صفحه آخر
محمود آموزگار با بیان اینکه یارانه برای مواقع اضطرار است، دخالت دولت در نشر را عامل ایجاد بحران خواند. او همچنین از ضرورت بازنگری در نشر گفت. محمود آموزگار، ناشر و رئیس پیشین اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران درباره تأثیر تکنرخی شدن ارز و به تبع آن حذف ارز ترجیحی کاغذ بر نشر کتاب در کشورمان گفت: پرسش شما را اگر در چند بخش توضیح دهم فکر میکنم مقداری قضیه روشنتر میشود؛ یکی از وظایف دولتها این است که زمینه کار، امرار معاش، آموزش، بهداشت و... را برای شهروندان فراهم کنند که معمولاً با توجه به تغییر و تحولاتی که رخ میدهد، این اقدامات در قالب برنامههای چندساله شکل میگیرد. سابقهای که در کشور ما وجود دارد، نشان میدهد دولتها در قالب برنامههای چندساله بستر بهرهمندی شهروندان از چنین امکاناتی را فراهم میکردند. در حوزه نشر هم به همین ترتیب عمل شده است. او افزود: بعد از انقلاب اسلامی تصویب برنامهها در دستور کار دولتها بوده و اکنون برنامه هفتم توسعه در دست اجراست. نگاهی به برنامهها حاکی از آن است که علیرغم هزینهها و کوششهای بهکاررفته در تصویب مواد و بندهای مورد نیاز توسعه، در موارد قابل توجهی از اجرای برخی از مواد و بندها اثری دیده نمیشود، گویا باوری به برنامههای پنجساله وجود ندارد. این ناشر با اشاره به بند ج ماده ۹۲ برنامه ششم توسعه، درباره بیتوجهی به برنامههای چندساله توضیح داد: این بند که بر اساس نیازهای صنعت نشر در برنامه توسعه ششم گنجانده شده، مقرر کرده که دولت و شهرداریها مکلف هستند که زمینه فعالیت در اماکن غیرتجاری، به تعبیری مسکونی، برای سه شغل نشر و فروش کتاب (تولید و فروش کتاب) و مطبوعات را فراهم کنند و تبصره آن، اجرا را به تدوین آییننامه اجرایی توسط وزارتخانههای ذیربط که شش یا هفت وزارتخانه هستند موکول کرده است. چهار سال این وزارتخانهها وقت گذاشتند تا نحوه اجرای این بند را تدوین کنند. اول فروردین ۱۳۹۶ این قانون آغاز شده و ۳۰ خرداد ۱۴۰۰ آییننامه اجرایی به تصویب هیئت وزیران رسیده است. اما اثری از آن در جامعه نشر دیده نمیشود. ۱۰ سال پیش از تدوین این بند و تصویب آن توسط هیئت وزیران، اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران تفاهمنامهای با شهرداری داشتند که ناشران بتوانند در اماکن مسکونی فعالیت کنند، این مدت منقضی شده است و اکنون دوستان ناشر اخطار دریافت میکنند که باید کاربری محل فعالیت خود را به تجاری یا اداری تغییر دهند که مستلزم صرف هزینههای گزاف از سوی ناشران است. عجیب است که شورای شهر توجهی به این بند ندارد، البته بهنظر میرسد که صنف هم در این زمینه اهتمامی نمیورزد. در واقع صنف باید اجرای این بند و آییننامه اجرایی آن را از شهرداریها و دولت و به ویژه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مطالبه کند. متاسفانه مسئولان نسبت به اجرای قوانین برنامه جدیت لازم را به کار نمیبندند. آموزگار با بیان اینکه اصولا یارانه در همه کشورهای دنیا امر مستمر و دائمیای نیست، خاطرنشان کرد: یارانه یک تدبیر استثنایی برای مقاطع خاصی است که بحرانی پیش آمده و یا واقعهای رخ میدهد که بخشهایی را تحتتأثیر قرار میدهد، بنابراین دولت موقتاً با صرف یارانه به ذینفعان کمک میکند که بحران را پشت سر بگذارند. واقعیت این است که در ابتدا کاغذ مسئله نبوده و دخالت دولت در نشر و مبادرت به صدور پروانه نشر به تعداد زیاد بر تقاضای دارندگان پروانه از دولت افزود. با کاهش ارزش پول ملی و ضرورت واردات کاغذ که از جمله ملزومات نشر است، افزایش بهای ارز و در نتیجه قیمت کاغذ، اختصاص یارانه به واردات کاغذ در دستور کار دولت قرار گرفت و تقاضاهای پیشین از جمله استفاده از کاغذ یارانهای فزونی یافت؛ بدون آنکه نظارت جدی و موثری براستفاده درست از آن به کار رفته باشد. تعداد زیاد پروانه موجب تغییر رویکرد دولت به نمایشگاه بینالمللی کتاب شد. نمایشگاهی که میتوانست محل تبادل افکار و ایدهها و عقاید، محلی برای عرضه آثار جدید، محلی برای معاملات ناشران و ارتباطشان با نشر بینالملل باشد و به این ترتیب زمینههای اقتصادیای را فراهم کند که ناشران بتوانند به درآمدهای ناشی از فروش رایت دست یابند، اینک به فروشگاهی تبدیل شده که ناشران ۱۰ روز کتابهای خود را بفروشند و به نقدینگی برای گذران خود دست یابند و از آن سو برای ایجاد جذابیت و فروش بیشتر و تشویق مردم برای خرید کتاب، انواع یارانهها به نمایشگاه سرازیر شد. این ناشر با تأکید بر اینکه یارانه باید برای زمان اضطرار باشد، ادامه داد: در شرایط فعلی مردم نمیتوانند گوشت و مرغ تهیه کنند که هفته به هفته قیمتشان تغییر میکند بنابراین میطلبد دولت نگاهی به این مسئله داشته باشد تا آثار منفی آن را بر روی زندگی و معیشت شهروندان کاهش دهد. یارانه اینجا ضرورت پیدا میکند و با رفع شرایط بحرانی موضوعیت آن منتفی میشود. تخصیص یارانه به هر موضوعی با توجه به موقتی بودن آن در وهله نخست باید به سمتی حرکت کند که نیاز به یارانه رفع شود، در غیر این صورت با توجه به محدودیت منابع و قطع ارز ترجیحی چنین اوضاعی پیش میآید. آموزگار ادامه داد: حتی درباره کتابفروشیها هم همینطور است؛ امروز شرایط ماندگاری کتابفروشیها به مرحله بحرانی رسیده اما در زمان گذشته که دولت دخالت مالی در صنعت نشر نداشت عبدالرحیم جعفری دوازدهمین شعبه امیرکبیر را در تهران تأسیس کرد؛ حتما این کار سودآور بوده است. آقای جعفری در عین اینکه فردی علاقهمند و عاشق فرهنگ بود، به مسائل اقتصادی نیز توجه تخصصی و ویژه داشت. اما الان با چنین وضعیتی مواجه هستیم و همه دستشان به سمت دولت دراز است و چشمشان به این است که کی دست دولت از جیبش بیرون میآید که چیزی به آنها بدهد. آموزگار درباره اینکه در وضعیت کنونی و در این مقطع چه میتوان کرد، توضیح داد: صنعتی که به یارانه خو گرفته و به آن وابسته است، با قطع ناگهانی یارانه با مشکلات بیشماری روبهرو میشود. به ویژه ناشران کوچکی که آثار ارزندهای نیز منتشر میکنند، از حرکت بازمیمانند. بهتر بود دولت با تجدیدنظر در اولویتها این مهم را به تدریج انجام میداد. فراموش نباید کرد که مشکل اصلی در کلیت اقتصاد کشور است. باید مشکل اقتصاد کشور حل شود تا نشر و کاغذ هم سامانی پیدا کند. این فعال فرهنگی درباره پیشبینیاش برای وضعیت نشر کشور با اشاره به تعداد بیش از ۲۰ هزار پروانه نشر که توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی صادر شده است، گفت: خوب است ورزات فرهنگ و ارشاد بررسی کند صدور پروانه نشر چه کمکی به صنعت نشر کرده است؟ صدور دست و دلبازانه پروانه نشر به این معنی است که دولت خود را به معیشت دارندگان پروانه متعهد کرده است. او ادامه داد: دولت در وهله اول پروانه نشر را تعطیل کند زیرا کسانی هستند که کتاب چاپ نمیکنند. طبق آمار بیش از ۲۰ هزار پروانه نشر داریم اما بنا بر اطلاعات آماری خانه کتاب و ادبیات ایران، از این میان ۵ هزار ناشر حداقل یک کتاب در سال چاپ میکنند، یعنی بقیه با اینکه کتاب چاپ نمیکنند، قطعی نیست که از امتیازات یارانهای استفاده نکنند. محمود آموزگار درباره اینکه آیا باید در نشر بازنگری داشته باشیم، گفت: مسلماً صنعت نشر نیازمند پوستاندازی است ولی فراموش نباید کرد که کتاب در دنیا به کسب و کار فقیر معروف است. گردش مالی صنعت نشر جهان کمتر از گردش مالی دو کمپانی داروسازی روشه و فایزر است. او در پایان گفت: ناشرانی هستند که در پیشبرد جریان ترویج کتابخوانی کارهای ارزشمندی انجام دادهاند. آنها برای چاپ کتاب همه سرمایه مالی و معنوی خود را به کار گرفتهاند. ما به یک خرد جمعی نیاز داریم که چنین نگاهی را به این کسب و کار تزریق کند.