روزنامه کائنات
4

جامعه

۱۴۰۴ شنبه ۱۷ فروردين - شماره 4800

نظم در حال تغییر بین‌المللی


 فلورا هداوند- درحالی‌که به نظر می‌رسد عصر دیجیتال به نقطه اشباع نزدیک شده است، موج جدیدی از فناوری‌ها، از جمله هوش مصنوعی و بیوتکنولوژی، ممکن است موج جدیدی از نوآوری ایجاد کند. از نظر جمعیت‌شناسی، جهان سابقا جوان درحال ورود به دنیایی شهری و سالخورده است که در آن بیماری‌های غیرواگیر به تهدید اصلی سلامتی تبدیل شده‌اند. علاوه بر این، نابرابری در داخل کشورها ممکن است به‌طور فزاینده‌ای بافت اجتماعی را به چالش کشد.
نظم یک مفهوم عمیق است که در تمام ابعاد زندگی انسان نقش دارد. یکی از ریشه های مشکلات اقتصادی ما، پراکندگی هزینه های ماست؛ در حقیقت، بی نظمی ما موجب پراکندگی هزینه های ما می شود و این پراکندگی هزینه ها موجب ضرر اقتصادی ما می شود.
ماه‌هاست بازارهای مالی دچار آشفتگی شده‌اند و شواهد بسیاری از مشکلات در اقتصاد جهان وجود دارد. ممکن است چنین تصور شود که این علائم صرفا نشانگر بازار نزولی و رکود قریب‌الوقوعی در آینده است، اما همانطور که گزارش ویژه اکونومیست نشان می‌دهد، اتفاقات پیش‌آمده حاکی از ظهور رویکردی نوین در اقتصاد جهانی است؛
برخورداری از قابلیت‌های متناسب با نظم در حال تغییر بین‌المللی یکی از الزامات اساسی برای ایفای نقش در سطح جهانی است. جمهوری اسلامی ایران در فرآیند پرشتاب تحول در نظم اقتصادی جهان نیازمند گذار اساسی از ساختار اقتصادی آسیب پذیرِ منبع محور (نفت) به الگوی اقتصادی ساخت‌محور (تولید صنعتی) است.
پس از جنگ جهانی دوم کشورهای در حال توسعه که در صدد برنامه ریزی برای توسعه اقتصادی خود بودند ، با موقعیت مسلط کشورهای توسعه یافته درحوزه های مختلف مرتبط با توسعه اقتصادی و وضعیت ضعیف خود در این زمینه ها مواجه شدند ، لذا آنها تلاش کردند از روش های مختلف از جمله سازمان ملل ، کشورهای توسعه یافته را متعهد نمایند که به صورت ویژه و غیر متقابل اقداماتی را به نفع شان انجام دهند رفتارهای ویژه مورد انتظار کشورهای در حال توسعه که به کرات و مداوم توسط سازمان ملل مطرح شده عبارتند از : اصلاح ساختار اقتصاد جهانی ، تعیین قیمت مناسب برای صادرات کالاهای اولیه ، رفع موانع تعرفه ای و غیر تعرفه ای ، دسترسی به بازار ، تامین مالی توسعه و انتقال فناوری . کشورهای توسعه یافته به جز در موارد استثنائی به صورت غیر متقابل هیچ گونه تعهد الزام آوری را در خصوص انواع رفتارهای مذکور نپذیرفته اند ، ولی به صورت اختیاری اقداماتی را در این زمینه انجام داده اند . پیامدهای مثبت اقدامات مذکور به نسبت نیاز کشورهای درحال توسعه ناچیز بوده است . هرچند که برخی کشورهای در حال توسعه توانستند با مدیریت مطلوب ، از شرایط فراهم شده استفاده بهتری نمایند .
اقتصاد سیاسی کلاسیک به عنوان علمی مدرن، متأثر از متافیزیک حاکم بر دوران مدرن است. در این متافیزیک علوم بر مبنای تفسیر خاصی از نظم حاکم بر جهان شکل می گیرند. از همان آغاز، علم اقتصاد نیز در رابطه ای تنگاتنگ با مفهوم خاصی از نظم (نظم طبیعی) شکل گرفت که خود را در چارچوب نظم نهادی نشان داد. این مفهوم خاص از نظم، ارزش شناسی، هستی شناسی، معرفت شناسی و روش شناسی خاصی را برای اقتصاد سیاسی کلاسیک رقم زد و آن را از دیگر حوزه های سیاست، اخلاق و دین جدا کرد. اقتصاد سیاسی به یک علم مستقل تبدیل شد که نظم نهادی خاصی را بازنمایی می کرد. با تحول اقتصاد سیاسی به اقتصاد نئوکلاسیک، علم اقتصاد تفسیر جدیدی از نظم ارائه داد که مبتنی بر سوبژکتیویسم بود. این دوره با نقد نظریه ارزش در اقتصاد سیاسی کلاسیک آغاز و مفهوم جدیدی از نظم ریاضی را ارائه داد که نسبت خود را با نهادها از دست داد. نظم طبیعی، نظمی کلی و متبلور در نهادهای تاریخی بود که مستقل از افراد وجود داشت و وظیفه اقتصاددان، کشف قوانین موجود در چنین نظمی بود؛ اما نظم ریاضی یک نظم مصنوعی بود که قوانین آن نیز روابط ریاضی ساخته ذهن اقتصاددانان را نشان می داد؛ بنابراین می توان گفت که تحول در علم اقتصاد مستلزم تعریف مشخصی از نظم حاکم بر جهان اقتصاد است.

ارسال دیدگاه شما

عنوان صفحه‌ها
30 شماره آخر
بالای صفحه