سیاست
سیاست مهربانی عبارت است از حکمرانی با رویکرد بازسازی اعتماد عمومی، تمرکز بر همدلی با مردم و ایجاد فرصتهای واقعی برای مشارکت، آزادی عمل اجتماعی و سیاسی شهروندان و بهبود معیشت. این سیاست مبتکرانه میتواند به عنوان یک راهبرد عملی برای افزایش اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی و نیز تقویت مشروعیت دولت تحلیل شود. سردار حسین علایی، اخیراً در یک گفتوگوی رسانهای، کوشیده است از نگاهی زیربناییتر و جامعتر، اتفاقات و اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ را ریشهیابی و طبقهبندی کند؛ و علاوه بر آن، راهبردهای سیاستی لازم در قبال این چالش فراگیر و ملی را از دیدگاه خود برشمارد. یکی از این راهبردهای سیاستی که علایی صورتبندی و عرضه کرده، مفهوم «سیاست مهربانی» بهعنوان یک الزام حکمرانی برای بازسازی قدرت ملی است. این تعبیر نوپدید، از کلیدواژههای مهم و گرهگشا برای عبور از تنگناهای موجود میتواند باشد. از نگاه او، نارضایتیهای گسترده داخلی — از مشکلات اقتصادی و بیکاری جوانان گرفته تا محدودیتهای فضای مجازی و فساد اداری — زمینهساز اعتراضاتی بودهاند که پیامدهای مخرب عمیقی برای تابآوری اجتماعی دارند. همزمان، فشارهای خارجی و تحریمهای هوشمند آمریکا و خباثت و شرارت رژیم صهیونیستی، تلاش برای بهرهبرداری از این نارضایتیها و جهتدهی اعتراضات به سمت خشونت و ناامنی را تشدید کرده است. بر این اساس، علایی بیآنکه نقشآفرینی عنصر خارجی را ذرهای انکار کند، اهمیت زمینهها و عوامل داخلی را مورد تأکید ویژه قرار میدهد و توجه به سیاست مهربانی را به عنوان یکی از روشهای مؤثر در خنثی کردن این زمینههای داخلی ضروری میداند. بنا به تحلیل سردار علایی، موارد و مصادیقی همچون شیوههای سنتی حکمرانی، نظارت استصوابی، محدودسازی اینترنت و تمرکز بیش از حد بر ابزارهای امنیتی، نه تنها نارضایتیها را کاهش نداده، بلکه حتی آنها را سیستماتیک کرده و تابآوری جامعه را تحت فشار قرار داده است. در چنین شرایطی، صرف برخورد امنیتی یا مهار و خواباندن موج اعتراضات،یا حتی سرکوبشان نهتنها راه به جایی نمیبرد، بلکه از قضا امکان بهرهبرداری دشمنان خارجی از این شکافها را بیشتر میکند. اینجاست که مفهوم «سیاست مهربانی» اهمیت پیدا میکند. سیاست مهربانی عبارت است از حکمرانی با رویکرد بازسازی اعتماد عمومی، تمرکز بر همدلی با مردم و ایجاد فرصتهای واقعی برای مشارکت، آزادی عمل و بهبود معیشت. اصطلاح «سیاست مهربانی» دقیقاً با همین تعبیر در ادبیات رسمی علوم سیاسی یا نظریههای علمی حکمرانی سابقه ندارد و میتوان آن را یک برساخت شخصی جدید و مبتکرانه دانست. با این حال، این مفهوم کاملاً با چارچوبهای شناختهشده در حکمرانی همخوانی دارد؛ از جمله با مفاهیمی مثل «حکمرانی خوب» (Good Governance)، «قدرت نرم» (Soft Power) و «حکمرانی پاسخگو و مشارکتی» .(Responsive / Participatory Governanc) به عبارت دیگر، سیاست مهربانی میتواند به عنوان یک راهبرد عملی برای افزایش اعتماد عمومی و مشروعیت دولت در چارچوب نظریههای کلاسیک و مدرن حکمرانی تحلیل شود. در عمل، سیاست مهربانی شامل اقدامات متوازن در سیاست داخلی و خارجی است. در حوزه داخلی، این سیاست به معنای توجه عملی به توسعه اقتصادی، کاهش نابرابریها، ایجاد فرصتهای شغلی، اصلاح قوانین محدودکننده، بازنگری در مقررات قضایی و کاهش تعداد زندانیان جرائم غیرخشونتآمیز است. همچنین برگزاری انتخابات آزاد و رقابتی، حمایت از فعالیت احزاب و نهادهای مدنی، بازگشایی فضای مجازی و توسعه ارتباطات نوین، همگی نمونههایی از اجرای عملی سیاست مهربانی هستند که میتوانند سرمایه اجتماعی را بازسازی کنند و اعتماد عمومی را افزایش دهند. سیاست مهربانی، محدود به بعد داخلی نیست. در بعد خارجی، دولت باید قدرت دیپلماسی کشور را تقویت کند، فشارهای آمریکا و اسرائیل را مدیریت کند، تنشها را کاهش دهد و روابط متوازن با سایر کشورها برقرار کند. بازگشت به سیاست «نه شرقی، نه غربی»، تلاش برای ایفای نقش فعال در زنجیره ارزش جهانی، و استفاده از ابزارمذاکره برای رفع تحریمها، ابزارهایی برای تقویت قدرت ملی و کاهش فشار بر مردم هستند. یک نکته مهم دیگر، اخلاقیات و باور دینی در سیاست مهربانی است. نصوص دینی و آیات قرآن بر مهربانی، سعهصدر و برخورد انسانی حکمرانان با مردم تأکید دارند. به گفته علایی، مدیریت کشور با نگاه اقتصادی و توسعهای، همراه با همدلی و انصاف، میتواند تابآوری اجتماعی را تقویت کند و زمینههای اعتراضات خشونتآمیز را کاهش دهد. به عبارت دیگر، سیاست مهربانی نه فقط یک ابزار راهبردی بلکه یک اصل اخلاقی در حکمرانی است که مشروعیت دولت را تثبیت میکند. سیاست مهربانی، وقتی از رأس هرم اجرایی آغاز شود، میتواند به تدریج در بدنه حکمرانی نهادینه شود. مدیرانی که پذیرش خطا و پاسخگویی را بخشی از فرآیند اصلاح بدانند، بیشتر به شفافیت، صداقت و مشارکتجویی تمایل پیدا میکنند. این همان حلقه مفقودهای است که بسیاری از نظامهای اداری با آن دست به گریباناند و سیاست مهربانی میتواند آن را پر کند. در سطح راهبردی، سیاست مهربانی فراتر از مدیریت بحران است. این یک مدل حکمرانی است که نشان میدهد قدرت و مشروعیت ملی تنها با مهار و کنترل حاصل نمیشود؛ بلکه با اعتمادسازی، پاسخگویی، همدلی و اصلاح رویهها تثبیت میشود. این سیاست، پلی میان اعتماد مردم و اقتدار دولت، ابزاری برای پیشگیری از بحران و مسیر بازسازی قدرت ملی در مواجهه با فشارهای داخلی و خارجی است. به بیان روشن، سیاست مهربانی هم نوآورانه است و هم ریشه در نظریههای کلاسیک حکمرانی دارد. اجرای آن اگر با اقدام عملی، اصلاح ساختارها و بازسازی سرمایه اجتماعی همراه شود، میتواند شکاف میان مردم و دولت را کاهش دهد، انسجام اجتماعی را تقویت کند و به تثبیت اقتدار ملی در برابر تهدیدات خارجی کمک نماید.