوبی راه را برای حل نهایی و کامل معضلات باز نماید.

ارسال دیدگاه شما

عنوان صفحه‌ها
30 شماره آخر
بالای صفحه