روزنامه کائنات
1

صفحه اول

1404 شنبه 25 بهمن - شماره 5013

انسجام اجتماعی ما؟

 سارا غرضی- یکی از مولفه‌های کلیدی قدرت ملی ایران، انسجام اجتماعی و سرمایه اجتماعی است که در دی‌ماه اخیر و در مواجهه با تروریسم عریان اسرائیل و آمریکا به نمایش درآمد. تروریسم مذکور بخشی از یک پروژه بی‌ثبات‌سازی و جنگ شناختی بود که هدف آن، ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت و ایجاد بی‌ثباتی سیاسی داخلی به‌واسطه ترساندن و شوک‌آفرینی اجتماعی بود. اما برخلاف انتظار دشمنان، این پروژه با شکست مواجه شد. جامعه ایران توانست با درک ماهیت خارجی و سازمان‌یافته عملیات، میان نارضایتی‌های اجتماعی و تهدید خارجی تمایز قائل شود و این امر باعث شد تروریسم به‌جای تضعیف، عامل تقویت انسجام ملی شود.
دولت نیز با مدیریت حساب‌شده و حفظ آرامش عمومی، از افتادن در دام بحران‌سازی دشمن جلوگیری کرد و به‌جای واکنش‌های شتاب‌زده، مسیر عقلانی مقابله را پیش گرفت.
این هم‌افزایی میان جامعه و دولت، شکست سناریوی شبه‌کودتا و فروپاشی روانی را باعث شد؛ تجربه‌ای که بار دیگر نشان داد مولفه اجتماعی قدرت، مکمل جدی قدرت سخت نظامی و ابزار دیپلماسی است.
انسجام اجتماعی یک مفهموم اجتماعی است . که خواهان ساماندهی مشابهت ها و تمایز ها درجامعه است. پیش فرض آن اینست که انسانها خواسته ها و نیازهای مختلفی دارند در عین اینکه به ذایقه و نیاز آنها توجه میشود به تفاوت آن با دیگران نیز التفات می شود .انسجام اجتماعی بیش از آنکه دغدغه ای از بالا به پایین باشد یک دغدغه از پایین به بالاست ، به عبارت دیگر بیش از آنکه بر جمع کردن مشابهت ها بیندیشید به تعریف و بازخوانی تفاوت ها نظاره دارد.
در یک برداشت کلی انسجام اجتماعی شکلی از نظم اجتماعی برآمده از رفتارهای جمعی است که یک احساس تعلق اجتماعی نشات می‌گیرد. نوعی پیوستگی مثبت و ایجابی که خود را در هویت جمعی مشترک، تعلق خاطر گروهی و حرکت به سوی خیر عمومی نشان می‌دهد.
اما جزيی‌تر که نگاه کنیم؛ انسجام اجتماعی مفهومی  چندبعدی است که ابعاد و سطوح مختلف واقعیت اجتماعی را دربرمی‌گیرد. بخشی از مؤلفه‌های انسجام ریشه در متغیرهای فردی و روان‌شناختی دارند، این مؤلفه‌ها بیانگر بُعد ذهنی انسجام اجتماعی هستند که در حوزه‌ی نظام فرهنگی، ارزش‌ها، باورها و نگرش‌های افراد متجلی می‌شوند. اغلب این بعد ذهنی تحت عنوان یکپارچگی اجتماعی  و همگرایی ذهنی در جامعه قلمداد می‌شود؛ مقوله‌ای که در قالب نظام اخلاقی و جهان‌بینی مشترک نمود می‌یابد.
در مقابل، بخشی دیگر از مؤلفه‌های انسجام اجتماعی خاستگاه اجتماعی و ساختاری دارند و در نهادها و نظام‌های عینی جامعه بازتاب می‌یابند؛ مانند کارآمدی نظام بوروکراتیک، نهادهای اداری، عدالت توزیعی و فرصت‌های برابر اجتماعی. این نظم عینی را می‌توان تا حدی با مفهوم انتظام اجتماعی توضیح داد. مراد از انتظام اجتماعی نظمی است که از طریق کارکرد صحیح و بهینه نهادها و سازمان‌های اجتماعی به وجود می‌آید.
دغدغه انجام اجتماعی هویت است آن مهم نه هویت انتسابی و ذاتی بلکه هویت اکتسابی و فرهنگی کاری که با تعلیم و تربیت دراز مدت و به حسب رشته و پایگاه اجتماعی شکل گرفته و موقعیت شغلی و رفاه ی او را تشکیل داده است.انسجام اجتماعی تفاوتهای فرهنگی را در روابط انسانها در نظر میگیرد و در این که نگران اخلاق عمومی است ، دلنگران اخلاق حرفه ای است.
پارادایم انسجام اجتماعی مخاطب را اقناع کند نه ساکت و بیش از آنکه وابسته به رویه استدلال گرایی باشد سعی میکند با عمل کردن و عرضه کردن خود را نشان دهد. روابط انسان ها بر اساس نظمی مکانیکی بلکه بر اساس نظمی ارگانیکی است .و منظور از نظم مکانیکی این است که اختیار افراد تابعه ای از نظم عمومی است.از اختیار فردی بهرمند نیست. بجای تصمیم و اختیار او بر جمع تاثیر گذار باشد یعنی جمع است که بر او تاثیر میگذارد.
وحدت اجتماعی بیش از آنکه به اقناع  فکر کند به استدلال می اندیشد و بسیار به قوه ی زبان و کلام وابسته است و منظور از اقناع بجای استدلال این است که بود و نبود پذیرش و کم و کیف آن و شدت و ضعف غیر شعاع و عمق آن در نظر گرفته نمی شود.

ارسال دیدگاه شما

عنوان صفحه‌ها
30 شماره آخر
بالای صفحه