آرامش اجتماعی
معصومه غلامی- جامعه همانند یک کشتی بزرگ است که ساکنان خود را از دریای زمان عبور می دهد و به جزیره آیندگان می رساند. ساکنان این کشتی گاهی چنان آرام و راحت بر روی عرشه آن خوش می گذرانند که گویی آب در دل هیچ کدامشان تکان نمی خورد. اما در مقابل جوامعی هم هستند که چنان پرتلاطم و ناامن و مصیبت زده اند که زندگی در آن بیشتر به یک ریاضت شبیه است.
بنابراین اگر قرار باشد زندگی آرام و متعادلی را تجربه کنیم باید جامعه ای سرشار از آرامش داشته باشیم و از قدم زدن بر روی عرشه آن لذت ببریم.
اسلام, در حوزه روابط اجتماعی آموزه های کارا و پراهمیتی دارد که اگر جامعه ای بتواند به سوی عملیاتی شدن آنها پیش رود, گوی سبقت را از جوامع دیگر خواهد ربود و به سوی مدینه فاضله نزدیک و نزدیک تر خواهد شد.
یکی از این دستورات اجتماعی, مدارا و تحمل نابخردان جامعه است که می تواند آرامش جامعه را تضمین کند. اگر قرار باشد که با اندک اصطکاکی میان افراد جامعه, آتش درگیری و اختلاف, روشن شود و گُر بگیرد, زندگی در چنین اجتماعی غیر ممکن خواهد بود. همه ما با چشمان خود دیده ایم که آتش, قوه تشخیص ندارد و خشک و تر را با هم می سوزاند. آتش اختلافات هم اگر روشن شد به هیچ بنی بشری رحم نخواهد کرد و ریشه های مهر و محبت را در جامعه خشک خواهد نمود.
دستیابی به آرامش نه به معنای سکون و ایستایی، بلکه به معنای نوعی تعادل درونی و بیرونی است که انسان را برای زیستن سالم، اخلاقی و رشد دهنده توانمند میسازد.
روانشناسی رشد نشان میدهد که هیچ تحول سالمی چه در سطح فردی و چه در سطح جمعی در بستر تنش، ناامنی و بیثباتی رخ نمیدهد، بلکه نوزاد برای رشد روانی و عاطفی نیازمند "دلبستگی ایمن" است؛ دلبستگیای که تنها در محیطی آرام، پیشبینیپذیر و قابل اعتماد شکل میگیرد.
این الگو به وضوح در سطح اجتماعی نیز قابل تعمیم است و جامعهای که از آرامش محروم باشد، نمیتواند بستر رشد خلاقیت، مسئولیتپذیری، اخلاق یا حتی سلامت روانی و جسمی شهروندان خود باشد.
تجربهی تاریخی جوامع گواهی است بر این مدعا که مردمانی که در سایهی آرامش اجتماعی زیستهاند، فرصت اندیشیدن، آموختن، خلق کردن و شکوفایی را به دست آوردهاند و در مقابل جوامعی که گرفتار بیثباتی، خشونت، تحقیر و بیعدالتی بودهاند، در چرخهای از آسیبهای روانی و بازتولید تنش گرفتار آمدهاند.
در شرایطی که یک دوره بحرانی را پشت سر گذاشتیم و از لحاظ روحی در فشار بوده ایم باید درآن شرایط فقط درست فکر کنیم و مشاهده گر باشیم تا آرامش را پیدا کنیم و این روند موجب جلوگیری از تنش رفتاری شده و خود کنترلی را در خود ایجاد می کنیم . از منظر روانشناسی اجتماعی، آرامش یک امر فردی صرف نیست بلکه نتیجهی یک نظام سالم است. نظامی که بتواند "اعتماد اجتماعی" را بسازد، تفاوتها را تحمل کند و شهروندان را در برابر تهدیدهای روانی و اجتماعی محافظت کند.
بیتردید در این فرآیند، مسئولیت اصلی بر دوش ساختارهای قدرت است. سکوت حاکمان در برابر اضطرابهای اجتماعی، ناامنی روانی، فقر عاطفی و بیعدالتی ساختاری، تنها یک کوتاهی سیاسی نیست؛ بلکه یک بی اخلاقی روانی و اجتماعی است.
معاون اجتماعی و فرهنگی پلیس راهور تهران بزرگ اعلام کرد؛
سهم ۱۰ درصدی موتورسیکلتها در آلودگی هوای تهران
معاون اجتماعی و فرهنگی پلیس راهور تهران بزرگ گفت: موتورسیکلت ها در آلودگی هوای تهران سهم ۱۰ درصدی دارند بنابراین باید فکر اساسی به حال این وسیله نقلیه بنزینی کرد.
سرهنگ فیروز کشیر با بیان اینکه بیش از ۴ میلیون و ۷۰۰ خودرو و بیش از ۴ میلیون و ۳۰۰ موتورسیکلت در شهر تهران پلاک شده و تردد دارند که هر کدام در آلودگی هوا نقش موثری دارند، افزود: از ابتدای امسال بیش از ۴۵ هزار وسیله نقلیه دودزا اعمال جریمه شده اند. همچنین بیش از ۶۸۱ هزار وسیله نقلیه به خاطر نداشتن معاینه فنی اعمال قانون شده اند.
وی اظهار کرد: علاوه بر این، بر اساس قانون از ابتدای امسال تاکنون بیش از ۴۱۳ هزار فقره اعمال جریمه برای طرح زوج و فرد از درب منزل ثبت شده است.
کشیر با اشاره به اینکه اگر وسیله نقلیهای معاینه فنی داشته باشد اما خودرو یا موتور دارای نقصی باشد، پلیس با آنها برخورد می کند، گفت: همکارانم در سطح شهر با دیدن وسایل نقلیه ای که هرگونه نقصی داشته باشند، حتی اگر گواهی معاینه فنی نیز داشته باشند با آنها برخورد کرده و در واقع گواهی را ابطال می کنند تا راننده به دنبال رفع نقص و دریافت مجدد گواهی معاینه فنی برود که در سال جاری بیش از ۵۳۰۰ ابطال معاینه فنی صورت گرفته است.
وی افزود: خودروهای نو بنزینی تا ۴ سال و خودروهای گازوئیل سوخت تا ۲ سال پس از تولید نیاز به گواهی معاینه فنی ندارند اما پس از آن مالکان باید نسبت به دریافت این گواهی اقدام کنند.
وی درباره آلایندگی این وسایل افزود: موتورسیکلت ها جثه کوچکی دارند اما بر خلاف تصورمان، بر اساس تحلیل ها ۱۰ درصد از آلودگی هوا متعلق به موتورسیکلت هاست و با توجه به این زنگ خطر ما باید درباره موتورسیکلت های بنزینی فکر اساسی کنیم.