روزنامه کائنات
1

صفحه اول

1404 دوشنبه 27 بهمن - شماره 5015

آقای دولت بیایید حرف بزنیم!

 میترا ظهیری- به اعتقاد کارشناسان جامعه ایرانی در شرایطی روزگار می‌گذراند که مجموعه تصمیم‌گیری‌ها، استراتژی‌ها و برنامه‌ریزی‌های چند دهه گذشته، به‌همراه کاستی‌های ساختاری و تحریم‌های پی‌درپی، لایه‌لایه بر یکدیگر انباشته شده‌اند. نتیجه این روند طولانی، شکل‌گیری بحران‌های متعددی است که امروز بر زندگی اقتصادی به‌ویژه طبقات متوسط و پایین فشار سنگینی وارد می‌کند. از همین رو، درک وضعیت کنونی تنها با نگاه به عملکرد دولت فعلی ممکن نیست؛ بلکه باید مسیر تاریخی اقتصاد ایران و آسیب‌هایی که در هر دوره بر آن وارد شده را کنار هم دید. بررسی دوره‌های مختلف نشان می‌دهد هر مرحله از حکمرانی چه میراثی از ناترازی‌ها و چالش‌ها را به دوره پس از خود منتقل کرده و چگونه مجموعه این میراث انباشته، امروز به شکل یک بحران واحد و پیچیده بروز کرده است.
باید چشم‌انداز آینده را تغییر داد. البته سخت است. الان حاکمیت خودش هم تحت فشار است؛ هم فشار درونی (نارضایتی‌ها) و هم فشار بیرونی (تحریم و تهدید). در چنین شرایطی که حس عصبانی‌بودن وجود دارد، انتظار اینکه همه بتوانند «عقلایی» رفتار کنند، با متانت تصمیم بگیرند و اشتباه نکنند، انتظار بالایی است. معمولاً در بحران‌ها، تصمیم‌گیری‌ها هیجانی می‌شود. اما شاید، همین وقایع تلخ و همین بن‌بست‌ها، درس‌آموز باشد. شاید شدت بحران باعث شود که تغییر رویه‌ای رخ بدهد و بالاخره عقلانیت بر هیجان غلبه کند. اگر این «تغییر رویه» رخ دهد، می‌توانیم امیدوار باشیم که سرنوشتمان را تغییر دهیم.
جامعه مدنی، امکان «عقلانیت اجتماعی» و گفت‌و‌گویی تدریجی و بهنگام و آرام در باب یکان یکان مسائل کشور، در شهرها و استان‌های مختلف بویژه در مناطق محروم  و پیرامونی و فراموش شده را برای ما فراهم می‌آورد. درد‌ها و آسیب‌ها وهمچنین انواع فساد‌ها تا به مرحله عفونت نرسیده‌اند و مزمن نگشته‌اند، از این طریق اسکن می‌شوند و درباره‌اش کلی حرف و حدیث و نقد تولید می‌شود و راه‌حل‌های بموقع پیدا می‌شود. اینها اندام‌های حسی و سیستم گلبولی و ایمنی برای ارگانیسم اجتماعی می‌شوند، شفافیت ایجاد می‌کنند و آیینه‌وار به حکمرانان کمک می‌کنند که عیب‌ها و فساد‌ها و نابرابری و فقر و نارضایتی و حقوق تضییع شده و نظایر آن را تا دیر نشده، ببینند. اینها فشاری سازنده و توفیقی جبری می‌شوند، راهی برای برون شدن از انواع ناکارآمدی و نابکاری‌ها و مفاسد و خطاها فراهم می‌آورند. ثمره‌اش این می‌شود که علاج واقعه قبل از وقوع صورت می‌پذیرد و حاصل نهایی‌اش پایداری کشور در این جهان پر شر و شور است.
یکی از دلایل مشکلات اجتماعی ما ضعف اخلاقی جامعه است؛ که آنهم ناشی از همان فساد سیستمی است. در جامعه‌ای که ضعف اخلاقی- ارزشی و نظام گسیختگی هنجاری داریم دچار مشکلات خرد (مثل اختلافات زن و شوهر، فرد با محله و...) تا مشکلات کلان (مثل رابطه مردم با حکومت) می‌شویم.حکومت به عنوان نماینده جامعه وظیفه دارد حداقل نیاز‌های حیاتی، پایه‌ای زیستی و زیست اجتماعی ما را فراهم کند. تهیه مسکن، تغذیه، بهداشت، درمان، آموزش، شغل و ... از وظایف اولیه تمام دولت‌های امروزی است. اما در حال حاضر در کشور میلیون ها دستفروش داریم. عدم تامین نیار‌های اولیه فساد را در طبقات پایین هم ترویج می‌کند.
«هادی خانیکی» معتقد است مساله‌ای که می‌تواند مشکل امروز ایران را حل کند و برای فردای کشور آورده داشته باشد، «گفت‌وگو»ست که کار دشواری است. به گفته او، در شرایط جنگ این امکان ایجاد شد اما از این ظرفیت به خوبی استفاده نشد و با عوامل تشدیدکننده، این اتفاقات ناگوار رخ داد که مهمترین ویژگی خطرزای آن تمایل به خشونت، دور شدن زمینه اعتماد و گفت‌وگو و قطبی‌شدن افکار عمومی  است.

ارسال دیدگاه شما

عنوان صفحه‌ها
30 شماره آخر
بالای صفحه