روزنامه کائنات
5

گزارش

1404 سه‌شنبه 7 بهمن - شماره 5003
تیتر خبرها

کائنات عواقب افزایش حضور تجهیزات نظامی ایالات متحده در منطقه را بررسی می کند

خط قرمزهای ایران

   مرضیه وجدانی- همزمان با افزایش حضور تجهیزات نظامی ایالات متحده در منطقه، گمانه‌زنی‌ها درباره علت این حضور و پیامدهای آن رو به افزایش است. با این وجود، اظهارنظر اخیر «هاکان فیدان»، وزیر امور خارجه ترکیه در مورد ایران و ادعایی درباره احتمال حمله اسرائیل به ایران به موج گمانه‌هایی جدید درباره رویکرد اسرائیل در قبال ایران دامن زده است.
غیرفعال شدن برخی پروازها از سمت تعدادی از کشورهای اروپایی به مقاصدی از جمله اسرائیل، امارات و عربستان از جمله اتفاقاتی بود که طی روزهای اخیر باعث شد برخی تحلیلگران احتمال حمله متقابل ایران و اسرائیل نسبت به یکدیگر را مطرح کنند. اکنون فارغ از احتمال درگیری نظامی بین ایران و ایالات متحده این پرسش نیز مطرح است که آیا اسرائیل و ایران پیش از درگیری احتمالی ایران و آمریکا با یکدیگر وارد مبارزه نظامی خواهند شد؟
دیروز سخنگوی وزارت خارجه با بیان این که «ما با یک جنگ ترکیبی مواجه بوده و هستیم» تاکید کرد: توانمندتر از هر زمانی به هرگونه تعرض به ایران پاسخی فراگیر و پشیمان کننده می‌دهیم. سخنگوی وزارت امور خارجه همچنین در پاسخ به سوالی در ارتباط با تحرکات نظامی اخیر آمریکا در منطقه و برگزاری رزمایش مشترک بین این کشور و برخی از اعضای شورای همکاری خلیج فارس گفت: واقعیت این است که ما با یک جنگ ترکیبی مواجه بوده و هستیم.
وی افزود: در ادامه تعرض نظامی آمریکا و اسرائیل در خردادماه گذشته به ایران، در این چند ماه اخیر ما هر روز با ادعا و تهدید جدیدی از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران مواجه بودیم.
سخنگوی وزارت خارجه ادامه داد: کشورهای منطقه به خوبی واقف هستند که هرگونه ناامنی در منطقه، فقط هدفش ایران نیست و ناامنی امری مسری است و به همین دلیل دغدغه مشترک بین کشورهای منطقه در مورد این تهدیدها وجود دارد.
سخنگوی وزارت خارجه تاکید کرد: ایران نسبت به توانمندی‌های خود اطمینان دارد و ما تجربیات گذشته از جمله تجربه جنگ ۱۲ را در ذهن داریم و توانمندتر از هر زمانی به هرگونه تعرض به ایران پاسخی فراگیر و پشیمان کننده می‌دهیم.
رزمایش در سایه تنش؛ پیام نظامی واشنگتن به تهران و منطقه
هم‌زمان با اوج‌گیری دوباره تنش‌های امنیتی در خاورمیانه، ارتش ایالات متحده از برگزاری یک رزمایش چندروزه در منطقه خبر داده است؛ رزمایشی که فراتر از یک تمرین معمولی، حامل پیام‌های روشن نظامی و سیاسی برای بازیگران منطقه‌ای، به‌ویژه ایران، تلقی می‌شود. اعلام رسمی این رزمایش از سوی نیروی هوایی تحت امر فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) و هم‌زمانی آن با تحرکات غیرمعمول لجستیکی، باعث شده تحلیلگران آن را در چارچوب نمایش آمادگی برای سناریو‌های اضطراری ارزیابی کنند.
به گزارش رویداد 24 در بیانیه سنتکام، بر «تقویت استقرار و پایداری قدرت آمریکا» و «آمادگی برای اجرای پاسخ انعطاف‌پذیر» تأکید شده؛ این همان عباراتی است که در ادبیات نظامی آمریکا معمولاً زمانی به کار می‌رود که احتمال بروز بحران یا درگیری مستقیم منتفی تلقی نمی‌شود.
این رزمایش وقتی معنادارتر می‌شود که بدانیم صرفاً محدود به نیرو‌های آمریکایی نبوده و حضور کشور‌های حاشیه خلیج فارس، به آن بُعدی منطقه‌ای می‌دهد.
جابه‌جایی هواپیماها؛ تمرین لجستیک جنگی؟
هم‌زمان با اعلام رزمایش، داده‌های پایگاه‌های ردیابی پرواز نشان می‌دهد طی روز‌های اخیر چندین فروند هواپیمای نظامی آمریکا از پایگاه‌های این کشور در آلمان به سمت خاورمیانه منتقل شده‌اند. حضور هواپیما‌های سوخت‌رسان KC-۱۳۵R در قطر و اعزام هواپیما‌های ترابری سنگین C-۱۷ به کویت، از نگاه تحلیلگران نظامی تصادفی نیست. سوخت‌رسان‌ها معمولاً در سناریو‌هایی نقش‌آفرین می‌شوند که پرواز‌های طولانی‌مدت جنگنده‌ها یا بمب‌افکن‌ها در دستور کار باشد؛ موضوعی که گمانه‌زنی‌ها درباره تمرین عملیات هوایی گسترده را تقویت کرده است.
افزون بر این، ناپدیدشدن یک فروند C-۱۷ از صفحه رادار‌ها در جنوب کویت، به گمانه‌ها درباره ماهیت مأموریت‌های پنهان‌تر لجستیکی دامن زده است. چنین تحرکاتی، از دید رسانه‌های منطقه‌ای، نشانه‌ای از تمرین استقرار سریع نیرو و تجهیزات در شرایط بحران تلقی می‌شود.
زمان‌بندی معنادار در یک منطقه ملتهب
زمان برگزاری این رزمایش، اما بیش از صرف انجام آن، معنادار است. خاورمیانه در هفته‌های اخیر شاهد تداوم ناامنی در دریای سرخ، افزایش تنش‌ها در خلیج فارس و تشدید جنگ روانی میان تهران و واشنگتن بوده است. در چنین فضایی، رزمایش مشترک آمریکا و کشور‌های شورای همکاری خلیج فارس، پیامی دوگانه مخابره می‌کند: از یک سو اطمینان‌بخشی به متحدان منطقه‌ای و از سوی دیگر، هشدار غیرمستقیم به ایران.
برخی رسانه‌های خارجی با اشاره به ماهیت «پاسخ انعطاف‌پذیر» رزمایش، آن را تمرینی برای سناریو‌های محدود، اما سریع ارزیابی کرده‌اند؛ سناریو‌هایی که می‌تواند از حملات نقطه‌ای تا واکنش به بسته‌شدن مسیر‌های راهبردی را دربر گیرد. در این تحلیل‌ها، نام ایران به‌عنوان بازیگری که در محاسبات امنیتی آمریکا نقش محوری دارد، به‌طور ضمنی یا صریح مطرح شده است.
«امنیت ۴» در قطر؛ رزمایش یا صف‌آرایی؟
در کنار رزمایش سنتکام، آغاز رزمایش مشترک «امنیت ۴» در قطر با مشارکت نیرو‌های امنیتی کشور‌های عضو شورای همکاری خلیج فارس، لایه دیگری به معادله افزوده است. تمرین بیش از ۷۰ سناریوی امنیتی در مدت ۱۱ روز، از دید ناظران، صرفاً یک مانور آموزشی نیست، بلکه تلاشی برای هماهنگ‌سازی عملیاتی در برابر تهدیدات مشترک تعریف می‌شود.
رسانه‌های عبری‌زبان، از جمله «یدیعوت آحارانوت»، با برجسته‌کردن مشارکت کشور‌های عربی در این رزمایش، آن را نشانه‌ای از هم‌گرایی امنیتی در برابر ایران دانسته‌اند؛ تحلیلی که اگرچه از منظر رسمی تأیید نشده، اما در فضای رسانه‌ای منطقه بازتاب گسترده‌ای یافته است.
نمایش قدرت یا مقدمه فشار؟
مجموع این تحرکات، از رزمایش هوایی سنتکام تا مانور امنیتی در قطر، تصویری از افزایش سطح آماده‌باش آمریکا و متحدانش در منطقه ترسیم می‌کند. با این حال، پرسش اصلی این است که آیا این رزمایش‌ها صرفاً در چارچوب بازدارندگی و نمایش قدرت تعریف می‌شوند، یا مقدمه‌ای برای اعمال فشار نظامی بیشتر است؟
آنچه مسلم است، واشنگتن تلاش دارد هم‌زمان دو پیام ارسال کند. از یک سو اطمینان به شرکای منطقه‌ای و از سوی دیگر پیام هشدار به تهران. در فضایی که احتمال درگیری مستقیم همچنان محل بحث است، این رزمایش بیش از آنکه یک تمرین عادی باشد، بخشی از جنگ پیام‌ها در خاورمیانه به شمار می‌آید.
تثبیت جایگاه دریایی ایران در هندسه جدید قدرت جهانی
فرمانده نیروی دریایی ارتش گفت: اهتزاز پرچم جمهوری اسلامی ایران در هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای آبی نه تنها امنیت خطوط مواصلاتی تجاری ما را تضمین می‌کند، بلکه جایگاه ایران را به عنوان یک قدرت دریایی در هندسه جدید قدرت جهانی تثبیت کرده است.
به گزارش روابط عمومی ارتش، امیر دریادار شهرام ایرانی فرمانده نیروی دریایی ارتش جهموری اسلامی ایران در جمع دانشجویان سی‌ و دومین دوره آموزش نظری معارف جنگ در دانشگاه افسری امام علی (ع) با اشاره به اهمیت و جایگاه نیروی دریایی ارتش، گفت: بحمدلله امروزه نیروی دریایی ارتش نسبت به 8 سال دفاع مقدس بسیار پیشرفته‌تر و با اقتدار‌تر در آب‌های بین‌المللی و مرز‌های دریایی کشور حاضر است.
وی انتقال تجربه فرماندهان و رزمندگان دفاع مقدس به سربازان و دانشجویان را امری مهم و حیاتی تلقی کرد و گفت: باید در راستای حفظ اقتدار نظامی ایران در دنیا از درس‌های دوران دفاع مقدس به شکل درست بهره‌برداری کرد.
امیر دریادار ایرانی در ادامه با تأکید بر نقش کلیدی فناوری‌های بومی در ارتقای توان رزم، تصریح کرد: تکیه بر دانش متخصصان داخلی و جوانان نخبه، نیروی دریایی ارتش را به سطح بالایی از خودکفایی رسانده است. این پیشرفت‌ها بی‌شک ثمره روحیه خودباوری است که از دوران دفاع مقدس به ارث رسیده است.
فرمانده نیروی دریایی ارتش همچنین به حضور مستمر و مقتدرانه ارتش در آب‌های آزاد اشاره کرد و بیان داشت: اهتزاز پرچم جمهوری اسلامی ایران در هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای آبی، پیامی روشن از صلح و دوستی برای کشورهای همسو و هشداری جدی برای بدخواهان است. این حضور نه تنها امنیت خطوط مواصلاتی تجاری ما را تضمین می‌کند، بلکه جایگاه ایران را به عنوان یک قدرت دریایی در هندسه جدید قدرت جهانی تثبیت کرده است.
وی در بخش دیگری از سخنان خود، خطاب به دانشجویان، بیان داشت: شما افسران جوان، وارثان خون شهدایی هستید که با کمترین امکانات در برابر استکبار جهانی ایستادگی کردند. امروز مسئولیت شما سنگین‌تر است چرا که باید با تسلط بر علوم نوین نظامی و بهره‌گیری از تجربیات پیشکسوتان راهبردهای نبرد ترکیبی را در عرصه‌های مختلف عملیاتی پیاده‌سازی کنید.
امیر دریادار ایرانی با اشاره به اهمیت برگزاری دوره‌های معارف جنگ، این دوره‌ها را پُلی میان نسل‌ها دانست و تصریح کرد: شناخت دقیق عملیات‌های ماندگار دوران دفاع مقدس، تنها مطالعه تاریخ نیست، بلکه بازخوانی الگوهای مدیریتی و ایثار است. این تجربیات، سرمایه‌ای بی‌پایان برای مقابله با تهدیدات نوین و نوپدید در عرصه دریا و زمین است.
امیر دریادار ایرانی به اهمیت دیپلماسی دریایی و تعامل با کشورهای همسایه و دوست اشاره کرد و گفت: قدرت دریایی ایران صرفاً جنبه دفاعی نداشته، بلکه به عنوان لنگرگاه ثبات در منطقه عمل می‌کند.
فرمانده نیروی دریایی ارتش بر آمادگی کامل نیروهای مسلح برای حراست از کیان کشور تأکید و خاطرنشان کرد: پیوند میان معنویت، دانش و قدرت نظامی، رمز پیروزی و ماندگاری نظام جمهوری اسلامی ایران است. امیدواریم که خروجی این دوره‌های آموزشی، رویش افسرانی شجاع و متفکر باشد که در مسیر اعتلای نام ایران اسلامی از هیچ کوششی دریغ نکنند.
ایران حمله پیشدستانه انجام نخواهد داد
عبدالرضا فرجی راد دیپلمات پیشین ایران در نروژ و استاد ژئوپلیتیک به فرارو گفت: «اسرائیل و آمریکا یک بازی بزرگ راه انداخته‌اند و در این بازی با قطعیت نمی‌توان گفت کدام یک زودتر حمله می‌کند. آن چه که مشخص است، این است که ایران حمله پیشدستانه انجام نخواهد داد، چرا که اگر ایران چنین اقدامی انجام دهد، فارغ از تبعات منطقه متعددی که چنین حمله‌ای خواهد داشت، حمله گسترده متقابلی از سوی اسرائیل و آمریکا رقم خواهد خورد. مسائلی که داخل کشور رخ می‌دهد نیز جای خود. بنابراین با توجه به شیوه رفتار سیاسی ایران در طول سال‌های اخیر، بعید می‌دانم که ایران بخواهد حمله‌ای علیه اسرائیل ترتیب دهد. ایران هیچوقت حمله کننده به هیچ کشوری نبوده است.»
وی افزود: «اما این پرسش به جای خود باقی است که آمریکا به ایران حمله می‌کند یا اسرائیل؟ اگر این سوال را مطرح کنیم که اصلا حمله‌ای در کار است یا خیر؟ من اعتقاد دارم احتمال حمله وجود دارد. من جزو افرادی بودم که بعد از جنگ ۱۲ روزه تاکید می‌کردم بعید است اسرائیل و آمریکا حمله‌ای صورت دهند. درواقع احتمال حمله اسرائیل را نیز بسیار کم می‌دیدم. اما اکنون این احتمال را می‌دهم. نگاهی به حضور گسترده نیروهای نظامی ایالات متحده در منطقه، ناوهای هواپیمابر و به طور کلی هزینه‌های سنگینی که از سوی آمریکا در منطقه گسیل شده این احتمال تقویت شده است. همچنین انتشار این خبر که پروازهای زیادی به مقصد اسرائیل کنسل شده اند، می‌تواند یک نشانه مهم باشد. طبیعتا نمی‌توانیم احتمال هیچ حمله‌ای را رد کنیم.»
ممکن است آمریکا بخواهد ضربه بزند و سپس ایران را به میز مذاکره بکشاند
دیپلمات پیشین ایران در نروژ در ادامه گفت: «حقیقت این است که ترامپ تا حدودی مست و مغرور از اقدامات اخیر خود است. او اخیرا توفیقاتی در ونزوئلا به دست آورده و به عبارتی به نفت ونزوئلا دسترسی پیدا کرده که زمینه را برای افزایش درآمدهای آمریکا فراهم می‌کند. همچنین درباره گرینلند به یک موفقیت نسبی دست پیدا کرده است. درواقع صحبت‌های ترامپ با دبیرکل ناتو، گرچه به شکل قطعی به سرانجامی نرسیده است اما نسبتا موفقیت‌آمیز بوده و در نتیجه ترامپ درخصوص دغدغه‌ای که در مورد گرینلند داشت نیز به نتیجه مثبتی رسیده است.»
وی افزود: «به هر حال این دستاورد برای ترامپ دستاورد کمی نیست که هر پایگاهی در گرینلند بزند، بخشی از خاک آمریکا محسوب می‌شود. بنابراین با توجه به این دستاوردها و توفیقاتی که برای دستیابی به معادن کمیاب گرینلند کسب کرده است، به نظر می‌رسد حس می‌کند در هر حوزه‌ای موفق خواهد بود. مسئله صلح غزه نیز مزید بر علت شده است. ترامپ در تلاش است با آوردن این نیروهای گسترده در منطقه ایران را تحت فشار همه جانبه‌ای قرار دهد تا شروط را بپذیرد. اما یک احتمال دیگر این است که آمریکا می‌خواهد به ایران ضربه بزند و پس از ضربه، ایران را سر میز مذاکره بنشاند.»
اگر حمله‌ای رخ دهد، اسرائیل و آمریکا ترکیبی وارد عمل می‌شوند
این استاد ژئوپلیتیک در خصوص احتمال حمله اسرائیل به ایران نیز گفت: «این که اسرائیل بخواهد ابتدا حمله کند و سپس آمریکا بخواهد از اسرائیل حمایت کند، نیز چندان منطقی نمی‌بینم. اگر بنا بر حمله باشد، اسرائیل و آمریکا، ترکیبی حمله می‌کنند. در حملات پیشین نیز شاهد بودیم اقدامات مشترکی بین اسرائیل و آمریکا انجام می‌شد. در تحولات داخلی کشور ما نیز، ترامپ ادعاهایی را مطرح کرده بود. اکنون نیز در حرف‌های مقامات اسرائیل و آمریکا اشتراکات زیادی دیده می‌شود. بنابراین، چنین موضوعی دور از ذهن نیست که دوباره بخواهند در ایران آشوب به پا کنند. من نمی‌توانم بگویم این حمله مشترک قطعا انجام می‌شود اما تایید می‌کنم که احتمال حمله کاملا مشهود است. با توجه به شرایط موجود، مقامات کشور ما باید در آمادگی کامل قرار داشته باشند.»
اظهارات یک عضو شورای اطلاع‌رسانی دولت درباره «اطلاع‌رسانی آمریکا پیش از حمله احتمالی» و هم‌زمان، هشدار صریح تهران درباره تلقی هرگونه حمله به‌عنوان اقدام جنگی، بار دیگر فضای مبهم، اما پرتنش روابط ایران و آمریکا را به صدر اخبار بازگردانده است؛ فضایی که بیش از آنکه شفاف باشد، سرشار از پیام‌های غیرمستقیم، تکذیب‌های احتمالی و بازی با رسانه‌هاست.
وقتی «اطلاع قبلی» بوی بحران می‌دهد!
| ماشاءالله شمس‌الواعظین، عضو شورای اطلاع‌رسانی دولت، در گفت‌و‌گو با شبکه المیادین مدعی شده است که یالات متحده از طریق یک طرف ثالث، تهران را از احتمال حمله به برخی تأسیسات مطلع کرده و خواستار جمع‌آوری آنها شده است.
هم‌زمان، خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام ایرانی گزارش داد که هرگونه ح/مله به تأسیسات ایران، از سوی تهران به‌عنوان «اقدام جن/گی» تلقی خواهد شد و پاسخ ایران بر همین مبنا تنظیم می‌شود. تاکنون مقامات رسمی ایرانی و آمریکایی در این‌باره واکنشی نشان ندادند.
به گزارش رویداد ۲۴این مجموعه اظهارات و گزارش‌ها، هرچند هنوز در سطح «غیررسمی» و رسانه‌ای باقی مانده، اما به‌سرعت به یکی از حساس‌ترین خبر‌های سیاسی و امنیتی روز تبدیل شده است؛ چرا که از یک‌سو به احتمال بروز یک درگیری مستقیم اشاره دارد و از سوی دیگر، از وجود کانال‌های ارتباطی پنهان میان تهران و واشنگتن پرده برمی‌دارد.
پیام غیرمستقیم؛ دیپلماسی از مسیر واسطه‌ها
ادعای شمس‌الواعظین درباره اطلاع‌رسانی آمریکا از طریق «طرف ثالث» نکته‌ای کلیدی در این ماجراست. استفاده از واسطه‌ها در روابط ایران و آمریکا موضوع تازه‌ای نیست. در سال‌های گذشته، کشورهایی، چون عمان، قطر، سوئیس و حتی برخی بازیگران اروپایی بار‌ها نقش «پیام‌رسان» را میان دو طرف ایفا کرده‌اند. اگر این ادعا صحت داشته باشد، نشان می‌دهد که با وجود تنش‌های علنی، همچنان کانال‌هایی برای مدیریت بحران فعال است؛ کانال‌هایی که هدف اصلی‌شان جلوگیری از خروج اوضاع از کنترل است.
در ادبیات روابط بین‌الملل، اطلاع دادن پیشاپیش درباره حمله احتمالی، بیش از آنکه نشانه تمایل به جنگ باشد، می‌تواند تلاشی برای «کنترل تبعات» تلقی شود. چنین رفتاری معمولاً با این هدف انجام می‌شود که طرف مقابل غافلگیر نشود و واکنش آن، به سمت یک جنگ تمام‌عیار سوق پیدا نکند.
خط قرمز تهران؛ از هشدار تا بازدارندگی
در مقابل، گزارش رویترز به نقل از یک مقام ایرانی، حامل پیامی کاملاً روشن است: هرگونه حمله به تأسیسات ایران، «اقدام جنگی» محسوب خواهد شد. این موضع‌گیری، حتی اگر غیررسمی باشد، در چارچوب دکترین بازدارندگی ایران قابل تحلیل است. تهران در سال‌های اخیر بار‌ها تأکید کرده که تفاوتی میان حمله محدود و گسترده قائل نیست و پاسخ خود را بر اساس «ماهیت اقدام» تنظیم می‌کند، نه صرفاً ابعاد آن.
چنین پیامی بیش از آنکه برای افکار عمومی داخلی ارسال شده باشد، مخاطب خارجی دارد؛ به‌ویژه واشنگتن و متحدان منطقه‌ای‌اش. این هشدار می‌کوشد هزینه هرگونه اقدام نظامی را از پیش بالا ببرد و تصمیم‌گیران را وارد محاسبات پیچیده‌تری کند.
نکته قابل توجه، سکوت مقامات رسمی ایران و آمریکا در قبال این خبرهاست. این سکوت می‌تواند معانی متفاوتی داشته باشد: از بی‌اعتنایی به یک خبرسازی رسانه‌ای گرفته تا تلاش برای جلوگیری از تشدید تنش از طریق موضع‌گیری‌های شتاب‌زده. در بسیاری از موارد، تکذیب یا تأیید رسمی، خود به یک عامل تشدیدکننده بحران تبدیل می‌شود؛ به‌ویژه زمانی که فضا از قبل ملتهب است.
بازی رسانه‌ای یا نشانه بحران واقعی؟
برخی تحلیلگران معتقدند طرح چنین موضوعاتی در رسانه‌هایی مانند المیادین یا رویترز، می‌تواند بخشی از یک «بازی روانی» باشد؛ بازی‌ای که هدف آن سنجش واکنش طرف مقابل یا آماده‌سازی افکار عمومی برای سناریو‌های مختلف است. با این حال، تجربه سال‌های اخیر نشان داده که بسیاری از بحران‌های بزرگ، دقیقاً با همین خبر‌های غیررسمی و مبهم آغاز شده‌اند.
در مجموع، آنچه امروز بیش از همه به چشم می‌آید، نه خود ادعای حمله، بلکه فضای خاکستری و پرابهامی است که پیرامون آن شکل گرفته است. فضایی که در آن، پیام‌ها از مسیر سوم ردوبدل می‌شود، هشدار‌ها غیرمستقیم‌اند و سکوت رسمی، به‌اندازه هر اظهار نظری، معنا و پیام دارد. این وضعیت اگرچه لزوماً به معنای وقوع یک درگیری قریب‌الوقوع نیست، اما بی‌تردید نشانه‌ای از ورود روابط ایران و آمریکا به مرحله‌ای حساس و شکننده‌تر است.
ایران، ترامپ و ناو هواپیمابر؛ سناریوها چیست؟
شرایط میان ایران و آمریکا پیچیده است و مشخص نیست که آینده ارتباط دو کشور با جنگ همراه خواهد بود یا احیانا توافق. این در حالی است که ترامپ نیز سخنانی ضد و نقیض مطرح می‌کند که سخت است از میانِ سخنانش، نتیجه‌ای متقن به دست آورد.
 قاسم محبعلی، تحلیلگر مسائل سیاست خارجی، درباره این موضوع به «انتخاب» گفت: «واقعیت این است که باید جنگ را مفروض در نظر بگیریم. حالا اینکه می‌شود جلوی جنگ را گرفت یا نه، غیرقابل پیش‌بینی است. به دلیل قطع اینترنت هم اطلاع دقیق و درستی نسبت به اخبار وجود ندارد و نمی‌دانیم در میان تصمیم‌سازان آمریکا چه نوع نگاهی وجود دارد و نیز اسرائیل در این میان چه نقشی خواهد داشت. سخنان اخیر ترامپ خیلی تند بود اما اینکه برای تحقق سخنش می‌خواهد عملیات نظامی انجام دهد یا نه، دقیق مشخص نیست. تلقی قبلی این بود که عملیات نظامی آمریکا گسترده نخواهد بود. همه اینها نشان می‌دهد وضعیت به شدت پیچیده است و نمی‌شود به دقت گفت که چه خواهد شد».
 او ادامه داد: «در شرایط کنونی بعید است مذاکره‌ای در بگیرید مگر ایران با شروط ویتکاف موافقت کند؛ یعنی غنی‌سازی صفر درصد، محدود کردن برنامه موشکی، عدم حمایت از گروه‌های به تعبیر آمریکا نیابتی. راهبرد ترامپ صلح از طریق قدرت است. ممکن است ابزار جنگی‌ای که به خاورمیانه می‌آورد برای فشار آوردن به منظور رسیدن به معامله باشد یا آنکه در پی جنگ باشد. در گذشته می‌گفتند دیپلماسی قایق‌های توپدار و حالا باید بگوییم دیپلماسی ناوهای هواپیمابر. به این معنی که بخواهد در سایه تهدید نظامی مذاکره کند. احتمال بعدی هم این است که آمریکا خود را برای یک عملیات وسیع نظامی آماده می‌کند. ممکن است اعراب و اسرائیل گفته باشند که اگر جنگ محدود باشد ممکن است خسارت‌هایی به ما وارد شود و انتظار عملیات وسیع و بزرگ دارند».
 این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی همچنین درباره موضع کشورهای عربی و احتمال میانجی‌گری آنها نیز توضیح داد: «کشورهای عربی دوگانه بازی می‌کنند. آنها از تضعیف ایران استقبال می‌کنند و از سوی دیگر نمی‌خواهند اگر جنگی شود به خودشان آسیب برسد. ممکن است علنا جنگ را محکوم کنند و بگویند باید اختلافات از طریق دیپلماسی حل شود اما در عمل طور دیگری رفتار می‌کنند. میان همان با قطر و امارات با عربستان هم تفاوت نظرهایی وجود دارد. اساسا در منطقه چند سیاست موازی در جریان است. امارات، بحرین و آذربایجان با سیاست اسرائیل همراه‌اند و ترکیه، مصر و عربستان با آمریکا همراهی می‌کنند. اسرائیل دنبال تجزیه کشورهای منطقه و کوچک‌سازی آنها و خواهان آشوب در کشورهاست اما آمریکا از تجزیه کشورها استقبال نمی‌کند و می‌خواهد حکومتی جهانی داشته باشد و همه کشورها تحت امرش کار کنند. حالا مشخص نیست کدام یک از این سیاست‌ها پیش خواهد رفت».
 محبعلی در پایان گفت: «اسرائیل احساس نمی‌کند در حال حاضر ایران تهدیدی فوری است. این رژیم می‌خواهد در ایران دریای خون راه بیفتد و ایران تا حد امکان کشوری آشوب‌زده شود اما آمریکا دنبال حل‌کردن سریع مسئله است که قدری در این موضوع میان اسرائیل و آمریکا اختلاف نظر وجود دارد».
پیش‌بینی نفت بالای ۱۰۰ دلاری
یک کارشناس حوزه انرژی گفت: اگر آتش جنگ به خلیج فارس توسعه پیدا کند بهای نفت خام صد در صد از ۱۰۰ دلار بالاتر می‌رود.
محمود خاقانی در گفت‌وگو با ایلنا، درباره احتمال بسته شدن تنگه هرمز و تاثیر آن بر بازار نفت اظهار داشت: طبق پیش بینی‌ها و برآوردهایی که زمان جنگ ۱۲ روزه نیز صورت گرفته بود اگر آتش جنگ به خلیج فارس توسعه پیدا کند بهای نفت خام صد در صد از ۱۰۰ دلار بالاتر می رود.
وی با اشاره به اثرات سنگین بسته شدن تنگه هرمز بر امنیت اقتصاد انرژی افزود: اکنون که آمریکا ناوگان جنگی خود را رهسپار خلیج فارس کرده موجب شده خطرات پیش بینی یک برخورد نظامی در منطقه بالا برود و نرخ بیمه و کرایه ها افزایش پیدا کرده است. البته باید ببینیم که امریکا تا چه حد در تهدید خود جدی است و این امکان را دارد که آن را عملیاتی کند.
این کارشناس حوزه انرژی با بیان اینکه ترامپ در داخل کشور خود با بحران های زیادی مواجه است و در نتیجه به دنبال انحراف افکار عمومی و کشاندن بحران به خارج از مرزهای خود است، تصریح کرد: امریکا برای بحران سازی در خارج از مرزهای ایالات متحده در حوزه گرینلند چالش ایجاد کرد.
وی با بیان اینکه مردم ایران اشتباه مردم سوریه و ونزوئلا را تکرار نخواهند کرد، گفت: قطعا در صورت حمله نظامی امریکا به ایران این آتش فقط در محدوده مرزهای ایران باقی نمی ماند، اگر نفت از مخازن ایران به سطح خلیج فارس نشت کند نه تنها تنگه هرمز بسته می شود، سواحل دیگر کشورها نیز از جمله امارات و قطر و .... نیز دچار چالش خواهند شد.
خاقانی با اشاره به ادعای ترامپ مبنی بر اینکه با تسلط بر نفت ونزوئلا امنیت انرژی کشور خود را تضمین کرده است، گفت: در صورت هرگونه حمله نظامی و ایجاد ناامنی در منطقه کشور چین متضرر خواهد شد و این برای ایالات متحده امریکا خوشایند است.
وی با بیان اینکه حمله نظامی و ایجاد ناامنی در خلیج فارس بازارهای جهانی را بی‌ ثبات می‌کند، گفت: حمله به ایران تنها یک کشور را هدف قرار نخواهد داد؛ بلکه باعث بروز بی‌ ثباتی سیاسی، بحران‌ های اقتصادی، افزایش قیمت نفت، اختلال در مسیرهای تجاری خواهد شد.
این کارشناس حوزه انرژی با بیان اینکه ایران در مسیر یکی از مهم‌ ترین کریدورهای انرژی جهان قرار دارد و  هرگونه اختلال در جریان‌های نفت و گاز باعث افزایش شدید قیمت‌ ها خواهد شد، تاکید کرد: هرگونه انسداد یا حتی تهدید به اختلال در آبراه راهبردی تنگه هرمز روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از آن عبور می‌ کند، می‌‌تواند قیمت‌‌ها را به صورت لحظه‌‌ای جابه‌جا کند.

 هدف رژیم صهیونیستی از ترغیب ترامپ به حمله، تجزیه ایران است
 سفیر پیشین ایران در انگلیس گفت: تحولات پس از جنگ اوکراین، اروپا را در موقعیت تقابلی با ایران قرار داد و حالا آن‌ها در حال دامن زدن به این گزاره هستند که ایران در مقابل مردم خودش ایستاده است و موقعیت را برای خود مغتنم شمردند تا از ایران انتقام بگیرند. البته در این شرایط باید دیپلماسی تهران نیز مورد ارزیابی قرار بگیرد که چرا نتوانسته اقدامی در راستای جلوگیری از شکل گیری این شرایط انجام دهد.
، روابط ایران و اروپا در ماه‌های اخیر وارد مرحله‌ای مبهم و پرتنش شده است؛ مرحله‌ای که در آن، لحن دیپلماتیک جای خود را به اظهارات صریح و بعضاً خصمانه برخی رهبران اروپایی داده و مواضع رسمی آنان درباره تحولات داخلی ایران، فراتر از چارچوب‌های متعارف روابط بین‌الملل تفسیر می‌شود. همزمان، نشانه‌هایی از همسویی فزاینده اروپا با رویکردهای فشارمحور آمریکا، پرسش‌های جدی درباره جایگاه واقعی اروپا در معادلات دیپلماسی با تهران ایجاد کرده است. در چنین فضایی، گمانه‌زنی‌ها درباره نقش‌آفرینی پایتخت‌های اروپایی در ترغیب واشنگتن به تشدید فشارها علیه ایران، حتی در سطح گزینه‌های پرهزینه، پررنگ‌تر شده است. درباره اهداف و پیامدهای سیاست‌های اخیر اروپا در قبال ایران با سیدجلال ساداتیان، سفیر پیشین ایران در انگلیس گفت‌وگو کردیم:
در پی مواضع اخیر مقام‌های اروپایی درباره ناآرامی‌های داخلی ایران، از جمله اظهارات صدراعظم آلمان و مقامات اتحادیه اروپا، آیا می‌توان گفت اروپا عملاً از مسیر دیپلماسی خارج و وارد فاز تقابل سیاسی مستقیم با ایران شده است؟
این روزها شاهد شکل‌گیری خط تبلیغاتی در سطح بین‌المللی هستیم که مدعی ضعیف شدن ایران است و همزمان در کنگره ایالات متحده هم جریان‌سازی با همین محتوا به خصوص توسط لابی اسرائیل انجام شده‌است، همه این خط‌های تبلیغاتی بر این گزاره تاکید می‌کنند که ایران در ضعیف‌ترین موقعیت خود قرار دارد و این شرایط را به نارضایتی‌ها و اعتراض‌های داخلی اخیر و البته تحولات پیشین خاورمیانه از جمله آنچه پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ در غزه، لبنان و سوریه رخ داد، منتسب می‌کنند.
همچنین در همین چهارچوب مساله جنگ تحمیلی ۱۲ روزه نیز مطرح است که البته در آن جنگ، ایران به خوبی پاسخ تجاوز صورت گرفته را داد تا جایی که ایالات متحده درخواست آتش بس داد و برخی در ایران نیز این انتقاد را مطرح کردند که چرا تهران درخواست آتش بس را پذیرفت آنهم در شرایطی که اوضاع به نحوی بود که می‌توانستیم لطمات بیشتری به رژیم صهیونیستی بزنیم و بازدارندگی بیشتری برای تداوم توقف آتش، ایجاد کنیم.
هرچند این تحلیل هم وجود داشت که تداوم حملات ایران میتواند بهانه را برای ورود بیشتر آمریکا به جنگ مهیا کند و در نهایت ملاحظه‌های مختلف بر این تصمیم که آتش بس پذیرفته شود، متمرکز شد. بنابراین منظور از تحولات پس از اکتبر ۲۰۲۳، این مختصری بود که توضیح دادم.
در جدیدترین تحول رخ داده شاهد اعتراضات مردمی تحت فشار اقتصادی و معیشتی و برخی انتقادها بودیم که در روزهای نخست از سمت حاکمیت نیز به رسمیت شناخته شد و حتی مقرر شد تا با معترضان گفت‌وگو و مشکلات شنیده شود. با این حال جریان اعتراض‌ها به خشونت کشیده شد و ارزیابی حکومت این است که اعتراض‌های مسالمت‌آمیز اولیه با هدایت خارجی از مسیر خود خارج شد. همزمان نمی‌توان این نکته را ناگفته گذاشت که قطع سراسری اینترنت بین‌المللی نیز به ابهام‌ها افزود.
در نتیجه مجموع این شرایط، میدان برای تبلیغ‌های خارجی و فعالیت نهادهای ضدایرانی باز شد تا روایت ضعف ایران را مطرح و برجسته کنند. در نتیجه غرب به این سمت حرکت کرد تا مداخلات خود را با پوشش و ابزار حقوق بشر توجیه کند. در این فضا شاهد هم‌داستانی اروپا با ایالات متحده بودیم. این در شرایطی است که اروپا در موضوع‌های دوجانبه خود در بدترین شرایط با آمریکای ترامپ به سر می‌برد که ناشی از ادعاهای کاخ سفید نسبت به گرینلند و مساله اوکراین و تعرفه‌های تجاری است که اختلافات جدی را میان اروپا و آمریکا به وجود آورده است.
متاسفانه در فضا چند سال اخیر، ایران نتوانست اختلاف‌ها با اروپا را که در نتیجه جنگ اوکراین شکل گرفته بود، ترمیم کند و اروپا، ایران را به عنوان دشمن مستقیم خود تلقی کرد که در کنار روسیه علیه امنیت این قاره قرار گرفته و در نتیجه هم اسنپ‌بک فعال شد و هم شاهد رویکرد خصمانه رهبران اروپا در این مقطع زمانی هستیم. کشورهای اروپایی به این نتیجه رسیده‌اند که مجموع شرایط پیرامون ایران، بهترین موقعیت تقابلی را برای آنها ایجاد کرده لذا آن‌ها در حال دامن زدن به این ادعا هستند که ایران در مقابل مردم خودش ایستاده است. البته در این شرایط باید دیپلماسی تهران نیز مورد ارزیابی و آسیب‌شناسی قرار بگیرد که چرا نتوانسته اقدامی در راستای جلوگیری از شکل گیری این شرایط در رابطه با اروپا انجام دهد.
گزارش‌هایی درباره تلاش برخی دولت‌های اروپایی برای ترغیب دونالد ترامپ به اتخاذ گزینه‌های سخت‌تر علیه ایران، حتی در سطح اقدام نظامی، منتشر شده است؛ اروپا از پیگیری چنین مسیری چه منافع راهبردی مشخصی را دنبال می‌کند؟
من معتقدم ترغیب ایالات متحده به جنگ با ایران توسط لابی صهیونیستی صورت می‌گیرد که خواهان تجزیه ایران است تا کشوری که مقاومت جدی در برابر توسعه طلبی‌های به ناحق اسرائیل دارد را بشکند. آنها همزمان فکر می‌کنند مقاومت منطقه نیز به مرور زمان و با پشتوانه ایران خود را بازسازی و ترمیم خواهد کرد. می‌توان گفت که هدف از این فشارها، ورود نظامی آمریکا به منطقه خاورمیانه است. تلقی و ارزیابی من این است که اروپایی‌ها خیلی به دنبال این نیستند که آمریکای یکجانبه‌گرا حاکمیت خاورمیانه را به دست بگیرد و کشورهایی مانند فرانسه و انگلیس همچنان خود را در منطقه ما ذی‌حق می‌دانند و به این منطقه تعلق خاطر دارند. بنابراین برخی اظهارنظرهای شخصی را نباید موضع کلی اروپا تلقی کنیم و همزمان فراموش نکنیم که اروپا در موضوعات سیاست خارجی اتفاق نظر ندارد. این در حالی است که عملکرد ما موجب شده آن ها در ضدیت با ایران با یکدیگر اتفاق نظر پیدا کنند.

ارسال دیدگاه شما

عنوان صفحه‌ها
30 شماره آخر
بالای صفحه