صفحه اول
نازنین بهادری- پرداختن به محرومیت و تلاش نظام مند برای کاهش و رفع آن در کشور نیازمند برنامه ای مدون در سطح ملی است. در این رابطه، مهم ترین سند برنامه ای بالادستی برنامه های پنج ساله توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران است که جهت دهنده به مسیر توسعه کشور و قانونی برای تخصیص منابع و امکانات در مناطق کشور و گروه های مختلف اجتماعی و مبنای عملکرد دستگاه های مدیریتی است. در بیانیه گام دوم انقلاب بود که مقام معظم رهبری از برقراری عدالت به عنوان هدف اولیه بعثت های الهی یاد کردند. ایشان به طور واضح و شفافی خواستار رفع محرومیت ها در جمهوری اسلامی شدند: «عدالت در صدر هدف های اولیه همه بعثت های الهی است و در جمهوری اسلامی نیز دارای هما شان و جایگاه است. صریحا میگویم آنچه تاکنون شده با آنچه باید می شده و بشود، دارای فاصلهای ژرف است. در جمهوری اسلامی، دل های مسئولان به طور دائم باید برای رفع محرومیت ها بتپد و از شکافهای عمیق طبقاتی به شدت بیمناک باشد.» رهبر انقلاب در بیانیه گام دوم که همان کلید ورود انقلاب اسلامی به دومین مرحله خودسازی، جامعه پردازی و تمدن سازی است پس از اشاره به سنگین شدن کفه عدالت در تقسیم امکانات عمومی کشور پس از انقلاب اسلامی، در دو فصل از هفت سرفصل توصیه به جوانان نسبت به آینده یعنی اقتصاد و عدالت اجتماعی توجه ویژهای به محرومیتزدایی دارند و آن را در سایه مدیریت های جهادی الهام گرفته از ایمان اسلامی و اعتقاد به اصل «ما می توانیم» میسر میدانند. رفع فقر، تبعیض در دریافت خدمات، توجه به مستضعفان و محرومیتزدایی را میتوان از مسائل اساسی در دکترین انقلاب اسلامی دانست. اهدافی که تا امروز گرچه همواره پیگیری شده، اما هنوز به زدودن کامل غبار محرومیت از چهره شمار قابلتوجهی از مناطق دورافتاده و کمتربرخوردار کشورمان منتهی نشده است. فقر و محرومیت امروز به موضوعی تبدیل شده است که مورد هدف دشمنان نظام اسلامی ما قرار گرفته و دشمنان دنبال گذاشتن مشکل در سفره معیشت مردم هستند. در بودجهگذاری باید کاری کرد که همه جای کشور دیده شوند و بودجهها اثربخش شود و هدر نرود .نوسانات ارزی و تورم و این دست معضلات واقعاً فشار روی مردم را بیشتر کرده است و شرایط بسیار سختی را بهویژه در طبقات پایینتر و زیرخط فقر شاهد هستیم؛ شمار زیادی از خانوادهها در معرض جدی آسیب و فقر قرار دارند و در چالههای زیادی گرفتار آمدهاند. پدیده فقر با محورهای فقر شدید و جدید ایجاد میشود؛ فشار مضاعف در بحران اقتصادی با فشارهای بیرونی مثل تحریمها و فشارهای درونی مثل ناکارآمدیهای مدیریتی بر قشر محروم و طبقات پایین بیشتر است. خانوادههایی که وضع مناسبی داشتند، این روزها به خاطر این معضلات دچار نوعی فقر شدهاند؛ زیرا هزینههای زندگی افزایش پیدا کرده است.در شرایط عادی میتوانیم اقدامات لازم را بهخوبی انجام دهیم؛ اما شرایط اقتصادی الآن به اقدامات توانمندسازی و مشاغل ما ضربات سنگینی در حوزه تولید و اشتغال وارد کرده است. محرومیت زدایی به معنای واقعی آن که حداقل مشکل مسکن و اشتغال و آموزش و بهداشت بخشها و مناطق مختلف و متعدد کشورمان را مرتفع نماید تا به امروز اتفاق نیفتاده و به جز سالهای اولیه انقلاب که عزم و اراده ملی و تلاش نهادهای انقلابی برای ساخت مسکن محرومان و واگذاری زمین به کشاورزان و تا حدودی حمایت های مالی و تدارکاتی از عشایر انجام گردید در عمل کار دیگری در زمینه محرومیت زدایی بی مزد و بی منت انجام نگرفته است. دولت ها اگر به اسم محرومیت زدایی اقداماتی کرده و حتی اب و برق و گاز و مخابراتی را که به روستاها برده اند با هدف درآمد زدایی و دریافت هزینه از جیب مردم ساکن در این مناطق بوده و تحصیل را رایگان نکردند تا فرزندان روستایی و عشایری و مناطق دور دست و مرز نشینها به دلیل نداری و گرفتاری از تحصیل باز نمانند و امروز این همه ترک تحصیل و بازمانده از تحصیل نداشته باشیم.